یادداشت‌های آقا معلم
تجربیات زیسته كلاس درس
                                                        
درباره وبلاگ

این وبلاگ محفلی است كه دل‌نوشته‌ها، برداشت‌ها و گزارش‌های كلاس درس و مدرسه‌ام را به منظور آگاهی همكاران، والدین و دانش‌آموزان عزیزم درج كرده و ضمن به اشتراك‌گذاری، آنها را به بوته نقد و نظر قرار می‌دهم. همچنین با درج تجارب زیسته كلاس، امكان بازنگری و تحلیل كار معلمی‌ام را مهیا كرده تا در نهایت زمینه رشد جمعی و بهره‌وری فرایند آموزش را به ارمغان آورد.
(تلگرام mniroo@)
مدیر وبلاگ : محمد نیرو
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نویسنده: خانم بابامرادی


جلسه ی پنجم ۹۷/۸/۵
ما معلم ها به کلاس درس میرویم و با هدف یادگیری دانش آموزان تدریس میکنیم. اما همیشه با ۲مساله مواجه میشویم.
مساله ی اول اینه که گاهی برخی از دانش آموزان درس را بخوبی یاد نمیگیرند و این بار ناکامی یادگیری را با خودشان به منزل میبرند؛ احتمالا به خودشان وعده میدهند که دو مرتبه جزوه را بخوانند یا کتاب را مطالعه کنند تا شاید جبران این کاستی صورت بگیرد.
البته بعضی وقت ها عوارضی متوجه آنها میشد گاهی وقت ها ممکن بود خودباوریشون ، احساس توانمندیشون به مخاطره بیوفته.
مساله ی دیگه ای که باهاش مواجه بودم این هست که خیلی از دانش آموزان و میدیدم که از مهارت های اجتماعی به شایستگی برخوردار نیستند. در یک ارتباط کلامی خوب عمل نمیکنند یا اینکه مثلا بتوانند یک گفتگوی منطقی را داشته باشند.این امر یکی از مهمترین امکاناتی میباشد که بچه ها بیشتر از درس بهش نیاز دارند که متاسفانه از این موضوع کم بهره هستن.


تقریبا" حدود سه سال گذشته با یکی از نظریه های یادگیری آشنا شدم نظریه اجتماعی فرهنگی،در این نظریه دریافتم که یادگیری اساسا" در گرو تعامل هستش و حتی دانش-بینش و رفتارهای افراد را در تعاملات اجتماعی بین آنها تحول پیدا  میکند.در این اساس بود که یک رویکردی را در کلاس درسم تنظیم کردم و نام آنرا یادگیری تعاملی گذاشتم.
البته ظهور آن عمدتا" در قالب کارهای گروهی که اکثرا" باهاش آشنا هستید صورت گرفت .


وقتی این کار را انجام دادم پیامدهای شگرفی را مشاهده کردم.مثلا" دانش آموزان در آزمون های برون مدرسه ای که در یک جامعه ی آماری بزرگی بود و صدها مدرسه در آن شرکت میکردند تقریبا" توی درس ریاضی رتبه یک بودن و نسبت به سایر درس ها و حتی بین مدارس مختلف هم رتبه های برتر بودند.
نکته ی جالبش این بود که حتی دانش آموزانی که رشته ی تجربی بودند و درس اصلیشون ریاضی نبود معمولا" تراز بالاتری نسبت به درس های دیگری داشتند.


البته نتایج دیگری برام مشهود بود. بچه ها در اظهار نظراشون در پایان سال بیان میداشتند که ما اولین کلاسی بود که تجربه میکردیم که مطلب را داخل کلاس یاد میگرفتیم و وقتی میرفتیم خونه با مشکل مواجه نمیشدیم. 
یکی دیگر می گفت من از ریاضی خوشم نمیومد ولی الان به ریاضی علاقمند شدم؛نگرش های آنها تغییر کرد،حتی بعضی از آنها به واسطه ی احساس ناتوانی نسبت به درس ریاضی میخواستن تغییر رشته بدن در پایان سال گفتند که ما نظرمون برگشت و میخواهیم همین رشته ی ریاضی را ادامه بدهیم.
تو این کلاس استرس و ترس را تجربه نکردند و همچنین مهارت های کلامی،قدرت فن بیان آنها تقویت پیدا کرد.


اما از این پیامدها مهمتر که برای اکثر معلم ها آشناست،مهمتر فرآیند این قصه هست چرا؟
معمولا" توی کتاب ها و منابع به اصول کلی اشاره میشه اما اون جزئیاتی که معلم در کف کلاس باهاش مواجه میشه کمتر حرفی بی میون آمده.
بعضی از همکاران فکر میکنند کار گروهی یک امر آسان و روشنی است. خیلی نکات ویژه و برنامه ریزی خاصی نمیخواد.
بعضی ها تصور میکنند همین که چندتا دانش آموز را گرد هم جمع کنند و یک فعالیت مشترکی را برای آنها تعریف کنند لزوما" کار گروهی شکل میگیرد و اون فواید خاص خودش را دربر خواهد داشت.


تعامل من با دانش آموزان بصورت پرسش و پاسخ و گفت و گو شکل میگرفت.این موضوع فرصت هایی را ایجاد میکرد همینکه معلم از تک گویی خارج میشه و گفت و گو صورت میگرفت همین باعث میشد برای دانش آموزان خستگی کمتر صورت گیرد.
نکته ی دیگر این بود که دانش آموزان مورد پرسش قرار میگرفتند و میخواستند اظهار نظر کنند و به تفکر واداشته میشدند،ذهنشون به کار گرفتار میشد.در این میان ما متوجه شدیم بعضی از بچه ها مطالب را در چه سطحی یادگرفته اند یا چه مفاهیمی را عمیقا" یادگرفته اند.
خیلی وقت ها نیز مهارتهای کلامی آنها در این بین آشکار میشد،یعنی کسانی که اندیشه و احساسشان را در قالب کلام منتقل کنند.البته در اینجا مشاهده کردیم که باید ملاحظاتی را در نظر بگیریم. 
معمولا" این نوع تعاملات در آغاز یک درس شکل میگرفت.
به نکته ی قابل توجه ای برخورد کردم که بچه های دبیرستان نوبت دوم مایل بودند که تدریس بصورت معلم محور شکل بگیرد.چراکه فکر میکردند تثبیت مهارتها و یادگیریهایشان بصورت انجام تمرینهای متفاوت شکل میگیرد،انتظار داشتند از طریق معلم به این مفاهیم زودتر دسترسی پیدا کنند.


در تعاملات به این نکته رسیدیم که معلم به اطلاعات بیشتر از اطلاعات کتاب نیازمند است.
دوم اینکه باید از یک شکیبایی ویژه ای برخوردار باشد.کلاسی که به این سمت و سو میخواهد برود یک صبوری بیشتری را می طلبه سوم اینکه بایست یک ارتباط ایمن و اثر بخش برای بچه ها محیا کند که دانش آموزان بدون حراس به پاسخ اشتباه بتونه اظهار نظر کند و در سوی دیگر معلم باید یک احاطه داشته باشد که این جریان از دستش خارج نشه.
اما در این میان آفت هایی هم مشاهده میکردیم.


اما در این میان آفت هایی هم مشاهده میکردیم.یکی اینکه منکه دست راست هستم وقتی برمیگردم حواسم فقط به قسمت چپ کلاس است در موقع پرسش و پاسخ فقط بچه های اون سمت رو مورد پرسش و پاسخ قرار میدادم و دوم اینکه یک سری از بچه ها هستند که توی گفت و گو مشارکت نمیکنند و خاموش هستند ترجیح میدن مشارکت نداشته باشند برخی ها هم هستن دلشان میخواهد مطرح شن و دیده شوند.


گروه بندی:
بعضی از همکارهای ما گروه های همگن تشکیل میدهند و گروه های هم سطح را باهم قرار میدهند.
ما گفتیم در اکثر تدریس ها گروه های ناهمگن را تشکیل بدهیم که دانش آموزان ضعیف،متوسط و قوی در هر گروه قرار داشته باشند،احساس کردیم اینجوری ارزش افزوده به گروه ها بیشتر میشه و بچه ها معمولا در یک ارزشیابی های واحد قرار میگیرند.اینها هم کرایششون نسبت به هم بیشتر و نزدیکتر میشه ضمن اینکه با همدیگه رشد میکنن.
گروه بندی را بصورت انتخابی برمیگزینیم،دانش آموزان قوی را جدا و سرگروه خودش هم گروهیاشو انتخاب میکنه.زمانی کار گروهی اثر بخش بود که وابستگی به توانمندی سرگروها داشت برای همین ترجیح دادیم برای سال دوم با سرگروه ها یک جلسه ی توجیهی گذاشتیم و بابت گروه بندی اطلاعاتی برایشان بازگو کردیم.

توجیه و همراهی سرگروه ها:
۱- ارج نهادن و هویت بخشی
۲- اعتماد زایی و رفع بدفهمی 
۳- خیرخواهی بجای خودخواهی
۴- مهارت های تعاملی 
و دیگر نکته ای که به آن دست یافتیم این بود که هرچه سن دانش آموزان کمتر بود تعداد اعضای گروه هم کمتر باشه تا کنترلشان راحتر باشد.


اجرای کار گروهی:
۱- تغییر  ساختار مکان آموزش
۲- مکان یادگیری:میتواند در فضای دیگری کلاس تشکیل شود .
۳- محتوای آموزشی
۴- تکالیف
۵- ارزشیابی
۶- حمایت از معلم


حمایت از معلم:
۱- سرو صداها طبیعی
۲- توجیه و پشتیبانی قاطع
۳- اختیار در گروه بندی
فواید این روش:
۱- گشایش زمان
۲- رفع هدر رفت زمان
۳- توجه به تفاوت های فردی 
پایان




نوع مطلب : تجارب دانشگاهی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.