یادداشت‌های آقا معلم
تجربیات زیسته كلاس درس
                                                        
درباره وبلاگ

این وبلاگ محفلی است كه دل‌نوشته‌ها، برداشت‌ها و گزارش‌های كلاس درس و مدرسه‌ام را به منظور آگاهی همكاران، والدین و دانش‌آموزان عزیزم درج كرده و ضمن به اشتراك‌گذاری، آنها را به بوته نقد و نظر قرار می‌دهم. همچنین با درج تجارب زیسته كلاس، امكان بازنگری و تحلیل كار معلمی‌ام را مهیا كرده تا در نهایت زمینه رشد جمعی و بهره‌وری فرایند آموزش را به ارمغان آورد.
(تلگرام mniroo@)
مدیر وبلاگ : محمد نیرو
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
یکشنبه 19 آذر 1396 :: نویسنده : محمد نیرو
دانشجویان دانشگاه خاتم وبلاگی را درست کرده اند که در راستای کلاس درس دانشگاه، در دوره چهل روزه، هر کدام یک پست در آن درج کردند. بدین ترتیب چهل پست درج شد و سهم هر کدام چهار پست بود. این کار را به دلایل گوناگونی انجام دادم. مهمترین آنها تجربه نویسندگی و خوب دیدن و خوب نوشتن بود. مطلب ذیل را سرکار خانم فروتن در پست مربوط به خود یادداشت کرده بودند که در ذیل آمده است.

 با تماس استاد که فرمودند باید متن وبلاگ اولیه راه تغییر داده و مانند دیگر مطالب مربوط به دانشگاه خاتم بنویسم در فکر و اندیشه بودم و با دوستان روز چهارشنبه در حال مشورت، که دکتر نیرو مثل همیشه با نیروی خاص خودشان وارد کلاس شدند تا بقیه دوستان به کلاس برگردند مطالبی را یادآوری کردند از جمله توضیحاتی در مورد میهن بلاگ که خانم جنتی زحمت کشیدند و مثل همیشه از دستاوردهای کلاس برنامه ریزی درسی بود، آشنا کردن ما با تکنولوژی و نرم افزارهای جدید، وقتی دوستان همگی حاضر شدند ایشان گفتند امروز می خواهیم باهم فصل ۲ را آموزش دهیم و  یادگیری آن را آسان کنیم چون متن کتاب واقعاً سخت و جملاتش نامفهوم بود قبل از شروع کلاس  با دوستان در مورد آن صحبت کرده بودیم زیرا باید از قبل فصل ۲ را مطالعه می کردیم.
استاد شروع به گروه بندی کردند من به دلیل اینکه در محل کارم مشغله ام زیاد بود و هنوز از بیماری خلاص نشده دارو مصرف می‌کنم گروه بندی را اشتباه متوجه شدم و این باعث شود استاد ناراحت شوند امیدوارم ایشان مرا بخشیده باشد زیرا در این ترم اصلاً  دانشجوی خوبی نیستم، خلاصه زمانی ۵ و ۶ دقیقه برای مرور و یادآوری تعیین کردند و هر کدام شروع به مطالعه بخش مشخص شده کردیم زمان تمام شد و صدای اسپیکرها به گوش رسید ایشان از ما خواستند دو به دو هر گروه رو به روی هم نشسته و با هم گفتگو کنیم و درس را توضیح دهیم من و خانم نظری روبه روی هم نشستیم و با درخواست ایشان فیلم هم گرفته شد واقعاً که کلام گویا و شیوایی برای تدریس دارند و با تسلط کامل مطالب چند صفحه را در ۴ و ۵ پاراگراف خلاصه کردند بسیار عالی بود و مطالبی که متوجه نشده بودم از ایشان پرسیدم و باز هم صدای تمام شدن زمان و این کار استاد چقدر جالب و مثمر ثمر برای ماست زیرا اصلاً مدیریت زمان نداریم و هنوز بعد از سه ترم که حداقل در این مقطع که گذرانده ایم وقتی شروع به کنفرانس می کنیم زمان از دست مان میرود.

[http://www.aparat.com/v/vfDeu]

قسمت بعدی آموزش شروع شد به گروه های چهار  و پنج نفره تقسیم شدیم و به دلیل تداخل صدا دو گروه در اول و آخر کلاس تشکیل شد وای !!!! این چه روش تدریس است ما تا به حال معلمان و اساتید گفته بودند و ما شنیده بودیم و یا حداقل در این مقطع اگر هم کلاس مشارکتی داشتیم فقط در بحث شرکت کرده بودیم و اینگونه جابه جایی نداشتیم و فقط در فیلم هایی که دکتر نیرو نشان داده بودند دیده بودیم هر یک از دوستان در گروه بحث خود را  توضیح دادند ما سعی می کردیم که تا یاد نگرفته ایم  وارد بحث دیگر نشویم استاد هم با همان متانت همیشگی در  کلاس قدم می‌زدند و هرچند دقیقه با یکی از گروه ها صحبت می‌کردند هنوز چند صفحه ای مانده بود و باز هم زمان از دست ما رفته بود که صدای بلند شدن اسپیکر ها را شنیدیم و حتی مجبور شدیم  وقت اضافه بگیریم و سپس بعد از چند دقیقه به جاهای خود برگشتیم عالی بود چه روز خوب و به یاد ماندنی و سپس ادامه کلاس و درس.
 کاش میشد واقعاً اینگونه یاددهی و یادگیری به صورت اجباری در تمام مدارس و دانشگاه‌ها اجرا شود.
 کاش میشد کاش حتماً وظیفه اساتید و معلمان این نبود که این کتاب های سنگین و پرحجم را فقط تمام کنند مطالب کم آموزش داده میشد  ولی با کیفیت و ماندگاری بالا.
  کلاس درس دیروز  شاید دیگر اینگونه تکرار نشود ولی قطعاً درسی که من گرفتیم هیچ وقت فراموشم نمی شود و قسمتی که خانم نظری تدریس کردند هرگز از یادم نمی رود.
به امید روزی که دانش آموزان و دانشجویان ما اینگونه آموزش داشته باشند.
با سپاس از استاد محترم و بزرگوار.





نوع مطلب : تجارب دانشگاهی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




دوشنبه 20 آذر 1396 03:58 ب.ظ
فلسفه احساس گناه



احساس گناه ، احساس زشتی در قبال زیبایی است احساس بدی در حضور خوبی ، احساس مرگ در برابر زندگی

و احساس نابودی در قبال ھستی است . پس احساس گناه برخاسته از اراده به زیبا شدن ، خوب بودن ، پاک و

زنده و جاودانه بودن است . پس احساس گناه عامل رشد و تکامل است و منشأ تعالی انسان می باشد . آنکه این

احساس را ندارد نیست و نمی داند که نیست به ھمین دلیل احساس گناه در وجود پاکان و اولیای خدا به

شدیدترین وجھی خود نمایی می کند . احساس گناه ھمان منشأ ف فری خود- آگاھی در انسان است و ھمان معنای

بصیرت و بستر معرفت نفس است . و کسی که این احساس را ندارد ھنوز در عرصه حیات انسانی وارد نشده

است . احساس گناه ھمانا حضور در مقابل خداست که مظھر نیکی و قدرت و پاکی و حیات و ھستی است . آنکه

بیشتر خدا را در ذاتش احساس و درک می کند شدیدتر احساس خطا و گناه می کند و شدیدتر در عطش کمال و

جاودانگی است و ھمین عطش عرصه انسان شدن و ھستی یافتن است تا آنگاه که خودیّت حقیر و عدمی انسان

به ذات خداوند ملحق می گردد و اینجاست که احساس خطا و گناه بر می خیزد و دوئیت از میان می رود و انسان

جانشین خدا می گردد .

آنکه خود را خوب و برحق و منزه از ھر خطا و گناه می بیند اصلاً نمی بیند . پس آنکه احساس خطا و جھل و

تباھی را در خود مخفی می دارد در واقع مشغول نابود سازی روح خویشتن و کور کردن چشم حق در ذات

خویشتن است و این است که کفر به معنای نداشتن احساس گناه عین جاھلیت عرصه جانوری بشر است . این

است که خداوند در قرآن می فرماید که کافران در ھر آنچه که میکند کمترین تردیدی ندارند . احساس گناه نشانه

به خود - آیی و دال بر حضور روح و نقطه وجود در انسان است و انسان از این منظر است که عدمیّت خود را

می بیند و طالب وجود می شود . و این است که علی (ع) می فرماید: « آنکه خود را نشناخت نابود است » زیرا

آنکه خود را می بیند و درک می کند جز احساس نقص و خطا ندارد و ھمین احساس منشأ خلقت انسانی بشر

است .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 119
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.