یادداشت‌های آقا معلم
تجربه زیسته كلاس ریاضی و معاونت آموزشی
                                                        
درباره وبلاگ

این وبلاگ محفلی است كه دل‌نوشته‌ها، برداشت‌ها و گزارش‌های كلاس درس و مدرسه‌ام را به منظور آگاهی همكاران، والدین و دانش‌آموزان عزیزم درج كرده و ضمن به اشتراك‌گذاری، آنها را به بوته نقد و نظر قرار می‌دهم. همچنین با درج تجارب زیسته كلاس، امكان بازنگری و تحلیل كار معلمی‌ام را مهیا كرده تا در نهایت زمینه رشد جمعی و بهره‌وری فرایند آموزش را به ارمغان آورد.
مدیر وبلاگ : محمد نیرو
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

امروز قرار بود بنده بعنوان پژوهشگر پایان نامه خود با موضوع یادگیری معکوس،  سرکلاس درس آمار توصیفی دانشجویان کارشناسی ارشد رشته تحقیقات آموزشی دانشگاه اسلامشهر که با حضور دکتر نیرو برگزار می شد، اولین جلسه تحقیق خود را آغاز کنم.

با وجود اینکه ساعت 6:45 دقیقه از خانه خارج شدم ولی حدود 8:10 دقیقه با کمی تاخیر جلوی درب دانشگاه بودم. قبل از ساعت 8 بود که استاد مثل همیشه که حامی و یاری دهنده دانشجویان خود هستند، با من تماس گرفتند که جلوی دانشگاه منتظر بنده هستند، اما از آنجایی که من در ترافیک مانده بودم از ایشان خواستم تا معطل نمانند. بعد از چند دقیقه دوباره تماس گرفتند که با نگبانی ورودی صحبت شده و من می توانم از قسمت اساتید و کارکنان وارد شوم. بعد از پارک ماشین که مشکلی هم از کمبود جا وجود نداشت خودم را به طبقه چهارم دانشکده علوم تربیتی رساندم .

همین که به کلاس رسیدم با چهره گشاده استاد و دانشجویان مواجه شدم، سلامی عرض کردم و استاد معارفه من و دانشجویان( یا بهتر بگویم دوستان، چون قرار است تا مدتی بنده را تحمل کنند) را انجام داند. نشستم تا با دقت آنچه را که می بینم و می شنوم یادداشت و ضبط کنم. دوربینم را روشن کردم و با کمک استاد در محل مناسبی از کلاس قرار دادم تا بتوانم تمام فعالیتهای کلاس را ضبط کنم.قبل از این کار ،استاد دانشجویان را از نیت و کار تحقیقی من آگاه کرده بودنند و می توان گفت کسب اجازه از کلاس کردیم.

برای شروع کلاس آمار که از ساعت 8 تا 11 ادامه داشت، با تقسیم بندی دانشجویان به گروه های چهار نفره و با حضور یک فرد که بر اساس پیشینه تحصیلی ورشته های مرتبط  با ریاضی به عنوان سرگروه برای هر یک از گروه ها آغاز شد. در ابتدا چون تمام دوستان نبودند ،یک گروه جهار نفره و دو گروه سه نفره داشتیم که بعد از پیوستن من به یکی از گروه ها و وارد شدن یکی دیگر از دانشجویان به کلاس تعداد گروه ها تکمیل شدند. قرار شد یک بازبینی یا ریویو از فصل گذشته( فصل سوم) داشته باشیم. به همین منظور تمام اعضای هر یک از گروه ها با تعامل و همکاری و مشارکت با یکدیگر مشغول  رفع اشکال  تمرین های درس آمار که قبلا می بایست در خانه ( چه غلط، چه درست )انجام شده باشد، شدند.

موضوع از این قرار است که استاد فیلم آموزشی که خودشان در خانه تهیه و ضبط نموده اند را  قبلا در اختیار دانشجویان قرار داده اند تا آنها در بیرون از کلاس ( خانه، محل کار، مدرسه...)آن را مشاهده و بعضی از تمرینهای لازمه را انجام دهند. سپس دانشجویان با فهم از موضوع مورد نظردر کلاس حاضر شده و در گروه های سه یا چهار نفره به بحث و گفتگو به منظور رفع ایراد و اشکال و یادگیری مشارکتی بپردازند.در این حین نیز استاد با رفت و آمد بین گروه ها مسائل و مشکلات آماری آنها و یا اشتباهات فردی ،که موجب گج فهمی شده بود را برطرف نمایند. بعد از تمام شدن زمان مشخص شده توسط استاد( حدودا 30 دقیقه )نمایندگانی از هر گروه  برای نوشتن جواب تمرین ها برروی تابلو  توسط استاد فراخوانده شدند.

استاد در گوشه تابلو نام گروه ها و اعضایشان را یاد داشت کرده بودند تا به آنها  پاداش گروهی در قالب مثبت های اعطایی (+)  به جواب درست آنها  بدهند به منظور ترغیب و وابستگی درون گروهی مثبت .

بعد از اتمام این مرحله قرار شد، فصل جدید ( فصل چهارم ) را که استاد هفته گذشته فیلم آموزشی که خودشان ساخته  و برای دانشجویان ارسال کرده  بودنند و آنها می بایست آن را دیده باشند بپردازیم.

از همان گروه ها هر یک از اعضا یکی از مطالبی که  توسط استاد برروی تابلو ، مربوط به آخرین فیلم آموزشی نوشته شده بود(فصل چهار) را انتخاب کردنند.( برای مثال یک نفر مبحث واریانس، یک نفر انحراف استاندار، یک نفر دامنه تغییرات. و....)  و به مدت  15 دقیقه فرصت داشتند تا  هر کس مطلب مربوط به خود را از کتاب  مطالعه کند. و سپس به مدت 20  دقیقه از گروه های خود جدا شده و با تشکیل یک گروه چهار نفره از اعضای گرو های دیگر، با موضوع واحد ،  گروه های تخصصی را تشکیل دهند و به تعبیر استاد متخصص از گروه خارج شوند. آنها سعی می کنند حول مطلب مشخص شده تمام اشکلات خود را با همکاری و مشارکت دیگر اعضا برطرف کرده و به یادگیری عمیق تر خود کمک کنند.

بعد از اتمام زمان مشخص شده، بازگشت اعضای متخصص هر مبحث به گروه های خود، کار نقل و انتقال مباحث آماری  به مدت 25 دقیقه شروع می شود. هر کدام از اعضا آنچه را که آموخته اند به ترتیب به دوستان هم گروهی خود بازگو می کنند.

من هم در این میان بین دو تا از گروه ها فعالیت داشتم . هر چند بسیاری از مطالب آمار را فراموش کرده بودم ولی با دیدن دوباره آنها و قرار گرفتن در این گروه ها یادآوری می شد.حتی استاد از من خواسته تا بعنوان یکی از اعضا در گرو ه ها فعالیت پویایی داشته باشم.

وقتی همکاری و مشارکت دوستان را می دیدم و از اینکه با کمک یکدیگر و حضور استاد مطالب و تمرینات به ظاهر سخت و گیج کننده آمار را یاد می گیرند، خیلی دلم می خواست ما هم این تجربه شیرین و کارآمد را داشتیم. حتی یکی از دانشجویان گفت: الان فهمیدم چی شد، تمام اشکالاتی که در خانه بعد از دیدن فیلم و در حال تمرین داشتم از بین رفت.

شاید بتوان گفت، وقتی فیلم آموزشی استاد را در خانه داری که  می توانی چندین مرتبه و هر زمان که خواستی ، آن را ببینی و یا حتی به عقب برگردانی ،بدون از دست دادن نکته ای و حل و تکرار تمرینها در کلاس با کمک همکلاسی ها و استاد، لذت بخش و مفید خواهد بود

هر از گاهی دوربینم را بر روی گروه ها می چرخاندم تا از نزدیک شاهد فعالیت فشرده و موثر آنها باشم.

تمام این سه ساعت در فعالیت و استفاده بهینه گذشت. استاد همچنان تمام ساعتها را ایستاده و بین گروه ها قدم میزند تا در صورت لزوم به آنها کمک و یاری رسانند.

برگردیم به گرو های پر جنب و جوش، هرجند گرد صندلی های به سختی تغییر پذیر نشسته بودنند ولی کاملا می شد این تکاپو را احساس کرد.حالا بعد از رد و بدل شدن اطلاعات اعضا به یکدیگر وقت آن رسیده که در این باب تمرینی آزمایشی که توسط استاد در کلاس بیان شده است، حل شده و بعد از اتمام زمان معلوم، توسط یکی از اعضا برروی تابلو نوشته شود.

استاد نیز تکالیف مربوط به خانه و تماشای فیلم ارسالی در هفته پیش رو را با خطی بسیار زیبا که نشان از تمرین خشنویسی ایشان می داد ، برروی تابلو نوشتند.

ساعت 11:05 است و در این زمان کلاس معکوس درس آمار به پایان رسیده و دانشجویان با رضایتی که می شد در چهر ه اشان دید کلاس را ترک می کنند. با اجرای کلاس معکوس دیگر این دلنگرانی که خدایا حالا چگونه تنهایی با مباحثی که نمی دانم یاد گرفته ام یا نه تمرین هایم را حل کنم ، آیا چلسه بعدی کلاس برای حل تمرین ها و رفع اشکال زمان لازم وجود دارد، آیا استاد فرصت بررسی تمام تمرین ها را دارند، وجود نداشت.





نوع مطلب : تجارب دانشگاهی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




پنجشنبه 18 آبان 1396 :: نویسنده : محمد نیرو

برای نخستین بار در تدریس درس آمار توصیفی در دانشگاه آزاد اسلامشهر، تصمیم گرفتم که از روش کلاس معکوس استفاده کنم. این درس، پیش نیاز دانشجویان ورودی جدید در مقطع ارشد رشته تحقیقات آموزشی است و چنین روشی را در به چند منظور انجام می دهم.

نخست آنکه بسیاری از دانشجویان دارای پیش دانسته های مختلف و توانمندی گوناگون هستند. در میان این دانشجویان، معلم باسابقه‌ای که دروس ریاضی پیش دانشگاهی را تدریس می‌کند وجود دارد و همچنین دانشجویانی که در مقطع لیسانس، رشته ریاضی یا رشته مهندسی خوانده‌اند تا دانشجویانی که حتی در مقطع دبیرستان نیز در رشته علوم انسانی بوده و در آغاز کار، هیچ علاقه و تسلط اولیه نسبت به مفاهیم ریاضی و از جمله آمار ندارند.

در این حال برای یک دانشجو لازم است نکته‌ای بارها تکرار شود و برای دانشجوی دیگر ممکن است این امر موجب ملالت و اتلاف وقت شود. چنین تجربه ای برای عموم دانشجویان در ارائه خانم مهندس تهمتن از دانشجویانم که لیسانس مهندسی مواد دارد و به تقاضای من و با هماهنگی قبلی، در جلسه چهارم کلاس به آموزش اکسل اقدام نمود نمایان شد.

علاوه بر این، دانشجویانی که در کلاس درس حاضرند نیز معلوم نیست که آیا آمادگی لازم برای دریافت مفاهیم را دارند یا خیر. به عنوان نمونه جلسه گذشته یکی از دانشجویان که از کرج به کلاس می آید دچار مشکلات گوارشی و جسمی شد که آثار آن در چهره اش نمایان گشت. دانشجویی دیگر ممکن است مشکل ذهنی یا روحی داشته باشد یا آمادگی مناسب این دو جنبه را نداشته باشد. مثلا برخی از دانشجویان که گاه نگران فرزندشان برای رسیدن به مدرسه در زمان حضورشان در کلاس هستند و یا مسائلی دیگر.

جدا از این امر، برخی دیگر از دانشجویان که مأخوذ به حیا یا خجالتی هستند و یا از قضاوت استاد و همکلاسی های خود نگرانند، معمولا به خود اجازه نمی دهند که از استاد سوال کنند و یا چنین اظهار کنند که موضوع تدریس را یاد نگرفته اند و تقاضای تکرار نمایند.

دانشجویان با در اختیار داشتن فیلم آموزشی استاد خود می‌توانند متناسب با نیاز و شرایطشان به تعداد مورد لزوم فیلم را بازبینی کنند و بدین ترتیب تا حدی به تفاوت های فردی و شخصی سازی آموزش توجه می شود.

از سوی دیگر هنگامی که امر انتقال مفاهیم توسط فیلم آموزشی به منزل دانشجویان موکول شود، هر کس در شرایط مناسب خود می‌تواند آن را مشاهده کند. همچنین دانشجویانی که معمولاً به دلیل امور شغلی گاه ممکن است غیبت کنند یا به دلیل دوری مسافت از دانشگاه با تاخیر حضور پیدا کنند از مفاهیم عقب نمی مانند و می‌توانند آن آموزه‌های اولیه را به دست بیاورند.

از اینها مهمتر اینکه وقت مغتنم و محدود حضور دانشجویان در کلاس درس در کنار یکدیگر و در محضر استاد می‌تواند به حل مسائل و رفع اشکال و مهمتر از آن تعامل که عامل اساسی و اصلی یادگیری بنابر برخی نظریه ها است پرداخته شود. تعاملی که در پی تجربه حل مسئله شکل می گیرد. دانشجویان تنها آن مفاهیمی از درس را به خوبی یاد می گیرند که از یک سو در قالب حل مسئله تجربه کنند و از سوی دیگر در تعامل با همتایان خود در مقام یاددهی و یا رفع اشکال اقدام نمایند. در این حال و در کنار راهنمایی‌های استاد در صورت لزوم به تعمیق بخشی و تسلط یابی آن مفهوم نائل می شوند.

این را نیز باید متذکر شوم که اغلب دانشجویان کلاس حاضر به دلیل آنکه در رشته علوم تربیتی و مشخصا تحقیقات آموزشی هستند و از آن جهت که صبغه و سابقه‌ی دروس ریاضی را در مقاطع قبلی نداشته‌اند، ترسی نهفته و بعضاً آشکار از این درس دارند به طوری که برخی از ایشان در نخستین جلسات بدان اذعان داشته اند. در این شرایط آنها می توانند با همیاری همدیگر و تجربه حل مسئله در کلاس درس و رفع اشکال آن، ضمن یادگیری، به خودباوری و اصلاح نگرش در این درس که پیش نیاز درس مهمتر آمار استنباطی است سوق پیدا کنند.

در این حال فرصتی هم برای استاد پیش می‌آید که برای تدریس دروسی که احتمالاً سابقه تدریس آن را نداشته است با یک بار تدریس غیرحضوری و پیش ارائه و تبدیل آن به فیلم آموزشی، مهارت ارائه و تسلط محتوایی خود را قبل از کلاس افزایش دهد. البته این امر نیازمند وقت‌گذاری، صبر و حوصله خاصی از سوی استاد است و همچنین توانایی تدوین فیلم و استفاده از نرم افزارهای مربوطه با استفاده از امکانات حداقلی از جمله یک لپ تاپ.

نمونه ای از فیلم آموزشی که مربوط به آموزش شاخصهای پراکندگی است در زیر آمده است. من در مورد فیلم های آموزشی در دبیرستان سعی می کنم که بیش از 15 دقیقه نشود و در صورت لزوم یک فیلم بلندتر را به چند فیلم کوتاه تقسیم می کنم. به نظرم رسید که در این مقطع نیازی به این کار نباشد و در مورد فیلم هایی که بیش از سی دقیقه است، هم دانشجویان ظرفیت همراهی بیشتر را دارند و هم خود می توانند مدیریت کنند و در قطعات گوناگون نگاه کنند. البته این یک تصور است و باید بررسی شود.


[http://www.aparat.com/v/2CaU3]

نکته ای دیگر این که ترم جاری برای دانشجویان و کلاس ما از 19 مهرماه آغاز شد و در هفته اول دیماه نیز به پایان می رسد. یکی از روزهای چهارشنبه هم که با تعطیلی میلاد پیامبر صلی الله علیه و آله مقارن شده و بنابراین حداکثر 11 جلسه کلاس خواهیم داشت. در این ظرف زمانی محدود، باید این کتاب هشت فصلی را با سختی های ذاتی اش برای این دانشجویان تدریس کنم. البته نه تدریسی که منوط به ارائه و انتقال مفاهیم باشد که متاسفانه به طور مرسوم چنین است؛ بلکه تدریسی که منجر به یادگیری دانشجویان و توفیق آنها در تسلط نسبت به مفاهیم و بالاخره تجربه موفق آزمون پایانی مربوطه شود. بنابراین در این شرایط، گویا امتزاج این محدودیت و آن آرمانخواهی، تنها با ملازمت کلاس معکوس ممکن خواهد شد.

دانشجویان وقتی فیلم را در منزل نگاه می کنند (و البته به آنها فرق مشاهده کردن و نگاه کردن را گفته ام؛ بدین معنی که مشاهده ای همراه با تامل و تمرین و تکرار) با حضور نسبتا آماده خود در کلاس، فرصت مغتنمی را خواهند یافت که در آن با تثبیت مطالب در قالب فعالیت های گروهی مانند جیگ ساو، به حل نخستین مسائل مربوطه در کلاس اقدام کنند و در صورت نیاز از همیاری استاد و همگروه های خود برخوردار شوند. سپس با انجام دیگر مسائل مربوطه به عنوان تکلیف در منزل، گام‌های تسلط در پی تجربه و تکرار را بردارند و با حضور خود جلسه بعدی کلاس و رفع اشکال گروهی و ارائه پاسخ هایشان و تایید یا اصلاح احتمالی آنها، یادگیری عمیقتر و ماندگارتری را به ارمغان خواهند برد. گفتنی است که تکلیف مربوط به هر فصل با نگاه کردن فیلم آموزشی فصل بعد برای ایشان به عنوان فعالیت های مابین هر دو جلسه کلاس درس مقارن می شود.

در اینجا باید تاکید کنم که اصل مهم در کلاس و یادگیری، تعامل است. من در سه جلسه نخست کلاس هرگز از فیلم استفاده نکردم و دو فصل اول کتاب را با همین شیوه تعاملی دنبال کردم و دانشجویان مفاهیم آن را نیز یاد گرفتند. البته باید خاطرنشان کنم که محتوای آنها بسیار ساده تر از مطالب فصول سه به بعد کتاب بوده است. در آنجا بیشتر، مفاهیم نخستین مطرح شد و نهایتا روش ترسیم چند نمودار. از بحث شاخص های مرکزی به بعد دانشجویان با فرمولها و مسئله های مهمتری مواجه شده و می شوند که ضرورت اجرای این رویکرد را بیشتر نمایان می سازد. در فیلم ذیل، قسمتی از فعالیت کلاس در جلسه گذشته که در قالب فعالیت های گروهی به روش جیگ ساو طراحی شده بود قابل مشاهده است. در اینجا، هم از فناوری آموزشی استفاده شده و هم بر اساس طرح درس از پیش تعیین شده، کار صورت پذیرفت.


[http://www.aparat.com/v/IcjLx]

با توجه به تجربه زیسته خود در مقاطع مختلف و به ویژه مقطع کارشناسی ارشد، اصلی ترین یادگیری های من در حیطه نگرشی رخ داد و عموما هم برخاسته از برنامه های درسی پنهان کلاس ها و استادان بوده است. از این روی من هم برای این دانشجویان جدیدالورود سعی کردم از این وجه، آنها را به دانشگاه و حضورشان در کلاس امیدوارتر کنم و لذا برخی از تجارب عمومی و رویکردهای آموزشی را سعی داشته ام تا در جلساتی که فشار کار درسی کمتر است به ایشان منتقل کنم. آنچنانکه برخی از دانشجویان که معلم هم هستند در جلسه دوم گفتند ما این تجربه کار گروهی را از کلاس شما در کلاس درسمان پیاده کردیم و اظهار خرسندی کردند.

با این وصف در این میان با یکی دو مساله مواجه شدم. نخست آنکه من در ساخت فیلم جدید همزمان با اتمام درس قبلی اقدام نمودم. برای همین زمان کافی برای ایجاد دسترسی به موقع دانشجویان به فیلم نداشتم. بنابراین آنها تنها دو سه روز قبل از کلاس امکان دست‌یابی به نخستین فیلم را یافتند. من بعد از ساخت اولین فیلم، آن را در آپارات (کانال آقامعلم) بارگذاری کردم و لینکش را در گروه تلگرامی دانشجویان قرار دادم. در اولین جلسه بعد از آن متوجه شدم که برخی نتوانستند از آن طریق به خوبی فیلم را نگاه کنند. بعضی می گفتند از جایی به بعد پخش فیلم قطع می شد. احتمالا برخی هم دسترسی به اینترنت سریع یا زمان مناسب برای این منظور نداشتند.

من در جلسه بعد (دو جلسه گذشته) علاوه بر ارسال لینک آپارات مربوطه، خود فایل اصلی را نیز در گروه آنها بارگذاری کردم. در این حالت آنها اعلام رضایت بیشتری کردند. ولی باز هم برخی از دانشجویان فیلم را نگاه نکرده بودند. برای جلسه بعد، من فیلم مربوطه را قبل از جلسه اخیر ساختم و به آنها اطلاع دادم که با خود فلش هم بیاورند که فیلم را در کلاس و یک هفته جلوتر دریافت کنند. تعداد قابل توجهی از آنها نیز چنین کردند و فیلم را در اختیار گرفتند؛ حتی فایل های اصلی فیلم های جلسه قبل را برای بازبینی. البته مبادی ارتباط و مجاری دریافت قبلی نیز در جای خود محفوظ ماند. بدین ترتیب ضمن تاکید بر تجربه جلسه اخیر مبنی بر اینکه نگاه کردن قبلی فیلم ها، با اثربخشی و بهره وری فعالیت های کلاسی ایشان و به تبع آن یادگیری بیشتر آنها رابطه مستقیم معناداری دارد؛ همچنین توجه ایشان به زحمت قابل توجه تولید هر محتوای آموزشی، انتظار خواهم داشت که از فیلم بهره بیشتر و شایسته‌تری ببرند.

در آخر باید خاطرنشان کنم که یک فرصت ارزشمندی در کلاس ایجاد شد و آن حضور دانشجویی باانگیزه و کوشا از دانشگاه خاتم به منظور انجام پژوهش پایان نامه خود در باب کلاس معکوس است. بدین ترتیب امید می رود تا ابعاد پنهان این جریان واکاوی شود و قوت ها و کاستی های این رویکرد و همچنین پیامدهای حاصله بهتر نمایان شود و به تکمیل یا اصلاح این جریان و تبدیل آن به عنوان الگوی بومی و جامعی از یادگیری معکوس در دانشگاه منجر شود ان شاءالله.

حسن ختام یادداشت حاضر را گزارشی تصویری از کلاس چهارشنبه گذشته که مربوط به جلسه پنجم این درس است قرار می دهم. گفتنی است که تصاویر حاضر نیز توسط سرکار خانم جنتی به عنوان مشاهده گر و پژوهشگر در کلاس تهیه شده است. ایشان البته از فرایند کلاس نیز فیلم برداری کرده اند که با تحلیل محتوای کیفی آنها در تکمیل یافته های خود از آن بهره مند خواهند شد.

در آغاز کلاس بعد از احوال‌پرسی، گروه بندی به صورت اختیاری انجام شد. بدین منظور ابتدا سه نفر از زبده ترین دانشجویان در این درس بر اساس پیشینه تحصیلی و رشته های مرتبط برگزیده شدند و از سایر دانشجویان خواستم که خود یکی از سه نفر مزبور را به عنوان سرگروه انتخاب کرده و با او همگروه شود. پیشتر من گروه های سه نفری تصادفی را با استفاده از اپلیکشین ClassDojo انجام می دادم و دقت می کردم که سه دانشجوی زبده ذکر شده در گروه ها تقسیم شده باشند.

پس از آن دانشجویان به سه گروه تقسیم شدند و طبق برنامه به رفع اشکال تکالیف مربوط به این جلسه بر اساس درس جلسه قبل که شاخص های مرکزی بود اقدام نمودند. آنها ضمن اشتراک‌گذاری راه حل‌هایشان، سعی در یکی کردن جواب های خود کردند. در تصویر فوق حضور سرکار خانم جنتی به عنوان ناظر و همچنین یاور در کنار اعضای یکی از گروه ها مشخص است.

پس از آن نماینده هایی را از هر یک از گروه های سه گانه فراخواندم و تخته کلاس را به سه قسمت تقسیم کرده و تقاضا نمودم که پاسخ سوال اول خود را بر روی آن بنویسند. از آنجا که من خود سوالات را پیشتر حل کرده بودم و به جواب‌ها اشراف داشتم، اظهار می کردم که کدام جواب درست است و اشکال احتمالی کدام جواب چه هست. این مرحله حلقه مفقوده جلسه گذشته بود. در آن جلسه دانشجویان در گروه ها جوابهای خود را یکی می کردند ولی دست آخر نمی دانستند که جواب مشترک نهایی ایشان درست است یا خیر؟

این کار برای تمامی سوالات که در کل چهار مورد بود تکرار شد. من با استفاده از پاداش گروهی که در قالب مثبت های اعطایی به جوابهای درست گروه ها بود سعی در تقویت یا ایجاد وابستگی درونی مثبت در گروه ها کردم. البته خیلی دوست می داشتم که در قالب یک کوییز انفرادی در پایان کلاس، هم مسئولیت پذیری فردی را نیز مورد توجه و تاکید قرار دهم و هم ایشان شرایط امتحان نهایی را تجربه کنند ولی زمان اجازه نمی داد. ناگفته نماند که من دانشجویان حاضر در کلاس و در این مقطع را خودانگیخته و مسئولیت‌پذیر قلمداد کرده و بنابراین نبود فرصت این امر را خللی آسیب زا تصور نمیکنم. در تصویر فوق بر روی تریبون جعبه شیرینی مشاهده می شود که بر روی آن دوربینی در حال فیلم برداری از کلاس درس است. آن شیرینی مربوط به قبولی سرکار خانم موسیوند در دانشگاه تهران و در مرحله تکمیل ظرفیت است که البته وی ترجیح داد همین دانشگاه را به خاطر شرایط کاریش و تعداد روزهای محدودتر برای حضورش در دانشگاه برگزیند. دوربین هم متعلق به خانم جنتی است که از فرایند کلاس می خواهد فیلم تهیه کند.

حضور دانشجوی گرانقدر و همکار و معلم باکسوت و ارجمند جناب آقای وکیلی که خود معلم ریاضی دبیرستان و پیش دانشگاهی است و هم سن و سال خود من نیز هست، فرصتی ارزشمند و مغتنم را در کلاس برای دانشجویان و من مهیا کرده است. من نیز او را به عنوانی بازو و دستیاری توانا تلقی می کنم و قدردان چنین موقعیتی در کلاس هستم. او هم تواضع و انگیزه ستودنی دارد.

خانم مهندس تهمتن از دانشجویان خوب دیگر کلاس، اعداد را انگلیسی می نویسند و من را به یاد دوران دانشجویی مهندسی خود می اندازد. در آنجا اکثر استادان و به تبع آن برخی از دانشجویان اعداد را انگلیسی می نویسند. شاید چنین نگارشی با فرهنگ آن رشته ها عجین است و شاید حس تشخص و هویتی را برای دانشجویان القا می کند. من با استفاده از نوشته های وی و برخی دیگر، توضیحات لازم را به دانشجویان می دادم. در ضمن به رغم آنکه می دانم لحن و آراستگی معلم تاثیر پنهان بر یادگیری فراگیر دارد و به نوعی احترام به مخاطب نیز تلقی می شود، لیکن از تاثیر معجزه آسای ایجاد ارتباط در کلاس ناآگاه نیستم و فکر می کنم که آنچه موجب تکلف و مخل ارتباط است بهتر است زایل شود. بنابراین به احترام دانشجویان و حتی دانش آموزانم در مدرسه و همچنین به دلیل شرافت محفل علم، خود را ملزم به پوشش با لباس رسمی کت و شلوار می دانم. لیکن از این روی که ایجاد ارتباط و برداشتن موانع آن اهم است، امروز در آغاز کلاس درس کتم را درآوردم و مانند دیگر آقایان در کلاس بدون کت کلاس را اداره کردم. باید دید آیا آن پوشش رسمی موثرتر است یا این پوشش معمولی. حتی من از دانش آموزانم جویا می شدم که بیشتر مایلند معلمشان را با محاسن بلند مشاهده کنند یا محاسن کوتاه. اگرچه این امور ممکن است کم اهمیت تلقی شود، اما حتی اگر تاثیر ناچیزی نیز داشته باشد، ارزش بررسی دارد.

به نظر می رسد اعطای مثبت و امتیاز برای برخی از دانشجویان واجد اهمیت است. به این نشانی که برخی سراغ ثبت مثبتهای تکالیفشان را می گرفتند. من ترغیب آنها و ایجاد هیجان مثبت و وابستگی درون گروهی ایشان را در چنین شرایطی قصد کردم. لیکن این سوال برایم مطرح است که آیا این پاداش بیرونی، پاداش و انگیزه درونی که مهمتر و معتبرتر است را تحت الشعاع قرار نمی دهد و موجب استحاله آن نمی گردد؟ آیا کارکردهای این ابزار که در مدرسه مورد استفاده قرار می دهم با دانشگاه و این مقطع همسو و همتاست؟ واضح است که رویکردهای شناختی چنین سیاقی را بر نمی تابد و این موارد ریشه در دیدگاه های رفتارگرایی دارد، ولی هنوز برای ما آثار مثبت برخی روش های مبتنی بر رفتارگرایی قابل انکار و کتمان نیست یا لااقل بدیلی برای آنها نیافتیم و تجربه نکردیم.

به هر روی بعد از رفع اشکال مسائل مربوط به تکالیف جلسه قبل، با استفاده از فعالیت جیگ ساو، مفاهیم درس شاخص های پراکندگی را سه قسمت کردم و هر کدام را به انتخاب خود دانشجویان به یکی از اعضای گروه سپردم. آنهایی هم که فیلم را ندیده بودند و در عمل بیشتر مصرف کننده بودند تا فعال و یاددهنده، در کنار یکی از اعضای سه گانه قرار می گرفتند. شاید اگر شرایطش مهیا بود، همزمان از این معدود دانشجویان تقاضا می کردم که در مکان مناسبی، فیلم را نگاه کنند. با این کار آنها هم از محتوای تدریس بهره مند می شدند و هم با عبرت از دست دادن این فرصت، قدر شرایط از دست رفته را بهتر در می یافتند.

بالاخره در آغاز حدود 15 دقیقه وقت دادم تا هر کس مطالب مربوط به خود را از کتاب مطالعه کند، سپس 20 دقیقه گروه های تخصصی شکل گرفت و اعضای نظیر گروه ها در کنار یکدیگر به مباحثه و تعمیق بخشی مطالب خود پرداختند. پس از آن دوباره گروه های اولیه تشکیل شد و در مدت حدود 25 دقیقه هر یک از اعضا، مفهوم خود را به دیگر اعضای گروه یاد داد.

پس از آن در زمان باقی مانده کلاس، سوالی را بر روی تخته نوشتم که مربوط به یک جدول فراوانی بود که بایستی واریانس آن به دو روش مختلف محاسبه می شد.  بر این اساس هر گروه تبدیل به دو زیرگروه خودساخته شدند و مقرر شد هر کدام به یکی از روش های استفاده از نمرات اصلی و استفاده از نمرات انحرافی، واریانس داده های این جدول توزیع فراوانی را به دست آورند. بعد از آن نتایج نهایی بر روی تخته نوشته شد و به جز یک زیرگروه همه به پاسخ درست رسیده بودند.

همزمان که آنها مشغول پاسخ دهی به سوال مربوطه بودند من هم سعی کردم با خط خوش تکلیف جلسه بعد را بر روی تخته کلاس بنویسم و تصویر آن را در گروه آنها قرار دادم تا غائبین نیز مطلع شوند.

در پایان هم دو نفر از سرگروه ها به پای تخته حاضر شدند و هر کدام به یکی از روش‌های خواسته شده پاسخ را بر روی تخته نوشتند و تنها زیرگروهی که اشتباه محاسبه کرده بود به اشکال خود پی برد.

کلاس تازه تمام شده بود که یکی از غائبین به نام آقای یحیی زاده تصویر خویش را از کنار حرم مطهر سید الشهدا علیه السلام برایم ارسال کرد و اظهار داشت که در این سفر پیاده روی اربعین به یاد ما بوده است. و چه پایان شیرینی از کلاسی که دانشجویانش آنقدر صمیمی و قدردان هستند که معلم خود را در بهترین جای کره زمین یاد می کنند.



نوع مطلب : تجارب دانشگاهی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





سومین جلسه کلاس آمار در دانشگاه آزاد اسلامشهر برگزار شد. در این جلسه ابتدا با دانشجویان احوال‌پرسی کردم. برخی نخست اشاره به مسئله های مرتبط با تکالیفشان کردند و این که برخی از افراد بزرگسال با فضاهای تکنولوژی و مجازی به راحتی نمی توانند ارتباط برقرار کنند. سپس تا آماده سازی دیتا پروژکتور نصب شود حدود ۱۰ دقیقه از آغاز زمان گذشت و ساعت حدود ۸ و ۱۰ دقیقه شد. پس از آن فیلمی از در رابطه با سخنرانی آقای بیل گیتس مربوط به بازخورد معلمان پخش کردم. این فیلم
۱۰ دقیقه ای به دلیل اینکه در جلسه گذشته در مسائل به میان آمده مطرح شده بود پخش شد.


این تجربیات می‌تواند موجب رشد حرفه‌ای دانشجویانی که اغلب معلم هستند شود. ضمن آنکه آشنایی با این سایت می‌تواند آنها را به محتوای ارزشمند و مورد نیاز از این طریق متصل کند. پس از آن دانشجویان دیگر رسیدند و به تعبیری اندک اندک جمع مستان به ما ملحق شدند. بعد از آشنایی دانشجویان با نرم افزار CLASSDOJO ده دقیقه به دانشجویان فرصت دادیم و از تایمر آن برای اختصاص زمان استفاده کردیم تا دانشجویان دو به دو کنار یکدیگر تکالیف جلسه گذشته خود را بررسی کنند و به تصحیح احتمالی اشکالات یکدیگر بپردازند.


برخی از آنها با این گفتگو و تعامل به اشکالات خود پی می‌بردند و مسائل جلسه گذشته را یاد می گرفتند. بعد از آن بود که تصویر صفحات کتاب را نمایش دادم و به بهانه حضور دانشجویان جدیدالورود به مباحث گذشته اشاره کردم و از روی تصاویر صفحات کتاب بر روی دیتا پروژکتور مرور کردیم. سپس تعدادی سوال چند گزینه‌ای را با استفاده از قابلیت انتخاب تصادفی نرم افزار
CLASSDOJO از بین پنج دانشجو پرسیدم. متاسفانه در دانشگاه امکان دسترسی به اینترنت وجود نداشت و حتی اسپیکر هم نداشتیم بنابراین خود اسپیکر آوردم و از اینترنت شخصی خودم استفاده کردم.




در ادامه، پاسخ تشریحی تکلیف جلسه گذشته را نمایش داده و روی آن توضیح دادم. به این ترتیب انتظار می رود که دانشجویان به مهارت حل این مسائل آشنا شده باشند. پس از آن با استفاده از برنامه که بر روی پرده کلاس هم قابل مشاهده بود به صورت انتخاب تصادفی گروه‌های سه نفره تشکیل دادم و از آنجایی که دو نفر دانشجو اضافه آمد بعضی از گروه ها را ۴ نفره برگزیدیم. در ادامه از آنها خواستم که هر یک اعضای گروه یکی از شماره‌های ۱ تا ۳ را برگزیند. البته آن دو گروه چهار نفر دو نفر شماره یک را انتخاب کردند. برخی از گروه ها شماره شان را به ترتیب لیست نمایش داده شده بر روی پرده انتخاب شده برگزیدند. سپس درس بعدی که مربوط به نمودارها بود را سه قسمت کردم. ابتدا ۵ دقیقه فرصت دادم درحالیکه تایمر روی پرده نمایش داده می‌شد تا هر یک از دانشجویان مطلب مربوط به خود را مطالعه کنند.

بعد از آن گروه های جدیدی تشکیل دادیم که اعضای آن شماره های نظیر در هر یک از گروه های اولیه بودند. به این ترتیب گروه های تخصصی شکل گرفت و هر گروه مفاهیم مربوط به نمودار خود را با گروه در میان گذاشته و به عمق بخشی مفاهیم نائل می‌شدند.



 این فرایند هم حدوداً ۵ دقیقه زمان به خودش اختصاص داد. سپس گروه ها را به جایگاه اولیه فرا خواندم و گروه های اولیه دوباره تشکیل شد و ۱۰ دقیقه زمان دادم تا افراد مربوط به هر یک از شماره ها، محتوای مربوط به خود را به دو عضو دیگر آموزش دهند.

بازهم تایمر نمایش داده می شد. در حقیقت فعالیت جیگ ساو را با آنها پیش بردم.



در ادامه باز دانشجویان به صورت تصادفی انتخاب می‌شدند و از ۳۰ سوال چهارگزینه‌ای که در کتاب‌های آنها نیز بود مورد پرسش قرار می گرفتند. نمی‌دانم این کار چقدر برای آنها جذاب بود؟ لیکن از برخی دانشجویان که مثبت کمتری داشتند سوال بیشتری می‌کردم. ولی فکر می‌کنم که برخی از آنها احساس می‌کردند که حق آنها رعایت نمی‌شود و مثلاً دانشجویانی که به دلایل غیبت یا موارد دیگر کمتر مثبت داشتند از آنها می خواستم که با
پاسخ به سوالی مثبت هایش افزایش پیدا کند. سایرین شاید احساس می کردند که حقوق ایشان رعایت نشده به نظر می رسد صرف نظر از هر ملاحظه دیگری باید به صورت قاعده روشن انتخاب صورت بگیرد.
به عنوان مثال انتخاب های نخستین به صورت تصادفی و در این حال خود من در لیست علامت بزنم. دانشجویانی که باقی می مانند در هر سری نخست از آنها سوال کنم بعد از این که اطمینان پیدا کردم که هر یک از آنها یک بار پاسخ داده‌اند آنگاه به سری دوم انتخاب تصادفی بپردازم که در آنجا هم باز احتمال دارد برخی نوبت به آنها نرسد و یا باید به شکل داوطلبانه این کار را انجام دهند.



این کار وقت قابل توجهی را به خودش اختصاص داد تا انتخاب و تغییر تصویر برد و پاسخ به سوال و همچنین ثبت مثبت. در این میان گاهی تلفن تماس می خورد و حین تماس اینترنت قطع می‌شد و برخی از مثبت ها ثبت نمی شد و دانشجویان اطلاع می دادند و گاه معترض بودند که مثبت آنها ثبت نشده و من ناگزیر می شدم به صحبت آنها اعتماد کنم و مثبت آن ها را ثبت کنم و به این ترتیب کلاس از حالت انضباط خودش قدری خارج شد.
البته در مجموع این کار را برای تجربه اندوزی آنها انجام دادم و هم چنین زمینه‌ای برای کسب تجارب جدید که در دانشگاه برای نخستین بار با آنها مواجه می شدند. برخی از دانشجویان به دلیل مشغله های کاری و عدم امکان حضور در تعدادی از کلاسها غیبت داشتند. از آنجا که هدف یادگیری است می توانند به صورت غیر حضوری آنها را پذیرا باشم و نمره آنها را محدود به نمره امتحان پایان ترم کنم. یا ۵ نمره را به تکالیف اختصاص بدهم که به صورت غیرحضوری آنها را بنویسند و برایم ارسال کنند و ۱۵ نمره را اختصاص به امتحان نهایی قرار دهم.
به هر صورت زمان بدون استراحت سپری شد و تا ده دقیقه به ساعت ۱۱ این کارها ادامه پیدا کرد و به قسمت آخر طرح درس که حل تشریحی مسئله های کتاب در پایین فصل ۲ به صورت تعاملی بود نرسیدیم. به نظر می‌رسد اگر آن تست‌های چند گزینه‌ای را در یک زمان اختصاص یافته به صورت دو به دو به خود ایشان واگذار کنم که یک به یک از همدیگر بپرسیدند و پاسخ‌هایشان را با انتهای کتاب تطبیق دهند هم در وقت صرفه‌جویی می‌شود و هم سوالات بررسی می‌شود و هم به حل مسئله که امری مهم بود در کلاس می‌رسیدیم که از این تجربه برای جلسه بعد انشالله استفاده خواهم کرد. فیلم زیر بخشی از فرایند کلاس امروز را نشان می دهد.

[http://www.aparat.com/v/4aUtT]

نکته آخر که باید بدان اشاره کنم این است که من از دانشجویان خواستم که فصل سوم را پیش مطالعه کنند تا با آمادگی در کلاس حضور پیدا کنند و یادگیری بهتری برای آنها میسر شود. با این وجود می دانم که اگر فیلم آموزشی از تدریس فصل سوم تهیه کنم و در اختیار آنها قرار دهم آنها بهتر مطالب را فرا خواهند گرفت و آماده‌تر در کلاس حضور پیدا خواهند کرد و فرصت بیشتری برای کسب تجربه حل مسئله و تعامل با استاد و هم کلاسی های خودشان پیدا خواهند کرد. به این ترتیب یادگیری آنها  عمیق تر خواهد شد. همان که هدف هر معلمی از تدریس است. گرچه تا کنون نه دیده ام و نه شنیده‌ام که استادی چنین کاری را کرده باشد و اساساً انگیزه‌ای یا فرصتی یا توانایی برای انجام آن داشته باشد. این امر همچنین می‌تواند سرچشمه یک پژوهشی باشد که به پایان نامه کارشناسی ارشد یکی از دانشجویان دانشگاه خاتم نیز پیوند خورد. بنابراین فیلمهای زیر را ساختم و از طریق گروه تلگرامی ایشان در اختیارشان قرار دادم.

[http://www.aparat.com/v/3y1Mn]

[http://www.aparat.com/v/kphs3]




نوع مطلب : تجارب دانشگاهی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




یکشنبه 30 مهر 1396 :: نویسنده : محمد نیرو

اگر از ما بپرسند که بزرگترین آرزوی شما برای فرزندانتان چیست؟  بی تردید خوشبختی و سعادت او و زندگی آیین محور و خداپرستانه او را مورد اشاره قرار خواهید داد. در دنیای پر هیاهوی امروز که موج های لذت جویی و ساحت های غفلت آور و گردابهای انحرافات فکری و شبهات همه را در معرض خطر قرار داده است، تنها راه نجات چنگ زدن به ریسمان الهی و دامان اهل بیت عصمت علیهم السلام است و این میسر نیست مگر با پیروی مجدانه و عالمانه از اندیشمندانی که با فهم صحیح و ژرف اندیشی، معارف ناب قرآن و عترت را به دست آوردند و توانسته اند در برابر پرسش ها، پاسخی در خور و در برابر شبهات سدی محکم و در برابر انحرافات صلاحی کارا بیابند و آن را در اختیار نسل جوان قرار دهند. استاد شهید مرتضی مطهری از اندیشمندانی است که در این عرصه حرکتی پاینده آغاز نمود و کماکان از فکر و قلم و سخن او می‌توان بهره های فراوان برد.



مدرسه صلحا افتخار دارد که با همکاری موسسه مطالعاتی بینش مطهر که نزدیک ۲۰ سال در حوزه آثار و افکار شهید مطهری تحقیق و تدریس و مباحثه برگزار کرده است، دوره مطالعاتی آثار استاد شهید را اجرا نماید. این دوره با حضور استاد ارجمند جناب آقای دکتر هاشمی گلپایگانی مدیر موسسه مطالعاتی بینش مطهر برگزار شده است.
این سلسله جلسات روزهای جمعه و طبق جدول زمانی برگزار می گردد و اولین جلسه آن در روز جمعه گذشته با حضور چشمگیر والدین برگزار شد.

[http://www.aparat.com/v/fLYjQ]











نوع مطلب : پراكنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




پنجشنبه ها روز ویژه‌ای برای سرگروه ها آقا معلم قرار داده در این روز کارگاه های مختلفی از جمله کارگاه حل تست برگزار می شود و بچه ها با شوق و ذوق سر کلاس کارگاه حل تست حاضر می‌شوند بعد از کارگاه هم کلاس درس شروع می شود و طبق روال همیشگی پنجشنبه ها محل رفع اشکال کارگروه‌ها و تسلط پیدا کردن به مباحث درس آن هفته است و اتفاقات جالبی در حین این رفع اشکال ها به ‌وجود می آید یکی از همین اتفاقات حل کردن معادله‌ای بود که بارسم نمودار آن صورت می‌گرفت اما  رسم آن با دست کار آسانی نبود و خیلی ها دچار خطا شدند در همین حین آقا معلم به یکی از بچه ها فرمودند که نمودار معادله را با نرم افزار جئوجبرا رسم کند دانش آموز مات و مبهوت مانده بود که چه کند دائم به آقا معلم می گفت من آقا!!!؟؟؟ من؟؟؟!! آقا معلم در کمال خونسردی این فرصت را  به او داد که خودش را پیدا کند و بتواند قطره ای دیگر از تجربیات آقا معلم را درک کند وقتی که این فرایند انجام شد همه دیدند که مسئله را اشتباه حل کردند!! و به معجزه ی نرم افزار جئوجبرا پی بردند.
نکته جالبی که این جلسه آقای معلم به آن پی برده بودند این بود که تک تک بچه ها در هر کارگروه اگر مسئولیتی داشته باشند با انگیزه بالاتری برای گروه کار میکند برای همین تصمیم گرفتند که علاوه بر مسئولیتی که سرگروه دارد به باقی افراد گروه نیز مسئولیتی را بسپارند این دو مسئول مسئول ثبت گزارشات و ارزیابی کیفی از روند گروه شدند و بنا شد که هر جلسه آقا معلم گزارشات و ارزیابی خود را ارائه دهند یک دلیل  برای این کار آقا معلم این بود که تعدیل بین گروه ها سریعتر انجام شود و بچه ها حس مسئولیت بیشتری در در قبال گروه احساس کنند.


یک خلاقیت زیبایی که آقا معلم در این جلسه از خود به ماندگار گذاشته‌اند این بود که در آخر جلسه تکالیف جلسه آینده را با خطی بسیار زیبا بر روی تخته نوشتند تا هم بر تخته سیاه کلاس نقش بسته شود هم این که در خاطر بچه ها نقش بسته شود.
البته او با عکس گرفتن از تخته همراه با دانش آموزان حاضر در کنار آن، تصویر آن را
در کلاس دوم نمایش داد تا مجبور به بازنویسی آن نشود. البته در روزی دیگر که کلاس ها به صورت ضربدری آغاز می شدند این کار را برای دیگر کلاس انجام داد.
نکته ای که مهم است احساس ناخوشایند برخی بود که تاسف می خوردند که چرا در عکس حاضر نیستند و لازم است به این موارد نیز توجه شود تا کسی احساس تبعیض نکند.








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




پنجشنبه 27 مهر 1396 :: نویسنده : محمد نیرو
صبح روزهای پنجشنبه از ساعت 6:45 و قبل از شروع رسمی مدرسه، کلاسی ویژه سرگروه ها در مدرسه تشکیل می دهم. در این کلاس‌ها که به نوعی ارج نهادن سرگروه ها و همچنین تشویق ایشان و انگیزه بخشی آنها را در پی دارد فعالیت‌های متنوعی صورت می‌گیرد. در دومین جلسه از این کلاس ها در سال جاری، سرگروه ها مانند جلسه گذشته از کتاب های کمک درسی متنوع در اختیارشان نکته های تکمیلی و اضافی پیدا کردند. برخلاف به نوبت قبلی که نکات و یافته هایشان را بر روی تخته کلاس می نوشتند این بار بر روی برگه های A3 با ماژیک هایی که در اختیارشان قرار داده شد درج می‌کردند. پس از آن با اسفاده از چسب‌های آدامسی جزوات دیواری را در راهروی کلاسها نصب کردند تا سایر دانش‌آموزان از یافته‌های آنها بهره‌مند شوند و همچنین محتواهای تولید شده آنها در معرض نمایش قرار گیرد و موجب تشویق های ایشان شود. سرگروه ها این کار را نیز به صورت گروهی در میان خودشان انجام دادند.




اما در این جلسه اخیر دانش آموزان کارگاه تست داشتند. کارگاهی که بر اساس محتوای کوییز پایان امروز آنها تنظیم شده بود و بنابراین آنها احساس نیاز عاجل بدان کردند.
این بار زمان محاسبه شده برای هر یک از تست ها برخلاف گذشته که توسط تصویر دایره‌ای که ب
ه صورت چرخشی در حال محو شدن بود و حواس پرتی و اضطراب را ایجاد می‌کرد توسط اعدادی که پس از ۳۰ ثانیه یا یک دقیقه تذکر به کاستن آنها می داد نمایش داده می شد.


در پایان زمان مقرر یا پیش از آن دانش‌آموزانی که به پاسخ رسیدند با استفاده از انگشتان خود گزینه مربوطه را نمایش می‌دادند. طبیعی بود که اختلاف نظر بین آنها صورت می گرفت و خیلی مشتاقانه منتظر بودند تا پاسخ درست را مشاهده کنند و به اشکالات احتمالی خود پی ببرند ناخواسته یک فضای رقابت و جوشش بین آنها پدیدار می‌شود که برای آنها جذاب بود. این کار در سایت دبیرستان انجام شد و تقریباً تمامی سرگروه ها به طور داوطلبانه در این کلاس حضور پیدا کردند.


به نظر میرسد که ایده های جذاب برای دانش آموزان بسیار لذت بخش و اثربخش است لیکن بهترین ایده ها در صورت تکرار ممکن است ملال‌آور شود و این امر از آثار آن بکاهد. معلمان خلاق و هنرمند، از بعد مثبت برای دانش آموزانشان قابل پیش بینی نیستند و هر لحظه برای آنها تدارک فعالیت های نوین و متنوع می بینند. این امر موجب می‌شود که دانش‌آموزان مشتاقانه و کنجکاوانه در کلاس معلم حاضر شوند.




نوع مطلب : کلاس حسابان1 سال تحصیلی 97-96، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




پنجشنبه 27 مهر 1396 :: نویسنده : محمد نیرو
یکی از مهمترین مسائل اجرایی کلاس معکوس، تضمین دیدن فیلم هایی است که معلم پیش از کلاس در اختیار دانش آموزان قرار می دهد. در دبیرستان صلحا یکی از سازوکارهای این امر را اجرای پیش کوییز قرار دادم. این کار در ابتدای اولین جلسه بعد از نگاه کردن فعال فیلم از سوی دانش آموزان انجام می شود. سوالات این پیش آزمون از محتوای فیلم استخراج می شود و بعد از برگزاری، جوابها نیز از خود فیلم در کلاس درس نمایش داده می شود.

جنس این سوالات را بیشتر مفهومی قرار دادم که به اتکا مطالب گفته شده در فیلم دانش آموزان پاسخ دهند. به نظر می رسد که اجرای این کار بسیار در دقیق دیدن فیلم ها از سوی دانش آموزان موثر بوده است. سهم آزمونها در نمره مستمر دانش آموزان که 13 نمره است، در این فرایند به این شکل در نظر گرفته می شود. 3 نمره برای پیش کوییز و 10 نمره برای پس کوییز. پس کوییز نیز در پایان بسته مربوط به هر درس و پس از رفع اشکال گروهی دانش آموزان انجام می شود. دانش آموزان مانند گذشته هم نمرات فردی دریافت می کنند و هم میانگین گروهی. چهار گروه برتر در نمره کوییز که حاصل جمع پیش کوییز و پس کوییز است مثبت دریافت می کنند و گروه یا گروه هایی که احتمالا میانگینی کمتر از هشتاد درصد میانگین پایه داشته باشند منفی دریافت می کنند.


به نظر می رسد که هر هدف آموزشی اگر چنانچه ردپایی در حیطه ارزشیابی نداشته باشد، تضمینی برای تحققش نخواهد بود. نکته جالب توجه اینکه این هدف آموزشی اگر متوجه دانش افزایی والدین یا همکاران یا دانشجویان و غیره باشد، باز این از این قاعده مستثنی نیست. به عبارتی پیش کوییز ضامن نگاه کردن فعال و دقیق فیلم در منزل است و پس کوییز ضامن اجرای کیفی رفع اشکال گروهی در کلاس درس. در این حال ثبت نمرات فردی مسئولیت پذیری تک تک دانش آموزان را در پی خواهد داشت و ثبت گروهی نتایج و پاداش های مربوطه وابستگی درونی مثبت اعضای گروه را تقویت خواهد کرد.
فیلم های زیر، برش هایی از فیلمهای آموزشی در اختیار بچه هاست که مربوط به جواب سوالات پیش کوییز است. آنها با دیدن این فیلمها بعد از برگزاری آزمون، باور می کنند که باید به شکل دقیقی فیلمها را نگاه کنند.

[http://www.aparat.com/v/kVzSE]

[http://www.aparat.com/v/w0JQo]





نوع مطلب : کلاس حسابان1 سال تحصیلی 97-96، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




امسال توفیق یافتم که در کلاس برنامه ریزی درسی در آموزش عالی در خدمت دانشجویان ارشد دانشگاه خاتم باشم. این کلاس و دانشجویان آن بیشتر از انتظار بنده خوب و همراه بودند و به واقع از حضور در میان آنها خرسندم.



 بنابراین تصمیم گرفتم تا جای ممکن، تجارب خوب دوران دانشجویی و معلمی خود را به ایشان تقدیم کنم و زمینه تجاربی مشابه را برای آنها مهیا نمایم. نخست سیمای طرح درس و انتظاراتم را برای ایشان بیان کردم. برای این منظور از نرم افزار XMind استفاده کردم تا همزمان آنها هم با آن آشنا شوند.


در این حال از آنچه که ارائه و تولید می کردم با استفاده از کمتازیا فیلمبرداری کردم تا آنهایی که کار با این نرم افزار را به خوبی نیاموختند از آن بهره مند شوند.

[http://www.aparat.com/v/8PGF1]

ماحصل آن چنین شد که دانشجویان خلاصه مطالب و نقشه مفهومی فصل اول کتاب را که تدریس کردم به شایستگی و با استفاده از این نرم افزار ترسیم کردند و ضمن یادگیری عمیق تر، برای شب امتحان می توانند آن را ابزار مرور سریع قرار دهند. نمونه هایی از کارهای ایشان در ذیل آمده است.





تجربه ای بسیار ارزنده دیگر تشکیل وبلاگی با عنوان تجربیات من است که هر یک از دانشجویان در روزهای مشخصی به ثبت تجارب دانشگاهی خود می پردازند. این کار هم قدرت نویسندگی و هم توجهات آنها را نسبت به موقعیت دانشجویی خود افزایش می دهد و بالاخره در نهایت مفاهیم برنامه درسی و به ویژه برنامه درسی پنهان را عمیق تر خواهند یافت. جالب است که در کمتر از دوهفته از تشکیل آن، بازدیدکنندگانی فراتر از خود دانشجویان را به دنبال داشته است و آمار بازدید قابل توجهی یافته است.

لینک وبلاگ تجربیات من
http://shahpareandishe.mihanblog.com/

تجربه دیگر مربوط به استفاده از نرم افزار مدیریت کلاس ClassDojo است. دانشجویان با کدی که دریافت می کنند می توانند ناظر بر وضعیت امتیازهای فعالیت هایشان باشند. همچنانکه با ایشان توافق کردیم، مقرر شد که 12 نمره نهایی آنها مربوط به فرایند کارها و انجام فعالیت هایشان باشد.

با توجه به اینکه اغلب آنها نیز معلم هستند، آشنایی آنها با این نرم افزارها میتواند راهی جدید را در کلاس های درسشان نیز پیش رو قرار دهد. راهی که حلاوت تجربه اش هنوز در کام من است.




نوع مطلب : تجارب دانشگاهی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




بسم الله الرحمن الرحیم
امروز نخستین جلسه کلاس آمار توصیفی دانشجویان کارشناسی ارشد رشته تحقیقات آموزشی دانشگاه آزاد اسلامشهر را برگزار کردم. برای رسیدنم به دانشگاه بیش از یک ساعت زمان سپری شد. این کلاس برای دانشجویان ترم اولی تشکیل می شود که در مقطع کارشناسی دارای رشته مرتبط نبودند و به عنوان درس پیشنیاز ارائه شده است. در این کلاس ۱۳ دانشجو حضور دارند که در نخستین جلسه من در خدمت ۱۱ نفر از آنها بودم.
البته در زمان شروع کلاس که ۸ صبح بود تعداد کمی حضور داشتند و به مرور دانشجویان به کلاس ملحق شدند. حتی یکی از آنها تازه ثبت نام کرده بود و برای نخستین بار همکلاسی هایش را مشاهده می کرد و تصور نمی کرد که من استاد این درس در کلاس باشم. بنابراین بدون توجه به من وارد کلاس شد و با دانشجویان شروع کرد به صحبت کردن و بعد از اینکه با اشاره دانشجویان متوجه من شد خجالت کشید و عذرخواهی کرد.
در این جمع تنها دو نفر دانشجوی آقا بودند.  در این حال اغلب آنها نیز معلم بودند و برای من خیلی جالب توجه بود که با همکاران خود در یک کلاس حضور دارم. برای اینکه آنها ارتباط بیشتری با همدیگر پیدا کنند، پس از آنکه چند دقیقه  خود را
در ابتدا معرفی کردم از آنها خواستم که در مدت کوتاهی دو به دو با همدیگر صحبت کنند و سوابق تحصیلی و کاری یکدیگر را شناسایی کنند. همچنین احساسی که از این درس و انتظاری که از کلاس دارند را به یکدیگر بازگو کنند.
پس از آن یک به یک از آنها خواستم که همکلاسی مورد گفتگوی خود را معرفی کند. البته تعداد قابل توجهی از آنها چون در روزهای گذشته کلاس مشترک داشته‌اند با یکدیگر آشنا شده بودند و به ویژه خانم هایی که با اطلاعات جزئی یکدیگر را شناسایی کرده بودند. با این وجود دانشجویان جدیدالورود با سرعت با برخی آشنا شدند و دیگر کسی در کلاس احساس غریبی نمی کرد.
نکات قابل توجهی که از معرفی آنها دریافت کردم یکی این بود که اغلب ایشان معلم و یا در ارتباط با حیطه‌های آموزش هستند. همچنین با یک احساس دوگانه که هم در آن علاقه مندی به درس آمار و هم ترس از آن بود مواجه شدم. در این حال انتظار نمره ۲۰ از این درس از سوی تعداد قابل توجهی از آنها اظهار می شد. بالاخره اینکه اغلب آنها از راه های دور خود را به این کلاس رسانده بودند و در آن میان تعداد قابل توجهی از معلمان با کسوت وجود داشت که علاقه‌مندانه پای به این رشته گذاشته بودندوپس از آن به عنوان مقدمه قدری در موضوع تدریس و یادگیری و لوازم هریک سخن گفتم و آن را به کلاس درس خود و رویکرد و رویه مربوطه مرتبط کردم.
از آنجایی که این کلاس به مدت سه ساعت تعریف شده است بعد از اتمام این مقدمه که همراه با اتمام نیمی از زمانی کلاس بود تنفس کوتاهی اعلام کردم. البته از آنجایی که کلاس در طبقه چهارم ساختمان دانشکده ای بود که آسانسور آن به قدری با تأخیر و با کندی حرکت می‌کرد، اغلب دانشجویان ناگزیر به تردد از پله ها بودند و آنها به صرفه نمی دیدند که تا بیرون از دانشکده حضور پیدا کنند و خود را به بوفه و صرف چای برسانند.
اما از آنجا که تا پایان ترم که احتمالاً قبل از هفته دوم دی ماه است تنها حدود ۱۲ جلسه خواهیم داشت بنابراین از همین جلسه تصمیم گرفتم که بحث اول از موضوع آمار را آموزش دهم. برای این منظور چهار کتاب از درس آمار که توسط نویسنده های مختلف تدوین شده بود را با خود به کلاس برده بودم. با بررسی این کتاب ها مشاهده می شود که موضوعات کلی در میان آنها تفاوت قابل توجهی ندارد و تنها و نگارش و مثال ها و تمرین های آنها با هم متفاوت است.
من به عنوان نخستین مطلب از این درس به سه موضوع کلی اشاره کردم. این موضوعات عبارت بودند از اهمیت بحث آمار و تمایز آمار توصیفی و استنباطی، موضوع مربوط به متغیرها و انواع آنها و بالاخره مقیاس ها و انواع آنها در آمار که آنها را در پای تخته نوشتم.



بعد از آن دانشجویان را به سه گروه تقسیم کردم و کتابها را در میان آنها توزیع نمودم. پس از آن به هر یک از گروه ها یکی از موضوعات را اختصاص دادم و از آنها خواستم که از کتاب مربوطه، تعاریف و نکات مربوط به موضوع خود را بیابند. هنگام معارفه دانشجویان متوجه شدم که سه نفر از آنها یا معلم ریاضی بوده اند، یا لیسانس مهندسی داشتند و یا رشته ریاضی کاربردی مقطع کارشناسی را سپری کردند. بنابراین هر یک از آن‌ها را در هر یک از این گروه‌ها قرار دادم تا به نوعی نقش سرگروهی را ایفا کنند.
بدین ترتیب آنها مطالب را جستجو می کردند و در این حال یادداشت برداری نیز می نمودند.


پس از اعلام هر یک نفر از گروه های سه گانه، گرد هم جمع می شدند و آنچه را که از موضوع خود دریافته بودند به نفرات دیگر انتقال می‌دادند. بدین ترتیب تمامی دانشجویان تصویر روشن از تمامی موضوع های سه گانه پیدا کردند.


البته با توجه به اینکه تعداد حاضرین مضرب ۳ نبود برخی از گروه‌ها چهار نفره تشکیل شدند و گاه دو نفر از یک موضوع در گروه حضور می‌یافتند و به اتفاق موضوع خود را برای همکلاسی های خود ارائه می‌کردند.



بعد از این مرحله دوباره گروه ها را به بازگشت به حالت اول دعوت کردم.  از آنها خواستم اکنون که با ارائه مطلب خود به دیگر دانشجویان و احتمال دریافت بازخورد ها و سوالات احتمالی نسبت به محتوای مربوط به خود تسلط بیشتری پیدا کردند دوباره یافته های خویش را به اشتراک بگذارند. در این حال طرح یک ارائه در جمع را از موضوع خود تنظیم نمایند. همچنین نکات و مطالب قابل توجه در موضوع خود را بر روی برگه های A۳ که از قبل آماده کرده بودم و همراه با ماژیک هایی در رنگ های مختلف در اختیار آنها قرار داده بودم یادداشت نمایند.



پس از آن بود که نماینده‌هایی از گروه ها در مقابل کلاس حضور می یافتند و عناوین یادداشت‌ها بر روی تخته را یک به یک تبیین می کردند و در این حال مطالب یادداشت کرده بر روی برگه های مشخص را برای دیوار نصب می نمودند تا دیگر دانشجویان از آنها بهره مند شوند.



من در این جلسه از اسلاید وهمچنین انیمیشن در مقدمه استفاده کردم. وجود صندلی‌های دسته‌دار متعدد در کلاس که فضای تردد را بسیار دشوار کرده بود حاکی از آن است که در این کلاس درس هایی با جمعیت بالا تشکیل می شود. در این حال دانشجویان برای انجام کار گروهی ناچار بودند که صندلی های خود را روبروی یکدیگر بچرخانند. من هم فعالیت های آنها را مشاهده می کردم و گاه در میان آنها عبور کرده و راهنمایی های لازم را ارائه می کردم.
به نظر می‌رسد این کلاس آمار که زمان زیادی را به خود اختصاص می‌دهد و دانشجویان علوم انسانی حس خوب و اعتماد به نفس بالایی نسبت به آن ندارند تنها باید
یادگیری را با رویکرد های فعالیت محور و تعاملی، تسهیل کرد و خودباوری و نگرش مثبت را به آنها اعطا نمود.



هنگامی که من از یکی از دانشجویان تقاضا کرده بودند که برداشت و احساسش را از اولین جلسه کلاس ها ما را بازگو کنند نماینده کلاس بود چنین نوشت:
من اولین بار بود که هم در دوره دانشجویی و هم در سال های خدمتم این شیوه تدریس تجربه کردم و تاثیر این روش تدریس آنقدر زیاد بود که فردا تصمیم گرفتم در درس هدیه کلاسم این روش تدریس دانش اموزانم هم تجربه کنن و همین جلسه اول باعث شد مشتاق جلسات بعدی باشم تا روش دیگه ای از شما یاد بگیرم. امروز با همکاران در رابطه با همین شیوه تدریس شما صحبت کردم و در آخر به همکارا گفتم وقتی تدریس شمارو دیدم به این نتیجه رسیدم ما هیچکدوم معلم نیستیم و میخوام در فرصتی که افتخار شاگردی شمارو دارم از روش های تدریستون و هم چنین تجربیاتتون در امر آموزش استفاده لازم ببرم.




نوع مطلب : تجارب دانشگاهی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




پس از انجام اولین سری از تمرین های مربوط به درس اول کتاب حسابان، نوبت به رفع اشکال آن در قالب کار گروهی شد. ابتدا من بر روی تخته فعالیت هایی که دانش آموزان بایستی در دو زنگ پیش رویشان دارند را نوشتم. در ابتدا هم تاکید کردم که کار گروهی خود را نجواگونه انجام دهند. امسال علاوه بر اهداف موثر سال گذشته به دنبال کیفیت بخشی به کار گروهی هم هستیم. نقطه آغاز آن گفتگویی نجواگونه در کلاس درس است.


در این میان من هم بر اساس مشاهدات و تجربه کلاس دو توصیه و عبرت را قبل از اتمام زنگ برای آنها نوشتم. یکی اینکه در انجام تکلیف کوتاهی نکنند تا سرعت گروه گرفته شود و تمامی اعضا متضرر شوند. برای این منظور از فرمایش پیامبر اعظم (ص) نیز بهره گرفتم. دوم اینکه از مشاهده چندباره فیلم در صورت نیاز ابا نکنند. این کار را برای هر دو کلاس انجام دادم. البته در کلاس دوم با توجه به عکسی از تخته کلاس اول گرفته بودم، به جای نوشتن دوباره آنها بر روی تخته، تصویر آن را بر روی دیتا نمایش دادم و روی آن توضیح دادم.


در هر دو کلاس به سوالاتی که چالش عمومی بچه ها بود بر می خوردیم و من توضیحاتی کلی را بر روی تخته کلاس می دادم. همچنین نکات مستخرج از سوالات را بعضا بر روی تخته می نوشتم تا آنها بیاموزند که چنین باید از دل حل سوالات نکته برداری کنند و آنها را در جزوات خود منتقل نمایند.



در پایان کلاس هم تکلیف جلسه بعد که روز یکشنبه هفته بود را نوشتم. آنها باید فیلم جدید را می دیدند و کاربرگ مربوطه را انجام می دادند. همچنین با پایان هر درس باید جزوه و خلاصه نکات خود را تکمیل کنند.



مانند گذشته دیتا پروژکتور هم دیگر یار ما بود که بچه ها با نمایش جوابها بر روی آن می توانستند از صحت جوابهایشان اطمینان یابند.


نکته ای که برایم جالب توجه است و مایلم در مورد آن بررسی انجام دهم این است که در گروه های سه نفره، برخی از سرگروه ها در مقابل دو دانش آموز دیگر می نشینند و برخی دیگر در کنار یکی از اعضا. دوست دارم بازتاب مقایسه ای این دو حالت را بررسی کنم. فکر می کنم چنین اقدامی برای این منظور مناسب باشد که چند جلسه ای به همین صورت ادامه دهیم و سپس از سرگروه ها بخواهیم که وضعیت دیگر را تجربه کنند و بعد با مصاحبه آنها به مقایسه این دو حالت بپردازیم.


در آخر هم کوییز برگزار شد. نتایج کوییزها بازخورد کار را به معلم و بچه ها می دهد و ضمانتی نسبی برای انجام کیفی کار گروهی خواهد بود. البته سرگروه ها با توجیهی که قبلا شده اند در گزارش های کلاس خود هم نمره تکلیف و هم فعالیت به بچه ها می دهند تا در نمره مستمر بچه ها لحاظ شود.


گاهی کوییزها تا زنگ تفریح ادامه می یابد و دانش آموزان کنجکاو کلاس دیگر می خواهند سرک بکشند و از جریان کلاس بعدی خود اطلاع یابند. شاید هم رد پاهایی از سوالات کوییز مشترک. از آنجا که نمرات گروهی کوییزها به صورت پایه ای مقایسه می شود و گروه های برتر پایه مثبت می گیرند، بنابراین بچه های کلاس به نفع خود نمی بینند که سوالات را لو دهند. من به منظور مقایسه پایه ای مجبورم سوالات یکسان بدهم. در این حال از آنها خواسته ام که امانت داری کنند. تقریبا علی الاغلب بچه ها راعایت می کنند. عکس زیر را از پشت شیشه کلاس از راهروی بین کلاسها گرفتم.



البته مشابه همین روند در مورد درس دوم از کتاب صورت گرفت که تخته کلاس آن در زیر مشخص است.


به واقع من فکر می کنم بهترین شغل معلمی است و بهترین جای کشور در کلاس درس است. من عاشق دانش آموزانم هستم و مفتخر به معلمی و خرسند از همراهی بچه ها. برای همه بچه های ایران زمین بهترین ها را آرزومندم.





نوع مطلب : کلاس حسابان1 سال تحصیلی 97-96، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




مانند سال گذشته برای سرگروه ها جلسات ویژه ای برپا می کنم. امسال نیز همچون پارسال در صبح روز پنجشنبه و در سی دقیقه قبل از شروع کلاس ها، بچه های علاقمند حضور یافتند. پس از آن بقیه هم آمدند و تقریبا همه سرگروه ها از این فرصت استقبال کردند. در سال گذشته من یا تمرین های ویژه علاقمندان را برایشان حل می کردم. یا سوالات دشوار در سطح المپیاد را و یا برایشان کارگاه تست برگزار می کردم.
در روز قبل از این کلاس با توجه به اینکه تا دیروقت در دانشگاه خاتم کلاس داشتم، عملا فرصت آماده سازی کاری قبلی را نداشتم. ناگفته نماند که چون در این کلاس ها نیز با وجود کوتاه بودن آن، عمدتا خود به حل مسائل می پرداختم، آنها در عمل خسته می شدند اگرچه مطالب بالاتری را در می یافتند. در این حال در این فکر بودم که آیا تجربه ای دیگر را می توان پیاده کرد؟ به ذهنم رسید که در آغاز سال که بچه ها به دنبال کتابهای اضافی کمک درسی هستند، 5 کتابی که در این مورد در اختیار داشتم را به 5 نفر دادم. و آنها را به پنچ گروه تقسیم کردم. بعد فرصتی ده دقیقه ای به آنها دادم تا کتابها را باز کنند و نکات اضافی مربوط به درس هفته شان را از آنها استخراج نمایند. پس از آن تخته را به تعداد گروه ها تقسیم کردم و از نمایندگان آنها خواستم که همزمان بیایند نکات جالب توجه و جدیدشان را در قسمت مربوطه یادداشت کنند. بعد نفرات دیگر گروه یک به یک می آمدند و آن نکات را ارائه می کردند. به نظرم تجربه خوبی بود. هم فعالیت بود و هم یافته های جدید و هم رقابت سالمی نهفته و هم آشنایی با کتاب های مختلف. در آخر هم از آنها می خواستم که بر اساس مفید بودن کتاب، از یک تا ده برای کتاب در اختیارشان ارزشگذاری کنند.






نوع مطلب : کلاس حسابان1 سال تحصیلی 97-96، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




امسال قبل از برگزاری نخستین کار گروهی، به دلیل آنکه باید ساختار فیزیکی کلاس و چیدمان میزها و صندلی ها تغییر می کرد تا گروه ها به طور شایسته و منظم استقرار یابند، در یکی از بعدازظهرهای قبل از کلاس، ساختار مناسب را تنظیم کردم و از آن عکس گرفتم. پس از آن در نخستین جلسه، هنگام انجام کار گروهی، تصویر را بر روی پرده دیتا نمایش دادم و از آنها خواستم که با همکاری یکدیگر ساختار مشاهده شده را ایجاد کنند. پس از آن اشاره کردم که هر گروه در کجا مستقر شود.







نوع مطلب : کلاس حسابان1 سال تحصیلی 97-96، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




امسال توفیق دارم که در خدمت همکار عزیزم آقای سعیدی در دو پایه دهم و یازدهم، درس ریاضی دانش آموزان را به شیوه کلاس معکوس دنبال می کنیم. آقای سعیدی تجربه ای جالب خلق کردند که برای من بسیار ارزشمند بود و حاکی از درایت و هوشمندی وی بود. من از کار او هم لذت بردم و هم یاد گرفتم. از این رو خواستم که آن را به رشته تحریر در آورد تا قابل نشر بشود. در ادامه تجربه وی به زبان خودش آمده است.
اولین جلسه کلاس برای دانش آموزان و دبیران خیلی مهم است. بسیاری از روابطی که دانش آموزان با دبیران خود برقرار می کنند در نگاه اول شکل می گیرد. من در جلسه ی اول می خواستم مفهوم و اهمیت یادگیری تعاملی و یادگیری معکوس را برای دانش آموزانم جا بندازم. البته اضافه کنم من همه ی کلاس هایم را با دعای قبل از مطالعه و یک صلوات جمعی آغاز می کنم. احساس می کنم این کار باعث تمرکز بیشتر خودم و بچه ها می شود و اینکه با صلوات نورانیت و انرژی مثبت وارد کلاس می شود.
در ابتدا به دانش آموزانم گفتم که علم و تکنولوژی در حال پیشرفت است. شما موبایل امروز را با کامپیوتر 50 سال پیش مقایسه کنید. ولی آموزش ما تو این 50 سال هیچ فرقی نکرده و هنوز معلم سخنران است و دانش آموز منفعل، فقط شاید تخته سیاه شده تخته وایت برد و هوشمند!!!
البته همواره بشر در مقابل تغییر مقاومت می کند. مثال زدم : وقتی موبایل های هوشمند آمد ما میگفتیم موبایل به این گندگی به چه درد می خورد هرچی کوچکتر بهتر . تا اینکه ویژگی های مثبت آن را درک کردیم و خودمان سمتش رفتیم.
پس وقتشه روش آموزش را تغییر بدیم. از مزیت های یادگیری تعاملی و معکوس برایشان گفتم مانند اینکه:
شما در خانه با لباس راحت و شرایط مطلوب فیلم را میبینید
اگر متوجه قسمتی نشدی میتونی برگردی
اگر مریض و غایب شدی جای نگرانی نیست
میتونی تو مدرسه با دوستان خودت مبحث را رفع اشکال کنی و هر سوال ساده ای هم که به نظرت میرسد بپرسی
کلاسها دیگر برایت کسل کننده نخواهد بود
و.......
برای شروع در زنگ دوم یکی از فیلم ها را پخش کردم و به آنها یاد دادم چگونه فیلم را ببینند. مثلا اینکه موقع دیدن فیلم باید یک چشمشان به فیلم باشد و یک چشمشان به کتاب و با معلم جلو بیایند و کتاب را کامل کنند. بعضی مثال ها باید توقف بزنند و خودشان حل کنند.
در همین بین اتفاق جالبی افتاد. دیدم موقع حل مثال ها بعضی ها سریع تمام کردند و بعضی دیگر هنوز سوال را نخوانده اند. دیدم تنور داغ است و گفتم بچه ها توجه!!! خودشان دیدند چه وضعیتی است. گفتم اگر من الان رد بشوم بعضی ها نرسیده اند و اگر صبر کنم ، وقت دیگری تلف شده است. از ویژگی های یادگیری معکوس این است که زمان دست شماست. هر موقع خواستی میتوانی ادامه بدی و هرجا مشکل داشتی میتوانی صبر کنی.
الان که دو هفته از کلاس هایم می گذرد خیلی سریع تاثیر این روش یادگیری را در کوییز بچه ها دیده ام. و بنظرم می رسد که نه تنها دانش آموزانم در برابر این تغییر مقاومت نمی کنند بلکه کمال همکاری را دارند.
امیدوارم خداوند در ادامه ی این روش و ارائه هر چه بهتر آن ما را یاری نماید.
پایان





نوع مطلب : تجربه زیسته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




دوشنبه 17 مهر 1396 :: نویسنده : محمد حامدی
بسم الله الرحمن الرحیم
خدا را شکر که توفیق شد جلسه دیگری را در خدمت استاد عزیزم آقای نیرو باشم و از دریای بیکران تجربیات ایشان قطره ای برداشت کنم و آن را توشه راه پر عشق معلمی کنم دعا می کنم که خدا توفیقی دهد که بتوانم شکر عملی را در خوره زحمات این استاد گرانقدر انجام دهم اما بعد در این جلسه اولین نکته ای که به ذهن بنده آمد این بود که در بدو ورود به کلاس دیدم که همه بچه ها مشغول به حل تمرینات و رفع اشکال آنها بودند به استاد گفتم چه جالب شما سر کلاس نیستید ولی بچه ها مشغول حل کردن تمرینات هستند استاد با یک خنده ی زیبا و ملیحانه به من فرمودند یکی از خاصیت های آموزش معکوس و یادگیری تعاملی همینی هست که به چشم تو آمده.
آقا معلم درست میگفت انگار بچه ها سر این کلاس یاد گرفته بودند که چطور با همدیگه تعامل کنند بچه ها مشتاقانه مسائل ریاضی رو حل میکردند و به دنبال برآورده کردن خواسته معلم و شاد کردن معلم با نتیجه امتحان آخر جلسه امروز بودند فلذا خودشان شروع به خواندن و حل کردن تمرین ها بودند.
کلاس شروع شد بچه ها به صورت گروهی مشغول رفع اشکال کردند و سوالات کتاب کاری بودند چندروزقبل آقامعلم به بچه ها آن را به عنوان تکلیف داده بودند آقا معلم به سر بنده منت گذاشتند و فرمودند که به همراه ایشون به رفع اشکال کردن بچه ها کمک کنم در این بین آقا معلم دلسوزانه تجربیات خودشون رو به بنده انتقال می‌دادند مثلاً فرمودند که یکی از ویژگی های دیگر آموزش معکوس این هست که یکی از بچه ها سوال ها را سریع حل میکنند و عده ای دیگه سوال ها را کند حل میکنند معلمی که ازآموزش معکوس استفاده نمی‌کند چه کند تدریس خود را متناسب با کسی قرار دهد که مسئله را سریع حل کرده یا متناسب با کسی قرار دهد که مسئله را کُند حل کرده اما آموزش معکوس این مشکل را به‌راحتی حل کرده و دانش آموزان میتوانند با خیال راحت  مسائل را در خانه حل کنند.
یکی از کارهایی که آقا معلم ازبچه‌ها خواستند درست کردن جزوه دیواری بود که فکر می کنم تجربه زیبایی برای بچه ها باشد
آقا معلم قصدداره که بین کلاس ها رقابت سالم راه بندازند و بچه ها اینجوریه سعی کنند که با حس رقابت تلاش خود را برای درس ریاضی بیشتر کنند.
در آخر جلسه هم آقا معلم از بچه ها امتحان گرفتند و برنامه جلسه بعدی را به بچه ها گفتند و گفتند که برای جلسه آینده فیلم بعدی را مشاهده بکند و در اول جلسه  پیش کوییز از بچه ها گرفته خواهد شد.




نوع مطلب : تجربه زیسته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




پژوهش ها نشان می دهد که دانش آموزان خود را با انتظارات معلم خود تنظیم می کنند. همچنین ترسیم نقشه ای روشن ، موجب نظم دانش آموز را برای انجام کارها و وظایفش می شود. امسال طرح درس کلی کلاس درس من و همچنین انتظاراتی که از عموم دانش آموزان و سرگروه ها در نظر دارم را در سه اینفوگرافیک ذیل آورده ام.




لازم است که خاطرنشان کنم من این مطالب را به صورت جداگانه برای کل کلاس و در جلسه ای جداگانه برای سرگروه ها بیان کردم.
در زیر تصاویری از یادداشت هایی است که در دومین جلسه کلاس نگاشتم.








نوع مطلب : کلاس حسابان1 سال تحصیلی 97-96، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




پنجشنبه 6 مهر 1396 :: نویسنده : محمد حامدی
بسم الله الرحمن الرحیم
امروز بنده افتخار پیدا کردم که در کنار استاد ارجمند آقای نیرو هم درس پس بدهم  و هم از دریای علم ایشان بهره‌ای ببرم امروز به اتفاق آقای نیرو جلسه اول درس حسابان را آغاز کردیم جلسه اول استاد نیرو متفاوت با جلسه اولی بود که  تابحال دیده بودم و شنیده بودم اولین نکته ای که بسیار جالب و متحیر کننده بود برای بنده شوق و حس خوشحالی بود که دانش آموزان با آقا معلم داشتند انگار بچه ها لحظه شماری می کردند برای کلاس آقا معلم آخه آقا معلم سال پیش با بچه ها ارتباط عمیقی گرفته و حالا بچه ها حس غریبی با معلم خودشون نداشتند خلاصه بعد از اینکه آقا معلم وارد کلاس شد و بچه ها نشستند اند آقا معلم صحبت خودش رو با یک شعر بسیار زیبا درباره محرم و حضرت اباعبدالله شروع کرد بچه ها مات و مبهوت آقا معلم بودند خلاصه شعور حسینی در کلاس به زیبایی چشم می‌خورد، بعد از این طلیعه زیبای آقا معلم نوبت پرده برداشتن از رازی بود که آقا معلم برای اون خیلی زحمت کشیده بود به همین دلیل آقا معلم قصد داشت که پرده از راز کلاس داری سال گذشته خود بردارد و بچه ها بفهمندعلت اینکه سال گذشته از ریاضی نتیجه‌ی مطلوبی که گرفتند چی بوده بچه ها لحظه شماری می کردند که بفهمند که راز موفقیت پارسال چی بوده آقا معلم با یه مثال خیلی قشنگ به بچه ها فهموند که نقشه خودش و نقش بچه ها در کلاس درس چی بود آقا معلم یه عکسی رو نشون داد که پسر بچه ای روی چهار پایه ای رفته بود و در حال چیدن سیب دانش بود و معلم گفت نقش من نقش این چهار پایه است برای شما، شما باید خودتون تلاش کنید و از بنده راهنمایی بگیرید.
 در خلال صحبت و ارائه ای که داشتند مفاهیم یادگیری تعاملی و آموزش معکوس را که از رازهای موفقیت سال پیش بچه ها بود را بیان کردند و هدف آقا معلم از این کار این بود که بچه ها علاوه بر احساس قلبی و دلی که نسبت به یادگیری تعاملی پیدا کرده بودند احساس منطقی و مبنایی نیز به یادگیری تعاملی پیدا کنند آقا معلم با یک فیلم میخ تثبیت رو به ذهنه بچه ها کوبید حالا دیگه بچه ها فهمیده بودند علت موفقیت پارسال شون چی بوده الان دیگه بچه ها منتظره فیلم های آقا معلم بودند آقا معلم بهشون خبر ساخته شدن فیلمهای امسال رو داد و قرار شد که در قالب ۱ سی دی بچه ها داده بشه و برای جلسه آینده همه جلسه اول رو گوش بدهند.








نوع مطلب : کلاس حسابان1 سال تحصیلی 97-96، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




بسم الله الرحمن الرحیم
خدای بزرگ را سپاس که بار دیگر توفیق یافتم که در کلاس درس در خدمت دانش آموزان باشم و تمامی تجارب و دانشم را تقدیم ایشان کنم و به تکمیل و کاربست آنها بپردازم.
امسال هم توفیق دارم که کلاس درسم را نیز همراه با برخی از همکاران علاقمند دایر می کنم. یکی از این همکاران در تلگرام به بنده چنین پیامی را داد:
سلام من فیلم های شما رو‌ مشاهد کردم ،یک فردی‌در کنار شما در بعضی از فیلم ها به عنوان دستیار شما بودند ،جسارتا برای امسال می تونم دستیار شما باشم،فقط برای اینکه بتونم در کنار شما آموزش ببینم و کمک کوچیکی کرده باشم ،اگر هم کل سال مقدور نیست حداقل چند جلسه ای در کنارتون باشم. بابت این که اینقدر بی پرده گفتم عذر خواهی می کنم.

چندی بعد متوجه شدم این عزیز، آقای حامدی هستند که اتفاقا در دبیرستان دوره یک اندیشه صفا که در خدمت معلمان بودم و سخنرانی دو ساعتی را در همین تابستان برایشان تقدیم کردند حضور داشتند. لازم بود که من از مسئول مدرسه استعلام می کردم و در این حال طبعا اولویت هم با همکاران علاقمند از مجموعه صلحا بود. سعه صدر و روح بزرگ مدیر دبیرستان صلحا بدون هیچ اما و اگری همراه با این تقاضا شد. همچنین با توجه به حضور جناب آقای سمیعی به عنوان کمک معلم راهنمای پایه یازدهم و ابراز علاقمندی ایشان، و اینکه دو کلاس موازی و در عرض هم داریم به طوری که امکان تجربه اندوزی این عزیزان در هر یک از کلاسها ممکن است، مقرر شد در خدمت ایشان نیز باشم.
بچه های پایه یازدهم همانهایی هستند که سال گذشته، من در پایه دهم در خدمتشان بودم و یکی از افتخارآمیزترین و خاطره انگیزترین سالهای معلمی ام را با ایشان سپری کردم و برای نخستین بار در مدرسه یا در کشور یک سال تحصیلی را با آنها به شیوه کلاس معکوس دنبال کردیم و دوران گذار مقاومت و توجیه ایشان را پشت سر گذاشیم و در یک علاقمندی دوسویه باز هم در خدمتشان هستم.
من از این ظرفیت ارزنده سعی می کنم بیشترین استفاده را برای رشد ایشان و الگوسازی برای مدرسه و کشور بهره ببرم ان شاءالله.

حضور این عزیزان به من کمک می کند که امسال خود و کلاسم را از منظر ایشان ببینم و از آنها بخواهم که کلاسم را گزارش کنند تا بعدها با تحلیل محتوای کیفی این گزارشات بهره های سرشاری به ارمغان ببریم.
امسال خداوند متعال توفیق داد تا در تابستان به رغم کارهای خیلی زیاد، فیلمهای مربوط به آموزش کتاب حسابان را تا نیمسال اول تهیه کنم و در قالب یک دی وی دی تقدیم ایشان کنم. بعد از ساخت و تدوین فیلمها برخی از دانش آموزان در ساخت برچسب روی آن و ساخت اتوران مربوطه با من همکاری کردم که از ایشان با اعطای هدیه ای علاوه بر تقدیرات شفاهی تشکر کردم.


در ذیل فیلمهای مربوط به درس اول و دوم کتاب حسابان یک تقدیم می شود.

[http://www.aparat.com/v/vsICw]

[http://www.aparat.com/v/vV80c]




نوع مطلب : کلاس حسابان1 سال تحصیلی 97-96، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




مقدمه
در یادگیری تعاملی، دانش‌آموزان در تعامل با معلّم یا با همتایان خود، علاوه بر دریافت نتایج اختصاصی كه در شماره قبل بدان‌ اشاره شد، به برخی آثار جانبی دیگر نیز به شكل فردی یا جمعی دست می‌یابند. این موارد با عنوان پیامدهای جانبی‌ در نظر گرفته شده است. مطالب مربوط به این بخش را می‌توان در دو مقولة «بهره‌های فردی» و « بهره‌های جمعی» عنوان كرد كه در ادامه به تبیین و شواهد آنها که برخاسته از تجارب زیسته نگارنده است، پرداخته می‌شود.

بهره‌های فردی

در جریان تعاملات مربوط به رفع‌اشكال گروهی و گفت‌وگوهای مربوطه، برخی توانایی‌ها در دانش‌آموزان تقویت یا پدیدار می‌شود. در این میان می‌توان به برقراری ارتباط بهتر و انتقال راحت‌تر پیام اشاره كرد. در مصاحبه‌ای که با یکی از دانش‌آموزان داشتم چنین گفت:
... توی كار گروهی ]دانش‌آموزان[ هم می‌تونن اشكالاتشون را رفع كنند و هم این ارتباطی كه بین افراد برقرار می‌شه، به غیر از كلاس ریاضی باعث می‌شه كه بچّه‌ها با هم بهتر ارتباط برقرار كنن و انتقال پیامی كه می‌خوان بین خودشون صورت بگیره راحت‌تر منتقل كنن.
برخی از دانش‌آموزان به تقویت فنّ بیان و قدرت تفهیم مطالب اشاره داشتند. نگارنده در كلاس‌های درس خود، از دانش‌آموزان می‌خواست كه مفاهیم یا شیوه‌های حل مسأله را به صورت شفاهی و مستدل بیان كنند. این كار موجب می‌شد كه گفتار ایشان تقویت شود و بتوانند به خوبی آنچه كه در ذهن دارند بر زبان جاری نمایند. این مدّعا در میان نظرسنجی‌های مكتوب پایان سال نیز مورد تأیید قرار گرفت. از جمله دانش‌آموزی كه دربارة پیامدهای جانبی این رویکرد چنین نگاشته بود: «تقویت گفتار؛ به طوری كه آنچه كه در ذهن داشتیم را بتوانیم خوب به زبان بیاوریم.». «دانش‌آموز/ ح» در مصاحبه نگارنده با وی به تقویت هوش هیجانی و فهم زبان بدن مخاطب به عنوان رهاورد این رویكرد چنین اشاره كرد: «]الان[ از چهره‌های دیگران می‌فهمیم كه باید برایشان چه طور بگیم كه متوجّه بشن؛ مثلاً كلی‌تر بگیم یا جزئی‌تر. مثلاً وقتی من به "ام" توضیح می‌دم و صورتش رو می‌بینم ]می‌فهمم[ كه متوجّه نمی‌شه، می‌رم از اوّل، كلّ جزئیات رو هم می‌گم.».
اظهار نظر «دانش‌آموز/ خ» مؤیّد تغییر گفتمان ریاضی و بهبود توضیح مستدل، به دنبال یادگیری تعاملی بود: «هر چی بیشتر جلو می‌رفتیم با استدلال بیشتری صحبت می‌كردیم و راحت‌تر توضیح می‌دادیم.». نكتة حائز توجّه این است كه برخی از دانش‌آموزان به تأثیر گفتار در كنترل ذهن و دستیابی به یافته‌های جدید به هنگام سخن گفتن پی بردند و به نوعی به رابطه زبان با اندیشه و یادگیری اشاره داشتند. این دستاورد همان است که ویگوتسکی  (1978) بر آن تأکید می‌کند و پیوند محکم بین زبان و تفکر را تبیین می‌کند. می‌توان گفت كه زبان هم حامل پیام است و هم عامل اندیشه. بنابراین همچنانكه تعاملات معلّم با دانش‌آموزان و شاگردان با یكدیگر، هوش زبانی و مهارت‌های كلامی آنها را افزایش می‌دهد، پیامدهایی از جمله ارتقاء سطح تفكّر و اندیشه را نیز به ارمغان می‌آورد.
برخی دیگر از دانش‌آموزان در تعاملات گروهی، از اعضای تواناتر گروه به ویژه سرگروه‌های خود، الگو می‌گرفتند و در شیوة بیان و انتقال مطلب و ایجاد ارتباط با دیگران، آن را به کار می‌بستند. در مصاحبه با «دانش‌آموز/ م» كه خود از اعضای به اصطلاح ضعیف درسی یکی از گروه‌ها بود، وی تغییر نگرش نسبت به مخاطب را یکی از دستاوردهای کارگروهی دانست: «...من یاد گرفتم كه هر كی از من سؤال بپرسه، خیلی بدجور بهش نگاه نكنم.». عضو دیگر گروه هم در جریان مصاحبه، به پیامد جرأت‌ورزی در پرسش‌گری و حتی فراتر از درس ریاضی اشاره كرد. سرگروه این دو نیز به مسئولیت‌پذیری و همیاری مسئولانه اشاره كرد، آنچنان‌كه ایشان گاه در زنگ‌های تفریح هم به طور خودخواسته و داوطلبانه كار را دنبال می‌كردند.
اظهارات «دانش‌آموز/ ن» نیز به اتكاء و اعتماد ایشان به دوستانشان برای رفع اشكال سؤالات در كنار معلّم دلالت داشت. به عبارتی این شیوه به ایشان كمك كرد تا دریابند كه می‌توانند روی پای خود بایستند و مسئولیت كار خودشان را بپذیرند. در این مورد او چنین گفت: «سعی می‌كنیم كه خیلی متّكی به معلّم نباشیم ... سعی می‌كنیم كه به دوستانمون اعتماد داشته باشیم و از آنها هم یاری و كمك بگیریم تا بتونیم در ریاضی پیشرفت كنیم.». «دانش‌آموز/ل» نیز كه از سرگروه‌های كلاس بود، به افزایش اعتماد به نفس خود چنین اشاره كرد: «...باعث می‌شه اعتماد به نفسم بیشتر بشه و كمتر خجالت بكشم... واقعاً كمك می‌كنه. من از لحاظ اجتماعی، اعتماد به نفسم بالاتر رفته.».


ادامه مطلب


نوع مطلب : تولید محتواها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




مقدمه
معمولاً نتایج و برونداد اجرای هر رویكرد آموزشی در فرایند یاددهی- یادگیری از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و توجّه بیشتری را برای مجریان و مخاطبان ایجاد می‌کند. در ادامة مطالب مربوط به یادگیری تعاملی، این موضوع به ترتیب با عناوین «پیامدهای اختصاصی» و «پیامدهای جانبی» مطرح خواهد شد. بخش نخست، که به تغییرات شناختی و همچنین تغییرات عاطفی دانش‌آموز مربوط می‌شود، در این شماره ارائه خواهد شد. گفتنی است که در پیامدهای اختصاصی،‌ تغییرات شناختی، ناظر به دانش و مهارت و تغییرات عاطفی، ناظر به احساسات و انگیزه‌ها است. همچنین به دلیل آنکه نگارنده از رویکرد تعاملی در تدریس ریاضی بهره برده است، این نوع پیامد را در مورد یادگیری ریاضی ارائه می‌کند؛ لیکن به نظر می‌رسد این پیامدها منحصر به درس ریاضی نیست و قابل تعمیم به دیگر دروس نیز خواهد بود.
پیامدهای اختصاصی، در دو بخش «تغییر نگرش به ریاضی و روش آموزش» و «گسترش یادگیری در روش تعاملی» ارائه می‌شود. بخش اول به وجه عاطفی یادگیری دانش‌آموزان و بخش دوم به وجه شناختی آن دلالت دارد. لازم به ذکر است که با وجود تعامل ناهمتراز و پیامدهای حاصل از آن، عمدة پیامدهای اختصاصی، از تعامل همتراز فراگیران برخاسته است؛ به ویژه که سهم غالب یادگیری تعاملی در قالب کار گروهی نمایان است.

تغییر نگرش به ریاضی و روش آموزش

گرچه تغییر نگرش‌های ایجاد شده برای دانش‌آموزان، به تدریج و همراه با رشد شناختی ایشان و همچنین دیدن نتایج امتحانات ظهور می‌یابد؛ ولی به دلیل اهمیّت بیشتر این موضوع، ابتدا به آن پرداخته می‌شود. در آغاز بحث، ذكر چند نكته لازم به نظر می‌رسد. نخست اینكه تعیین و تغییر نگرش، كار سهلی نیست. دوم اینكه نگرش شامل احساساتی است که موضوع مربوطه در شخص برمی‌انگیزد. این جنبة احساسی نگرش‌هاست که نقش انگیزشی در رفتار دارد و اهمیت بُعد احساسی را مورد تأکید قرار می‌دهد. نگرش، شخص را آماده می‌کند تا در برخورد با موضوع، رفتاری متناسب از خود نشان دهد. چنانچه نگرش شخص نسبت به موضوعی مثبت باشد، آماده است که در آن مسیر گام بردارد؛ اما به طور معمول در مورد درس ریاضی، ترس، اضطراب و نگرش منفی، به فقدان موفقیت فراگیران در درس ریاضی منجر می‌شود.
در تحقیقی که نگارنده صورت داد، تغییر نگرش دانش‌آموزان به كلاس ریاضی بر اساس رویكرد تعاملی، به مرور شكل گرفت. تقریباً از نیم‌سال دوّم به بعد، اصلاح بدبینی دانش‌آموزان نسبت به این روش آموزش متفاوت قابل مشاهده بود. این تغییر به تدریج با رشد چشمگیر شناختی ایشان و دریافت نتایج درخشان آزمون‌ها، در اغلب دانش‌آموزان ظهور یافت. در این میان رفتارهای مناسب كارگروهی در پی رشد متناسب سنّی ایشان، مورد اذعان برخی دانش‌آموزان بود. تلاش عمومی و جمعی فراگیران در حل مسأله و تخصیص زمان برای این امر به شكل كارگروهی در كلاس ریاضی، منجر به قدرشناسی و رضایتمندی ایشان در این جریان شده بود. بنابراین هنگامی که در مصاحبه با یکی از دانش‌آموزان سوال شد که: فكر می‌كنید شما نسبت به دانش‌آموزانی كه ریاضی را به این شیوه یاد نگرفتند چه مزیّتی دارید؟، «دانش‌آموز/ م» گفت:
برای ما بیشتر [از] آن ریاضی، علاقه‌ای [است] كه بهش داریم. ممكنه شخص دیگه، هیچ علاقه‌ای بهش نداشته باشه، ولی ریاضیش خوب باشه. ولی ما ممكنه علاقه‌مون خیلی بیشتر از ایشون باشه. [چرا] كه سؤالات رو انجام دادیم و زحمت كشیدیم و تلاش كردیم تا به این درجه برسیم.
دانش‌آموزان در پایان سال تحصیلی نظراتی را به صورت مکتوب تدوین کردند که اغلب دلالت به این تغییر نگرش داشته و برخی از آنها در ذیل آمده است:
•  ...كلاسی كه من از ریاضی فكر می‌كردم وجود دارد،‌ كلاسی است كه معلّم در آن حرف می‌زند و دیگران گوش می‌دهند؛ ولی امسال كلاس به گونه‌ای بود كه معلّم و دانش‌آموز، طبق قانونی منظم،‌ هر دوی آنها در كلاس فعّالیت مناسبی را داشتند...
•  ...خیلی‌ها از این‌كه این روش پیش رود نگاه خوبی نداشتند و از نتیجه‌گیری آن مطمئن نبودند؛ امّا با دیدن نتیجة خوب آن، خوشحال شدند و مشتاق به ادامة این مسیر...
•  ...قبلاً وقتی من می‌رفتم خونه و نمی‌توانستم [مسائل را] حل كنم، اعصابم خرد می‌شد و برای همین اكثراً آخرای تكالیفو نمی‌نوشتم. امّا الان وقتی نمی‌تونم، دور سؤال خط می‌كشم، می‌گم از سرگروهم می‌پرسم و واقعاً با عشق به پاسخ سؤالات فكر می‌كنم ...
•  ...آنچه كه فكر می‌كردم نبود! فراتر از آن بود. عالی بود. من عاشق ریاضی شدم. از ریاضی لذت می‌برم. همین!! ... شاید باورتان نشود امّا در راهنمایی حس تنفّر داشتم نسبت به ریاضی؛ امّا امسال كاملاً نگرشم تغییر كرد. هر هفته منتظر بودم تا زنگ ریاضی بیاید ...


ادامه مطلب


نوع مطلب : تولید محتواها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




مقدمه
در یادگیری تعاملی، سهم غالب فرایند یاددهی-یادگیری، در تعامل دانش‌آموزان با یكدیگر و به ویژه در قالب کارهای گروهی رقم می‌خورد. در این میان، بخش اعظم كار به رفع اشكال‌ مسائل و تكالیف دانش‌آموزان اختصاص می‌یابد. جدا از موضوع رفع اشكال، گاهی در جریان یاددهی یك مفهوم نو در داخل كلاس درس نیز تعامل همتراز فراگیران صورت می‌گیرد كه البته سهم کم‌تر را به خود اختصاص می‌دهد. این فعالیت، خود موجب ایجاد شور و تكاپوی دانش‌آموزان می‌شود. گفتنی است كه در اغلب موضوعاتی كه در شماره‌های قبل بدان‌ اشاره شد، ردّ پایی از تعامل همتراز را می‌توان یافت.
در پژوهش صورت‌گرفته، در موضوع محیط یادگیری، به دنبال تسهیل‌ و اثربخشی بیشتر این نوع تعامل بودیم كه موجب می‌شد، تغییر ساختار فیزیكی در كلاس درس رخ می‌دهد. همچنین به منظور افزایش بهره‌وری فعّالیت‌های گروهی دانش‌آموزان، فعّالیت‌های متنوع در مكان‌های گوناگون طراحی شد که نتایج آن در زیرمقوله‌های تنوع مكان‌های یادگیری و تنوع فعّالیت‌های یادگیری مورد اشاره قرار گرفت. در بحث شرایط گروه‌های یادگیری، به موضوعات مربوط به سهم سیّال پیاده‌سازی كار گروهی یا عواملی چون نحوة ایجاد گروه‌بندی و تركیب‌بندی گروه‌های ادواری از حیث كمّی، همگنی و بازه‌های زمانی پرداختیم و تعامل همتراز در كانون آن، مورد نظر بود.
در موضوع محتوای آموزشی نیز نقش ماهیّت محتوای آموزشی به ویژه از حیث تازگی یا دشواری مفاهیم، در فعّالیت‌های همیارانة فراگیران بررسی شد و آثار وضعی میزان تكالیف و سطح دشواری آن در كار گروهی دانش‌آموزان، در كیفیّت تكالیف آموزشی تبیین گردید. در این میان قوانین و مقررات آموزشی قابل توجهی، در جهت كیفیّت‌ و ضمانت‌بخشی به فعّالیت‌های همیارانة دانش‌آموزان وضع شد. بر این اساس خرده‌ نظام‌های ارزشیابی بیان شد كه واجد آثاری خاص و برخاسته از مقولة مزبور بود. به دنبال آن، با واگذاری اختیار به سرگروه و حمایت‌ها و راهنمایی‌های معلّم از وی، به منظور صیانت و ضمانت همراهی اعضای گروه، بحث پشتیبانی از سرگروه به میان آمد. از سوی دیگر به دلیل آنكه سابقة اجرای قبلی چنین روشی در مكان‌های پژوهشی نبود، طبیعی بود كه مقاومت‌ها و مخالفت‌های بازدارنده‌ای در مقابل این جریان ظاهر شود كه حمایت از معلّم موجب تثبیت و نهادینه‌شدن این نوع تعامل در كلاس شد.
شیوه‌های آموزشی مرسوم نیز آثاری را در عادات رفتاری دانش‌آموزان ایجاد كرده بود كه گاهی در فرایند همتراز ایجاد اخلال كرده و گاهی به تدریج اصلاح شد. اینرسی مقاوم در برابر تغییر از رویكرد معلّم‌محوری به سمت یادگیری همیارانه و آثار تبعی آن در آسیب‌زایی شیوه‌های مرسوم تبیین گردید و به اصلاح برخی از آفات موروثی آن، در كاستی‌زدایی از شیوه‌های مرسوم اشاره شد.
در رابطه با ترجیحات یادگیری فراگیران نیز باز هم سخن از تعامل همتراز بود. ترجیحاتی كه با بسترآفرینی مناسب، تغییر كرد. درك عمیق‌تر مفاهیم و مهارت‌ها، در پی یاددهی سرگروه و بازانتقال آن توسط سایر اعضاء، فهمی عمیق و فراگیر را به ارمغان آورد كه شرح آن در تعمیق فراگیر یادگیری در یاددهی آمد. در این حال اغلب دانش‌آموزان، خواستار فعّالیت‌های گروهی در پی تدریس معلّم و در حیطة حل مسأله یا رفع اشكال بودند. چنین امری زیرمقولة تدریس معلّم‌محور و تمرین گروه‌مدار را رقم زد. بالاخره چنانچه در مقولة فرایند ناهمتراز  فردی گفته شد، ظهور اصلی تعامل مربوطه در سایه‌سار كار گروهی دانش‌آموزان رخ می‌دهد.
بنابراین آثار مربوط به تعامل همتراز را می‌توان در بخش‌های عمده‌ای از موضوعات قبلی به نظاره نشست. با این وصف، به برخی دیگر از وجوه اختصاصی آن در قالب دو عنوان پیشران‌ها در كار گروهی و آفت‌ها در كار گروهی می‌پردازیم.

پیشران‌ها در كار گروهی

از آنجا كه سهم بیشتر یادگیری، در تعامل همتراز و به طور مشخص در كار گروهی رقم می‌خورد، بنابراین انگیزه‌بخشی و اعتمادسازی معلّم در انجام چنین فرایندی ضروری به نظر می‌رسد؛ به خصوص اگر عادت به انجام آن آن نداشته باشند و نسبت به آن پذیرش نداشته باشند. همچنین به خاطر وجود سایه‌گستر میراث نظام مرسوم بر دانش‌آموزان، در شرایطی كه فضای رقابت فردی و فعّالیت‌های انفرادی بر كار ایشان حاکم بود؛ برای تحمّل تعاملی خیرخواهانه و سخاوتمندانه كه قرار بود رویكرد غالب كارهای ایشان باشد، محرّك‌ها و مقوّم‌هایی مورد نیاز بود. در همین راستا، من با توجّه به بافت مذهبی دانش‌آموزانم، از برخی حكایات و روایات دینی استفاده می‌كردم تا به ترغیب‌ ایشان در جهت مشاركت بهتر در این فرایند بپردازم.


ادامه مطلب


نوع مطلب : تولید محتواها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




مقدمه
بر اساس نظریة اجتماعی- فرهنگی، یادگیری اساساً بر مبنای تعامل است و یادگیری تعاملی در واقع شکل صحیح یادگیری است. این تعامل می‌تواند در قالب تعامل معلم با دانش¬آموزان، یا تعامل دانش‌آموزان با یکدیگر رخ دهد. حالت نخست را تعامل ناهمتراز نامیده‌ام؛ چرا که معلم به لحاظ دانایی و تجربه، در ترازی بالاتر از دانش‌آموزان قرار دارد. حالت دوم را با عنوان تعامل همتراز، به شماره آتی موکول می‌کنم و در شماره حاضر، به وجه نخست این تعامل می‌پردازم. در اینجا تعامل معلم با دانش‌آموزان به طور جمعی یا فردی مورد نظر است و هر یک واجد آثار و ملاحظاتی است که به تفکیک بدان‌ها اشاره خواهم کرد.

تعامل ناهمتراز جمعی

تعامل معلّم با جمع دانش‌آموزان كه از آن به عنوان تعامل ناهمتراز جمعی یاد شده است، گرچه سهم كمتری در فرایند یادگیری تعاملی دارد، با اهداف و اشكال متفاوتی انجام می‌شود. این امر می¬تواند در آغاز تدریس مباحث جدید صورت ‌گیرد. در این حال، دانش‌آموزان با تبیین مفاهیم نو از سوی معلّم، همراه با پرسش و پاسخ یا پرسش‌های هدایت‌گر معلم، همچنین فعّالیت‌های عملی، نسبت به مفاهیم جدید شناخت یا تسلّط پیدا می‌كنند. گاهی هم معلّم در جلسات كار گروهی، در حل مسائلی كه مورد اشكال عموم دانش‌آموزان است، مداخله كرده و به رفع اشكال جمعی آنها به شكل تعاملی می‌پردازد.
در فرایند پرسش و پاسخ، به طور طبیعی و با توجّه به محدودیت زمان كلاس، به ویژه در كلاس‌هایی كه زنگ‌های كوتاه‌تر و دانش‌آموزان زیادتری دارند، تعامل معلّم با تمام دانش‌آموزان اتّفاق نمی‌افتد. در این حال تعداد محدود و بعضاً خاصّی از دانش‌آموزان دست بلند كرده و مشاركت می‌كنند. برخی دیگر به دلیل خجالت، ترس یا نبود فرصت، در عمل از جریان این نوع تعامل خارج می‌شوند. بنابراین دانش‌آموزان ممتاز و فعّال‌تر، خیلی بیشتر به سؤالات پاسخ می‌دهند و به همین دلیل فرصت تعامل از سایر دانش‌آموزان گرفته می‌شود و در نهایت فاصله علمی بین دانش‌آموزان قوی‌ و ضعیف‌ کلاسی بیشتر می‌شود. افزون بر این، هنگامی كه شاگردان شایسته‌تر دائم به سؤالات مطرح شده در کلاس پاسخ ‌دهند، ممكن است معلّم دچار این غفلت یا برداشت غلط شود كه عموم دانش‌آموزانِ حاضر در کلاس، با سرعت یکسان در حال دنبال کردن و یادگیری مطالب درسی هستند. از این روی به نظر می‌رسد كه انتخاب تصادفی دانش‌آموزان با استفاده از شماره لیست کلاسی ایشان برای پاسخ‌گویی به سؤالات مطروحه، رافع این آفت باشد. یکی از دانش‌آموزانم در رابطه با آفت تعامل جمعی معلم با دانش‌آموزان چنین گفت:
... عیب کلی این است که وقتی یک شخص در حال جواب دادن است، به طوری که اکثراً جواب را می‌دانند یا به هر دلیلی، مکالمات در جریان برایشان جالب نیست، و یا به هرطریقی دانش‌آموز لزومی به توجّه‌کردن نبیند، کلاس به خلسه فرو می‌رود و لزوم پویا بودن کلاس به شدت احساس می‌شود که یکی از لوازم پویایی، کار گروهی است...
او در این برداشت، به رانده‌شدن سهوی گروهی از دانش‌آموزان و خلسگی پیرو آن در فرایند حاضر اشاره کرد. مطالب او تلویحاً ناظر به ضرورت طرح سؤال در دامنة تقریبی رشد دانش‌آموزان است كه می‌تواند موجب اصلاح کاستی مزبور شود. در ادامه، او به عوامل بازدارنده‌ پرداخت كه برخی ازآنها عبارتند از: ناكامی دانش‌آموز در اتخاذ فرصت پاسخ‌دهی، یأس و انصراف از همراهی و اتلاف وقتِ در پی، زایل شدن فرصت بروز توانایی و اكتشاف عمومی.


ادامه مطلب


نوع مطلب : تولید محتواها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




مقدمه
به نظر می‌رسد كه شیوه‌های آموزشی مرسوم (سنّتی) در كلاس‌ها و مدارس، آثاری را در عادات رفتاری و یادگیری دانش‌آموزان ایجاد می‌كند كه گاهی موجب اختلال در روند تغییر یا اصلاح رویکردهای آموزشی می¬شود. این امر در ترجیح فراگیران در انتخاب شیوه‌های مختلف یادگیری نیز دخالت دارد. ترجیحات سیّالی كه به رغم تفاوت آن در میان افراد، با تغییر شرایط تحوّل می‌یابند.

شیوه‌های آموزشی مرسوم

به طور معمول در كلاس‌ها، معلّم، گوینده است و بچّه‌ها شنونده یا نگارنده جزوه هستند. در این كلاس‌ها، معلّم، فعّال و در محور كلاس است و بچّه‌ها منفعل و دریافت‌كننده‌اند. در آنجا ناظر بر حداقل تعامل معلّم با دانش‌آموزان یا تعامل بچّه‌ها با یكدیگر هستیم. بنا بر اظهارات فراگیران در مصاحبه‌هایی كه با ایشان داشتم، رویكرد تعامل‌مدار و مبتنی بر نظریة اجتماعی- فرهنگی در كلاس، تفاوت‌های قابل توجّهی با شیوه‌های آموزشی مرسوم داشته است. به عنوان مثال «دانش‌آموز/ ع» گفت: «آقا خیلی متفاوته! ... نحوة تدریس، بیشتر در سال گذشته روی تخته بود ...». همچنین «دانش‌آموز/ غ» به حجم گسترده تعاملات بین‌دانش‌آموزی در قالب فعّالیت گروهی در قیاس با سال‌های گذشته چنین اشاره كرد: «این حجم کار گروهی برای اولین سال تجربه شد و سال‌های پیش، حالت کمکی و چاشنی داشت.». همكار من نیز كه تجربه‌ای مشابه داشت گفت: «من آن سال، كمترین میزان استفاده از تخته را داشتم. كمترین میزان صحبت عمومی را داشتم ولی بیشترین بازده را داشتم...».
اصلی‌ترین آسیبی كه شیوه‌های مرسوم در تغییر رویكردهای آموزشی از جمله رویكرد حاضر دارد، ایجاد عادات بعضاً نادرستی است كه در برابر تغییرات مقتضی رویكردهای نوین، مقاومت می‌كنند. بدیهی است كه هرچه رسوب چنین عاداتی بیشتر باشد، دشواری تغییر یا اصلاح آن بیشتر است. بنابراین در آسیب‌زایی شیوه‌های مرسوم می‌توان به مخالفت‌ها و مقاومت‌های اكثر دانش‌آموزان در طی نیم‌سال نخست اجرای رویكرد حاضر اشاره كرد. همچنین ترجیح برخی از دانش‌آموزان با رتبه‌های بالاتر به تك‌روی و فعّالیت‌های انفرادی به منظور برتری در رقابت‌های بین‌فردی، در كنار اقبال دانش‌آموزان به جزوه‌نگاری انفعالی و حاشیه‌رانی كتاب درسی از دیگر موانع اجرای این رویکرد است.
به رغم ایجاد برخی آسیب‌های ماندگار از شیوه‌‌های مرسوم، به مرور ناظر بر رفع یا اصلاح برخی از آفات و كاستی‌های شیوه‌های مزبور بودم. در این میان می‌توان به بهرة دوسویه و هم‌زمان دانش‌آموزان در سطوح مختلف، جلب مشاركت عمومی در فرایند یاددهی- یادگیری، توجّه به خصایص فردی- فرهنگی اشاره كرد. با وجود تعامل بیشتر دانش‌آموزان با یكدیگر و به دلیل مواجهه كمتر ایشان با معلّم و پاسخ‌گویی به وی، برخی هراس‌ها از جمله ترس از: پرسش‌گری و پاسخ‌دهی، حضور در پای تخته، قضاوت و خجالت زایل شد. همچنین در اجرای این رویكرد، شاهد اصلاح نگرش دانش‌آموزان در مورد دشوار بودن درس ریاضی، گذار از مشاهده و خستگی تدریس به مشاركت و فعالیت‌های تعامل‌مدار، رفع هدررفت زمان مغتنم یادگیری در كلاس درس، گشایش زمان و شور ماندگار در رفع اشكال مسأله‌ها بودم.
نكتة آخر در آسیب‌زدایی از شیوه‌های مرسوم با استفاده از یادگیری تعامل‌مدار، رفع تقابل فراگیران با معلّم نسبت به روش‌های معلم‌محور است؛ كه معمولاً با طرح سؤال‌هایی از سوی دانش‌آموزان شكل می‌گرفت. سؤال‌هایی كه الزاماً جستجوگرانه نبوده و گاه با اغراضی چون تضادورزی یا برتری‌جویی مطرح می‌شد و آفاتی چون حاشیه‌رانی و سفسطه‌زایی را در پی داشت و فرصت گرانبار یادگیری را برای عموم دانش‌آموزان زایل می‌كرد.

ترجیحات یادگیری فراگیران

نتایج بسیاری از پژوهش‌ها مؤیّد آن است كه یادگیری عمیق‌تر مفاهیم برای فراگیر، ملازم یاددهی او به همتایان است. به عنوان نمونه، مك‌كی و كابرالس  (1996: 87) با ترسیم هرم یادگیری ذیل، تفاوت میزان یادگیری فراگیران را در انواع روش‌های تدریس به مقایسه گذاشته است و تدریس به دیگران را واجد بیشترین سهم یادگیری برای فرد می‌دانند. چنین تجربه‌ای در اجرای رویكرد حاضر نیز رخ‌داد و از این روی ناظر بر تغییر تدریجی ترجیح یادگیری بسیاری از فراگیران به شیوة همیارانه بودیم.
در این رویكرد، یادگیری دانش‌آموزان اغلب بر مدار فعّالیت‌های گروهی شكل می‌گیرد. به طور قصدشده و طبیعی، سرگروه‌ها در مقام رفع اشكال مسأله‌ها یا آموزش به اعضاء بر می¬آیند و به فهم عمیق‌تر مفاهیم و توانایی بیشتر حل مسأله نائل می‌شوند. با این وجود، علاوه بر اینكه سرگروه نیز گاه، ایده‌های حل مسأله را در تعامل با اعضاء به دست‌ می‌آورد؛ بسیاری از اوقات در بازانتقال بعضاً خودجوش مطالب توسط زیرگروه‌ها به سایر دانش‌آموزان تعمیق یادگیری در پی یاددهی، به طور فراگیر در كلاس درس گسترش می‌یابد.


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




مقدمه
در شمارۀ گذشته به نقش محیط یادگیری و ملاحظات مربوطه در کاربست نظریۀ اجتماعی- فرهنگی پرداختیم. چنانچه پیشتر ذکر شد، بروز عینی این نظریه، به ویژه در آموزش مبتنی بر تعامل، یادگیری همیارانه و فعالیت¬های گروهی دانش¬آموزان نمایان می‌شود. در این شماره به نقش محتوای یادگیری و قوانین و مقرّرات آموزشی می¬پردازیم که باید آنها را به عنوان زمینه برای اجرای رویکرد اجتماعی- فرهنگی لحاظ کرد.

محتوای یادگیری
مراد از محتوای یادگیری، مفاهیم و منابع درسی و تكالیف مربوطه است كه محور تعاملات دانش‌آموزان و معلّم واقع می‌شود. در اینجا با برخی تجارب پیش‌برنده یا بازدارنده‌ای مواجه شدم كه می‌توان بر اساس آن ملاحظاتی را در نظر گرفت.
نخست به كتب درسی و مفاهیم مندرج در آن، همچنین كتب كمك درسی یا كار، به عنوان بخشی از محتوای یادگیری می-پردازم. به رغم آنكه بسیاری از معلّمان، شیوة تدریسشان را مبتنی بر جزوه‌گویی تنظیم می‌كنند، كتاب درسی همچنان برای دانش‌آموزان از اعتبار و جایگاه خاصّی برخوردار است. به ویژه اگر کتاب در زمرۀ منابع کنکور باشد یا جزء دروسی باشد که امتحان نهایی دارند. من تأثیر این مقوله را در فعّالیت‌های همیارانه برای دانش‌آموزان پایه دوّم و سوّم دبیرستان مشاهده کردم. در سال دوم اجرای این رویکرد، از یکی از دانش¬آموزان پایۀ دوم دبیرستان خواستم که اثربخشی كار گروهی امسال را با سال گذشته مقایسه كند. او ضمن اعلام بازدهی بیشتر در سال دوّم به علت عاقل‌تر شدن بچّه‌ها و همچنین تجربۀ سال گذشته، به اهمیت محتوای كتاب به عنوان منبع كنكور چنین اشاره كرد: «... یه دلیل دیگش هم اینه که ریاضی امسال تو کنکور میاد و بچّه‌ها خیلی جدّی‌تر می‌گیرند.». در دبیرستانی دیگر که دانش¬آموزان پایۀ سوم آن در سطح بالای آموزشی قرار نداشتند، ابتدا کتاب کاری را انتخاب کردم که برای آنها دشوار بود، اما وقتی سوالات به گونه¬ای تنظیم شد که محتوای آن در سطح امتحان نهایی بود، فعالیت-های گروهی و رفع اشکال و حل مسأله با اقبال بیشتری مواجه شد.
همچنین ساختار فعّالیت¬مدار ‌كتب نونگاشت گروه ریاضی، امكان تعامل گروهی دانش‌آموزان و آثار تبعی آن را بهتر مهیّا كرده است. از سوی دیگر، تازگی یا دشواری مفاهیم مندرج در كتاب درسی، جدّیت و جذّابیت كار گروهی و همچنین اثربخشی و اعتمادزایی آن را در پی دارد. چنین موردی برای برخی مفاهیم درسی از جمله مفهوم معادلة خط نمایان بود. در این مفهوم، به دلیل دشواری خاصی كه داشت، دانش‌آموزان رغبت و نیاز بیشتری به یادگیری همیارانه از خود نشان داده و بهرة بیشتری دریافت می‌كردند.
موضوع دیگر در مقولۀ محتوای یادگیری، مربوط به تکالیف آموزشی است. میزان بهره‌وری اعضاء از فعّالیت‌های گروهی، به ویژه هنگام رفع اشكال، ارتباطی محکم با وقت‌گذاری پیشین ایشان در مورد مسائل مربوطه دارد. از این‌ روی موضوع تكلیف و كیفیّت آن در یادگیری همیارانة دانش‌آموزان، بسیار نقش‌آفرین است. یکی از دانش¬آموزان در مصاحبه به من گفت: «به نظر من كار گروهی موقعی مؤثّره كه قبلش یه كاری كرده باشیم و كاری داشته باشیم؛ مثلاً یه پلی‌كپی قبلش داشته باشیم كه رفع اشكالشو بكنیم.». نتایج برخی تحقیقات نیز حاکی از آن است كه گروه‌های یادگیری زمانی مؤثرند كه هر یك از اعضا، وظایف خود را قبل از ورود به كلاس درس انجام داده باشند و این امر به میزان مسئولیت‌پذیری اعضای گروه وابسته است.
در این حال، میزان تكالیف و سطح دشواری آن حائز اهمیت است. به عبارتی تکالیف نه آنقدر پرحجم باشد که دانش¬آموزان مجال حل آن را نیابند؛ نه آنقدر ساده که بی¬نیاز از همیاری دوستان خود به حلّ آن نائل شوند و نه آنقدر دشوار که سرگروه-ها نیز ناتوان از حل اغلب آنها باشند. با این وصف كنترل تكالیف دانش‌آموزان از سوی معلّم، برای اجرای تعاملی اثربخش‌، حائز اهمیت است.

قوانین آموزشی

به نظر می‌رسد كه وجود قواعد، مقررات یا قوانین حاكم بر هر مجموعة آموزشی، نقش‌آفرین و جهت‌دهندة فعّالیت‌ها و تصمیم‌سازی‌های عوامل كنش‌گر در آنجا است. در اینجا قوانین در مفهوم عام آن مورد نظر است و به نوعی مقررات و قواعد و حتی برخی برنامه‌های مدرسه را نیز در بر می‌گیرد. قوانینی كه لزوماً مكتوب و صریح نیستند. قوانینی كه لزوماً از آغاز سال تحصیلی تنظیم نشده و در طی سال پایدار و بدون تغییر نمی-ماند. قوانینی كه گاه ناظر به دانش‌آموز است و گاه ناظر به معلّم. قوانینی كه مانند مقولة محیط یادگیری، واجد آثاری مثبت یا منفی است. برخی از مقررات و قوانین آموزشی از سوی معلم یا مدرسه در ارتباط با ارزشیابی است؛ برخی دیگر نیز ناظر به حمایت از معلم و پشتیبانی از سرگروه است. در اینجا نخست به نقش ارزشیابی در یادگیری تعامل‌مدار می‌پردازیم.


ادامه مطلب


نوع مطلب : تولید محتواها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




مقدمه
در شمارة گذشته، با نظریه اجتماعی- فرهنگی آشنا شدیم. مهمترین کلید واژه در این نظریه «تعامل» است؛ و مفاهیم دیگر آن از جمله: دامنة تقریبی رشد، حمایت داربستی، واسطه‌مندی، درونی‌سازی، زبان و گفت‌وگوی مستدل، در كنار آن معنا پیدا می‌كنند. بر این اساس، كاربست نظریة اجتماعی- فرهنگی در كلاس درس، به طور خاص در قالب تعامل، ظهور پیدا می‌كند. این تعامل همراه با دیگر مفاهیم مزبور از این نظریه، گاه در رابطة معلّم با دانش‌آموزان، و گاه در ارتباط دانش‌آموزان با یكدیگر رخ می‌دهد. بر این اساس، می‌توان گفت كه نظریة اجتماعی-فرهنگی و یادگیری مشاركتی (همیارانه) رابطه‌ای اعمّ و اخصّ با یكدیگر دارند. در این رویكرد، معلّم، متكلّم وحده نیست و گفت‌وگوی وی با دانش‌آموزان فراتر از سؤالاتی سطحی و كوتاه‌پاسخ است. همچنین فعالیت‌های گروهی در زمان رسمی كلاس درس، جایگاه و سهم قابل توجّهی پیدا می‌كند.
من از سال تحصیلی 94-93 این رویكرد را بعد از یك سال اجرا در دبیرستان سبحان، در كلاس‌های ریاضی پایه اول دبیرستان صلحا پیاده كردم. در آن سال به عنوان تنها معلّم حاضر در دبیرستان دوره دوم، مجری این رویكرد بودم. از این روی، در آغاز با مقاومت‌ها و مخالفت‌هایی مواجه شدم. سال تحصیلی بعد، دو نفر دیگر از معلّمان، پس از مشاهدة كلاس‌های من و دریافت گزارش‌ها و مستندات مربوطه، به صرافت افتادند كه آنها نیز این رویكرد را در حدّ ممكن به كار گیرند. نتایج درخور این امر، همراه با مستندات و گزارش‌های مربوطه، رغبت بیشتری را در میان دیگر همكاران برانگیخت و با تأكیدها و مطالبات مسئولین مدرسه تقارن یافت. بدین ترتیب، اكنون برخلاف سال نخست، اجرای این رویكرد، یك هنجار و یك انتظار از سوی مسئولان مدرسه و همچنین دانش‌آموزان و والدین قلمداد شده است.
به طور طبیعی، تجارب زیستة برخاسته از اجرای این رویكرد، با موضوع‌ها و مسأله‌هایی همراه شد و بازتاب‌های گوناگونی را رقم زد. بررسی موارد مزبور بر اساس تحلیلِ مشاهدات، روزنگاشت‌ها و مصاحبه‌های فردی و گروهی با دانش‌آموزان، ملاحظاتی را در اجرای آن ایجاد كرد. بخشی از این موارد در زمینة اجرای این رویكرد واقع شد كه در سه شمارة پیش‌رو به آن خواهیم پرداخت. بخشی دیگر در فرایند اجرا، و بخش آخر در پیامد مربوطه پدیدار گردید كه هر یك را به تفكیك در دو شماره بعدی تبیین خواهیم كرد.

نقش محیط یادگیری

محیط یادگیری مفهومی گسترده است كه بخشی از آن ناظر به محیط فیزیكی كلاس و پیرامون آن و بخشی دیگر ناظر به محیط اجتماعی و فعّالیت كنش‌گران است. از آنجا كه اجرای رویكرد حاضر در كلاس درس، بر مدار تعامل، به ویژه تعامل دانش‌آموزان با یكدیگر و در قالب یادگیری همیارانه صورت می‌پذیرد، تغییر ساختار فیزیكی كلاس درس به منظور تسهیل در ایجاد چنین تعاملاتی، ضروری به نظر می‌رسد؛ به ویژه در چیدمان میزها و نیمكت‌ها كه در حالت مرسوم به صورت ماتریسی و رو به تخته كلاس چیده می‌شوند.
پیشتر در دبیرستان سبحان كه جمعیت دانش‌آموزی كمتری داشت، نیمكت‌ها را در یك ردیف در كنار سه دیوارة كلاس قرار می‌دادم. این كار باعث می‌شد تا هنگام گفت‌وگو با ایشان، تعامل چهره‌ به چهرة بیشتری داشته باشم و همچنین آنها نیز در این فرایند، علاوه بر مشاركت بیشتر، همدیگر را بهتر مشاهده كنند و مانع دید یكدیگر نشوند. در این حالت هیچ دانش‌آموزی از زاویه دید معلّم پنهان نمی‌ماند و به عبارتی هیچ دانش‌آموزی خود را پشت هم‌كلاسی‌اش پنهان نمی‌كرد. هنگامی كه معلّم در این بین حضور می‌یافت و با آنها به گفت‌وگو می‌پرداخت، دانش‌آموزان با مشاهده كامل‌تر معلّم، پیام‌های برخاسته از زبان بدن  وی را نیز بهتر دریافت می‌كردند. این حالت احساس خوبی را برای دانش‌آموزان ایجاد می‌كرد.


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




مقدمه
حدود سی سال گذشته وقتی دانش‌آموز دبیرستانی بودم، به شدت تحت تأثیر سه نفر از معلمان مدرسه قرار گرفتم. این تأثیرپذیری، در بهبود وضعیت درسی و تربیتی من نقش شگرفی ایجاد كرد و علاقة من به آنها و حرفة ایشان را پدیدار ساخت. از این روی با آرزوی معلمی، سال‌های دبیرستان را به انتها رساندم. هنگامی كه در رشته مهندسی وارد دانشگاه شدم، احساس كردم كه با آگاهی از دانش ریاضی موجود در كتاب‌های مدرسه‌ای، همراه با علاقمندی به حرفة دبیری، پیش‌شرط معلمی را دارا هستم. سال‌های نخست تدریس را بر همین اساس و با الگوهایی كه در دوران تحصیل از سوی معلمانم تجربه كردم پشت سر گذاشتم. از این روی گاه در مواجهه با مسائل معلمی، با روش آزمون و خطا و گاه ندانسته مسیر ناصحیح برخی از معلمانم را استمرار می‌بخشیدم.

به هر روی سالیانی گذشت تا به واقع دریافتم كه دانش‌ محتوایی در كنار علاقمندی، برای معلمی کافی نیست و در این حركت نیازمند دانش فرایندی هستم؛ دانشی كه ناظر به فرایند یاددهی- یادگیری اثربخش است. به نظر می‌رسد كه از جمله مصادیق فرمایش امیرمؤمنان علیه السلام خطاب به كمیل برای ما معلمان همین دانایی باشد؛ آنجا كه فرمودند: "ای كمیل! هیچ حركتی نیست مگر آنكه تو در آن نیازمند معرفت باشی"[1].

بنابراین سعی در شناخت و به‌كارگیری برخی نظریه‌های یادگیری در كلاس درس كردم؛ یادگیری كه هدف تدریس است و تحقق آن ملازم آگاهی نسبت به چگونه یاد گرفتن دانش­آموزان است. از چهار سال گذشته با نظریة اجتماعی- فرهنگی[2] آشنا شدم و آن را در كلاس‌های درسم به كار بستم. در این میان به ثبت تجارب مربوطه و تحلیل آنها پرداختم. نتایج حاصله بسیار شگفت‌انگیز بود و یادگیری عمیق و عمومی دانش‌آموزان را همراه با بهره‌های عدیده و شگرفی در پی داشت. طبیعی بود كه در پس اجرای رویكرد مربوطه، با تجارب قصدنشده‌ای مواجه شوم و عوامل پیش‌برنده و بازدارنده‌ای را تجربه كنم. این تجارب موجب شد که در کاربست این نظریه به ملاحظات قابل توجهی دست یابم.

آنچه كه قصد دارم در این شماره و شماره‌های آتی در سال تحصیلی جاری تقدیم شما همكاران گرامی كنم، تجارب زیسته و تحلیل‌شدة اینجانب در این رهگذر است. از این روی در این شماره به معرفی كوتاه نظریة اجتماعی- فرهنگی می‌پردازم و در شماره‌های آتی كاربست‌ عملی و تجارب حاصله را تبیین خواهم كرد.

نظریة اجتماعی-‌‌فرهنگی


یكی از نظریّه‌هایی كه امروزه بیشتر مورد توجه و اقبال دست‌اندركاران حوزه یاددهی- یادگیری قرار گرفته است؛ نظریة اجتماعی-‌ فرهنگی است. این نظریّه، بر اساس دیدگاه‌های روان‌شناس روسی به نام ویگوتسکی[3] (1934-1896) شكل گرفته است.

نظریة اجتماعی- فرهنگی معتقد است که رشد شناختی كودك، عموماً به مردمی كه در دنیای او زندگی می‌كنند وابسته است؛ و دانش، نگرش و ارزش‌های فرد در تعامل با دیگران تحوّل می‌یابد. در واقع، رشد شناختی فرد، بدون در نظر گرفتن محیط اجتماعی– فرهنگی او، قابل درك نخواهد بود (لوریا، 1390). بر مبنای این نظریّه، یادگیری انسان، در تعامل اجتماعی افراد با یكدیگر شكل می­گیرد و كاركرد‌های ذهنی افراد، منشأ اجتماعی دارند. از این روی، یادگیری همیارانه[4]، مورد توجّه ویژه قرار می‌گیرد.

بر طبق این نظریّه، فرهنگِ جامعه‌، در تعامل اجتماعی، نقشی اساسی دارد. چرا كه زمینه‌ها و ابزارهای فرهنگی، بر فعّالیت‌های نوعی كودكان تأثیر می­گذارد و عامل واسطی برای تعامل محیطی و اجتماعی ایشان است. واسطه‌مندی[5]، بدین معناست كه ارتباط كودك با جهان اطراف، ارتباطی بی‌واسطه، مستقیم و انعكاسی نیست، و از طریق واسطه‌ای صورت می‌پذیرد كه ویگوتسكی، فرهنگ را عامل وساطت می‌داند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : تولید محتواها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




فیلم های زیر مربوط به تجارب آقامعلم از رویکرد تعاملی در کلاس درس ریاضی‌اش است. فیلم اول 8 دقیقه از شیوه اجرا در کلاس است و فیلم دوم مربوط به ارائه ای در کتابخانه ملی است که به نکات مربوط به این تجارب پرداخته است.

[http://www.aparat.com/v/Ia0Ys]


[http://www.aparat.com/v/S5cuJ]





نوع مطلب : تجربه زیسته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




در دبیرستان صلحا علاوه بر نشست های دانش افزایی عمومی، نشست هایی نیز به طور انتخابی برگزار می شود و از ظرفیت های موجود مدرسه برای توان افزایی سایر همکاران بهره برده می شود. به عنوان مثال کارگاه تایپ ده انگشتی یا اکسل. در روز یکشنبه اولین جلسه از کارگاه آشنایی با نرم افزار کمتازیا با تکیه بر رویکرد کلاس معکوس برگزار شد. حضور داوطلبانه برخی از همکاران که گمان تغییر در رویکرد کلاسشان نمی رفت بسیار جالب و جذاب بود.











[http://www.aparat.com/v/VkHfa]





نوع مطلب : معاونت آموزشی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




دوشنبه 2 مرداد 1396 :: نویسنده : محمد نیرو




نوع مطلب : معاونت آموزشی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




دوشنبه 26 تیر 1396 :: نویسنده : محمد نیرو
همکاران دبیرستان صلحا در طی چهارجلسه جلد سیزدهم از مجموعه بینش مطهر با عنوان تربیت و رشد اسلامی است که در آن به دیدگاه های شهید مطهری در موضوع تعلیم و تربیت پرداخته است را با حضور آقای دکتر هاشمی گلپایگانی بررسی می کنند. پیش از برگزاری جلسه، همکاران بخش های مربوط از کتاب را آزمون داده و در حلقه های مباحثه شرکت می کنند.



[http://www.aparat.com/v/dWtKC]


[http://www.aparat.com/v/bmOgy]


[http://www.aparat.com/v/Dm7Ce]

در دبیرستان صلحا، موضوع بینش مطهر به عنوان یک طرح در نظر گرفته شده است.






نوع مطلب : معاونت آموزشی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


















اظهار نظر سرکار خانم حاجیلو دبیر ادبیات و مجری کلاس معکوس

استاد گرامی جناب آقای دکتر نیرو

با ســــــــــــــلام
 دلسوزی ، تلاش و کوشش حضرتعالی در تعلیم و تربیت و انتقال معلومات و تجربیات ارزشمند در کنار برقراری رابطه صمیمی و دوستانه با دانش آموزان و ایجاد فضائی دلنشین برای کسب علم و  دانش و درک شرایط آنها حقیقتاً قابل ستایش است.

 شرکت در همایش روز چهارشنبه توفیقی بود که بتوانیم از نزدیک با روش تدریس حضرتعالی آشنا شویم وبارها وبارها تکرار کنیم که؛ خواستن توانستن است.
 چه زیبا بود وقتی که فیلم های آموزشی درس ریاضی ،نحوه کلاسداری ،طراحی آموزشی هنرمندانه ،گروههای بندی های تخصصی که به تجربه به آنها رسیده بودید، شور وشوق به یا دادن ویاد گرفتن به درسی که از زبان همکاران بارها شنیده بودم که می گفتند در درس ریاضی نمی توان از این روش تدریس استفاده کرد را دیدم برخودبالیدم که چگونه همه چیز شدنی است.

نمی دانم که از کدام بخش جذاب وآموختنی روش تدریس حضرتعالی بگویم وتنها این جمله را می گوییم که کاش همه عزیزان در آن جمع حضور داشتند وزیباترین کلاس به نمایش درآمده را می دیدند.

 اینجانب بر خود وظیفه میدانم در کسوت شاگردی از زحمات و خدمات ارزشمند شما استاد گرانقدر تقدیر و تشکر نمایم.

از خداوند متعال برایتان سلامتی ، موفقیت و همواره یاد دادن را مسئلت دارم.




نوع مطلب : تجربه زیسته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :






( کل صفحات : 23 )    1   2   3   4   5   6   7   ...