یادداشت‌های آقا معلم
تجربیات زیسته كلاس درس
                                                        
درباره وبلاگ

این وبلاگ محفلی است كه دل‌نوشته‌ها، برداشت‌ها و گزارش‌های كلاس درس و مدرسه‌ام را به منظور آگاهی همكاران، والدین و دانش‌آموزان عزیزم درج كرده و ضمن به اشتراك‌گذاری، آنها را به بوته نقد و نظر قرار می‌دهم. همچنین با درج تجارب زیسته كلاس، امكان بازنگری و تحلیل كار معلمی‌ام را مهیا كرده تا در نهایت زمینه رشد جمعی و بهره‌وری فرایند آموزش را به ارمغان آورد.
(تلگرام mniroo@)
مدیر وبلاگ : محمد نیرو
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
بسم الله الرحمن الرحیم
امروز نخستین جلسه کلاس آمار توصیفی دانشجویان کارشناسی ارشد رشته تحقیقات آموزشی دانشگاه آزاد اسلامشهر را برگزار کردم. برای رسیدنم به دانشگاه بیش از یک ساعت زمان سپری شد. این کلاس برای دانشجویان ترم اولی تشکیل می شود که در مقطع کارشناسی دارای رشته مرتبط نبودند و به عنوان درس پیشنیاز ارائه شده است. در این کلاس ۱۳ دانشجو حضور دارند که در نخستین جلسه من در خدمت ۱۱ نفر از آنها بودم.
البته در زمان شروع کلاس که ۸ صبح بود تعداد کمی حضور داشتند و به مرور دانشجویان به کلاس ملحق شدند. حتی یکی از آنها تازه ثبت نام کرده بود و برای نخستین بار همکلاسی هایش را مشاهده می کرد و تصور نمی کرد که من استاد این درس در کلاس باشم. بنابراین بدون توجه به من وارد کلاس شد و با دانشجویان شروع کرد به صحبت کردن و بعد از اینکه با اشاره دانشجویان متوجه من شد خجالت کشید و عذرخواهی کرد.
در این جمع تنها دو نفر دانشجوی آقا بودند.  در این حال اغلب آنها نیز معلم بودند و برای من خیلی جالب توجه بود که با همکاران خود در یک کلاس حضور دارم. برای اینکه آنها ارتباط بیشتری با همدیگر پیدا کنند، پس از آنکه چند دقیقه  خود را
در ابتدا معرفی کردم از آنها خواستم که در مدت کوتاهی دو به دو با همدیگر صحبت کنند و سوابق تحصیلی و کاری یکدیگر را شناسایی کنند. همچنین احساسی که از این درس و انتظاری که از کلاس دارند را به یکدیگر بازگو کنند.
پس از آن یک به یک از آنها خواستم که همکلاسی مورد گفتگوی خود را معرفی کند. البته تعداد قابل توجهی از آنها چون در روزهای گذشته کلاس مشترک داشته‌اند با یکدیگر آشنا شده بودند و به ویژه خانم هایی که با اطلاعات جزئی یکدیگر را شناسایی کرده بودند. با این وجود دانشجویان جدیدالورود با سرعت با برخی آشنا شدند و دیگر کسی در کلاس احساس غریبی نمی کرد.
نکات قابل توجهی که از معرفی آنها دریافت کردم یکی این بود که اغلب ایشان معلم و یا در ارتباط با حیطه‌های آموزش هستند. همچنین با یک احساس دوگانه که هم در آن علاقه مندی به درس آمار و هم ترس از آن بود مواجه شدم. در این حال انتظار نمره ۲۰ از این درس از سوی تعداد قابل توجهی از آنها اظهار می شد. بالاخره اینکه اغلب آنها از راه های دور خود را به این کلاس رسانده بودند و در آن میان تعداد قابل توجهی از معلمان با کسوت وجود داشت که علاقه‌مندانه پای به این رشته گذاشته بودندوپس از آن به عنوان مقدمه قدری در موضوع تدریس و یادگیری و لوازم هریک سخن گفتم و آن را به کلاس درس خود و رویکرد و رویه مربوطه مرتبط کردم.
از آنجایی که این کلاس به مدت سه ساعت تعریف شده است بعد از اتمام این مقدمه که همراه با اتمام نیمی از زمانی کلاس بود تنفس کوتاهی اعلام کردم. البته از آنجایی که کلاس در طبقه چهارم ساختمان دانشکده ای بود که آسانسور آن به قدری با تأخیر و با کندی حرکت می‌کرد، اغلب دانشجویان ناگزیر به تردد از پله ها بودند و آنها به صرفه نمی دیدند که تا بیرون از دانشکده حضور پیدا کنند و خود را به بوفه و صرف چای برسانند.
اما از آنجا که تا پایان ترم که احتمالاً قبل از هفته دوم دی ماه است تنها حدود ۱۲ جلسه خواهیم داشت بنابراین از همین جلسه تصمیم گرفتم که بحث اول از موضوع آمار را آموزش دهم. برای این منظور چهار کتاب از درس آمار که توسط نویسنده های مختلف تدوین شده بود را با خود به کلاس برده بودم. با بررسی این کتاب ها مشاهده می شود که موضوعات کلی در میان آنها تفاوت قابل توجهی ندارد و تنها و نگارش و مثال ها و تمرین های آنها با هم متفاوت است.
من به عنوان نخستین مطلب از این درس به سه موضوع کلی اشاره کردم. این موضوعات عبارت بودند از اهمیت بحث آمار و تمایز آمار توصیفی و استنباطی، موضوع مربوط به متغیرها و انواع آنها و بالاخره مقیاس ها و انواع آنها در آمار که آنها را در پای تخته نوشتم.



بعد از آن دانشجویان را به سه گروه تقسیم کردم و کتابها را در میان آنها توزیع نمودم. پس از آن به هر یک از گروه ها یکی از موضوعات را اختصاص دادم و از آنها خواستم که از کتاب مربوطه، تعاریف و نکات مربوط به موضوع خود را بیابند. هنگام معارفه دانشجویان متوجه شدم که سه نفر از آنها یا معلم ریاضی بوده اند، یا لیسانس مهندسی داشتند و یا رشته ریاضی کاربردی مقطع کارشناسی را سپری کردند. بنابراین هر یک از آن‌ها را در هر یک از این گروه‌ها قرار دادم تا به نوعی نقش سرگروهی را ایفا کنند.
بدین ترتیب آنها مطالب را جستجو می کردند و در این حال یادداشت برداری نیز می نمودند.


پس از اعلام هر یک نفر از گروه های سه گانه، گرد هم جمع می شدند و آنچه را که از موضوع خود دریافته بودند به نفرات دیگر انتقال می‌دادند. بدین ترتیب تمامی دانشجویان تصویر روشن از تمامی موضوع های سه گانه پیدا کردند.


البته با توجه به اینکه تعداد حاضرین مضرب ۳ نبود برخی از گروه‌ها چهار نفره تشکیل شدند و گاه دو نفر از یک موضوع در گروه حضور می‌یافتند و به اتفاق موضوع خود را برای همکلاسی های خود ارائه می‌کردند.



بعد از این مرحله دوباره گروه ها را به بازگشت به حالت اول دعوت کردم.  از آنها خواستم اکنون که با ارائه مطلب خود به دیگر دانشجویان و احتمال دریافت بازخورد ها و سوالات احتمالی نسبت به محتوای مربوط به خود تسلط بیشتری پیدا کردند دوباره یافته های خویش را به اشتراک بگذارند. در این حال طرح یک ارائه در جمع را از موضوع خود تنظیم نمایند. همچنین نکات و مطالب قابل توجه در موضوع خود را بر روی برگه های A۳ که از قبل آماده کرده بودم و همراه با ماژیک هایی در رنگ های مختلف در اختیار آنها قرار داده بودم یادداشت نمایند.



پس از آن بود که نماینده‌هایی از گروه ها در مقابل کلاس حضور می یافتند و عناوین یادداشت‌ها بر روی تخته را یک به یک تبیین می کردند و در این حال مطالب یادداشت کرده بر روی برگه های مشخص را برای دیوار نصب می نمودند تا دیگر دانشجویان از آنها بهره مند شوند.



من در این جلسه از اسلاید وهمچنین انیمیشن در مقدمه استفاده کردم. وجود صندلی‌های دسته‌دار متعدد در کلاس که فضای تردد را بسیار دشوار کرده بود حاکی از آن است که در این کلاس درس هایی با جمعیت بالا تشکیل می شود. در این حال دانشجویان برای انجام کار گروهی ناچار بودند که صندلی های خود را روبروی یکدیگر بچرخانند. من هم فعالیت های آنها را مشاهده می کردم و گاه در میان آنها عبور کرده و راهنمایی های لازم را ارائه می کردم.
به نظر می‌رسد این کلاس آمار که زمان زیادی را به خود اختصاص می‌دهد و دانشجویان علوم انسانی حس خوب و اعتماد به نفس بالایی نسبت به آن ندارند تنها باید
یادگیری را با رویکرد های فعالیت محور و تعاملی، تسهیل کرد و خودباوری و نگرش مثبت را به آنها اعطا نمود.



هنگامی که من از یکی از دانشجویان تقاضا کرده بودند که برداشت و احساسش را از اولین جلسه کلاس ها ما را بازگو کنند نماینده کلاس بود چنین نوشت:
من اولین بار بود که هم در دوره دانشجویی و هم در سال های خدمتم این شیوه تدریس تجربه کردم و تاثیر این روش تدریس آنقدر زیاد بود که فردا تصمیم گرفتم در درس هدیه کلاسم این روش تدریس دانش اموزانم هم تجربه کنن و همین جلسه اول باعث شد مشتاق جلسات بعدی باشم تا روش دیگه ای از شما یاد بگیرم. امروز با همکاران در رابطه با همین شیوه تدریس شما صحبت کردم و در آخر به همکارا گفتم وقتی تدریس شمارو دیدم به این نتیجه رسیدم ما هیچکدوم معلم نیستیم و میخوام در فرصتی که افتخار شاگردی شمارو دارم از روش های تدریستون و هم چنین تجربیاتتون در امر آموزش استفاده لازم ببرم.




نوع مطلب : تجارب دانشگاهی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




جمعه 19 آبان 1396 08:32 ق.ظ
درود و سپاس استاد نمونه، بنده بعنوان دانشجوی شما در دانشگاه خاتم این روش تدریس را در کلاس شما تجربه کرده ام.و به اساتیدی چون شماافتخار می کنم که برای نظام آموزشی کشورمان تلاش می کنند.
محمد نیرو

سلام همکار گرامی
ما هم به دانشجویان کوشا و باانگیزه ای چون شما مفتخریم.
شنبه 22 مهر 1396 09:58 ب.ظ
سلام آقای دکتر
تبریک ...
تبریک بیشتر به دانشجویان شما
بسیار عالی.
روزهای پر از موفقیت و پرباری را برای شما و دانشجویان خوش شانستان آرزو دارم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.