یادداشت‌های آقا معلم
تجربیات زیسته كلاس درس
                                                        
درباره وبلاگ

این وبلاگ محفلی است كه دل‌نوشته‌ها، برداشت‌ها و گزارش‌های كلاس درس و مدرسه‌ام را به منظور آگاهی همكاران، والدین و دانش‌آموزان عزیزم درج كرده و ضمن به اشتراك‌گذاری، آنها را به بوته نقد و نظر قرار می‌دهم. همچنین با درج تجارب زیسته كلاس، امكان بازنگری و تحلیل كار معلمی‌ام را مهیا كرده تا در نهایت زمینه رشد جمعی و بهره‌وری فرایند آموزش را به ارمغان آورد.
(تلگرام mniroo@)
مدیر وبلاگ : محمد نیرو
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
بسم الله الرحمن الرحیم
اکنون که سال تحصیلی به انتها رسیده است و مطالب گوناگونی را در طی ۷۰ پست گذشته تقدیم همکاران عزیز کرده ام فکر می‌کنم که بد نباشد یک‌بار دیگر سیر کلی کلاس درس را بازگو کنم؛ شاید زمینه و یا انگیزه ای برای اجرای آن توسط سایر معلمان میهنم قرار گیرد.
سال تحصیلی ۹۶-۹۵ را در حالی آغاز کردم که تجربه ثبت و تحلیل شده سه سال گذشته‌اش را در مورد بخش مهمی از رویکرد حاضر با خود همراه داشتم. این امر به من بسیار کمک کرد که کاستی‌های گذشته را در سال تحصیلی جاری تکرار نکنم. این هم از میوه‌های مبارک تجربه‌نگاری و مستندسازی و همچنین ارزیابی و تحلیل آنهاست.

بقیه در ادامه مطلب همین پست
از آنجایی که قصد داشتم رویکرد اجتماعی فرهنگی را در کلاس درسم مبنا قرار دهم، بنابراین سعی در ایجاد تعامل حداکثری در کلاس درس داشتم. با توجه به محدودیت هایی که تعامل ناهمتراز معلم، به ویژه در حالت جمعی در پی داشت، بنابراین سعی من این بود که تعامل حداکثری دانش آموزان با همدیگر را ایجاد کنم.


با توجه به مطالعاتی که در تابستان سال گذشته در مورد کلاس معکوس انجام دادم و همچنین قصد داشتم که بستر تعامل دانش‌آموزان با یکدیگر را در قالب کارگروهی به حداکثر ممکن برسانم، بنابراین سعی کردم که مفاهیم اولیه ریاضی را با استفاده از فیلم‌های آموزشی به منازل دانش آموزان منتقل کنم تا آنها در زمانی که آمادگی مناسب داشتند بتوانند فیلم را مشاهده کنند و مفاهیم مربوط را یاد بگیرند. همچنین در صورت نیاز به تکرار مطالب گفته شده بتوانند فیلم را بازبینی نمایند.
در اینجا تجارب مختلفی به میان آمد که هریک از آنها حائز توجه بود. اول از هر چیز آن که دانش آموزان در آغاز از این نوع آموزش استقبال نمی‌کردند و برایشان جای ابهام و تعجب داشت که با حضور معلم و با وجود او چرا تدریس به صورت حضوری و زنده صورت نمی پذیرد. آنها احساس می‌کردند که بار مضاعفی از کلاس درس را باید با دیدن فیلم در منزل بر دوش کشیده و زحمت مضاعفی را باید تحمل کنند. بنابراین شاید تا حدود ۲ تا ۳ ماه این ناخوشنودی ها و مخالفت ها ادامه داشت.


گفتنی است که در مباحث آغازین کتاب درسی، مطالب آشنایی پیش روی بچه‌ها قرار داشت. از ای روی برخی از آنها از جمله دانش‌آموزان مستعدتر با مطالعه یا مرور کتاب درسی به مفاهیم مربوط نائل می‌شدند. البته همین موضوع برای من ناگوار بود و احساس می‌کردم که زحمت من برایشان بلا استفاده قرار گرفته است و آن ها قدر تولید محتوای مشقت‌بار من را درک نمی کنند. من بایستی در اینجا با سعه صدر بیشتری و با انتظار از پیش ایجاد شده‌ای از این موارد عبور می‌کردم.
ناگفته نماند که در پایان سال، هنگام مصاحبه با برخی از دانش آموزان به این موضوع پی بردم که اغلب آنها بعد از مشاهده‌ی نتایج اولین آزمون گزینه دو که تراز درس ریاضی به طور چشمگیری می‌درخشید، به این رویکرد آموزشی اعتماد پیدا کردند و همراهی بیشتری را از خود نشان دادند. بعد از آن بود که بهره‌های آنها از فیلم بیشتر شد. 


برخی دیگر هم می‌گفتند که در بعضی از جلساتی که فیلم را به درستی مشاهده نمی کردیم یا اساساً به آن توجه نمی کردیم متوجه می شویم که از رویه ی کلاس درسی که بر اساس آن استمرار پیدا می‌کرد عقب می‌ماندیم. برخی دیگر هم به این موضوع اشاره داشتند که با مواجهه با مباحثه جدید و دشوار مثل مبحث مثلثات احساس نیاز جدی‌تری به فیلم های آموزشی پیدا کردیم. جالب است که در هفته های آخر سال تحصیلی که من فصول آخر کتاب را به طور زنده و البته همراه با پرسش و پاسخ و نه صرفاً با رویکرد انتقالی و روش سخنرانی هم پیش بردم، عموم دانش آموزان اذعان داشتند که ما در این دو فصل را مانند فصل‌های گذشته که همراه با فیلم یاد می گرفتیم تسلط پیدا نکردیم و به نوعی اظهار گلایه‌مندی می‌کردند که چرا فیلم های آموزشی مربوطه را تهیه نکرده‌ام و در اختیار ایشان قرار نداده‌ام.


این موضوع برای خود من بسیار تعجب برانگیز و قابل توجه بود و تغییر مزاج و ترجیح یادگیری ایشان حتی مدیره مدرسه را نیز به تعجب واداشت. آنها استمرار این جریان را برای سال تحصیلی آتی مطالبه می‌کردند.
استفاده از تیتر و موزیک آغازین برای ایشان جالب بود. نمایش چهره‌ی معلم هنگام تدریس کردن حائز توجه بود. همچنین اظهار می‌داشتند که فیلم‌هایی که طولانی بود، به شدت برای ایشان رنج و زحمت و مرارت ایجاد می‌کرد.  چرا که آنها فیلم را همراه با فعالیت دنبال می‌کردند و من نیز هنگام تدریس در فیلم  از آنها تقاضا می‌کردم که با مواجهه با بخش‌های فعالیت‌ها و کار در کلاس‌های کتاب، فیلم را متوقف کنند و خود به انجام آنها مبادرت ورزند و سپس پاسخ خود را با ادامه فیلم بررسی کنند. بنابراین طبیعی بود که بین یک و نیم تا دو برابر زمان هر فیلم، زمان برای نگاه کردن فعال برای دانش‌آموزان مورد نیاز بود. فیلم‌های طولانی به اظهار ایشان موجب می‌شد که آنها فیلم را به سرعت جلو بزنند چون حوصله آنها سر می‌رفت.
من در ساخت فیلم، تصویر صفحه کتاب را به عنوان صفحه زمینه در نظر می‌گرفتم و با قلم الکترونیکی و با رنگ قرمز که تمایز آن با زمینه بیشتر جلوه کند سعی در حل مسئله ها و یادداشت ها می کردم. آنها اظهار کردند که این رنگ برای چشم آنها خسته کننده است و بهتر بود که از رنگی دیگر مثلاً آبی تیره یا سبز تیره استفاده می کردم. دانش‌آموزان مصاحبه شونده با وجود آنکه اظهار رضایت از وجود تصویر معلم در گوشه ای از صفحه به جهت برقراری ارتباط بیشتر و ارتباط چشمی یاد می کردند لیکن ترجیح می دادند که هنگامه حل مسئله تصویر معلم حذف شود تا حواس آنها متوجه به حل مسئله بشود و نگاهشان دچار پرش نشود و تمرکز ایشان زدوده نگردد.
همچنین آنها فیلم های حداکثر ۲۰ تا ۲۵ دقیقه ای را ترجیح می دادند گفتنی است که فیلم‌ها معمولاً در روز پنجشنبه به دانش آموزان داده می شد و همراه با آن، کاربرگ مربوطه که حاوی یک برگه سوالات در سطح فعالیت های کتاب است داده می شد تا آنها بعد از یادگیری از طریق فیلم کاربرگ مربوطه را نیز به عنوان تکلیف نخستین با خود به کلاس درس بیاورند. کلاس بعدی در روزهای شنبه بود و آنها از اینکه صبح تا بعد از ظهر هر جمعه را فرصت داشتند تا در زمانی که به طور اختصاصی بهترین بازدهی را به همراه داشتند فیلم را ملاحظه کنند.


انجام فعالیت های کاربرگ به نوعی متضمن یادگیری آنها نیز بود. با این وصف مسئله اصلی، نگاه کردن دقیق دانش آموزان به فیلم‌های آموزشی بود. من یک بار تجربه ای را پیاده کردم و در آن در آغاز کلاس درس از مطالب گفته شده در فیلم آموزشی یک پیش آزمون برگزار کردم. طبعاً آنهایی که فیلم را به شایستگی دیده بودند، می توانستند آن را پاسخ دهند و فکر می‌کنم این کار  خوبی بود و آن را برای سال آینده در کنار کوییزهای پایانی می توانم در نظر بگیرم تا زمینه دیدن فیلم به طور شایسته‌تر برای بچه ها مهیا شود. به نوعی پیش کوییز و پس کوییز با همدیگر نمره کوییز مربوط به یک مفهوم درسی را تعیین خواهد کرد.


از سوی دیگر در جلسات نخستین در آغاز جلسه روز شنبه از بچه ها می خواستم که رفع اشکال کاربر را به صورت گروهی انجام دهند بعد از مدتی پی بردم که اگر پیش از آن و در آغاز کلاس یک جمع بندی سریع با کمک دانسته های دانش آموزان صورت گیرد پیش دانسته های مورد نیاز دانش آموزان فراخوانده شده و در یک سطح قرار می گیرد.
نکته مهم در اینجا انجام دادن تکالیف دانش آموزان در منزل بود. اگر فرد یا افرادی در گروه این کار را انجام نمی‌دادند عملاً روند گروه با چالش مواجه می شد و بازدهی کیفی گروه به شدت پایین می‌آمد و سرگروه باید بار کوتاهی عضو گروه را به نوعی بر دوش بکشد و پیشرفتی فراتر از آن صورت نمی گرفت.
برای پشت گرمی سرگروه‌ها، برگه‌ای به آنها می می‌دادم که در آن، هم گزارش عملکرد گروه را درج می کردند و هم به اعضای گروه نمره ای از ۴ می‌دادند. این‌هم از شاخص‌های ارزشیابی مستمر در رابطه با فعالیت های کلاسی است که به اعضای گروه تخصیص می دادند. من هم آنها را در سامانه مدبر ثبت می‌کردم و در کنار سایر نمرات اخذ شده نمره مستمر آنها لحاظ می‌کردم. گاهی وقتا هم بررسی تکالیف را به عهده سرگروه ها می گذاشتم و از آنها می‌خواستم که در کنار نمره فعالیت کلاسی، نمره‌ای هم به تکلیف اختصاص دهند. البته معمولاً سرگروه ها هوای اعضای گروه را داشتند.


از آنجایی که نقشه راه من در کلاس درس از پیش مشخص بود، بنابراین قبل از شروع سال تحصیلی، سر گروه های خود را با مشورت معلم راهنمای سال قبل ایشان شناسایی کرده بودم. همچنین گروه‌بندی را انجام داده بودم. جایی که ثلث دانش‌آموزان صلاحیت‌های سرگروهی را داشتند گروه های سه نفره را برگزیدم و لیکن چون تعداد دانش‌آموزان مدرسه مضرب ۳ نبود بنابراین ناچار شدم دو گروه را چهار نفری تنظیم کنم. البته در نیمه دوم سال تحصیلی این دو گروه چهار نفری را به دو گروه ۳ نفری به علاوه یک گروه دو نفری تغییر دادم و تعداد گروه ها را از ۸ به ۹ افزودم.


از تفاوت های مهمی که امسال نسبت به ان سال تحصیلی گذشته پیش گرفتم و خیلی موثر واقع شد این بود که پیش از برگزاری اولین جلسه کارگروهی، نشستی ویژه سرگروه‌ها ترتیب دادم و آنها را همراه با اسلاید هایی که بدین منظور تهیه کرده بودم توجیه نمودم. همچنین هر هفته روزهای پنجشنبه صبح حدود ۳۵ دقیقه قبل از شروع اولین کلاس، جلساتی ویژه سرگروه ها برای درس ریاضی برگزار می‌کردم و در آن به سوالات چالش دار و یا کارگاه های تست می پرداختم که آنها استقبال خیلی زیادی کردند و آنرا حاکی است امتیاز سرگروه بودن خود قلمداد می‌نمودند. اگر چه حضور ایشان الزامی نبود ولی اغلب آنها پایبند به حضور در این کلاس ها بودند و آن را یک امتیاز برای خود تلقی می کردند.


هرچه سرگروه ها توانایی بیشتر داشته باشند و همچنین شایستگی های بیشتری را از خود نشان دهند، کیفیت کارهای گروهی به مراتب بالاتر خواهد رفت و یادگیری با سرعت، عمق و سرعت بیشتر و تنش کمتری انجام می‌شود. بنابراین در آن جلسه نخستین، من برخی از مهارت های ارتباط، همچنین برخی ملاحظاتی که ممکن است موجب اصطکاک در اعضای گروه بشود را به آنها گوشزد کردم. همچنین بر اساس هرم یادگیری به آنها خاطرنشان کردم که در این بازی، برنده اول آنها هستند و هرگز به دیده یک سرویس‌دهندهء صرف که دچار خسران ‌شوند نخواهند بود.
در این حال در اولین جلسه قبل از اینکه کار گروهی آغاز می شود، اسامی گروه ها را نیز اعلام کردم. اعلام اسامی بر اساس ترتیب الفبا بود تا کسی احساس تحقیر پیدا نکند. همچنین محل استقرار گروه ها و شماره مربوط به گروه ها را نیز اعلام کردم. برخی از گروه‌ها در ستون میانی کلاس لازم بود که میزهای‌شان را ۹۰ درجه دوران دهند.


البته از آنجایی که این رویکرد در سال گذشته نیز پیاده شد دانش آموزان نسبت به آن بیگانه نبودند و به نوعی آمادگی ذهنی داشتند. فقط فیلم‌های آموزشی بود که همراه با واکنش نخستین بود.
مطالب مهمی که باید به آنها اشاره کنم موضوع کوییز هاست. بحث ثبت انفرادی و میانگین گروهی کوییز ها و تأثیر نمرات مربوطه است. جزوه دانش آموزان، بسته کتاب کار و سیکل دوره ای طراحی آموزشی که مورد پسند دانش آموزان است. بحث تست‌های تکمیلی و آمادگی برای گزینه دو است. موضوع کتاب درسی و کمک‌درسی و مسائل مربوطه که می تواند در اولین جلسه بعد از دیدن فیلم آموزشی در کلاس در صورت پذیرد. بحث نوشتن یا ننوشتن صورت سوالات هست. بحث این که در ابتدای سال به دانش‌آموزان متذکر بشم که جزواتی که خودشون می نویسند و با هم تکمیل می‌کنند و یافته ها شون رو به اشتراک می گذارند در پایان باید تجمیع و مجلد شود و به صورت یک مجموعه تحویل داده بشود. البته ارزش این نوع جزوه نویسی که برخاسته از نیازهای فردی است و برای هریک منحصر به فرد است قابل ذکر است. بحث کنترل سروصدای بیش از حد گروه‌ها با ضرباتی که به میز معلم یا به شیشه تابلو اعلانات کلاس زده می‌شد. بحث استفاده از دیتا پروژکتور برای نمایش پاسخ تشریحی سوالات تکالیف که پرداختن به آنها شاید در فرصتی دیگر صورت پذیرد. فعلا برخی تصاویر را در ذیل درج می‌کنم که هر یک حاوی مطلبی است و موجب تداعی آن خواهد شد.






نوع مطلب : كلاس ریاضی سال تحصیلی 96-95، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.