یادداشت‌های آقا معلم
تجربیات زیسته كلاس درس
                                                        
درباره وبلاگ

این وبلاگ محفلی است كه دل‌نوشته‌ها، برداشت‌ها و گزارش‌های كلاس درس و مدرسه‌ام را به منظور آگاهی همكاران، والدین و دانش‌آموزان عزیزم درج كرده و ضمن به اشتراك‌گذاری، آنها را به بوته نقد و نظر قرار می‌دهم. همچنین با درج تجارب زیسته كلاس، امكان بازنگری و تحلیل كار معلمی‌ام را مهیا كرده تا در نهایت زمینه رشد جمعی و بهره‌وری فرایند آموزش را به ارمغان آورد.
(تلگرام mniroo@)
مدیر وبلاگ : محمد نیرو
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دانشجوانی که درس جامعه شناسی آموزش و پرورش را گذرانده اند احتمالا با نظریه برنشتاین آشنا هستند. به حسب نظریه برنشتاین ,جامعه شناس انگلیسی بین طبقه اجتماعی و زیان آموزی کودک ارتباط گسترده ای وجود دارد او معتقد است که که طبقه اجتماعی فرد از طریق تاثیر آن برساختار خانواده گونه زبانی کودک را تعیین می کند. برنشتاین ا زدو گونه زبانی محدود و گسترده صحبت می کند. به حسب این طبقه بندی زبان طبقات محروم, ساده , غیر اقناعی و غیر استدلالی و گستره  اش محدود است در حالی که زبان طبقات متوسط و بالا , اقناعی و استدلالی و غنی تر  است. .برنشتاین معتقد است که زبان کتاب های درسی, زبان طبقه متوسط و بالاست و کودکان طبقات محروم نمی توانند با آن ارتباط برقرار کنند از این رو برنامه د رسی محرومیت آن ها را تثبیت می کند.  سال 1389 فیلم جدایی نادر از سیمین آمده بود و پس از دیدن فیلم , بخش هایی از دیالوگ هایی که بین نادر (پیمان معاذی) و سیمین ( لیلا حاتمی ) و ترمه دخترشان رخ می داد با بخش هایی از دیالوگ های حجت (شهاب حسینی) و راضیه (سارا بیات) را انتخاب کردم و یادداشت مربوطه را با راهنمایی استادم دکتر عطاران نوشتم. به نظرم فرهادی بسیار موشکافانه روی دیالوگ های فیلم کار کرده است و خوب از عهده پردازش شخصیت ها برآمده است. برخی دیالوگ های او ماندگارند.


مقدمه
امروزه سخن از فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) و بهره‌جویی از آن در عرصه‌های گوناگون، زیاد به میان می‌آید. با این وجود ارتباط گفتاری میان افراد و بدون مصنوعات واسطه‌ای، از جمله عمیق‌ترین و مؤثرترین نوع ارتباطات بوده كه گاهی در محیط‌های اجتماعی، آموزشی و خانوادگی مورد غفلت قرار می‌گیرد. چنین ارتباطی موجب ظهور و بروز انواع تعاملات اجتماعی و مبداء بسیاری از آموزش‌های رسمی و غیررسمی می‌شود. در این حال، برخی آن را موجب فربهی جان و معرفت آدمی ‌پنداشته  و برخی دیگر با طرح هوش زبانی-كلامی، آن را در كنار دیگر هوش‌های چندگانه، ابزاری برای شناخت و یادگیری معرفی نموده‌اند . بنابراین در حوزه جامعه‌شناسی آموزش و پرورش، بررسی قواعد زبان‌شناختی از موضوعات مهم به شمار می‌آید كه اندیشمندان در این حوزه از جمله باسیل برنشتاین، فیلسوف و جامعه‌شناس معاصر به آن پرداخته‌اند.

تأثیر قواعد زبان‌شناختی بر اختلاف طبقاتی
برنشتاین ساختار جامعه را دارای نابرابری‌های طبقاتی می‌داند كه تأثیرات آن از طریق خانواده، با ایجاد قواعد زبان‌شناختی متأثر از طبقه اجتماعی مربوطه، منتقل شده و همین امر خود موجب ساختار و فرایند باز تولید طبقاتی می‌شود. به اعتقاد وی، نحوة گفتار و شكل روابط اجتماعی افراد، با ارتباطی دو سویه، در تأثیر و تأثر یكدیگرند. بدیهی است گفت و شنود در خانوادة یك كارگر ساده، در قیاس با خانوادة یك فرد فرهیخته علمی یا اداری در موضوعی واحد، هم در واژگان به كار گرفته شده و هم در چیدمان و هارمونی آن تفاوت زیادی وجود دارد. این موضوع برای قواعد زبان‌شناختی كودكان در ساختار اجتماعی و در خلال جامعه‌پذیری ایشان بیشتر حائز اهمیت است. برنشتاین مشخصاً به دو طبقه كارگر و متوسط اشاره می‌كند. وی كودكان طبقه كارگر را واجد قواعد محدودی می‌داند كه ناشی از تأكید اندك مادران آنها بر زبان به هنگام جامعه‌پذیری ایشان بوده و از سوی دیگر كودكان طبقه متوسط را با دارا بودن قواعد دقیق و مفصل كه منبعث از پاسخ‌های منطقی والدین این گروه به پرسش‌های ایشان می‌باشد، تبیین می‌كند.
در قواعد محدود یا زبان عامیانه، جملات، ساده، كوتاه و توصیفی است. در این رویكرد، نمادها با سطح پایینی از تعمیم بیان می‌شوند و استفاده اندكی از قید و صفت، صورت می‌گیرد و مرزی بین محتوا و امر و نهی‌ها وجود ندارد؛ بنابراین ابراز احساسات كودك به طور ضمنی مطرح می‌شود. اما قواعد مفصل یا زبان رسمی، ساختار پیچیده‌ای دارد و متمایل به امور انتزاعی است و از دایره لغات بسیار گسترده‌ای استفاده می‌كند و كودك با داشتن زبان انعطاف‌پذیری می‌تواند احساسات و عقاید خود را به هر دو زبان بیان كند. به اعتقاد برنشتاین این تفاوت در الگوی زبانی، نه ناشی از تفاوت در ضریب هوشی است؛ بلكه ناشی از تفاوت در روابط اجتماعی است. وی همچنین معتقد است عقب‌ماندگی نسبی بسیاری از كودكان طبقه كارگر، تا حدود زیادی نتیجه عقب‌ماندگی‌هایی است كه توسط فرایند زبان‌شناختی منتقل شده است. بنابراین فرزندان طبقه كارگر با داشتن سرمایه فرهنگی كمتر، از موقعیت پایین زبان‌شناختی خود در عذابند.
این تفاوت‌ها با ورود كودك به مدرسه بیشتر نمایان گردیده و اهمیت می‌یابند. زیرا نوع زبان مورد قبول و استفاده در مدرسه، همان قواعد مفصل است. زبانی كه برای كودك طبقه متوسط آشناست و كودك طبقه كارگر با آن بیگانه است. به زعم برنشتاین از آنجا كه مدرسه بر حالت ابزاری، عقلانی، سازنده و تحقیقیِ تفكر و دانش تأكید دارد، بنابراین زبان، نوعی نقطه ضعف و عامل عقب ماندگی برای كودكان طبقه كارگر و نوعی امتیاز مثبت برای كودكان طبقه متوسط به حساب می‌آید و این امر نیز به شكاف میان این دو دامن می‌زند.


قواعد زبان‌شناختی  طبقاتی در جدایی نادر از سیمین
در فیلم جدایی نادر از سیمین، شاهد تعامل و تقابل دو خانواده از دو طبقه كارگر و متوسط جامعه هستیم. اگرچه منتقدین زیادی در له یا علیه این فیلم، از جنبه‌های گوناگون اجتماعی، اخلاقی، سیاسی، حقوقی و فنی سخن‌ها رانده‌اند، لكن آنچه در این نوشتار مطمح نظر است، تحلیلی از آن بر مبنای نظریه برنشتاین است. شخصیت‌های اصلی این فیلم عبارتند از نادر و سیمین و فرزندشان ترمه از طبقه متوسط جامعه و همچنین حجت و راضیه و دختر كوچكشان سمیه از طبقه كارگر. صرف نظر از داستان غم‌انگیز این فیلم و پایان أسف‌بار آن، شاهد نحوه گفتمان متفاوت میان این دو خانواده در روابط درونی و بیرونی آنها هستیم.
در مطلع فیلم و در گفتگوهایی كه میان نادر و سیمین در دادگاه و در حضور قاضی و حتی با وی در می‌گیرد، ناظر بر آنیم كه دیالوگ‌ها اگرچه همراه با لحنی ناآرام و بعضاً پرخاشگرانه است، ولی در فحوای آنها جنبه‌هایی از براهین پیدا و پنهان ملحوظ است كه نوشته حاضر قصد ارزش‌گذاری و قضاوت آنها را ندارد؛ هرچند كارگردان با قرار دادن دوربین به جای قاضی، از ابتدای فیلم بیننده را به قضاوت طلبیده است، تا آنجا كه در خاتمه فیلم نیز پاسخ دخترشان ترمه را در انتخاب پدر یا مادرش ناتمام و بر عهده بیننده واگذار نموده است. اصطكاك میان این زوج، در دیگر صحنه‌های فیلم نیز باز مبتنی بر احتجاجات غالباً منطقیِ گاه تندی استوار است؛ علاوه بر اینكه در هیچیك از دعوا‌های ایشان، الفاظ توهین‌آمیزی مبادله نمی‌گردد و عقاید و احساساتشان را با كلام، و در اوج فشار با اشك، تجلی و تسلی می‌بخشند.
بدیهی است كه خانواده‌ای با این شاكله، در دوران صلح و صفا، به طریق اولی گفتگویی نیكوتر از این را با واژگانی آمیخته با مهر در پیش می‌گیرند و چون فیلم در پی مقصودی خاص تدوین گردیده، ضرورتی در به تصویر كشاندن آن نداشته است.
این زن و شوهر طبقه متوسط، كه یكی كارمند بانك و دیگری معلم زبان یك مؤسسه آموزشی است؛ با داشتن سلایق متفاوت از جمله موسیقی مورد علاقه‌شان كه یكی موسیقی سنتیِ با آواز شجریان، و دیگری موسیقی مدرنِ با نماد پیانو می‌باشد، گفتگویشان را در دشوارترین و پرتنش‌ترین عرصه‌های زندگیشان، با تأسی به ادبیاتی تبیین‌گر حس و عقل به نمایش می‌گذارند. در این میان نظارت بر این مكالمات و تعاملات، جدا از آنكه موجب فزونی تألّمات فرزند خانواده می‌گردد، طبعاً به یادگیری و یادسپاری روندی چنین در فرایند ضمنی جامعه‌پذیریش می‌انجامد. به گونه‌ای كه وی را شخصیتی موقر، پرسش‌گر، منطقی و در عین حال با عطوفت مقتضی سنش یافته، كه با تدقیق پیرامونش می‌تواند به بیان عقیده و احساسش بپردازد.
این امر به ویژه از آنجا ناشی می‌گردد كه والدین و به صورت آشكار، نادر در گفتگو با دخترش ترمه، توضیحاتی مستدل و نسبتاً بسیط را در پاسخ به سؤالات و تفسیر وقایع و انتظارات تصریحی و تلویحی‌اش بیان می‌دارند.  برای نمونه می‌توان به استدلال عدم نیاز به پرداخت انعام به متصدی پمپ بنزین، تأكید بر جایگزین نمودن معادل‌های فارسی در معانی لغات، توضیح ادلّه و نمایش در صحنه وقوع، مبنی بر تبرئه پدر در سقط جنین مستخدم و توضیح  به ظاهر منطقی او را در پنهان نمودن حقیقت، نزد قاضی اشاره كرد.


از سوی دیگر حجت كه ده سال در یك كفاشی كار كرده و سپس اخراج شده است، پدر خانواده‌ای از طبقه كارگر است كه دارای گفتگوی كاملاً متفاوت بوده و این امر در جریان پی‌گیری سانحه همسر وی نمایان می‌شود. واژگانی محدود، الفاظ ركیك، تشبیه‌های ناپسند و توهین‌های عدیده در دیالوگ‌های او حتی در محضر قاضی و در محیط مدرسه، ناشی از فرهنگ خاص كلامی و ناتوانی آشكار وی در بیان عقاید و احساسات خود كه طبعاً ریشه در تربیت و جامعه‌پذیری وی دارد، مشهود است. او حتی در ابراز موضوعات عاطفی از جمله علاقمندی به خانواده خود در حضور دیگران از تعابیر ناشایست استفاده می‌كند. وی با اعتراف به اینكه به سان نادر نمی‌تواند سخن بگوید، با عصبیت به واكنش‌های فیزیكی از جمله خودزنی و شكستن شیشه ماشین می‌پردازد. حجت در محاجّه‌های خود از قسم خوردن و قسم خواستن به مقدسات فروگذار نكرده و گویا این كار را نه صرفاً بر اساس پایبندی عمیقش به ارزش‌ها انجام داده، كه تقاضا از همسرش برای شهادت دروغ در نشست آخر، گواه بر این مدعاست، بلكه برای جبران ناكامی‌های احتجاجات مدعای خود، به آن متوسل می‌شود.


هر چند در این فیلم مكالمه‌ای بین حجت و فرزند كودكستانی‌اش سمیه واقع نگردید، ولی می‌توان تصور نمود كه در صورت تعامل این دو، رفتار و گفتار چنین پدری در منزل و با فرزند خویش مغایر با شرایط مزبور نباشد و گفتگویی بر مبنای شكیبایی و توضیح اقناعی و اغنایی رخ نگیرد. چرا كه با فرض انتظار بیشتر در ارتباط كلامی مفید و مناسب میان مادر یعنی راضیه با دخترش سمیه، ناظر بر آنیم كه نوعاً كلام وی آمرانه، بدون توضیح، با جملاتی كوتاه و عتاب آمیز است. به عنوان مثال وقتی مادر به كودك می‌گوید به كپسول اكسیژن دست نزند، در مواجهه با سوال فرزندش كه اكسیژن چیست؟ پاسخی نداده و فقط می‌گوید در را ببند كه كودك از سر كنجكاوی به هنگام استفاده پیرمرد به بازی و یا كشف آن ناچار می‌شود. یا با شنیدن صدای جنین در شكم مادر، سؤالش دوباره بی‌پاسخ می‌ماند و با كثیف شدن لباسش با تندی و لفظ نامناسب مادرش مواجه می‌گردد. این در حالی است كه در اوج دعوای میان پدران این دو خانواده، سمیه به هنگام دریافت دفتر خود، با برخوردی آرام و همراه با بیان دلیل مقتضی درك وی از سوی نادر مواجه می‌گردد. طبیعی است كه سمیه در چنین شرایطی دارای واژگان و مهارت كلامی محدودتری نسبت به ترمه در شرایط سنی یكسان باشد.
كلام آخر
مانند ترمه و سمیه كه برخاسته از خانواده‌هایشان در طبقات مختلف جامعه هستند، در مدارس به طور قابل ملاحظه‌ای وجود دارند و بر اساس آنچه گذشت تفاوت در گفتگو، تفاوت در یادگیری و جامعه پذیری را در پی داشته و موجب بازتولید طبقات خواهد گردید و این چرخه ادامه می‌یابد. آموزش و پرورش در جامعه عدالت‌محور، هنگامی می‌تواند مانع از این امر گردد كه تفاوت‌ها را پاس داشته و در سازوكارش، از این ویژگی ناخواسته كودكان، سهواً نقاط قوت و ضعف آغازین بنا ننهد و به گونه‌ای فرایند یاددهی- یادگیری را سامان بخشد كه به همگرایی این دانش‌آموزان در امر آموزش بیانجامد.
جدایی نادر از سیمین از منظر یاد شده به واقعیتی تلخ اشاره می‌نماید كه با تأمل در آن، می‌توان از تهدید بازتولید طبقاتی در مدرسه، با در انداختن طرحی نو، فرصتی دیگر مهیا ساخت.





نوع مطلب : پراكنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




یکشنبه 6 اسفند 1396 12:07 ق.ظ
چطوری من می توانستم سوگند یاد کنم که من از قبل از این وب سایت بازدید کرده ام اما پس از گذراندن برخی از موارد
مقالات من متوجه شدم که برای من تازه است. به هر حال،
من مطمئنا خوشحالم که این را کشف کردم و خواهم بود
کتاب آن را علامت گذاری و چک کردن اغلب!
یکشنبه 5 آذر 1396 03:08 ب.ظ
البته مسائل خانوادگی وروابط بین والدین بخش اعظم تربیت درکودکان می باشدکه به نظر من بایدوالدین به این سطح از شعور وآگاهی برسند که کودکان را قربانی روابط نادرست وخصمانه خود نکنندوبین روابط موجود تفاوت قائل شوند .
شاید بعضی وقتها نیاز باشد با یک کودک با نوع گویش خودش صحبت کنیم تا بتوانیم کودک رادرابتدا به سمت حود کشانده وبه مرور زمان برروی رفتار کودک کارکنیم.
ناگفته نماند که بسیاری از بچه ها شاید با گفتارهای عامیانه بزرگ می شوند ولی باقرارگرفتن درمحیط های اجتماعی بزرگتروقوی تر مثل دانشگاه - محل کار ، ازنظر اخلاقی -رفتاری وحتی شیوه گفتاری ونوشتاری خودراتغییرمی دهند وافراد بسیار موفقی درحیطه کاری خودشان می شوند.
چون یادگرفتن هرکاری مانند خوب نوشتن - خوب سخن گفتن حتی خوب به وظایف عمل کردن فرد رادچار تلاش وچالش بیشتری درزندگی می کند، وماانسانها بطور غریزی بتمایل داریم به سمت گزینه های راحت تربرویم از این جایگاه به بعد تلاش فردوهدف او مشخص کننده مسیر زندگی اش خواهد بود.
به قول شاعر که می فرماید:
به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل
اگر مراد نجویم به قدروسع بکوشم
یکشنبه 5 آذر 1396 03:07 ب.ظ
باسلام
همانطور که اشاره فرمودید نوع صحبت وگویش درمیان کودکان وبزرگسالان به محل زندگی - میزان تحصیلات -محل کارونوع تربیت بسیار بستگی دارد.
پدرومادری که دانسته های علمی وادبی - هنری ومنطق پایین تری دارند واز الفاظ کوچه وبازاری درمکالمات روزمره خود استفاده می کنند، طبعا" این نوع کودکان نبایستی درمقایسه با کودکانی که درمحیط های خانوادگی فرهیخته ومرفه هم به لحاظ دانش وهم اقتصادی- مالی قراربگیرند.چون این کودکان آنقدر درمحیط های آموزشی -هنری-ورزشی خوب قرار می گیرند که به لحاظ فکری -رفتاری واخلاقی رشد پیدا خواهند کرد.
حتی اگر پدر ومادری با داشته های خوب درمحیط خانه با فرزند خود برخورد نماید محیط اطراف -دوستان داخل وخارج مدرسه تاثیر خودررا دررفتار وحتی نوع گویش فرد خواهند گذاشت که بعضا شاهد شنیذن الفاظی از کودکان هستیم که از محیط دریافت کرده اند بدون آنکه معنای آن رابدانند.
درمحیط مدرسه به خصوص سالهای اولیه، پایه های اول تاششم، کودک معلم را الگوی خوددرزندگی قرارمیدهد.نوع پوشش - آراستگی - نحوه صحبت کردن - راه رفتن بسیار درشکل گرفتن شخصیت وشیوه زندگی فردتاثیر گذار است . اگر کودک درمسیر درست هدایت شود، بطور ناخودآگاه تمامی صفات واخلاق خوب دراو نهادینه شده ومادرآینده با افراد روشنفکر وبااخلاق وباعقاید فکری خوب روبرو خواهیم شد.شاید به همین دلیل است که دربعضی از کشورها تمام سطوح ابتدایی با یک معلم فرهیخته، کودکان را پرورش فکری می دهند.
ا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.