یادداشت‌های آقا معلم
تجربیات زیسته كلاس درس
                                                        
درباره وبلاگ

این وبلاگ محفلی است كه دل‌نوشته‌ها، برداشت‌ها و گزارش‌های كلاس درس و مدرسه‌ام را به منظور آگاهی همكاران، والدین و دانش‌آموزان عزیزم درج كرده و ضمن به اشتراك‌گذاری، آنها را به بوته نقد و نظر قرار می‌دهم. همچنین با درج تجارب زیسته كلاس، امكان بازنگری و تحلیل كار معلمی‌ام را مهیا كرده تا در نهایت زمینه رشد جمعی و بهره‌وری فرایند آموزش را به ارمغان آورد.
(تلگرام mniroo@)
مدیر وبلاگ : محمد نیرو
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
در میان سوالاتی كه برخی دانش‌آموزان در روز پنجشنبه هنگام رفع اشكال كتاب كار در كارگروهی سوال می‌كردند، نكاتی بود كه مهم تلقی می‌شد. در این روز نخست كلاس درس را با گفتگو با بچه ها آغاز كردم. از آنها خواستم كه نكاتی كه به ویژه از درس جدید با خواندن مطالب كتاب یا حل مسائل یافته اند را به عنوان مرور بیان كنند. بدین ترتیب هم مجالی برای جمع‌بندی و ارزشیابی بود و هم مقدمه‌ای برای بیان نكات تكمیلی. این كار عملا یك زنگ كلاس را به خود اختصاص داد. در این زنگ سیر كلی بدین شكل در ذهنم بود ولی طبیعی بود كه جریان پرسش‌ها و اظهارات بچه‌ها سمت و سویی خاص را به كلاس درس اعطا خواهد كرد. این كار حسنی دارد و دانش‌آموزان خود را در شكل‌گیری جریان كلاس درس سهیم دانسته و اظهاراتشان را معتبر و منشاء اثر می‌دانند. اصولا طرح‌ درس‌های منعطف چنین بستری را بر می‌تابد. ولی طرح درس‌هایی صلب و معلمانی كه فضای تعاملی را قائل نبوده یا مهارت اداره آن را ندارند از آن بی‌بهره می‌مانند.



در اینجا ملاحظاتی باید در نظر گرفته شود. نخست توجه به این نكته است كه به طور دلخواه عموم دانش‌آموزان در این سناریو مشاركت نخواهند كرد. بنابراین تعامل جمعی معلم باید به گونه‌ای باشد و توجهی خاص پیدا كند كه تا حد ممكن تمامی بچه‌ها به بازی گرفته شوند. دوم اینكه بالاخره این امر بدیلی برای تعامل همتراز فراگیران در قالب فعالیت‌های گروهی نخواهد بود و بلكه مكمل آن قلمداد می‌شود. سوم اینكه اظهارات بچه‌ها ارزش‌گذاری و قضاوت به معنای مصطلح آن نشود تا فضای امن و آرام برای بیان نظرات ظهور یابد. معلم توجه كند كه نفس مشاركت مغتنم است و هر نظری محترم. برخی از بچه‌ها نیازمند چنین فرصت‌هایی برای اظهار وجود و ایجاد توجه هستند. در این حال فرصتی است تا مهارت‌های كلامی و ارتباط‌های گفتاری ایشان تقویت شود.
اما یكی از بچه‌ها سوالی پرسید و من به وجد آمدم كه جوابی ارزنده به وی بدهم كه هم در ارتباط درس بوده و هم در سطحی بالاتر از كتاب و دانش اولیه ایشان باشد. اتفاقا هم چنین شد. لیكن پیامد آن نگرانی بود كه بر چهره برخی از بچه ها مشاهده شد. من جوابی كه دادم آنها را قدری ترساند. به عبارتی من دو یا سه پله بالاتر رفتم و پاسخ گفتم. این امر موجب شد كه آنها احساس كنند كه این بحث تابع خیلی دشوار است. من كه هنر خود را تسهیلگری یادگیری می پنداشتم خیلی پشیمان شدم. آنجا به خود نهیب زدم كه كاش پیش از طی مقدمات و تسلط نسبت به پیشنیازهای مربوطه از سوی ایشان، چنین پاسخی را مطرح نمی‌كردم كه نگرشی چنین به بار نیاورد. به هر روی به نظرم باید كلی تلاش كنم كه این پندار نامبارك را بدل به خودباوری و سهولت مطلب كنم.
در ادامه زنگ دوم هم انیمیشنی از تابع را نمایش دادم كه به فهم بهتر این مفهوم كمك می‌كرد. استفاده از رسانه‌های پرشمار در بازنمایی های مختلف مفاهیم ریاضی بسیار نافع و جذاب است.

[http://www.aparat.com/v/XJHtL]


در زنگ نظیر نخست برای دیگر كلاس، از دستیار عزیزم خواستم كه كار كلاس اول را وی تجربه كند و من نظارت كنم. این یك فرصت برای او برای تجربه‌اندوزی در حضور آقا معلم و دریافت بازخورد است و یك فرصت برای من بوده كه خود را در آیینه وی ببینم. در این شرایط به چند نكته برخورد كردم.
  • نخست وجود آزمون دغدغه‌آفرین فاینال زبان بچه ها كه آرامش و تمركز را از آنها سلب كرده بود.
  • قدر پرسش‌های هدایت‌گر معلم كه به دور از شرایط انتقالی مطلب را فرا دهد را بهتر مشاهده كردم.
  • اشتباه كردیم كه درس را دشوار ارائه كردیم و سخت نزد ایشان جلوه كرد.
  • سوالات ابتدایی از مطالب اولیه كه همه بلد هستند، فرصت مغتنم یادگیری را هدر داده و حوصله مخاطب را سر میبرد.
  • گاهی كه سروصدای در هم انضباط و تمركز را می‌زداید، معلم در این میان نباید ادامه مطلب را بگوید. بلكه با ایجاد یك سكوت موقت تمركززا اداره كلاس را برای ادامه كار پی بگیرد.
  • بحث‌های پراكنده كردن و به خصوص بدون جمع‌بندی، آشفتگی ذهنی مخاطب را ایجاد می‌كند. نقشه یا طرح درس دراینجا مهم است.
  • هنگامی كه در میان كلاس سوالی امتیازی طرح كردیم، یكی از بچه ها تا اواخر كلاس بر روی آن متمركز شد و گویی از كلاس درس جدا شد.
  • هنگامی كه بحث به كفایت با گفتگوی میان بچه‌ها پخته نشده بود، همكار من به صورت انتقالی به بیان مطلب پرداخت.
  • به نظر می رسد كه شاید بهتر باشد ابتدا وی این كار را بكند تا به اصطلاح راه رفتن خودش را هم فراموش نكند و آنگاه در كلاس نظیر عملا كاستی‌ها را به وی نمایان سازم تا بر اساس پایه‌های مهارتی خویش فراگیرد.
  • واكنش به ویژه تشویق‌آمیز به مشاركت و اظهار نظر بچه‌ها به دور از تهدید و تحقیر مهم است. اشكالات ایشان را نیز باید با پرسش‌های هدایت‌گر توسط خود ایشان رفع كرد.
  • مطالبی كه در دو كلاس هم پایه گفته می‌شود باید به گونه ای باشد كه یادداشت‌های دو كلاس درس مشابه باشند. حتی حروفی را هم كه به عنوان متغیر در مفاهیم ریاضی استفاده می‌كنیم.
  • برخی از بچه‌ها توان اظهار كلامیشان بالا نبود و ناچار باید نظرشان را بر روی تخته می‌نگاشتند.

به هر روی این هم تجربه ای بود كه پیش رو قرار گرفت. خدا را شكر كه روابط محترمانه و صمیمانه و از نگاه من عاشقانه‌ای میان آقامعلم و بچه‌ها حكمفرماست و كلاس ریاضی نه تنها تابو نیست بلكه فرصتی برای ایجاد خودباوری و جلب توجه و رشد و یادگیری است. ان شاءالله






نوع مطلب : كلاس ریاضی سال تحصیلی 96-95، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.