یادداشت‌های آقا معلم
تجربیات زیسته كلاس درس
                                                        
درباره وبلاگ

این وبلاگ محفلی است كه دل‌نوشته‌ها، برداشت‌ها و گزارش‌های كلاس درس و مدرسه‌ام را به منظور آگاهی همكاران، والدین و دانش‌آموزان عزیزم درج كرده و ضمن به اشتراك‌گذاری، آنها را به بوته نقد و نظر قرار می‌دهم. همچنین با درج تجارب زیسته كلاس، امكان بازنگری و تحلیل كار معلمی‌ام را مهیا كرده تا در نهایت زمینه رشد جمعی و بهره‌وری فرایند آموزش را به ارمغان آورد.
(تلگرام mniroo@)
مدیر وبلاگ : محمد نیرو
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
آخرین جلسه كلاس درس در سال 95 مقارن شده بود با روز پنجشنبه. صبح پیش از شروع كلاس به دانش‌آموزان پرسشنامه‌ای را دادم تا در مورد رویكرد حاضر در سال تحصیلی و با تاكید بر فیلم‌های آموزشی اظهار نظر كنند. داده‌های آنها می‌تواند زمینه تحلیل و یافته‌های پژوهشی را ایجاد كنند كه خیرش چه بسا برای كشور باقی بماند. این سوالات در ذیل آمده است.


من پاسخ‌های آنها را در پایان روز خواندم. آنها هم به تقاضای آقامعلم پاسخ مثبت دادند و اغلب وقت خوبی گذاشته بودند و به تمامی سوالات پاسخ دادند. اجمالا اینكه اغلب دانش‌آموزان از این رویكرد اظهار رضایت كردند و نتیجه آن را در پیشرفت تحصیلی خویش مشاهده نموده و اظهار كردند. روز قبل از آن هم جلسه ای با سرگروه‌ها داشتم و از آنها در مورد گروه‌هایشان جویا شدم. با مشورت با آنها برخی از گروه‌ها تغییرات جزیی داشتند. در این حال با استفاده از معارف دینی و تجارب پیشین، تلاش آنها را در مقام سرگروهی یك فرصت ارزنده برای ایشان قلمداد كردم و سعی نمودم كه تلاش‌هایشان را جهت شایسته‌تری دهم و انگیزه ایشان را نیز تقویت كنم. در این حال به برخی آسیب‌شناسی‌ها به ویژه بر اساس تكالیفی كه برخی از اعضای گروه‌ها در مورد آنها كوتاهی می‌كنند و زحمت ایشان و كاستی اثربخشی را ایجاد می‌كنند پرداختیم. به هر روی اكنون سه مصاحبه و حدود 50 پاسخ‌نامه مكتوب دارم و انشاءالله بعد از تعطیلات عید مصاحبه های گروهی برای تكمیل داده‌هایم خواهم داشت.



اما امروز كلاس درس به شكلی دیگر برگزار شد! حدود یك هفته است كه یكی از دانش‌آموزان كه صرافت زیادی برای تدریس همكلاسی‌هایش دارد، به تقاضای قبلی در صدد تهیه فیلم آموزش و ارائه آن در كلاس درس برای بچه‌ها در موضوع جدید داشت. از این روی امروز بچه‌ها در كلاس درس به تماشای فیلم آموزشی او در موضوع جایگشت پرداختند. گفتنی است كه او به خوبی از عهده این كار برآمد. در جاهایی هم او فیلم را متوقف می‌كرد و یا من یا وی توضیحات تكمیلی را مطرح می‌كرد. به هر روی هم بحث پیچیده نبود و هم ارائه او خیلی خوب بود. این هم تجربه ای جالب بود. او اظهار داشت كه اكنون قدر فیلم‌های گذشته آقامعلم و دردسرهای مربوطه اش را درك می كند.

[http://www.aparat.com/v/3W6CQ]


در پایان هم در كلاس وی مجالی دست داد تا شعر "طی شد این عمر ..." را بخوانم و خاطره‌ای خوش را در آخرین جلسه این سال به ارمغان بگذارم. خدای را شكر می‌كنم كه كلاس درس و تعامل آقامعلم با دانش‌آموزان و برعكس آن همراه با احترام و صمیمیت است. كلاس ریاضی كه در آن محبت، ارادت، ادب و انگیزه و همكاری موج می‌زند و به واقع چه چیزی از این امر زیباتر و لذت‌بخش‌تر.






نوع مطلب : تجربه زیسته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




روز گذشته بچه ها آزمون سوم گزینه دو خود را دادند. بچه های کلاس ریاضی در درس ریاضی همچنان رتبه نخست را احراز کردند. اگرچه در آزمون گذشته نیز آنها باز هم رتبه اول در میان سایر دروس را نیز شده بودند، اما این بار برای نخستین بار تراز بالای 8000 را احراز کردند. این در حالی است که اولا بچه ها با این میانگین تراز رتبه دوم مدارس شرکت کننده در درس ریاضی شدند، و ثانیا در میان تمام دروس دیگر پایه های مدرسه، بالاترین تراز را احراز کردند. لازم به ذکر است که احتمال احراز میانگین رتبه بالای 8000 در پایه های بالاتر به دلیل میانگین پایین تر شرکت کنندگان بیشتر است. مضاف بر آنکه کمترین درصد احراز شده در میان دانش آموزان 23 درصد بود که به نظرم بسیار قابل قبول است. 


خوشبختانه در دروس دیگری چون فیزیک و شیمی هم شاهد رشد نتایج بودیم. به گفته معلم شیمی استفاده از کار گروهی در کلاس درس و به ویژه در این مبحث اخیر، موجب رشد نتایج شده است. کارنامه کلی آزمون قبلی در ذیل آمده است.


گزارش کلی مراکز در آزمون 20 اسفند نیز نمایان است. در حالی که مدرسه رتبه 4 مدارس را احراز کرد، دانش آموزان در درس ریاضی رتبه 2 را به خود اختصاص دادند.


اما نکته ای که باید ذکر کنم، امروز با وارد شدن به فصل شش کتاب که به مبحث شمارش اختصاص داشت، من تدریس را به طور زنده برگزار کردم. خوشبختانه بچه ها با اصول جمع و ضرب به طور ضمنی در گذشته آشنا شده بودند و کتاب درسی هم به خوبی به این موضوعات پرداخته است. به هر روی حدود یک زنگ و نیم طول کشید که این درس را تمام کردم و بچه ها ظاهرا به خوبی یاد گرفتند. در تدریس این بحث به طور کامل با استفاده از نظرات بچه ها به صورت پرسش و پاسخ کار را دنبال می کردم. هنگامی که به فعالیت یا کار در کلاس درس کتاب برخورد می کردیم از آنها می خواستم که دقیقه ای خود آن را بخوانند و آن را در ابتدا انجام دهند. سپس پاسخ را از برخی مطالبه می کردم. به این ترتیب هم تدریس صورت گرفت و هم تنوع در ارائه انجام شد. اینجوری می توان مقایسه بهتری هم در رابطه با اثربخشی کلاس معکوس مشاهده کرد. در روزهای پایانی سال تحصیلی هم از با کمک آقای داودی سعی در انجام اولین مصاحبه کردیم. به یاری خداوند جمع آوری اطلاعات مربوط به این رویکرد را انجام خواهیم داد و آن را تبدیل به یک مدل برای همکاران میهنم خواهم کرد.
روز سه شنبه هم کلاس درس تشکیل نشد و به جای آن با بچه ها برای زیارت حضرت عبدالعظیم همراه شدم که بسیار خوب بود. اساسا همراهی با بچه ها در اردوهایی که فضای رسمی کلاس درس در آنجا نیست بسیار در تلطیف روابط و تالیف قلوب و ارتباطی عمیق تر، مهرورزانه تر و صمیمانه تر موثر است.





نوع مطلب : كلاس ریاضی سال تحصیلی 96-95، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




این هفته آمادگی با سوالات چهارگزینه‌ای برای آزمون گزینه دو پایان هفته بود. از آن روی كه نكات ظریفی در میان تست‌ها وجود دارد، این امر فرصت خوبی را مهیا می كند كه بچه‌ها در قالب حل سوالات چهارگزینه‌ای، در سطحی بالاتر به یادگیری و تسلط گام بردارند. مضاف بر اینكه اگر پاسخ‌گوی سوالات مربوطه باشند، به خودباوری نسبت به خود و اعتماد به معلم، رویكرد و مدرسه‌شان كمك شایانی خواهد كرد. بنابراین تقریبا از ابتدای زنگ‌های كلاس‌های روز شنبه و سه شنبه، بچه ها به طور گروهی مشغول بودند و پاسخ‌های تشریحی هم نمایش داده می‌شد و ما نیز در میان آنها به رفع اشكال سوالات احتمالی می پرداخیتم. در روز شنبه گزینه های درست را می خواندم و آنها متوجه اشكالات خود می شدند. برای روزهای بعد كلید سوالات را در اختیار آنها گذاشتم كه آنها هنگام حل یا بررسی سوالات خود سریعتر به صحت یا اشتباه خود پی ببرند.
روز سه شنبه من برای نخستین بار بیمار شده و در كلاس نتوانستم حضور پیدا كنم. خوشبختانه با حضور همكار و دستیار خوبم آقای آشور و با فرهنگ سازی و كار گروهی عادت شده، آنها در غیاب آقامعلم همچنان به خوبی استفاده كردند و به صورت گروهی رفع اشكال نمودند.
اما روز پنجشنبه هم كه معلم راهنما تكلیف آقامعلم را حذف كرده بود و به بچه ها گفت كه دروس ادبیات و شیمی را به جای آن بخوانند، به كلاس درس رفتم. قبل از آن هم بچه ها نمونه سوالات آزمون قبلی قلمچی را به عنوان آزمون حل كرده بودند و طبیعی بود كه به دلیل دشواری آنها، نیاز به رفع اشكال داشتند. من هم پاسخ ها را روی پرده نمایش داده و روی آنها توضیح می دادم و از آنها می خواستم كه عبرت‌ها و نكات مربوطه را یادداشت كنند.



این امر همچنین مجالی را مهیا كرد كه نكات تكمیلی را برای آنها بازگو كنم. نكاتی كه یا در تستها بود و پیش نیاز حل آنها قلمداد می شد و یا با دانستن آنها می توانستند سریعتر و بهتر به جواب برسند.



مدرسه هم برای بچه ها سوالات آمادگی و آزمون‌های آمادگی پیش بینی كرده بود تا با نتایجی بهتر مواجه شوند. برخی از پاسخ‌های سوالات آزمون‌ها یا خودآزمایی ها نیز بر روی دیوار نصب شده بود.



در این هفته با هماهنگی كه با آقای داودی انجام دادم، نخستین مصاحبه در مورد رویكرد حاضر از دانش آموزان صورت گرفت. پیش از آن با گفتگوی با وی، مسئله و سوالات پژوهشمان را مشخص كردیم. امیدوارم با این مصاحبه‌ها ابعاد مختلف تاثیرات این نوع رویكرد در كلاس درس مشخص‌تر شود.






نوع مطلب : كلاس ریاضی سال تحصیلی 96-95، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




امروز بچه ها آزمون هندسه داشتند. این آزمون بعد از كلاس ریاضی برگزار می‌شود. وجود آزمون‌های دغدغه‌آفرین دیگر دروس در كلاس درس و كار گروهی تاثیر خواهد گذاشت. رخوت و خمودی صبح زود هم مزید بر آن شد. با این وصف چون باید امروز به دلیل تعطیلی روز پنجشنبه (شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها) پرونده این بحث یعنی فصل 5 كتاب را می‌بستم، بنابراین از بچه ها خواستم كه به صورت گروهی رفع اشكال كنند. نكته جالب این بود كه شرایط را برای كوییز انفرادی پایانی اصلا مساعد نمی‌دیدم. آنها آزمون میان نیم‌سال مهم هندسه را داشتند. از سوی دیگر این كار هم نباید عقیم می‌شد. از شنبه آینده هم قصد داشتم متمركز بر روی سوالات چهارگزینه‌ای بشویم و فضای كار به گونه‌ای دیگر خواهد بود. به هر روی تصمیمی به ذهنم رسید و آن این بود كه برای نخستین بار،‌ كوییز را به صورت گروهی برگزار كنم. این كار با استقبال بچه ها همراه شد. برای اینكه بار كوییز تنها بر دوش یك یا دو نفر از گروه نیفتد، زمان را نسبت به یك كوییز انفرادی كاستم و از آنها خواستم كه به منظور مدیریت زمان، حل سوالات را بین یكدیگر تقسیم كنند و سرگروه هم نظارتی داشته باشد. به این ترتیب تقریبا همگی مشغول بودند و مراد ما هم حاصل شد و تجربه‌ای جالب همراه با استقبال بچه ها نیز رقم خورد.

[http://www.aparat.com/v/w14yW]


[http://www.aparat.com/v/vP9BV]




نوع مطلب : كلاس ریاضی سال تحصیلی 96-95، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




امروز صبح بچه ها آزمون داشتند. علی القاعده باید با آرامش بیشتری به جلسه آمده باشند. خوشبختانه ده سوال بیشتر نبود و طبق وعده از منابع گفته شده استخراج شده بود و زمان كافی برای پاسخ‌گویی هم داشتند. اگر چه سوالات دشواری انتخاب شده بود،‌ ولی هیچ كس ناراحت یا معترض نبود.


دو زنگ نخست كلاس به برگزاری آزمون سپری شد. جواب‌ها را هم همزمان در جلسه آزمون نوشتم و از آن تصویری تهیه كردم و ضمن درج آن در تابلوی اعلانات كریدور، آنها را با استفاده از دیتاپروژكتور نمایش داده و روی آنها توضیح می‌دادم. اگر چه به دلیل حسرتهای احتمالی آنها دوست نداشتند كه این كار صورت بگیرد، ولی بعد از توضیح مبنی بر اینكه اكنون وقت یادگیری و رفع اشكال است و ثبت تجارب حاصل از این آزمون، با گفتگویی دوستانه جوابها را توضیح می‌دادم. گاهی بعد از توضیح پاسخ سوال می‌گفتم سوتی‌هایتان را در جواب این سوال بگویید! آنها هم به برخی اشكالات محاسباتی و غیره اشاره می‌كردند كه به نوعی عبرت آموز بود. در اینجا سعی داشتم كسی احساس تحقیر شدن پیدا نكند.




بعد از آن دو تمرین از كاربرگ مربوط به درس انتقال نمودارها باقی مانده بود كه با كمك آنها تكمیل و حل شد. سپس با استفاده از جئوجبرا از آنها خواستم كه برای آینده سایر جنبه های تغییرات و انتقال نمودارها را یافته و در قالب‌های گوناگون ارائه دهند.






نوع مطلب : كلاس ریاضی سال تحصیلی 96-95، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




امروز صبح با بچه ها به مشاهده فیلم انتقال توابع پرداختم. روز قبل از آن نیز آنها برای تهیه فیلم درخواستی معلم هندسه خود به من مراجعه كرده بودند و تقاضا داشتند كه به آنها روش تدوین فیلم با استفاده از نرم‌افزار كمتازیا را كه خود استفاده می كنم بگویم. من وعده آن را برای كلاس درس كرده بودم كه با وجود كمبود زمان این امر محقق نشد. بنابراین در بعد از ظهر روز چهارشنبه با حضور برخی از بچه ها این كار محقق شد. خوشبختانه آن آموزش را ضبط كردم و فیلم آن را به بچه ها تقدیم نمودم. نكته جالب این بود كه برخی می‌گفتند كه "آقا با چه زبانی از شما تشكر كنیم؟" كه من هم می گفتم با زبان فارسی! به هر روی آنها به وجد آمده بودند و قدردان نیز بودند. نكته مهمتر این بود كه آنها فرایند ساخت یك فیلم را بهتر درك كردند و قدر فیلمهای در اختیارشان را بهتر یافتند. حتی یكی از بچه ها به صراحت در كلاس گفت كه: تازه می فهمیم كه چه زحمتی برای ساخت یك فیلم می‌كشید. فیلم زیر مربوط به آموزش نرم افزار به برخی از بچه های حاضر در دفتر كارم در مدرسه است.

[www.aparat.com/v/qEQV8]

در زیر هم فیلم‌های آموزش ادامه درس مشخص است كه اینبار بچه ها همراه با آقامعلم در كلاس درس مشاهده كردند. آنها اكنون به افكتهای موجود در فیلم به صورتی دیگر توجه می‌كردند و پشت پرده آنها را درك می‌كردند. به این نشان كه در پایان فیلم برخی از آنها با دست زدن آقامعلم را تشویق كردند.

[http://www.aparat.com/v/WPzgA]


[http://www.aparat.com/v/j2ZT8]


در زمان باقی مانده كلاس نیز من در مورد آزمون میان نیم‌سال دوم كه روز شنبه داشتد اطلاعاتی را دادم. این اطلاعات شامل سهم مباحث در سوالات آزمون و منابع اقتباس سوالات بود كه شامل كتاب درسی، كتاب كار و كوییزهایی بود كه آنها داده بودند. به این ترتیب دغدغه من مبنی بر عبور سریع در هفته اخیر از سوالات كتاب كار و كتاب درسی رفع می‌شد و نگرانی آنها نیز زایل می‌شد. در كوتاه زمان باقی مانده نیز آنها به رفع اشكال سوالات كاربرگشان اقدام كردند. خوشبختانه فرهنگ گفتگوی آهسته تر در كار گروهی در حال تجربه شدن و عادت شدن است.
قصد دارم هنگامی كه ناخواسته این صداها بالا می‌رود، با بچه ها قرار بگذارم كه سه بار به تخته یا شیشه درب كلاس خواهم زد به این نشانه كه آنها صدایشان را كمتر كنند. به این ترتیب از تذكر كلامی كمتر استفاده خواهم كرد و كمتر تقاضای من ناخواسته زمین خواهد خورد. حتی وقتی هم كه می گفتم كه از گروه‌ها با صدای بالا یك مثبت را كسر خواهم كرد، پشیمان شدم. چرا كه عملا تاكنون چنین نكرده ام و ضمنا باید فرصت ایجاد عادت برای بچه ها را فراهم نمود.




نوع مطلب : كلاس ریاضی سال تحصیلی 96-95، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




امروز دانش‌آموزان مشغول رفع اشكال كتاب كار هفته 17 بودند. روز قبل از آن هم من در پی ساخت فیلم آموزشی مربوط به انواع توابع و انتقال توابع بودم. به عبارتی دو فیلم آموزشی تهیه كردم. البته ناگفته نماند كه این فیلم‌ها را تا نیمه شب تدوین كردم. فیلم دوم كه كوتاه تر بود و در حدود بیست دقیقه بود بدون مشكلی خروجی گرفت. اما فیلم نخست كه طولانی‌تر بود در دو نوبت خروجی گرفتم و بعد از طی زمان نسبتا زیادی بعد از اینكه 93 درصد كار پیش می‌رفت خطا می‌داد و از برنامه خارج می‌شد. حتی صبح قبل از ساعت 5 كه نوبت دوم خروجی گرفتن را با استفاده از لب تاپ مدرسه كه از سیستم من هم پیشرفته تر و سریع تر بود،‌ دوباره بعد از حدود یك ساعت و نیم طی زمان خطا داد و كار به سرانجام نرسید.
در اینجا بود كه بسیار ناراحت شدم و دلسرد از اینكه اینهمه صرف وقت ولی بی نتیجه. این در شرایطی است كه مدرسه نه تاكنون قدردانی در رابطه با ساخت بیش از 25 فیلم كرده است و نه به تقاضای من برای تخصیص یك لب‌تاپ شایسته این كار ترتیب اثر داده است. بیشتر زمان انجام این كار هم در خارج از زمان رسمی كار در مدرسه صورت می‌گیرد. به عبارتی خیلی خودانگیختگی و حتی سماجت در انجام كار نیاز است تا مقصود حاصل شود.
به هر روی خود را سریعتر و زودتر به مدرسه رساندم و قبل از شروع كلاس درس با استفاده از رایانه‌های سایت كامپیوتر مدرسه كه حافظه بالاتری داشتند خروجی از برنامه گرفتم. شروع این كار قبل از آغاز كلاس اول بود كه بعد از اتمام زنگ نخست، مراجعه كرده و مشاهده كردم كه به لطف پروردگار كار به انتها رسیده و خیالم راحت شد.
اگر این فیلم آماده نمی‌شد، به تحقیق حداقل دو جلسه عقب می ماندم و قصد داشتم كه آنها را در اختیار بچه ها قرار دهم. آنها حتی در مورد مطلب قبلی كه به صورت زنده تدریس می كردم، سراغ از فیلم با مشاهده آن می‌گرفتند.



بچه ها این فرهنگ یادگیری را پذیرفته اند و تعداد زیادی از آنها با خود فلش مموری همراه دارند و همزمان با كار گروهی آنها یا هنگام كوییز دادن آنها من فیلم‌ها را ریخته و فلش‌ها را در منظر آنها قرار می‌دهم تا فلش خود را بردارند. در این میان رخ داده كه برخی فلش‌ها ویروسی شده یا احیانا گم شده باشد.
به هر روی بچه ها مانند همیشه و بدون معطلی به رفع اشكال پرداختند و خود را برای امتحان (كوییز) مربوطه كه اینبار نزدیك به سی دقیقه زمان برد آماده كردند. جالب است كه در اینجا نه حائلی میان بچه ها برای تقلب نكردن نیست و نه انگیزه یا تجربه لو دادن سوال به كلاس دیگر. چرا كه به نظر می رسد هم برخوردهای ناروا به خاطر نتایج ضعیف صورت نمی‌گیرد و نه تهدیدی در این میان شكل می‌گیرد. اتفاقا چون میانگین گروه ها به صورت پایه ای مقایسه می‌شود،‌ لو دادن سوالات را به سود خود نمی‌یابند. ضمن اینكه به صورت مرامی و معرفتی هم از آنها خواسته ام كه امانت‌داری كنند.



برخی از سرگروه‌ها همچنان خواهان تغییر گروه‌هایشان هستند. به ویژه كه واجد عضوی كه موجب كاهش میانگین گروه شده و محروم از احراز مثبت گروه‌های برتر می‌شوند. من هم وعده انجام آن را در اولین فرصت ممكن داده ام. این آزمون كه صحیح شد متوجه شدم كه اختلاف معناداری بین میانگین گروه‌های در كلاس‌ها بود. شاید استفاده از همكار و دستیار خوبم در تدریس این تفاوت را ایجاد كرده یا شاید عوامل دیگر كه قابل بررسی است. به نظر می‌رسد دانش‌آموزان با استفاده از ماشین حساب در سال‌های گذشته و همچنین در برخی دروس مانند شیمی، قدرت محاسباتشان كاسته شده باشد و نیاز به سرعت و دقت بیشتر در این امر دارند. خوشبختانه در دو سال گذشته آزمون‌‌های ذهن پویا كه حاوی محاسبات ساده بود را آماده كرده بودیم و انجام آن ضروری می‌نماید. به خصوص كه یكی از دانش‌آموزان كه با استفاده از كتاب ورزش ذهن گاج بهره خوبی برده بود و دو ماه به طور مستمر و با صرف زمان اندك توانسته بود رشد خوبی در این خصوص داشته باشد، گواهی بر اصلاح این امر و ضرورت پرداختن به آن خواهد بود.



یكی از دانش‌آموزان كه كمتر نتایج خوب می‌گرفت و تشویق می‌شد، یكی از سوالات دشوار را كه البته با كمك برادرش در منزل حل كرده بود،‌به پای تخته فراخواندم و خواستم كه این سوال را همزمان با كار گروهی بچه‌ها نخست در پای تخته بنویسد، سپس راه حل آن را برای كلیه دانش‌آموزان توضیح دهد. ما و بچه ها هم او را تشویق كردیم. او كه در ابتدا خجالت از انجام آن می‌كشید، به نظرم خاطره‌ای خوب را تجربه كرد.


در پایان نیز تكالیف پیش روی بچه ها را بر روی تخته نوشتم. نكته جالب این بود كه امروز بعدازظهر هنگامی كه بچه ها كار گروهی داشتند، فیلم را با حضور خودم مشاهده كردند. من هم در جاهایی آن را قطع می كردم و توضیح تكمیلی می دادم. ولی چون بعد از زنگ ورزش بود و خسته بودند بازدهی بالایی نداشت.





نوع مطلب : كلاس ریاضی سال تحصیلی 96-95، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




در میان سوالاتی كه برخی دانش‌آموزان در روز پنجشنبه هنگام رفع اشكال كتاب كار در كارگروهی سوال می‌كردند، نكاتی بود كه مهم تلقی می‌شد. در این روز نخست كلاس درس را با گفتگو با بچه ها آغاز كردم. از آنها خواستم كه نكاتی كه به ویژه از درس جدید با خواندن مطالب كتاب یا حل مسائل یافته اند را به عنوان مرور بیان كنند. بدین ترتیب هم مجالی برای جمع‌بندی و ارزشیابی بود و هم مقدمه‌ای برای بیان نكات تكمیلی. این كار عملا یك زنگ كلاس را به خود اختصاص داد. در این زنگ سیر كلی بدین شكل در ذهنم بود ولی طبیعی بود كه جریان پرسش‌ها و اظهارات بچه‌ها سمت و سویی خاص را به كلاس درس اعطا خواهد كرد. این كار حسنی دارد و دانش‌آموزان خود را در شكل‌گیری جریان كلاس درس سهیم دانسته و اظهاراتشان را معتبر و منشاء اثر می‌دانند. اصولا طرح‌ درس‌های منعطف چنین بستری را بر می‌تابد. ولی طرح درس‌هایی صلب و معلمانی كه فضای تعاملی را قائل نبوده یا مهارت اداره آن را ندارند از آن بی‌بهره می‌مانند.



در اینجا ملاحظاتی باید در نظر گرفته شود. نخست توجه به این نكته است كه به طور دلخواه عموم دانش‌آموزان در این سناریو مشاركت نخواهند كرد. بنابراین تعامل جمعی معلم باید به گونه‌ای باشد و توجهی خاص پیدا كند كه تا حد ممكن تمامی بچه‌ها به بازی گرفته شوند. دوم اینكه بالاخره این امر بدیلی برای تعامل همتراز فراگیران در قالب فعالیت‌های گروهی نخواهد بود و بلكه مكمل آن قلمداد می‌شود. سوم اینكه اظهارات بچه‌ها ارزش‌گذاری و قضاوت به معنای مصطلح آن نشود تا فضای امن و آرام برای بیان نظرات ظهور یابد. معلم توجه كند كه نفس مشاركت مغتنم است و هر نظری محترم. برخی از بچه‌ها نیازمند چنین فرصت‌هایی برای اظهار وجود و ایجاد توجه هستند. در این حال فرصتی است تا مهارت‌های كلامی و ارتباط‌های گفتاری ایشان تقویت شود.
اما یكی از بچه‌ها سوالی پرسید و من به وجد آمدم كه جوابی ارزنده به وی بدهم كه هم در ارتباط درس بوده و هم در سطحی بالاتر از كتاب و دانش اولیه ایشان باشد. اتفاقا هم چنین شد. لیكن پیامد آن نگرانی بود كه بر چهره برخی از بچه ها مشاهده شد. من جوابی كه دادم آنها را قدری ترساند. به عبارتی من دو یا سه پله بالاتر رفتم و پاسخ گفتم. این امر موجب شد كه آنها احساس كنند كه این بحث تابع خیلی دشوار است. من كه هنر خود را تسهیلگری یادگیری می پنداشتم خیلی پشیمان شدم. آنجا به خود نهیب زدم كه كاش پیش از طی مقدمات و تسلط نسبت به پیشنیازهای مربوطه از سوی ایشان، چنین پاسخی را مطرح نمی‌كردم كه نگرشی چنین به بار نیاورد. به هر روی به نظرم باید كلی تلاش كنم كه این پندار نامبارك را بدل به خودباوری و سهولت مطلب كنم.
در ادامه زنگ دوم هم انیمیشنی از تابع را نمایش دادم كه به فهم بهتر این مفهوم كمك می‌كرد. استفاده از رسانه‌های پرشمار در بازنمایی های مختلف مفاهیم ریاضی بسیار نافع و جذاب است.

[http://www.aparat.com/v/XJHtL]


در زنگ نظیر نخست برای دیگر كلاس، از دستیار عزیزم خواستم كه كار كلاس اول را وی تجربه كند و من نظارت كنم. این یك فرصت برای او برای تجربه‌اندوزی در حضور آقا معلم و دریافت بازخورد است و یك فرصت برای من بوده كه خود را در آیینه وی ببینم. در این شرایط به چند نكته برخورد كردم.
  • نخست وجود آزمون دغدغه‌آفرین فاینال زبان بچه ها كه آرامش و تمركز را از آنها سلب كرده بود.
  • قدر پرسش‌های هدایت‌گر معلم كه به دور از شرایط انتقالی مطلب را فرا دهد را بهتر مشاهده كردم.
  • اشتباه كردیم كه درس را دشوار ارائه كردیم و سخت نزد ایشان جلوه كرد.
  • سوالات ابتدایی از مطالب اولیه كه همه بلد هستند، فرصت مغتنم یادگیری را هدر داده و حوصله مخاطب را سر میبرد.
  • گاهی كه سروصدای در هم انضباط و تمركز را می‌زداید، معلم در این میان نباید ادامه مطلب را بگوید. بلكه با ایجاد یك سكوت موقت تمركززا اداره كلاس را برای ادامه كار پی بگیرد.
  • بحث‌های پراكنده كردن و به خصوص بدون جمع‌بندی، آشفتگی ذهنی مخاطب را ایجاد می‌كند. نقشه یا طرح درس دراینجا مهم است.
  • هنگامی كه در میان كلاس سوالی امتیازی طرح كردیم، یكی از بچه ها تا اواخر كلاس بر روی آن متمركز شد و گویی از كلاس درس جدا شد.
  • هنگامی كه بحث به كفایت با گفتگوی میان بچه‌ها پخته نشده بود، همكار من به صورت انتقالی به بیان مطلب پرداخت.
  • به نظر می رسد كه شاید بهتر باشد ابتدا وی این كار را بكند تا به اصطلاح راه رفتن خودش را هم فراموش نكند و آنگاه در كلاس نظیر عملا كاستی‌ها را به وی نمایان سازم تا بر اساس پایه‌های مهارتی خویش فراگیرد.
  • واكنش به ویژه تشویق‌آمیز به مشاركت و اظهار نظر بچه‌ها به دور از تهدید و تحقیر مهم است. اشكالات ایشان را نیز باید با پرسش‌های هدایت‌گر توسط خود ایشان رفع كرد.
  • مطالبی كه در دو كلاس هم پایه گفته می‌شود باید به گونه ای باشد كه یادداشت‌های دو كلاس درس مشابه باشند. حتی حروفی را هم كه به عنوان متغیر در مفاهیم ریاضی استفاده می‌كنیم.
  • برخی از بچه‌ها توان اظهار كلامیشان بالا نبود و ناچار باید نظرشان را بر روی تخته می‌نگاشتند.

به هر روی این هم تجربه ای بود كه پیش رو قرار گرفت. خدا را شكر كه روابط محترمانه و صمیمانه و از نگاه من عاشقانه‌ای میان آقامعلم و بچه‌ها حكمفرماست و كلاس ریاضی نه تنها تابو نیست بلكه فرصتی برای ایجاد خودباوری و جلب توجه و رشد و یادگیری است. ان شاءالله






نوع مطلب : كلاس ریاضی سال تحصیلی 96-95، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :