یادداشت‌های آقا معلم
تجربیات زیسته كلاس درس
                                                        
درباره وبلاگ

این وبلاگ محفلی است كه دل‌نوشته‌ها، برداشت‌ها و گزارش‌های كلاس درس و مدرسه‌ام را به منظور آگاهی همكاران، والدین و دانش‌آموزان عزیزم درج كرده و ضمن به اشتراك‌گذاری، آنها را به بوته نقد و نظر قرار می‌دهم. همچنین با درج تجارب زیسته كلاس، امكان بازنگری و تحلیل كار معلمی‌ام را مهیا كرده تا در نهایت زمینه رشد جمعی و بهره‌وری فرایند آموزش را به ارمغان آورد.
(تلگرام mniroo@)
مدیر وبلاگ : محمد نیرو
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

هوش وجودی (هستی شناختی)

گاردنر در كتاب «بازنگری در چهار چوب‌های ذهن» همچنین به معرفی هوش‌های وجودی[1]، روحانی(معنوی)[2] و اخلاقی[3] پرداخت، اما تأكید كرد كه از میان آن‌ها تنها هوش وجودی با برخی از ملاك‌های وی همخوانی دارد و شوخی‌وار آن را هوش5/8 نامیده است(حاجی‌حسین نژاد و بالغی زاده، 1386) كه عبارت است از قابلیت فرد در شناخت خود در مجموعه هستی، از ازل تا ابد، همچنین موفقیت فرد در چارچوب زندگی و در ارتباط با سایر موجودات، و نیز شامل تفكر عمیقی در زمینه معنای مرگ و غایت جهان مادی و معنوی است(گاردنر، 2000 به نقل از فارنهام 2002). به بیان دیگر، توانایی موقعیّت‌گزینی و خودپنداری، با در نظر گرفتن دورترین افق‌های عالم و نهایت هستی و توانایی مربوط به موقعیت‌گزینی، با در نظر گرفتن مشخصه‌های وجودی انسان به عنوان معنای زندگی، معنای مرگ، سرنوشت نهایی جهان مادی و معنوی، تجربیات عمیق عشق به دیگری و غوطه‌ور شدن در آثار هنری(آرمسترانگ، 1389).

شواهد این هوش در فیلسوفان، روان‌پزشكان و روحانیون دیده می‌شود(الدر، 1387). در واقع، افراد دارای این نوع هوش، از گفتگو درباره تاریخ و فرهنگ باستانی لذت می‌برند، آن‌ها به عنوان فیلسوف هستی‌گرا بر این باور هستند كه من چیزی هستم كه فكر می كنم(گاردنر،‌ 1386).

فرصت‌های یادگیری در پرورش هوش هستی شناختی

هوش هستی‌شناختی متضمن توان و قابلیت دانش‌آموزان برای تأمل و ژرف‌اندیشی دربارة جهان و هستی است. سؤال هایی نظیر اینكه ما كه هستیم؟ چه اتفاقی برای ما خواهد افتاد؟ این جهان برای چیست؟ به كجا می‌رویم؟ بر این اساس در نظام برنامه‌ریزی درسی ایران، تدارك و پیش بینی مجموعه ای از فرصت‌ها و تجارب یادگیری مرتبط با هوش هستی‌شناختی علاوه بر اینكه تعمق و تأمل دانش‌آموزان و پرورش قوای ذهنی و فكری آن‌ها را باعث می‌شود، در ترسیم دورنماهای آن‌ها از جهان هستی و معنادار شدن زندگی دانش‌آموزان نقش اساسی ایفا می‌كند. از این منظر، استفاده و طرح مباحث فلسفی و استدلالی‌، بازدید از اماكن باستانی، تاریخی و مذهبی، بحث و گفتگو دربارة تاریخ و فرهنگ كشور، مطالعه زندگی‌نامه‌ها و آثار فلاسفه‌، گردش علمی در طبیعت، جلسات تفكر و مداقه فردی و گروهی‌، تأمل و تفكر در طبیعت، معرفی و بررسی ادیان مختلف و آموزه‌های آن‌ها، مباحث عرفانی، معرفی عرفا و بررسی آراء و دیدگاه‌های آن‌ها در رشد و پرورش هوش هستی‌شناختی دانش‌آموزان نقش به سزایی دارد.



[1] Existential Intelligence

[2] Spiritual Intelligence

[3] Moral Intelligence





نوع مطلب : هوش‌های چندگانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




در پایان نیمسال نخست امسال در خدمت همكاران مجتمع آموزشی دانش، جایی كه خود دوران دبیرستانم را سپری كردم حضور یافتم و مبحث نظریه هوش های چندگانه را تقدیم نمودم. معلم بنده و همكار بزرگوارم جناب آقای ابراهیمی این جلسه را تدوین نموده و به صورت فیلم‌های زیر تنظیم كردند. امیدوارم كه مورد استفاده همكاران گرامی در سراسر میهن اسلامی قرار گیرد.

[http://www.aparat.com/v/9i6qI]


[http://www.aparat.com/v/RfAoE]






نوع مطلب : هوش‌های چندگانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





هوش طبیعت‌گرایانه، توانایی بازشناسی و طبقه بندی گونه‌ها و انواع در محیط زندگی خود می‌باشد. قابلیت شناخت عناصر یك گروه، تمایز بین عناصر و گونه‌ها و درك روابط بین آن‌ها، به صورت رسمی و غیررسمی را در بر می‌گیرد(گاردنر، 1999).

فردی كه دارای این مؤلفه هوشی است به طبیعت و آنچه در آن وجود دارد (مثل جانوران، موجودات زنده و غیر زنده طبیعت) علاقه دارد. به محیط اطراف حساسند. طبیعت و آنچه در آن است؛ آن‌ها را به راحتی جذب می‌كند. به گل‌ها، گیاهان، درختان، جانوران و موجودات زنده و غیرزنده طبیعت علاقه دارند. اسامی گل، درخت، گیاه، سنگ و ... را می‌‌دانند.

اعضای یك گونه را به راحتی تشخیص داده و بر اساس شباهت دسته بندی می‌كنند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : هوش‌های چندگانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




چهارشنبه 26 اسفند 1394 :: نویسنده : محمد نیرو


هوش بین‌فردی (میان‌فردی)

هوش بین‌فردی به توانایی تشخیص جنبه‌های ظریف رفتاری دیگران، شناخت و درك نیات، انگیزه‌ها و خواست‌های دیگران، كه منجر به ارتباط مؤثر با دیگران می‌شود اشاره می كند(گاردنر، 1997).

به عبارتی دیگر هوش بین‌فردی، توانائی درك دیگران است. اینكه چه چیزی آن‌ها را برانگیخته می‌كند؟ چگونه كار می‌كنند؟ و چگونه می شود با آن‌ها همكاری كرد(گلمن، 1387)؟

مهم‌ترین توانایی در این خصوص، توانایی توجه كردن به افراد و تمایز قائل شدن میان آن‌ها، خصوصاً میان حالات، روحیات و نیتهایشان است(گاردنر، 2011).

این افراد از صحبت كردن با دیگران لذت می‌برند. به راحتی با دیگران مذاكره می‌كند، دارای مهارت رهبری هستند. در بسیاری از فعالیت‌ها، توانایی برنامه‌ریزی دارند. می‌توانند مثل بازیكن، تیمی عمل كنند. حالات، برخورد، قصد و نیاز دیگران را درك كرده و به آن عكس العمل نشان می‌دهند. با دید دیگران به مسائل نگاه می‌كنند(آرمسترانگ، 2009).

دوستان زیادی دارند، در فعالیت‌های اجتماعی زیادی شركت می‌كنند. با ارتباط برقرار كردن و شركت در محیط‌های گروهی و همكاری، بهتر یاد می‌گیرند. با دیگران همكاری كرده و به خلق و خوی دیگران پاسخ می‌دهند(نولن، 2003).

بازخورد سازنده را می‌پذیرند و بر مبنای آن عمل می‌كنند. در انتقال كلامی نیازهای خود، قوی هستند. در مواجهه با موقعیت‌های مختلف تا حد امكان اعتماد به نفس خوبی دارند(آرمسترانگ، 2009).

این افراد تلاش می‌كنند تا امور را از دیدگاه دیگران ببینند به این منظور كه بفهمند افراد چگونه فكر می‌كنند و چطور احساس می‌كنند و توانائی زیادی برای درك احساسات، مقاصد و هیجان‌ها دارند. سعی می‌كنند صلح و آرامش را در محیط‌های گروهی برقرار كنند و همكاری گروهی را تشویق می‌كنند. از زبان كلامی (صحبت) و غیر كلامی (تماس چشمی و ادا و اطوار) برای برقراری ارتباط با دیگران استفاده می‌كنند(گاردنر، هچ، 1989).

از ویژگی‌های این افراد استفاده از روش‌هایی برای كمك و حل مشكلات دیگران و درك نشانه‌های مختلف شخصیتی و تشویق و اثر‌گذاری بر افراد برای رفتن به سوی یك هدف مشخص است(شپرد، 2004).

مشاهده امور از دیدگاه دیگران، كوشش برای همدلی و درك احساسات، هیجان‌ها و خُلق‌های دیگران، تشخیص مقاصد و امیال آن‌ها، و مشاوره و همكاری با گروه‌های مختلف از دیگر ویژگی‌های این افراد است (گاردنر، 1997).

با توجه به توضیحاتی كه درباره‌ی هر دو هوش میان‌فردی و درون‌فردی داده شد، بهتر است در آموزش شرایطی را آماده كنیم تا همه‌ی دانش‌آموزان خصوصیات و مقتضیات هر هوش را به طور همزمان یاد بگیرند، زیرا در شرایط طبیعی در موقعیت‌هایی قرار خواهند داشت كه به سرعت نیازمند تغییر موقعیت خود از هوش درون‌فردی به هوش میان‌فردی و بالعكس خواهند بود.

مهم است، دانش‌آموزان توانایی برقراری ارتباط میان فردی، كار مشاركتی و مبتنی بر همكاری با دیگران را داشته باشند. البته، باید این توانایی را نیز داشته باشند كه در برخی موارد به تنهایی و مستقل، كار خود را پیش ببرند. گاردنر (2011) عنوان كرد كه افراد اطلاعات را به كمك حداقل یكی از هوش های هفت گانه پردازش می كنند. البته هر فردی تا اندازه‌ای مهارت استفاده از این هوش را داراست(تیل، 1387).

ادامه مطلب


نوع مطلب : هوش‌های چندگانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





هوش درون فردی

به توانایی آگاه شدن از احساس‌ها، انگیزه ها و امیال خود، و استفاده از این شناخت درونی در جهت حل مسایل و كنترل شرایط اشاره دارد(نولن، 2003).

به عبارت دیگر توانایی ارزیابی قوت‌ها، ضعف‌ها، استعدادها، علائق و به كارگیری آن‌ها برای رسیدن به اهداف، درك و شناخت خود برای كمك به دیگران می باشد(آرمسترانگ، 2009).

شكل ابتدایی این مؤلفه هوش، تشخیص احساسات خوشایند و ناخوشایند، و بر اساس آن تصمیم به درگیری با آن موقعیت یا كناره‌گیری از آن موقعیت است. و در بالاترین سطح مجموعه‌ای از احساسات متمایز را شناسائی می‌كند و به صورت پیچیده و عالی نمادگذاری می‌كند(گاردنر، 2011).

فردی كه در این مقوله هوشی بالاتر است، ظرفیت بالایی برای خلق الگوی صادقانه و دقیق از خود دارد. می‌تواند خلق و خو، روحیه، تمایلات و عوامل برانگیختگی را در دیگران تشخیص دهد؛ و به طور مناسب به آن پاسخ دهد(گلمن، 1387). این افراد دنیای درونی خود را ترجیح می‌دهند، دوست دارند تنها باشند و اغلب احساس عمیقی از عزت نفس، استقلال و آرزوی قوی دارند؛ و خود را برای انجام پروژه‌های مطالعاتی مستقل بر می‌انگیزند(شپرد، 2004).

دوست دارند هر كاری را بدانند؛ احساساتشان را كنترل می‌كنند؛ و خود را به خوبی می‌شناسند. متفكر، مستقل، خودمدار و سیاستمدارند. قاطعانه از احساس، اعتقاد، و انگیزه خود دفاع می‌كنند. مسئولیت اعمال خود را می‌پذیرند و محدودیت‌های خود را قبول دارند. در پی بازخورد اعمال خود در دیگران هستند. در حوزه‌ای كه می‌دانند در آن ضعیفند، فعالیت می‌كنند و بر هدف بزرگی كه در سر می‌پروراند پافشاری می‌كنند. از عدم موفقیت سرخورده نمی‌شوند(آرمسترانگ، 2009).

این مقوله در شكل‌دهی و ایجاد تئوری‌هایی برای تست خودشناسی و تأثیرگذاری بر احساسات داخلی یك فرد نقش دارد(نولن، 2003). همچنین این دسته از دانش‌آموزان در مباحث مورد اختلاف به عقاید خودشان پافشاری می‌كنند. بعضی از بزرگ‌ترین چالش‌های معلمان، با دانش‌آموزانی است كه دارای هوش درون‌فردی هستند. این دانش‌آموزان اعتماد كمی به دیگران دارند و اگر معلمان و بزرگسالان حریم خصوصی آن‌ها را نقض كنند، مقاومت بیشتری نشان خواهند داد.

ضروری است محیطی ایمن و قابل اعتماد در كلاس ایجاد شود تا دانش‌آموزان باهوش درون‌فردی احساس راحتی كنند. مهم است كه به این گونه دانش‌آموزان در ایجاد عزت نفس و خودانگاره‌ی مثبت كمك شود. همچنین، باید فرصت‌هایی را فراهم آورد تا این دانش‌آموزان تمركز بیشتری روی توانائی‌ها و ویژگی‌های مثبت شان داشته باشند(تیل، 1387).



ادامه مطلب


نوع مطلب : هوش‌های چندگانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




به طور طبیعی در بهره بردن از هوش موسیقیایی، ملاحظات ارزشی و فرهنگی و مقتضیات بومی، باز تعریفی از مفهوم هوش موسیقیایی و حدود ثغور آن پیش روی قرار می‌دهد. با این مقدمه به كاربست هوش موسیقایی در فرایند یاددهی- یادگیری می‌پردازیم.

هوش موسیقیایی به توانایی فهمیدن و گسترش پیشرفت متون موسیقی، پاسخگویی به موسیقی، درك اشكال و ایده‌های موسیقی، ایجاد عملكرد ذهنی و آهنگ‌سازی اشاره می‌كند(شپرد، 2004).

این هوش بسیار سریع‌تر از سایر هوش‌ها ظهور می‌كند. در دوران نوزادی كودكان همان‌طور كه قان و قون می‌كنند، آواز می خوانند، می‌‌توانند اصوات دیگران را تقلید كرده و یا اصواتی را تولید كنند.

میچتیلد پاپسیك[1] و هانس پاپسیك[2] (پژوهشگران هوش موسیقیایی)، عنوان كردند: نوزادان در دو ماهگی می‌توانند زیر و بمی صدا و ملودی‌های آواز مادرشان، و در چهار ماهگی می‌توانند ساختار ریتمیك را درك كنند. در اواسط دو سالگی می‌توانند مجموعه‌ای از نت‌ها را تقلید كنند. بر خلاف زبان، تفاوت چشمگیری در یادگیری آوازها میان كودكان وجود دارد: برخی كودكان از 3-2 سالگی می‌توانند قطعات بلندی از یك آواز را بخوانند. بسیاری از آن‌ها می‌توانند فقط ریتم‌های كلی را تقلید كنند و ممكن است در پنج سالگی هنوز مشكلاتی در تولید دقیق ملودی‌ها داشته باشند(گاردنر، 2011).

گاردنر معتقد است كودكانی كه هوش موسیقیایی بالایی دارند؛ موسیقی را بخشی از هر كار در حال انجام، قرار می‌دهند. آن‌ها صدای خوبی دارند و آلات موسیقی را به خوبی می‌نوازند. وقتی به موسیقی گوش نمی‌كنند؛ در سرشان نوائی نواخته می‌شود. وقتی مطالعه می‌كنند یا نكته جدیدی را می‌آموزند؛ بر روی میز ضرب می‌زنند، آواز می‌خوانند یا زیر لب زمزمه می‌كنند(گاردنر، 1997).


[1] Mechtild Papousek

[2] Hanus Papousek




ادامه مطلب


نوع مطلب : هوش‌های چندگانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




                                    

هوش بدنی – جنبشی (حركتی- جسمانی)

هوش بدنی – جنبشی به توانایی فرد در استفاده، كنترل و هماهنگ كردن حركات بدنی– جنبشی و به كارگیری ماهرانه اشیاء اشاره دارد(گاردنر، هیچ، 1989). این مؤلفه هوشی بر قابلیت استفاده فرد از كل بدن، یا بخش‌هایی از بدن، مثلاً به كارگیری حركات ظریف انگشتان یا دست‌ها در حل مسائل تأكید می‌كند(گاردنر، 1997).

در این افراد حس تعادل خوب است و هماهنگی چشم و دست بالاست(مانند بازی با توپ یا میله تعادل) از طریق تعامل با محیط اطراف قادر به یادآوری و پردازش اطلاعات هستند(گاردنر، هچ، 1989).

علاقه زیادی دارند كه قطعات یك شی را از هم جدا كنند و دوباره آن‌ها را سر جای خود قرار دهند. قابلیت مخترع شدن را دارند و در مهندسی غالباً موفقند. به لمس حساسند به حركت علاقه دارند. توانایی به كارگیری بدن به عنوان یك هوش ممكن است در وهله اول بسیار عجیب به نظر برسد. به طوریكه در فرهنگ سنتی یك گستگی بین فعالیت‌های ذهنی و فعالیت‌های بدنی وجود دارد. اختلاف بین ذهن و جسم این اندیشه را القا می‌كند كه آنچه با بدن انجام می‌دهیم در واقع كم ارزش‌تر از كارهایی است كه با ذهن انجام می‌دهیم؛ اما اختلاف بین ذهن و بدن در بسیاری از فرهن‌گها وجود ندارد. روان شناسان اخیراً اعلام كردند بین استفاده از بدن و به كارگیری دیگر نیروها شناختی ارتباط وجود دارد. عنوان شده كه اساس نورولوژیكی در استفاده ماهرانه بدن و یك گرایش واضح در جهت همانند‌سازی فرایندهای اندیشه با مهارت‌های بدنی صرف وجود دارد(گاردنر، 2011).

ظاهراً سوءتفاهم درباه هوش بدنی- حركتی بیش از انواع دیگر هوش است. افرادی كه این استعداد را دارند اهل ورزش هستند، دوست دارند با دست‌هایشان كار كنند. بهترین افكار هنگامی به سراغشان می‌آید كه مشغول كار فیزیكی هستند. معمولاً آرام و قرار ندارند. ترجیح می دهند با لمس كردن، اشیاء را بشناسند. در بعضی، این نوع هوش به عنوان استعداد یادگیری نادیده گرفته می شود و لقب ADHD[1] به آن‌ها داده می‌شود. اما هوش بدنی فراتر از هوش منفی است(آرمسترانگ، 2009).

اجرای پانتومیم، رقص، بازیگری، توانائی تقلید كردن، استفاده از دست‌ها برای ساختن یك خلق یك وسیله، بیان عواطف از طریق حالات بدنی، استفاده از ادا و اطوار برای فهماندن مطالب و ورزش‌های مختلف از مهارت‌های این افراد می باشد(شپرد، 2004).

دیگر این كه دانش را از راه جمله‌های بدنی پردازش می‌كنند و بدن‌هایشان را به روش‌های مهارتی متمایز حركت می‌دهند. نیازمند فرصت‌هایی هستند كه حركت كنند و با اشیاء كار كنند. بهترین پاسخ را زمانی می‌دهند كه فعالیت‌های فیزیكی و تجارب یادگیری بدنی در كار باشد‌(لش، 2004).

با توجه به این رویكرد، حتی الامكان‌، در كلاس درس باید فضایی برای اعمال بدنی- جنبشی منظور گردد. در كلاس درس‌، باید صندلی متحرك یا چرخ داری قرار داد تا دانش آموزانی كه نمی‌توانند در تمام مدت كلاس و به طور یكنواخت، سر میز خود بنشینند، بقیه‌ی فعالیت‌های كلاسی خود را در آن جا انجام دهند. برای دانش‌آموزان جالب توجه خواهد بود اگر ببینند معلمان‌شان حین تدریس هر چند وقت یك بار، به این محل بیایند. هیچ شاهد عملی مبنی بر این كه یادگیری فقط در هنگام نشستن رخ می‌دهد، وجود ندارد.

بازی هایی كه در آن‌ها فعالیت‌های حركتی و جنبشی زیاد است، دانش آموزان را در یادگیری و یادداری مطالب كمك خواهد كرد. برای مثال، بازی هایی كه كودكان سنین پائین‌تر با گرفتن دست همدیگر و حلقه زدن و یا راه رفتن‌، مطلبی را با صدای بلند برای هم می‌خوانند. یا در حلقه های بازی، كلماتی را همراه با نشستن و پا شدن ادا می‌كنند. از آن جائی كه‌، بسیاری از دانش‌آموزان پایه های اول و دوم ابتدائی دارای فعالیت های حركتی و جنبشی فراوان هستند، معلمان باید به آنان اجازه دهند تا حركت بیشتری در كلاس درس داشته باشند(تیل، 1387).



ادامه مطلب


نوع مطلب : هوش‌های چندگانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




هوش دیداری- فضایی به توانایی مشاهده كامل و دقیق و شرح دنیای بصری برای مرتب كردن و دسته‌بندی رنگ‌ها، خط‌ها، شكل‌ها و فاصله‌ها برای درك و توصیف گرافیكی ایده‌های بصری به آثار توصیفی و ذهنی اشاره می كند(آرمسترانگ، 2009).

ترستون معتقد است كه توانائی بصری از سه بخش تشكیل شده: 1- توانائی تجسم حركت یا جا به جا شدن درون و بخش‌های یك شكل 2- توانائی تشخیص همانندی یك شیء هنگامی كه از زوایای مختلف رؤیت می‌شود 3- توانائی تفكر در مورد روابط فضایی كه در آن جهت‌یابی مشاهده‌گر، بخش اساسی مسأله است(گاردنر، 2011).

این مولفه هوشی نمایانگر توانائی افراد در ادراك امور دیداری است. كسانی كه در این مقوله هوشی، تواناترند، تمایل دارند در تصاویر تأمل كنند و می‌خواهند تصاویر ذهنی روشنی برای نگهداری اطلاعات ایجاد كنند چون تصاویر را با وضوح بیشتری نسبت به دیگران در ذهن خود می‌پرورانند(گاردنر، هچ، 1989). به عبارتی دیگر پرداختن به تصاویر و ادراك دقیق از جهان بصری، پرداختن به ابعاد، بازآفرینی آنچه در جهان ادراك شده، از قابلیت‌های زیر بنایی هنرهای تجسم، جهت‌یابی، گرافیك و معماری است (استنفورد، 2003 و سیندر[1]، 2000).

از فعالیت‌های هنری، خواندن نقشه، نمودار و تفكر در تصاویر و عكس‌ها لذت می‌برند. می‌توانند در زمان فكر كردن به اشیاء، تصاویر واضحی از آن‌ها را ببینند. می‌توانند پازل‌ها را به راحتی درست كنند اغلب برای فهم معنی لغات نیازمند دیدن تصاویر آن‌ها هستند. تصاویر می‌توانند سرنخ‌های مفهومی از كلمات ایجاد كنند؛ و به دانش‌آموزان در خواندن و املای كلمات كمك كنند(گاردنر، هچ، 1989).

در آموزش دانش‌آموزان با هوش فضائی، ما نیازمند فراهم آوردن هر نوع سر نخ دیداری برای یادگیری آن‌ها هستیم. تعدادی از این سر نخ‌ها عبارتند از‌: تصاویر‌، نمودارهای رایانه ای‌، اسلایدها، نگاره‌ها، پوسترها، عكس‌ها، فیلم‌ها، نقشه‌های ذهنی، طرح‌های گرافیكی و به‌كاربردن مداد یا ماژیك‌های رنگی كه دانش‌آموزان را در استفاده از رنگ‌های متفاوت در دلالت بر جملات یا كلمات مختلف قادر می‌سازد.

توجه دانش‌آموزان با هوش فضائی به توضحیات معلم را می‌توان با كشیدن تصاویری در پای تخته افزایش داد. همچنین‌، این دسته از دانش‌آموزان با دیدن كلمه‌ای می‌توانند هجی كردن و نوشتن آن را بهتر از زمانی كه كلمه را نمی‌بینند، یاد بگیرند. هر زمان كه این دانش‌آموزان آن كلمه را بشنوند، سریعاً تصویری ذهنی از آن برای خود می‌سازند و این تصویر‌سازی آنان را در تغییر و تفسیر تصویر كلمه یاری می‌رساند(تیل، 1387).




ادامه مطلب


نوع مطلب : هوش‌های چندگانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




هوش منطقی- ریاضی به طور كلی توانایی استفاده از اعداد برای محاسبه و توصیف اشیاء، به كارگیری ریاضی در زندگی روزانه، به كارگیری قوانین ریاضی برای ایجاد بحث تناسب و تقارن، طراحی و مدل سازی می‌باشد(شپرد[1]، 2004).

همچنین این ظرفیت هوشی توانایی استدلال منطقی، به خصوص در ریاضی و علوم، ظرفیت تحلیل منطقی مسائل انجام عملیات ریاضی، و بررسی سیستماتیك و علمی مسایل، توانایی درك الگوهای ریاضی، تفكر منطقی و استدلال را در بر می‌گیرد(گاردنر، 1997).

برخلاف هوش زبانی- كلامی و موسیقیایی، هوش منطقی- ریاضی، از توانائی شنوائی و گویایی سرچشمه نمی‌گیرد. این هوش در اثر ارتباط با جهان اشیاء رشد می‌‌كند. كودك دانش اولیه خود را از طریق دسته‌بندی و نظم دادن اشیاء، و ثبت آن‌ها در حوزه هوش منطقی- ریاضی بهدست می آورد(گاردنر، هیچ، 1989).

اولین قدم برای رشد و شكل‌گیری هوش، قبل از راه رفتن كودك آغاز می‌شود. كودك با دست‌كاری اشیاء، درباره‌ی آن‌ها می‌آموزد. مفاهیمی مثل بیشتر یا كمتر را از راه دست‌كاری اشیاء می‌آموزد. بعد از آن قادر می‌شود اعمال معكوسی مثل كسر كردن دو شمع از یك دسته شمع، و یا افزودن دو آجر به یك دیوار را انجام دهد. گاردنر بر اساس نظریات پیاژه بیان می‌كند كه تفكر ریاضی عالی، هنگامی شكل می‌گیرد كه كودك اشیاء را كنار گذاشته و عملیات را با اعداد و نماد انجام دهد(آرمسترانگ، 2009).











ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :






هوش كلامی به توانایی استفاده از زبان برای توصیف حوادث، ایجاد ارتباط، ایجاد بخش‌های منطقی و استفاده از استعاره و اصطلاحات برای بیان افكار خود اشاره می‌كند(نولن[1]، 2003).

اجزاء تشكیل دهنده‌ی این هوش عبارتند از: حساسیت به صدا، ساختار و معنای كلمات، هنر بكار بردن زبان به منظور سرگرم كردن، قانع كردن یا آموزش دادن به مخاطب خود(آرمسترانگ، 2009).

گاردنر بر چهار جنبه از توانائی‌های كلامی تأكید می‌كند:

1-توانائی سخنوری: توانایی به كارگیری زبان برای متقاعد كردن دیگران.

2-توانایی حافظه كلامی: به فردكمك می‌كند تا اطلاعات را به خاطر آورد.

3-توانایی شرح و توصیف: این جنبه از توانائی هوش كلامی، مطلوب‌ترین و مناسبت‌ترین وسیله برای انتقال مفاهیم اساسی به صورت نوشتاری است. به علاوه استعاره‌هایی كه در كلام به كار می‌روند می‌توانند به شرح و رشد علم كمك كنند.

4-توانایی شرح فعالیت‌ها: توانایی استفاده از زبان برای به‌كارگیری تحلیل‌های فرازبانی(گاردنر، 2011).



[1] Nolen, J. L.



ادامه مطلب


نوع مطلب : هوش‌های چندگانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




جناب‌ آقای رخ‌صفت:
اما راجع به هوش های چندگانه با تمام احترامی كه به نظریه ها در این موضوع قائل هستم و خود نیز از ان جهت تدریس موثرتر و مشاوره های كارامدتر استفاده می كنم اما به نظرم می رسد بهتر است ارام ارام رویكرد خود را از هوش به سمت خلاقیت ببریم و همانند فعالیت شدید كشور های توسعه یافته با محوریت خلاقیت و ایجاد مدارس خلاق ،خود را وقف این امر نماییم تا بتوانیم شاهد بروز استعداد بچه های این سرزمین در اینده نچندان دور در تمام زمینه ها باشیم
راجع به خلاقیت و كلاس داری حرف زیاد دارم اما از انجا كه قول دادم مختصر عرض نمایم به پایان میبرم عرایضم را.
پی نوشت:
در ادامه فیلم پروژه عملی دانش اموزم را كه از او در كلاس ادبیات خواستم تا شعری ررا در مقابل دوربین با ایجاد دكور مناسب اجرا كند(نحوه اجرای این پروژه مفصل است و جهت عدم طولانی كردن مطلب از ان پرهیز می كنم)خواهم گذاشت كه با استفاده از خلاقیت و استفاده از پرده سبز و تدوین ان و ایجاد تیتراژ و به كارگیری موسیقی كاری خلاقانه در نوع خودش و نسبت به سن و كلاسش كه هشتم می باشد انجام داده است.

[http://www.aparat.com/v/0NB9S]


جناب آقای حسین‌زاده:
دررابطه با تدریس چندگانه(مبتنی بر هوش های چندگانه) چند چالش علمی و عملی دیده می شود:
1- آیا طراحی روش تدریس چندگانه زمان بر و خسته کننده نیست؟ اصلاً ممکن است که تدریس یک موضوع به چند روش طراحی شود؟
2- آیا تدریس چندگانه در زمان محدود کلاس ممکن است؟
3- آیا دانش آموزانی که تا به حال با روش های ساده روبرو بوده اند، از تدریس چندگانه رضایت خواهند داشت؟
4- آیا تدریس چندگانه توسط یک مدرس، در مدرسه ای که سایر مدرسان روش های سنتی به کار می گیرند قابل پذیرش می باشد؟
5- هدف تدریس چندگانه جذابیت تدریس است یا کارایی آن یا آماده سازی شرایط یادگیری و یا رشد هوش های دانش آموزان؟
6- ارتباط تدریس چندگانه با سبک های یادگیری چیست؟ موافق هستند یا مخالف یا مکمل؟


سركار خانم رازقی:

استفاده از هوش درون فردی.
تکلیف خلاقیتی،
با استفاده از سه کلمه کشاورز،نانوا،گندم
یک داستان جالب بنویسند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : هوش‌های چندگانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




سه شنبه 18 اسفند 1394 :: نویسنده : محمد نیرو
  چندی پیش به دعوت استاد ارجمندم جناب آقای دكتر حسین نژاد، در دانشگاه خوارزمی و در حضور وی و دانشجویان كلاس درس ایشان ارائه‌ای در موضوع برنامه درسی پنهان داشتم. به دلیل اینكه صدای ضبط شده با كیفیت مناسبی نبوده است، بنابراین تنها ده دقیقه نخست این ارائه در ذیل تقدیم همكاران گرامی می شود.

[http://www.aparat.com/v/6oXca]





نوع مطلب : تولید محتواها، تجربه زیسته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




جناب آقای بلوری:
معرفی طرح تکلیف بی تکلیف (فرصتی برای یادگیری ما) پیش دبستان صلحا
ولی گرامی
با اهدای سلام و آرزوی تندرستی و سعادت شما و خانواده‌ی محترم؛
در آستانه‌ی حلول سال جدید و فرصت‌های ناگزیر آغازینش، بر آن شدیم تا طرحی نو دراندازیم و «تكلیف عید» را نوعی دگر سازیم؛ از ارائه‌ی تكالیف آماده بپرهیزیم و صرفاً خطّ‌مشی و پیشنهادهایی ارائه نماییم.
امید آن داریم كه فرزندانمان در فراغت و تعطیلات نوروز، با توجّه به ذوق و علاقه و فكر و احساس خود و همراهی و یاری شما، كارها و فعّالیت‌هایی آموزنده، سازنده و بالنده انجام داده، از تكلّف و تكرار كارهای كلیشه‌ای پرهیز نمایند.
نقش والدین در این طرح فقط راه‌نمایی و پشتیبانی است! در این مسیر، به دنبال نزدیک کردن نوآموز به اندیشه‌ها و ایده‌های نو و تازه خواهیم بود و از هرگونه دخالت مستقیم در ساخت و سازها پرهیز خواهیم نمود.
این طرح فرصتی را فراهم می‌كند كه نوآموزان فعّالیّت‌هایی را كه دوست دارند، انجام داده و عرضه نمایند. این عرضه و ارائه، برای اعضای خانواده و خویشاوندان؛ و سپس به‌عنوان سوغات نوروز در مدرسه هم انجام خواهد شد.
در این روش، او سكّان‌دار است و ما هدایت‌گر؛
 فقط این نقش از والدین مورد انتظار است!
در این راه، فكر و یاریتان را نیازمند و دعای خیرتان را آرزومندیم.
نو بهار است در آن كوش   كه خوش‌دل باشی

شاخص‌های پیشنهادی فعّالیت‌های نوروزی
  طرّاحی فعّالیت‌ها با توجه به توانمندی‌های كودك.
  ایجاد فرصت‌هایی جهت پرورش مهارت‌های زندگی در كودك.
  پرورش گنجینه‌ی لغات و مهارت‌های ارتباطی از طریق گفتگو با گروه‌های مختلف سنّی.
   پرورش خلاّقیت از طریق ایجاد زمینة مشاهدة دقیق.
  پرورش مهارت‌های كلامی از طریق شرح وقایع جالب و دیدنی.
  فراهم نمودن زمینه آشنایی با آداب و رسوم قوم‌های مختلف ایرانی.

روش‌های زمینه‌سازی پرورش خلاّقیّت كودكان
  اختصاص فرصت‌هایی برای بروز امورپیش بینی نشده در فعّالیت‌ها و بازی‌ها،
  ایجاد فرصت تحلیل و بررسی برخی رویدادها،
  فراهم آوری وسایل و تجهیزاتی كه بازآفرینی اختراع را توسّط كودك تحقّق بخشد.
نیازها و علاقه‌های من
  دوست دارم در میان طبیعت زیبا گردش كنم و لذّت ببرم و از آن‌ها به خوبی مواظبت كنم.
  من می‌توانم با وسایل مختلف كاردستی‌های زیبا بسازم.
  دلم می‌خواهد به داستان‌های مادر بزرگ و پدر بزرگم گوش داده و برای دوستانم تعریف كنم.
  می خواهم دنیا را آن‌طور كه دوست دارم، نقّاشی كنم.
  دوست دارم بازی‌های مختلف را یاد بگیرم و به همه یاد بدهم.
  دوست دارم مانند یك دانشمند كوچك عمل كنم و با كنجكاوی‌هایم بیشتر یاد بگیرم.
  فرصتی برایم فراهم شود تا آن چه را كه یاد می‌گیرم، به كار ببندم.
  دوست دارم شعر و قصّه‌های زیادی بشنوم و از ماجراهای آنها، شعر و قصّه‌های تازه بسازم.
  دوست دارم در مورد پدیده‌ها و موضوعاتی مرتبط با محیط‌زیست خود به‌گفت‌وگو بپردازم.
  دوست دارم، پاسخ سؤالاتم را با مشاهده، آزمایش و... كشف كنم.
  دوست دارم مربّی خوبم در پایان تعطیلات از تمامی كارهای من و دوستانم نمایشگاهی برپا كند تا به همه بزرگترها بگویم كه...!

البته روش کار بدین صورت است ابتدا یک کارگاه 3 ساعته جهت دانش افزایی والدین در این زمینه برگزار کرده  سپس والدین محترم با توجه به دو اصل نسبت به فرزند خویش یعنی نیاز کودک خویش و علاقه وی برنامه یادگیری وی مهیا می کنند.


ادامه مطلب


نوع مطلب : معاونت آموزشی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




روزهای جمعه در گروه تلگرامی آموزش پژوهی صلحا، مطلبی برای بحث و نظر مطرح می شود. در این روز موضوع تكلیف عید را به میان آوردیم و نظرات مختلفی مطرح شد كه در ذیل بدان‌ها اشاره می‌كنیم.

جناب رخ‌صفت:
به نظر من قبل از ان كه به تكلیف عید بپردازیم،باید تكلیف خودمان را با تكلیف مشخص نماییم...
میشود با طرح چند سوال ساده بحث را هدایت كرد
تكلیف چیست؟
هدف از دادن تكلیف چیست؟
تاثیرگذاری یك تكلیف به چه عواملی بستگی دارد؟
چه زمانی دانش اموزان واقعا ان گونه كه معلمان توقع دارند تكالیفشان را درست و با دقت انجام می دهند؟
ایا تكالیف می بایست فقط و فقط به تكالیف نوشتاری معطوف شوند؟
مامعلمین چند درصد از تكالیفی كه به بچه ها می دهیم را چك می كنیم و سركلاس حل می نماییم و رفع اشكال می كنیم؟
ایاتناسب تكالیف دروس مختلف و به تعادل رسیدن حجم و زمان مورد نیاز انجام ان باهم رعایت می شوند ؟
و
.
.
.
چراتكالیف بلا تكلیف هستند؟!


جناب دكتر نكویی:
من از بچگی برام سوال بود كه این پیك شادی مسخره چیه كه به ما میدن
نه سر داشت نه ته
تا آخرین روز به این بهانه ما را میكشوندند مدرسه
(و بهانه مدرسه آمدن خیلی از بچه ها در هفته آخر)
روز ١٣ بدر به كمك اعضاء فامیل حل میشد و رنگ میشد و تقریبا تمام
وبعداز عید هم با كلی ترس و لرز میبردیم مدرسه و با بچه ها چك میكردیم و...
دریغ از اینكه یك نفر چك كند !!!
نه مدیر
نه ناظم
كه تا قبل ازاین صف عید شاخ و شونه میكشیدند
نه حتی دبیر مربوطه...
در سالهایی هم كه مدرسه داشتم
همین اتفاق مضحك مجددا میوفتاد...
چرا كاری انجام میدهیم كه غیرقابل اجرا یا بی خاصیت است؟!
پیك شادی
تكلیف نوروزی
تكلیف هوشمند ٣ روز یه بار بفرستند
امتحان از تكالیف نوروز
همه به نظر من ناكارامد
و در اصل اشتباه است...
همین مطلب را در هنگام تدوین سند تحول بنیادین آپ خدمت دوستان ارایه كردیم
ولی متاسفانه گوش شنوایی نیست
در هیچ جای دنیا
وسط ترم دوم
دو هفته تعطیلی وجود ندارد...
اشكال اصلی اینجاست
كار غلط را هرچه بزك كنیم
درست نمیشود...
پس وقتی خود تعطیلات غلط است
اولا همه فریادكنیم تا آرام آرام به كمپین تبدیل شود
قبحش بشكند و از طریق مجاری قانون گذاری حذف شود
تا اون موقع
خودمان حداقل در درس خودمان
یا كلاس خودمان
یا مدرسه خودمان
(بسته به میزان تاثیرگذاری امان)
تكلیف ندهیم...



ادامه مطلب


نوع مطلب : معاونت آموزشی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




شنبه 1 اسفند 1394 :: نویسنده : محمد نیرو
از آن روی كه وجهی از عوامل برنامه درسی، ناظر به محیط فیزیكی مدارس است، بنابراین با توجه و تغییر در محیط فیزیكی مدرسه و كلاس‌های درس، می‌توانیم در بهبود یادگیری دانش‌آموزان، موثر شویم. در فیلم زیر ایجاد برخی از این تغییرات نشان داده شده است.

[http://www.aparat.com/v/yi4Rd]





نوع مطلب : معاونت آموزشی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :