یادداشت‌های آقا معلم
تجربیات زیسته كلاس درس
                                                        
درباره وبلاگ

این وبلاگ محفلی است كه دل‌نوشته‌ها، برداشت‌ها و گزارش‌های كلاس درس و مدرسه‌ام را به منظور آگاهی همكاران، والدین و دانش‌آموزان عزیزم درج كرده و ضمن به اشتراك‌گذاری، آنها را به بوته نقد و نظر قرار می‌دهم. همچنین با درج تجارب زیسته كلاس، امكان بازنگری و تحلیل كار معلمی‌ام را مهیا كرده تا در نهایت زمینه رشد جمعی و بهره‌وری فرایند آموزش را به ارمغان آورد.
(تلگرام mniroo@)
مدیر وبلاگ : محمد نیرو
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مقدمه
در یادگیری تعاملی، دانش‌آموزان در تعامل با معلّم یا با همتایان خود، علاوه بر دریافت نتایج اختصاصی كه در شماره قبل بدان‌ اشاره شد، به برخی آثار جانبی دیگر نیز به شكل فردی یا جمعی دست می‌یابند. این موارد با عنوان پیامدهای جانبی‌ در نظر گرفته شده است. مطالب مربوط به این بخش را می‌توان در دو مقولة «بهره‌های فردی» و « بهره‌های جمعی» عنوان كرد كه در ادامه به تبیین و شواهد آنها که برخاسته از تجارب زیسته نگارنده است، پرداخته می‌شود.

بهره‌های فردی

در جریان تعاملات مربوط به رفع‌اشكال گروهی و گفت‌وگوهای مربوطه، برخی توانایی‌ها در دانش‌آموزان تقویت یا پدیدار می‌شود. در این میان می‌توان به برقراری ارتباط بهتر و انتقال راحت‌تر پیام اشاره كرد. در مصاحبه‌ای که با یکی از دانش‌آموزان داشتم چنین گفت:
... توی كار گروهی ]دانش‌آموزان[ هم می‌تونن اشكالاتشون را رفع كنند و هم این ارتباطی كه بین افراد برقرار می‌شه، به غیر از كلاس ریاضی باعث می‌شه كه بچّه‌ها با هم بهتر ارتباط برقرار كنن و انتقال پیامی كه می‌خوان بین خودشون صورت بگیره راحت‌تر منتقل كنن.
برخی از دانش‌آموزان به تقویت فنّ بیان و قدرت تفهیم مطالب اشاره داشتند. نگارنده در كلاس‌های درس خود، از دانش‌آموزان می‌خواست كه مفاهیم یا شیوه‌های حل مسأله را به صورت شفاهی و مستدل بیان كنند. این كار موجب می‌شد كه گفتار ایشان تقویت شود و بتوانند به خوبی آنچه كه در ذهن دارند بر زبان جاری نمایند. این مدّعا در میان نظرسنجی‌های مكتوب پایان سال نیز مورد تأیید قرار گرفت. از جمله دانش‌آموزی كه دربارة پیامدهای جانبی این رویکرد چنین نگاشته بود: «تقویت گفتار؛ به طوری كه آنچه كه در ذهن داشتیم را بتوانیم خوب به زبان بیاوریم.». «دانش‌آموز/ ح» در مصاحبه نگارنده با وی به تقویت هوش هیجانی و فهم زبان بدن مخاطب به عنوان رهاورد این رویكرد چنین اشاره كرد: «]الان[ از چهره‌های دیگران می‌فهمیم كه باید برایشان چه طور بگیم كه متوجّه بشن؛ مثلاً كلی‌تر بگیم یا جزئی‌تر. مثلاً وقتی من به "ام" توضیح می‌دم و صورتش رو می‌بینم ]می‌فهمم[ كه متوجّه نمی‌شه، می‌رم از اوّل، كلّ جزئیات رو هم می‌گم.».
اظهار نظر «دانش‌آموز/ خ» مؤیّد تغییر گفتمان ریاضی و بهبود توضیح مستدل، به دنبال یادگیری تعاملی بود: «هر چی بیشتر جلو می‌رفتیم با استدلال بیشتری صحبت می‌كردیم و راحت‌تر توضیح می‌دادیم.». نكتة حائز توجّه این است كه برخی از دانش‌آموزان به تأثیر گفتار در كنترل ذهن و دستیابی به یافته‌های جدید به هنگام سخن گفتن پی بردند و به نوعی به رابطه زبان با اندیشه و یادگیری اشاره داشتند. این دستاورد همان است که ویگوتسکی  (1978) بر آن تأکید می‌کند و پیوند محکم بین زبان و تفکر را تبیین می‌کند. می‌توان گفت كه زبان هم حامل پیام است و هم عامل اندیشه. بنابراین همچنانكه تعاملات معلّم با دانش‌آموزان و شاگردان با یكدیگر، هوش زبانی و مهارت‌های كلامی آنها را افزایش می‌دهد، پیامدهایی از جمله ارتقاء سطح تفكّر و اندیشه را نیز به ارمغان می‌آورد.
برخی دیگر از دانش‌آموزان در تعاملات گروهی، از اعضای تواناتر گروه به ویژه سرگروه‌های خود، الگو می‌گرفتند و در شیوة بیان و انتقال مطلب و ایجاد ارتباط با دیگران، آن را به کار می‌بستند. در مصاحبه با «دانش‌آموز/ م» كه خود از اعضای به اصطلاح ضعیف درسی یکی از گروه‌ها بود، وی تغییر نگرش نسبت به مخاطب را یکی از دستاوردهای کارگروهی دانست: «...من یاد گرفتم كه هر كی از من سؤال بپرسه، خیلی بدجور بهش نگاه نكنم.». عضو دیگر گروه هم در جریان مصاحبه، به پیامد جرأت‌ورزی در پرسش‌گری و حتی فراتر از درس ریاضی اشاره كرد. سرگروه این دو نیز به مسئولیت‌پذیری و همیاری مسئولانه اشاره كرد، آنچنان‌كه ایشان گاه در زنگ‌های تفریح هم به طور خودخواسته و داوطلبانه كار را دنبال می‌كردند.
اظهارات «دانش‌آموز/ ن» نیز به اتكاء و اعتماد ایشان به دوستانشان برای رفع اشكال سؤالات در كنار معلّم دلالت داشت. به عبارتی این شیوه به ایشان كمك كرد تا دریابند كه می‌توانند روی پای خود بایستند و مسئولیت كار خودشان را بپذیرند. در این مورد او چنین گفت: «سعی می‌كنیم كه خیلی متّكی به معلّم نباشیم ... سعی می‌كنیم كه به دوستانمون اعتماد داشته باشیم و از آنها هم یاری و كمك بگیریم تا بتونیم در ریاضی پیشرفت كنیم.». «دانش‌آموز/ل» نیز كه از سرگروه‌های كلاس بود، به افزایش اعتماد به نفس خود چنین اشاره كرد: «...باعث می‌شه اعتماد به نفسم بیشتر بشه و كمتر خجالت بكشم... واقعاً كمك می‌كنه. من از لحاظ اجتماعی، اعتماد به نفسم بالاتر رفته.».
برخی سرگروه‌ها به میوة شكیبایی در این رویكرد اشاره كردند و آن را محصول صبوری در تجربة تفهیم مطالبی که حتی به زعم خود بدیهی هستند، قلمداد نمودند. یکی از ایشان كه در سال‌های گذشته عضو گروه بود، ریشة ناكامی‌های یادگیری خود از سرگروه سال‌ قبل را نپرداختن به جزئیات به ظاهر ساده و عبور ذهنی از آنها می‌دانست، لذا سعی می‌كرد به عنوان سرگروه، با رفع این كاستی، نقشی اثربخش‌تر را برای اعضای گروه خود ایفا كند. بدین ترتیب دانش‌آموزان چگونه یاددادن را نیز به تجربه یادگرفتند.

بهره‌های جمعی

تعاملات گروهی دانش‌آموزان چه در مقام رفع اشكال در كلاس درس و چه در فعّالیت‌های عملی خارج از كلاس، در ایجاد همبستگی و صمیمیت میان ایشان تأثیرگذار بود. این امر به ویژه برای دانش‌آموزان تازه‌وارد بیشتر جلوه‌گر شد. البته به دلیل اختلافات قبلی، گاهی هم ناهماهنگی و تنش میان آن‌ها ایجاد می‌شد كه در كل ناچیز به نظر می‌رسید. شاهد مثال در موارد ذكر شده، اظهارات اطّلاع‌رسان «دانش‌آموز/ ف» است كه در مصاحبة گروهی محقّق از ویژگی‌های كلاس درس خود چنین گفت:
از ویژگی‌هایی كه امسال به نظر خودم خیلی تأثیر داشت، گروهی‌بودن بیشتر فعّالیت‌ها]بود[. هم در همبستگی بچّه‌ها خیلی تأثیر داشت؛ وقتی بچّه‌ها با هم كار می‌كنن و سعی می‌كنن باهم یك نتیجه‌ای بگیرن ]و هم[ روی رفاقت و صمیمیّت بچّه‌ها هم خیلی تأثیر داشت.
درمیان نظرسنجی‌ها هم یادداشت‌هایی حاكی از پیامد مزبور به چشم می‌خورد كه در ذیل به چند نمونه اشاره می‌كنیم:
•  ... اوایل سال كه من تازه به این مدرسه آمده بودم و هیچ دوستی نداشتم، كلاس ریاضی باعث شد كه من با خیلی‌ها دوست بشم و رابطه برقرار كنم...
•  ... گاهی اوقات باعث صمیمیّت بیشتر میان بچّه]ها[ و خود من می‌شد. اما گاهی هم عكس این قضیه اتفاق می‌افتاد. اختلاف نظرها گاهی باعث تنش می‌شد...
به نظر می‌رسد كه رویكرد حاضر، جدا از تسریع و تقویت دوستی‌ها، در تقویت همیاری در سایر امور نیز مؤثّر افتاده است. این مطلب هم در اظهارات برخی از دانش‌آموزان موجود بود و هم از سوی مربیان مدرسه قابل مشاهده بود. همچنین انجام كارهای گروهی به صورت فعّالیت‌های عملی مانند پروژة ارتفاع‌سنجی در حیاط مدرسه (که در آن گروه‌های دانش‌آموزی با استفاده از مفاهیم مثلثات به تخمین ارتفاع ساختمان اقدام می‌کردند)، توان انجام كار تیمی، قدرت تصمیم‌سازی، ایده‌پردازی و تقسیم‌كار را در گروه‌های دانش‌آموزان افزایش می‌دهد. نكتة دیگری كه باید در اینجا به عنوان پیامد جانبی جمعی در نظر گرفت، این است كه در شرایط رویکرد حاضر، به دلیل فعّالیت عمومی دانش‌آموزان، كسالت و خستگی از جریان كلاس رخت برمی‌بندد. همچنانكه «دانش‌آموز/ ت» به سؤال نگارنده مبنی بر اینكه «به نظر شما كلاس خسته‌كننده هست؟»، چنین پاسخ گفت: «نه! ]در[ این حالت به طور كلی ]خستگی[ از بین می‌ره.». او فعّالیت‌های گروهی مناسب را، كانون آموزش همكاری و حلّ اختلافات دانش‌آموزی و ایجاد دوستی پایدار در میان ایشان می‌پنداشت.

جمع‌بندی

بر اساس تجربة زیسته نگارنده، آموزش بر اساس یادگیری تعاملی، به ویژه تعاملات همتراز فراگیران، بهره‌های جانبی زیر را به ارمغان می‌آورد: تقویت فنّ بیان، ارتباط زبانی بهتر، انتقال راحت‌تر پیام، تقویت یاددهی و تفهیم مطالب و بالاخره بازنمایی گزاره‌ای-كلامی اندیشه و یافته‌های جدید در پی. همچنین ایجاد گفتمان مستدل، تغییر نگرش نسبت به سؤال‌كننده و دریافت بهتر از زبان بدن مخاطب، تسرّی همیاری در دروس دیگر، پرسش‌گری و تعامل حضوری، مسئولیت‌پذیری، شكیبایی‌ورزی، خودباوری، دردآشنایی درسی و اعتمادسازی در حلّ مسأله به اتكاء همتایان، از دیگر بهره‌های فردی در اجرای رویکرد حاضر است كه اظهارات دانش‌آموزان دلالت بر آنها است.
بخشی از پیامدهای جانبی اجرای یادگیری تعاملی، ناظر به جمع دانش‌آموزان است. در این بخش می‌توان به ایجاد همبستگی، ارتباطی صمیمانه و تقویت دوستی میان دانش‌آموزان اشاره كرد. این موارد به ویژه برای دانش‌آموزان تازه‌وارد بیشتر با اقبال مواجه بود. همیاری عمومی دانش‌آموزان در عرصه‌های غیردرسی نیز بر این اساس گسترده‌تر شد. هنگامی كه فعالیت‌های گروهی دانش‌آموزان، آمیخته با جنبه‌های عملی و همراه با فضایی بازتر در خارج از كلاس صورت می‌پذیرفت، كار تیمی، ایده‌سازی و كارپردازی آنها قوّت می‌گرفت. در آخر به دلیل فعّال بودن عموم دانش‌آموزان در پژوهش حاضر، كسالت و خستگی، اغلب در میان ایشان راه پیدا نكرد.




نوع مطلب : تولید محتواها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.