یادداشت‌های آقا معلم
تجربیات زیسته كلاس درس
                                                        
درباره وبلاگ

این وبلاگ محفلی است كه دل‌نوشته‌ها، برداشت‌ها و گزارش‌های كلاس درس و مدرسه‌ام را به منظور آگاهی همكاران، والدین و دانش‌آموزان عزیزم درج كرده و ضمن به اشتراك‌گذاری، آنها را به بوته نقد و نظر قرار می‌دهم. همچنین با درج تجارب زیسته كلاس، امكان بازنگری و تحلیل كار معلمی‌ام را مهیا كرده تا در نهایت زمینه رشد جمعی و بهره‌وری فرایند آموزش را به ارمغان آورد.
(تلگرام mniroo@)
مدیر وبلاگ : محمد نیرو
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
در هفته آخر نیمسال اول، یکی از هفت میهمانی که از دانشگاه فرهنگیان به کلاس آمدند و بازدید کردند، چنین گزارش کرد.



به نام خدا

وارد مدرسه که شدیم، یکی از کارکنان مدرسه مارا به سمت کلاس آقای نیرو راهنمایی کرد.به طبقه ی سوم که رسیدیم دو سه نفر از دانش آموزان کلاس آقای نیرو به استقبال ما آمده بودند.مارا به سمت کلاس آقای نیرو راهنمایی کردند و بالاخره به کلاس مورد نظر رسیدیم که با خوش آمد گویی آقای نیرو مواجه شدیم ،خوش آمد گویی از جنس معلمی، خوش آمدگویی که با دلهایمان رابطه برقرار می کرد.

با ورود ما به کلاس درس ،دانش آموزان ازجای برخاستند،وبااشاره ی معلم نشستند.شروع به معرفی خود کردیم و بعد از دقایقی چند، معلم به ادامه ی کلاس پرداخت و ما نیز درکلاس درس نشستیم. اما جنس این کلاس با کلاسهای دیگری که دیده بودیم تفاوت خاصی داشت .حتی نوع میز و صندلی ها هم متفاوت بود که خبر از برگزاری متفاوت کلاس درس می داد. در این کلاس معلم درآن لحظه درس نمی داد بلکه دانش آموزان درس را از قبل می دانستند و فقط در این کلاس تقویت و اصلاح دانسته ها صورت می گرفت.
مدتی که گذشت جو کلاس جالبتر شد،دانش آموزان از سرجای خود بلند شدند و با جا به جا کردن صندلی های خود در گروه های سه نفری دور هم نشستند.ازاین به بعد دانش آموزان به طور جدی فقط بایکدیگر تعامل و گفتگو می کردند و گاهی سوالاتی را نیز از معلمشان می پرسیدند.سوالات را به کمک یکدیگر حل می کردند و با یکدیگر بحث و تعامل می کردند و غرق در درس شده بودند. ما چند نفر نیز در بین کلاس درس بودیم و قدم میزدیم و گهگاهی با یکی از گروه ها هم صحبت می شدیم،واما دردی که مثل همیشه بیشتر از هر چیز دیگری به چشم می آمد کنکور بود که دربین صحبتهایمان با دانش آموزان،به عنوان دغدعه ی اصلی خودنمایی می کرد و باعث شده که این دانش آموزان بهترین دوران زندگی خود را به جای شکوفایی استعداد های فراوانشان و باوجودمعلمانی خوش ذوق همچون آقای نیرو که در این شرایط نیز  از روش های تدریس مفید و فعال استفاده می کنند،صرف سر و کله زدن با یک سری تست بی جان کنند.

به همین ترتیب کلاس سپری شد و به پایان رسید ولی همچنان این امید  درچهره معلم و تلاش و سخت کوشی در چهره دانش آموزان بود که موج می زد.

جمعی از دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان




نوع مطلب : کلاس حسابان1 سال تحصیلی 97-96، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.