یادداشت‌های آقا معلم
تجربیات زیسته كلاس درس
                                                        
درباره وبلاگ

این وبلاگ محفلی است كه دل‌نوشته‌ها، برداشت‌ها و گزارش‌های كلاس درس و مدرسه‌ام را به منظور آگاهی همكاران، والدین و دانش‌آموزان عزیزم درج كرده و ضمن به اشتراك‌گذاری، آنها را به بوته نقد و نظر قرار می‌دهم. همچنین با درج تجارب زیسته كلاس، امكان بازنگری و تحلیل كار معلمی‌ام را مهیا كرده تا در نهایت زمینه رشد جمعی و بهره‌وری فرایند آموزش را به ارمغان آورد.
(تلگرام mniroo@)
مدیر وبلاگ : محمد نیرو
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه 24 آبان 1396 :: نویسنده : محمد نیرو

در پست قبلی برخی از محاسن کلاس آمار را بیان کردم. در این پست می خواهم برخی از کاستی ها یا بهتر است بگویم چالش های آن را بر اساس کلاسی که در روز چهارشنبه 24 آبان ماه برگزار شد اشاره کنم. این جلسه ششم کلاس بود و سومین جلسه ای بود که در آن دانشجویان بعد از نگاه کردن فیلم آموزشی به کلاس آمده بودند. امروز یکی از دانشجویان که جلسه گذشته فیلم آموزشی را مشاهده نکرده بود اظهار داشت که استاد خود شما تدریس کنید.

فکر می کنم به دلیل آنکه فیلم مربوط به این را به شایستگی مشاهده نکرده بود، بنابراین در کار گروهی نیز از دوستان خود بهره کافی نبرده بود. در این حال او انتظار داشت که من خودم تدریس کنم. به نظر می رسد که بهره برداری از کلاس وابسته به نگاه کردن فیلم آموزش در پیش از کلاس از سوی دانشجویان باشد. آنها به خوبی می دانند که در این شرایط دیگر دانشجویان هرگز جای خالی استاد را پر نمی کنند. بنابراین کارگروهی زمانی اثربخش است که دانشجویان بعد از بازدید فیلم در همیاری حل آن اقدام کنند و در اشکال موضوعات را خوب یاد بگیرند.

نکته دیگر این است که به نظر می‌رسد باید فیلم های بلند را به قطعات کوتاه تبدیل کرد. دانشجویان اظهار می داشتند که در اواخر فیلم گویا دچار اضطراب می شود این اضطراب به نظرم می رسد که ناشی از هجمه گسترده اطلاعات است که در آن فیلم منتقل می شود. همچنین خستگی و کاهش انرژی که در این مسیر در اواخر فیلم بر آنها وارد می‌شود. جالب است که آنها همین نکته به ظاهر ساده را کمتر مورد توجه قرار می دادند و خود ایشان فیلم را در قطعات مختلف و در زمانهای متفاوت نگاه نمی کردند. البته برخی دانشجویان رویه های مختلفی را نیز برای نگاه کردن فیلم برمی گزیدند. مثلا یکی می گفت که من ابتدا صدای فیلم را از گوشی نگاه می کنم بعد همراه کتاب درسی، فیلم را نگاه می کنم.

بنابراین به نظر می‌رسد بهتر خواهد بود که مانند دانش آموزان مدرسه فیلم را حداکثر در زمان‌های ۱۵ دقیقه ای تنظیم کنم تا آنها را در مدیریت نگاه کردن و استفاده درست از فیلم ها راهنمایی کنم و بدین شکل ایشان فیلم را در زمان های مختلف مشاهده کنند.

[http://www.aparat.com/v/PoAXJ]

امروز همچنین فرصتی ایجاد شد تا در پایان کار گروهی سوالاتی را از مباحث مربوط به این فصل بر روی تخته نوشتم و از آنها خواستم که خود این مسئله ها را که نمونه‌های از مسائل امتحان است حل کنند. نکته جالب توجه برای من این بود که تقریباً تمامی دانشجویان موفق به حل درست این سوال‌ها شدند. به عبارت دیگر آنها در عمل این فصل را هم یاد گرفتند و با اعتماد به نفس بیشتر و احساس لذت یادگیری مسائل مربوطه به پایان این فصل را هم به عنوان تکلیف جلسه آینده حل خواهند کرد.

نکته جالب دیگر اینکه خانم جنتی به عنوان دانشجوی میهمان با یک جعبه شیرینی تر به کلاس آمد و کامل دوستان در میانه کلاس شیرین شد و بر شیرینی یادگیری تعاملی آنها افزود. ظاهراً برای جلسات آینده نیز این کار توسط سایر دوستان و دانشجویان به مناسبت های مختلف تکرار خواهد شد. بدین ترتیب می‌توان کلاس سه ساعتی را بی وقفه و با خستگی حداقلی دنبال کرد و با رویی گشاده و احساس شعف آن را به پایان رساند.

در پایان گزارش یکی از دانشجویان را از این جلسه می آورم.

خاطرات یک روز آماری

امروز چهارشنبه 24 آبان ماه سال 96 تقریبا" دوماه از ترم اول کلاس ارشد می گذرد، وارد دانشگاه شدم به سمت ساختمان دانشکده علوم تربیتی رفتم مثل همیشه می خواستم از پله ها طبقه سوم بروم که برخلاف هفته های پیش آسانسور طبقه همکف بود و خوشبختی نصیب من شد وبرای اولین بار از آسانسور استفاده کردم .

اولین کلاس ، درس آماربود درسی که به ظاهر سخت ولی درباطن شیرین به نظر می رسه واکثر بچه ها درابتدای کلاس با آه وناله شروع می کنند ودرپایان کلاس آسوده خاطر کلاس را ترک می کنند.
وقتی وارد کلاس شدم تنها دونفر از دانشجویان سرکلاس حضور داشتند بعد از سلام واحوالپرسی تعداد کمی از دانشجویان اضافه شدند وبالاخره استاد راس ساعت 8 باظاهری آراسته وروی گشاده ولبخند مانند هفته های پیش وارد کلاس شدند وبعد از سلام واحوالپرسی شش نفری که درکلاس حضور داشتیم دریک ردیف کنارهم نشستیم.

استاد نفرات را از سمت چپ کلاس به ترتیب به صورت شماره های 1و2شماره گذاری کردند وقرارشد نفرات هم شماره دریک گروه قراربگیرند .تقسیم بندی نفرات درگروهها معمولا بصورتی انجام می گیرد که سه نفر از دانشجویان که سابقه ریاضی داشتند و تسلط بیشتری دارند هر یک در یکی از گروه ها حضور داشته باشند.

درحین جابجاشدن بچه ها نکته جالبی توجه من را به خودش جلب کرد یکی از دوستان که شماره 2بود و می بایست درگروه ما قرار می گرفت و تا حالا با من هم گروه نبودیم تمایل داشتند به گروه دیگری برود ودوست دیگری که شماره 1 بودند وجلسه گذشته درگروه ما بودند تمایل داشتند درگروهی که من هستم باشند. برای من تجربه با نفرات جدید همیشه خوشایندتر است تا با یک گروه همیشگی، چون از تجربیات ودیدگاه های تمامی افراد بهره مند شدن برای من مطلوب تر است و وابسته و شرطی شدن سدی است برای عدم پیشرفت.

من از دوست عزیزم درخواست کردم که اگرتمایل دارند درگروه دیگر باشند وبه آن گروه ملحق شوند وبادوست دیگری جابجا شوند ،که در وهله اول تصورکردند من ناراحت شدم درصورتیکه اصلا اینطور نبود.

درابتدای کار قراربراین شد که پاسخ های تشریحی فصل چهارم را با افرادگروه چک کنیم تا مشکلات تک تک نفرات رابررسی وبا همفکری یکدیگر صحیح ترین پاسخ یاروشهای متفاوت را از فرمولهای مختلف با هم بدست بیاوریم .هنوز کاربصورت جدی شروع نشده بود که دوستان جدید وارد کلاس شدند.یکی ازنفرات جناب آقای یحیی زاده بودندکه هفته گذشته زائرکربلا بودند وقتی وارد کلاس شدند استاد به سمت ایشان رفته ودست داده وروبوسی کردند که با خضوع وفروتنی که از استاد درکلاس به چشم می خورد انتظار این برخورد نیز می رفت ولی متاسفانه با نگاه تعجب آمیز بعضی از دوستان مواجه شدم . تمامی بچه ها پس از عرض زیارت قبول ودرخواست ولیمه درحدشوخی برجای خود قرارگرفتند وگروه سوم هم باحضور خانم عسگری تشکیل شد،درواقع سه گروه چهارنفره.دراین جلسه سرکارخانم جنتی از دانشجویان دانشگاه خاتم نیز به عنوان مهمان مجددا" حضورداشتندوبا آوردن شیرینی میزبانانی چون مارا شرمنده کردند.

بعد ازبرقراری آرامش وقرارگرفتن دانشجویان درگروهها پاسخ های سوالات تشریحی درهریک از گروههابررسی شد ونماینده هرگروه به دلیل کمبود وقت صرفا" جواب نهایی هریک از سوالات را برروی تابلو جهت مقایسه نوشتند.



پس ازاتمام کار دانشجویان ،استاد پاسخ هارا مقایسه ونکات لازم درنوشتن فرمولها را متذکرشدندبعنوان مثال دریکی از سوالها cv قد و وزن خواسته شده بود که دوستان برروی تابلو نوشته بودند ....= قد که درعلم ریاضیات وفرمول نویسی خیلی نوشتن این نکات حائز اهمیت است نکته ای که شاید دانشجویان کمتر به آن بها می دهند وصرفا نوشتن جواب آخر را کافی می دانند.


استاد دراین جلسه نحوه محاسبه واریانس –میانگین وانحراف استاندارد را با استفاده از نرم افزار اکسل توضیح دادند وخاطرنشان کردند که نرم افزار اکسل برای محاسبه انحراف استاندارد N-1 را درمخرج فرمول درنظر می گیرد درصورتی که معمولا براساس کتاب دانشجو Nرا درنظر می گیرد.

پس از اتمام این بخش ،یادگیری فصل پنج به شرح زیر شروع شد به این ترتیب که چهارنفری که درهریک از گروهها بودند یکی از شماره های 1-2-3-4 را انتخاب کردند وچهارموضوع فصل پنج که شامل چارک شماره یک –دهک شماره دو– نقطه درصدی شماره سه ورتبه درصدی شماره چهاربه افراد طبق شماره هایشان اختصاص یافت وگروههای تخصصی درهرموضوع به شکل جداگانه شکل گرفت تا باتوجه به فیلم آموزشی که توسط استاد تهیه وارسال شده بود وپیش آموخته های هریک از دانشجویان تعاملات لازم جهت یادگیری عمیق تر مطلب شکل بگیرد.

درحین جابجایی دانشجویان ، دانشجوی جدیدی بنام خانم افضلی وارد کلاس شدند وپس از صحبت بااستاد جهت آشنایی با دوستان ،شیرینی را که خانم جنتی زحمت کشیده بودند راتعارف دوستان کردند.
اصطلاح جالب استاد که قند خون بچه ها پایین اومده منو یاد جمله اقای مهران مدیری دربرنامه دورهمی انداخت که می گفتند انرژی هاتون نیفته.
خانم افضلی دانشجوی تازه وارد توسط استاد جهت حضور درکلاس پذیرفته شدند این درحالی بود که صبح دوتا از دانشجویان رشته دیگری سراسیمه داشتند خودشان را به کلاس می رساندند که اگر تاخیر می داشتند نمی توانستند درکلاس حضور یابند .شاید مشکل از من دانشجو هست که باید همیشه خط کش بالای سرم باشد تا منظم ودقیق کارکنم وازبرخورد خوب واحترام آمیز اساتید ودوستان خوب سوءاستفاده کنم این درحالیست که اکثریت دوستان خودشان فرهنگی هستند و با شاگردان خود قطعا درمواجهه با چنین رفتارهایی برخورد می کنند.


وقتی درگروههای تخصصی جابجاشدیم من بعنوان یک همکلاسی انتظارم از هم گروهی خوداین بود که حداقل یک بار درس استاد را گوش داده باشد ونکات مهم را یادداشت کرده باشد ولی متاسفانه این اتفاق نیافتاده بود واین برای من که یک دانشجو هستم بسیار تاسف بار است واحساس شرمندگی می کنم چراکه همه ما به میل شخصی وبا پذیرفتن تمام مشکلاتی که درمسیر درس خواندن پیش رو داریم قدم دراین راه گذاشته ایم.
برای بعضی ازدانشجویان این شیوه تدریس خوشایند نیست واز استاد انتظاردارند درکلاس وپای تابلو درس بدهد وپیش خود تصور می کنند استاد درکلاس کاری انجام نمی دهد. درصورتی که اگر منصفانه بخواهیم نگاه کنیم درمقطع ارشد اساتید فقط منابع را معرفی می کنند وحضور درکلاسشان را منوط به رفع اشکال میداننددرکلاس آمار نیز  همانند اساتید دیگرکلاس ها              می توان  سرفصل مطالب رابیان ومیزان یادگیری را بسته به میزان استعداد دانشجوگذاشت وحال این دانشجو برای یادگیری بیشتر باید زمان بیشتری صرف کند نه استاد. بعد ازاتمام زمان درگروههای تخصصی ،هریک از نفرات به گروه اولیه برگشته ومبحث مربوط به خودرا به دیگر افراد گروه توضیح داده تا اگر هنوز مشکلی دراذهان باقی مانده رفع ورجوع نماید.

از نکات مهم کلاسهای jigsaw حضور مداوم استاد درهریک از گروهها وگوش فرادادن به نحوه صحبت دانشجویان وبرطرف کردن ایرادات ومسائلی است که هنوزبرای عده ای  نامفهوم باقی مانده است.این روش خیلی دشوارتر ازاین است که استاد درپای تابلو مطالب را عنوان کند وبقیه را بعهده دانشجو بگذارد ،ایستادن درکنار هرگروه  وتوجه به نکات کارگروهی دشوارتر به نظر می رسد مخصوصا اگر قدبلند باشید این مسئله را به لحاظ فیزیکی وجسمی بیشتر درک خواهیدکرد.
پس از اتمام مباحث فصل پنجم استاد سه سوال به ترتیب مطرح کردند که هرنفر درابتدا به تنهایی همانند کوئیز حل نماید وپاسخ سوال را برروی تابلو بنویسد ودرنهایت یکی از دانشجویان پاسخ کامل را برروی تابلو یادداشت می نمود.به همین ترتیب سه سوال برای درک بیشتر مفاهیم بسیار سودمند واقع شد.


قبل از شروع یادگیری فصل پنجم سرکار خانم شریفی که درگروه مابودند به دلیل کاری که برایشان پیش آمده بود کلاس را ترک کردند وازمن خواستند سوالات مطرح شده درکلاس رابرایشان بفرستم.

جناب آقای حسن پور درکلاس به تنهایی درردیف جلو کلاس به حل تمرین ها می پرداختند که به نظر می رسید مسئله ای ذهنشان را مشغول کرده که درکلاس بعدی متوجه شدم متاسفانه خواهرشان به همراه دوتن از دوستانشان درمقابل دبیرستان بایک پراید که راننده آن گواهینامه نیز نداشته تصادف کرده اندکه خوشبختانه برای خواهرشان اتفاق جدی نیفتاده بود.

درپایان برداشت شخصی خودراازکلاس آمار اینگونه می توانم بیان کنم که:

1-بعضی از دانشجویان به امید دوره مباحث درکلاس ،شاید اصلا فیلم آموزشی را مشاهده ننمایند.

2-شاید هنوز بیشتر دانشجویان شیوه سنتی آموزش را به جهت دور بودن ازتکنولوژی های جدید ترجیح می دهند.بعنوان مثال اگر همه بچه ها با نرم افزار اکسل آشنابودند فرصت بسیار مغتنمی برای من وامثال من بود تا از دانسته های بیشتر استاد استفاده می کردیم.

3-دردوران جنگ تحمیلی سال تحصیلی 68-67 یک بخشی از دروس کلاس اول را درمنزل از طریق تلویزیون آموزش می دیدم که با توجه به سن همکلاسان عزیز قطعا اکثریت این دوران را تجربه کرده اند وبرای یادگیری بیشتر هم تلاش بیشتری می کردیم ولی الان با گذشت این همه سال وگذراندن 16سال تحصیلی چرا از وجود اساتید ،دوست نداریم استفاده کنیم ویا حتما باید نمره درکارباشد که برویم ومطالعه کنیم . ایکاش صرفا جهت پاس شدن ودریافت نمره درس نخوانیم.

4-یکی از ایرادات خود من دردرس آمار تفسیر داده هاست وفرق آمار استنباطی وتوصیفی درکنار هم هنوز بعنوان یک question mark درذهنم باقیست که حالا پاسخ سوال را چگونه تفسیر کنم.

5-دراین کلاس زمان کاملا کنترل شده می باشد ووقت کلاس به هیچ وجه بیهوده تلف نمی شود.

6-احساس خستگی دردانشجویان به لحاظ پویا بودن محیط به چشم نمی خورد.

7-نکته خیلی جالب حداقل برای من شیوه گفتاری استاد می باشدکه بسیار شمرده –کتابی وفصیح صحبت می کنندکه شاید کمتر افرادی از  اینگونه واژگان ولغات استفاده می کنند که قابل تقدیر است وخوب صحبت کردن –خوب نوشتن وخوش خط بودن درکنارهم هنری بس بزرگ است که شامل حال هرکسی نمی شود.

8-خداوند دوست دارد آثارنعمتهایش را دربندگانش ببیند قطعا" معلمان واساتید نیز دوست دارند آثار زحمات وتجربیاتشان را در دانشجویانشان مشاهده نمایند، کاش خوب تلاش کردن را از کودکی بیاموزیم وقدردان زحمتهای دیگران درحق خودباشیم.

9- برروی درکلاس بنویسم لطفا با لبخند واردشوید وتمام مشکلاتتان را درپشت در تنها برای سه ساعت جابگذارید.





نوع مطلب : تجارب دانشگاهی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.