یادداشت‌های آقا معلم
تجربیات زیسته كلاس درس
                                                        
درباره وبلاگ

این وبلاگ محفلی است كه دل‌نوشته‌ها، برداشت‌ها و گزارش‌های كلاس درس و مدرسه‌ام را به منظور آگاهی همكاران، والدین و دانش‌آموزان عزیزم درج كرده و ضمن به اشتراك‌گذاری، آنها را به بوته نقد و نظر قرار می‌دهم. همچنین با درج تجارب زیسته كلاس، امكان بازنگری و تحلیل كار معلمی‌ام را مهیا كرده تا در نهایت زمینه رشد جمعی و بهره‌وری فرایند آموزش را به ارمغان آورد.
(تلگرام mniroo@)
مدیر وبلاگ : محمد نیرو
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
از سه سال گذشته گروه تلگرامی آموزش پژوهی با هدف اولیه استمرار دانش‌افزایی کادر و دبیران مجتمع آموزشی صلحا ، ایجاد شد. اکنون این گروه با داشتن بیش از 1400 عضو از میان معلمان، مدیران، مسئولان آموزش و پرورش، استادان دانشگاه، دانشجو-معلمان و دیگر علاقمندان، با وجود گروه‌های تلگرامی گسترده و بعضاً تخصصی، همچنان خود را به عنوان یک گروه مرجع و قابل استفاده برای اعضایش حفظ کرده است. به نظر می‌رسد پویایی، نوآوری، روزآمدی و توجه به نیازها و نظرات مخاطبان از مهمترین عوامل این توفیق بوده است.


گروه آموزش پژوهی صلحا در شهریورماه سال 1394 تأسیس شد و تاکنون مراحل ذیل را پشت سرگذاشته است:
1-    این گروه، نخست با هدف دانش‌افزایی کادر مجتمع آموزشی صلحا تشکیل شد و پس از دریافت مجوز از سوی مسئولین مجتمع، از آذرماه همان سال پذیرای دیگر همکاران علاقمند از سایر مدارس گردید.
2-    از آغاز شکل گیری گروه و به منظور سامان¬دهی آن، ضمن تشکیل گروه تلگرامی جانبی با عنوان اتاق فکر، قواعد و مقرراتی تنظیم شد که تاکنون نیز پابرجا است. به عنوان مثال عموم اعضای محترم تنها در روزهای جمعه مجاز به درج مطلب در گروه هستند و تمامی مطالب نیز بایستی در حیطه تخصصی و حرفه‌ای تعلیم و تربیت باشد.
3-    از ابتدای فعالیت گروه تا پایان نیمۀ دوم سال 94 مطالب درج شده به طور منظم و هدفدار صرفاً از سوی مدیر گروه ارائه می‌شد.
4-    در نیمه نخست سال 95 با هماهنگی قبلی، تعدادی از مدارس به گزارش تجارب و عملکرد خود همراه با برخی از مستندات و تصاویر و فیلم‌ها اقدام کردند. در این دوره، 24 مدرسه به ارائه مطلب پرداختند. در کنار این امر، هر هفته یکی از متخصصین به عنوان کارشناس هفته در موضوعات از قبل تعیین شده، پاسخ¬گوی سوالات و نیازهای احتمالی اعضاء با واسطۀ مدیر گروه بودند که البته در اغلب اوقات مورد بهره¬برداری قابل توجهی قرار نگرفت.
5-    در نیمه دوم سال 95 هر هفته از سوی یکی از افراد مجرب یا صاحب نظر با رایزنی و هماهنگی¬های صورت گرفته، مطالب تخصصی حرفۀ معلمی در گروه ارائه می‌شد.
6-    در نیمه نخست سال 96 مجتمع آموزشی صلحا، اقدام به گزارش برخی رویکردها و فعالیت‌های خود کرد که در بادی امر، نگارنده در مدت هشت هفته به تبیین رویکرد آموزشی دبیرستان با عنوان یادگیری تعاملی پرداخت. سپس جناب آقای طاهری در مدت چهار هفته فوق برنامه‌های آموزشی دبیرستان را در قالب طرح پویش، پروژه و پژوهش تبیین کرد. پس از آن نیز فوق برنامه‌های فرهنگی دبیرستان صلحا توسط جناب آقایان مرتضوی و فیاض نکو گزارش شد.
در ادامۀ این دوره، جناب آقای بلوری به مدت سه هفته  فعالیت‌ها و برنامه‌های خود را در موضوعات: 1- اردو و گردش 2- خودباوری 3- انس با کتاب برای دانش‌آموزان پیش دبستان صلحا ارائه کرد و بالاخره جناب آقای احمدی، فعالیت خود را در کارگاه خلاقیت ابتدایی صلحا در مدت سه گزارش نمود. بدین ترتیب شش ماه نخست سال 96 به ارائه بخشی از فعالیت‌های مجتمع آموزشی صلحا اختصاص یافت.
7-    از نیمه دوم سال 1396 و هم‌زمان با فرارسیدن سومین سال فعالیت گروه، طرح موضوعات تخصصی در حیطه فرایند یاددهی- یادگیری در دستور کار گروه قرار گرفت. این رویه با تبیین نظریه هوش‌های چندگانه و کاربست آن در مدرسه آغاز شد و تا سه هفته آینده نیز ادامه خواهد یافت. پس از آن نیز در طی دوره مشخصی، به یکصد نکته کاربردی در یادگیری تعاملی خواهیم پرداخت.


گروه آموزش پژوهی صلحا در شهریورماه سال 1394 تأسیس شد و تاکنون مراحل ذیل را پشت سرگذاشته است:
1-    این گروه، نخست با هدف دانش‌افزایی کادر مجتمع آموزشی صلحا تشکیل شد و پس از دریافت مجوز از سوی مسئولین مجتمع، از آذرماه همان سال پذیرای دیگر همکاران علاقمند از سایر مدارس گردید.
2-    از آغاز شکل¬گیری گروه و به منظور سامان¬دهی آن، ضمن تشکیل گروه تلگرامی جانبی با عنوان اتاق فکر، قواعد و مقرراتی تنظیم شد که تاکنون نیز پابرجا است. به عنوان مثال عموم اعضای محترم تنها در روزهای جمعه مجاز به درج مطلب در گروه هستند و تمامی مطالب نیز بایستی در حیطه تخصصی و حرفه‌ای تعلیم و تربیت باشد.
3-    از ابتدای فعالیت گروه تا پایان نیمۀ دوم سال 94 مطالب درج شده به طور منظم و هدفدار صرفاً از سوی مدیر گروه ارائه می‌شد.
4-    در نیمه نخست سال 95 با هماهنگی قبلی، تعدادی از مدارس به گزارش تجارب و عملکرد خود همراه با برخی از مستندات و تصاویر و فیلم‌ها اقدام کردند. در این دوره، 24 مدرسه به ارائه مطلب پرداختند. در کنار این امر، هر هفته یکی از متخصصین به عنوان کارشناس هفته در موضوعات از قبل تعیین شده، پاسخ¬گوی سوالات و نیازهای احتمالی اعضاء با واسطۀ مدیر گروه بودند که البته در اغلب اوقات مورد بهره¬برداری قابل توجهی قرار نگرفت.
5-    در نیمه دوم سال 95 هر هفته از سوی یکی از افراد مجرب یا صاحب¬نظر با رایزنی و هماهنگی¬های صورت گرفته، مطالب تخصصی حرفۀ معلمی در گروه ارائه می‌شد.
6-    در نیمه نخست سال 96 مجتمع آموزشی صلحا، اقدام به گزارش برخی رویکردها و فعالیت‌های خود کرد که در بادی امر، نگارنده در مدت هشت هفته به تبیین رویکرد آموزشی دبیرستان با عنوان یادگیری تعاملی پرداخت. سپس جناب آقای طاهری در مدت چهار هفته فوق برنامه‌های آموزشی دبیرستان را در قالب طرح پویش، پروژه و پژوهش تبیین کرد. پس از آن نیز فوق برنامه‌های فرهنگی دبیرستان صلحا توسط جناب آقایان مرتضوی و فیاض نکو گزارش شد.
در ادامۀ این دوره، جناب آقای بلوری به مدت سه هفته  فعالیت‌ها و برنامه‌های خود را در موضوعات: 1- اردو و گردش 2- خودباوری 3- انس با کتاب برای دانش‌آموزان پیش دبستان صلحا ارائه کرد و بالاخره جناب آقای احمدی، فعالیت خود را در کارگاه خلاقیت ابتدایی صلحا در مدت سه گزارش نمود. بدین ترتیب شش ماه نخست سال 96 به ارائه بخشی از فعالیت‌های مجتمع آموزشی صلحا اختصاص یافت.
7-    از نیمه دوم سال 1396 و هم‌زمان با فرارسیدن سومین سال فعالیت گروه، طرح موضوعات تخصصی در حیطه فرایند یاددهی- یادگیری در دستور کار گروه قرار گرفت. این رویه با تبیین نظریه هوش‌های چندگانه و کاربست آن در مدرسه آغاز شد و تا سه هفته آینده نیز ادامه خواهد یافت. پس از آن نیز در طی دوره مشخصی، به یکصد نکته کاربردی در یادگیری تعاملی خواهیم پرداخت.
قابل ذکر است که اغلب محتواهای ارائه شده، به صورت فایل‌های تجمیع شده موجود است.
گروه آموزش پژوهی صلحا زمانی فعالیت خود را آغاز کرد که اولاً شبکه مجازی تلگرام و کارکردهای آن، چنین گسترده نبود، ثانیاً گروه‌های تخصصی مختلف به ویژه در حیطۀ تعلیم و تربیت به میزان کنونی موجود نبود. اکنون گروه تلگرامی آموزش پژوهی صلحا با داشتن بیش از 1400 عضو از میان معلمان، مدیران، مسئولان آموزش و پرورش، استادان دانشگاه، دانشجو-معلمان و دیگر علاقمندان، با وجود گروه‌های گسترده و بعضاً تخصصی، همچنان خود را به عنوان یک گروه مرجع و قابل استفاده برای اعضایش حفظ کرده است. این مدعا از نظرسنجی‌های به عمل آمده، حاصل شده است. به نظر می‌رسد پویایی، نوآوری، روزآمدی و توجه به نیازها و نظرات مخاطبان از مهمترین عوامل این توفیق بوده است.

در آخرین کاری که این گروه تلگرامی انجام داده است و آن را در راستای مسئولیت اجتماعی خود قلمداد می کند، ارائه وبیناری است که از مدرسه برای همکاران سراسر میهن اسلامی صورت گرفت.



در زیر فیلم ضبط شده این وبینار برای علاقمندان تقدیم می شود.
[http://www.aparat.com/v/JXKZD]





نوع مطلب : گروه تلگرامی آموزش پژوهی صلحا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




یکشنبه 19 آذر 1396 :: نویسنده : محمد نیرو
سرکار خانم رجبی از دانشجویان دانشگاه خاتم و از همکاران فرهنگی هستند. ایشان نیز قصد دارند تا کار پایان نامه خود را به صورت کیفی انجام دهند. به نظر می رسد وی نیز از قوت قلم و قدرت توصیف خوبی برخوردار باشد. متن زیر را در نخستین پست وبلاگ مربوط به دانشجویان بر اساس مشاهدات نخستین جلسه کلاس برنامه ریزی نوشته بود.


پس از چند ماه تعطیلی، با اشتیاق فراوان خود را به دانشگاه رساندم وبا پرس وجوی نسبتاً زیاد بالاخره فهمیدم کلاس در طبقه اول تشکیل می شود.اصلاً کلاسهای این طبقه را دوست نداشتم،آسانسور در این طبقه توقف نداشت ومسلماًبالا وپایین رفتن از پله ها مشکلاتی را برایم ایجاد می کرد.از طرفی نوع صندلیها ومیزان نور کلاسهای این طبقه مورد پسندم نبود.اما به هر حال مجبور به اطاعت بودم.از اینکه دوستانم را دوباره می دیدم ودر ضمن با یک استاد جدید ودکتر عباسیان در این ترم درس داشتیم ،هیجان زده بودم.دوتا ازدوستان را در راهرو دیدم ،ضمن صحبت با هم به سمت کلاس حرکت کردیم.

استاد جدید ،قبل از ما در کلاس حاضر شده ومنتظر ما بود.با سلام واحترام وارد کلاس شدیم.از قبل شنیده بودم که علاوه بر دانشگاه ،سابقه تدریس در آموزش وپرورش را دارد وخود را معلم معرفی کرده این مسئله حس قرابتی را ایجاد میکرد،ولی ورودش قبل از ما منش معلمی را بیشتر ظاهر ساخته بود.با تواضع واحترام با هریک از ما احوالپرسی کرد،خیلی آرام وشمرده سخن می گفت.کمی منتظر ماندیم یکی دیگر از دوستان نیز به جمع ما پیوست اما ظاهراًقرار نبود جمع ما از پنج نفر تجاوز کند،بنابراین کلاس آغاز شد. استاد سوابق تحصیل وتدریس خود را کامل بیان کرد واز ما خواست خود را معرفی کنیم.با دقت وحوصله به حرفهای ما گوش می داد وهر جا نکته ای باقی می ماند ،می پرسید.شاید در طول این بیست وچند سال معلمی ام هیچ استاد وهیچ کلاس ضمن خدمتی به این خوبی به من نیاموخته بود که چگونه به حرفهای دانش آموزانم گوش دهم واین گوش دادن چه اثراتی بر روح وروان آنها خواهد گذاشت.

معارفه به پایان رسیدابتدا احساس میشد با وجود چهار دانشجو کلاس پویا وفعالی نداشته باشیم وچندان کاری پیش نرود اما با سوالاتی که استاد می پرسید وپاسخهایی که می دادیم کم کم یخ همه وارفت وجنب وجوش به پاشد.حتی جوابهای اشتباه ما پذیرفته وبا چنان زبر دستی تصحیح می شد وبه ما برمی گشت که هیچ کدام از شرکت در بحث حس بدی پیدا نکردیم.چقدر این حس خوب مرا به یاد کلاس جامعه شناسی ترم گذشته می انداخت.

مفاهیم «برنامه، برنامه ریزی،هدف، برنامه ریزی درسی وبرنامه ریزی در آموزش عالی» را به خوبی به روش سقراطی از دهان ما گرفته ،دست چین کرد وبا نظمی منطقی به خودمان برگرداند.روشی مشارکتی  که البته غیر از چیره دستی ومهارت به طرح درسی جامع نیاز داشت تا تمام اهداف درسی یک جلسه را در بر گیرد.نوشتن مطالب کلیدی بر روی تخته آن هم با خطی خوش ودادن کد از مطالب روی تخته ،تجسمی عالی ازفن معلمی بود..صدای آهسته او نیز حکایت دیگری از این فن بود،تا علاوه بر نوازش گوش،اسباب مزاحمت برای باقی کلاسها فراهم نکند وضمناً سبب گردد تا با توجه ودقت بیشتری به صحبتهایش گوش دهیم.ابتدای درس را با ضرورت واهمیت ارزشیابی از هر برنامه ای شروع نمود وآخر را نیز با همین بحث به پایان برد وآن را به ارزشیابی پایان ترم این درس ربط داده ونحوه ارزشیابی ازما را توضیح داد.بار دیگر نیز مهارت خود در فن معلمی را به نحوی استادانه به رخ کشید تا به گونه ای در مورد ارزشیابی صحبت کند که علاوه  بر بیان اهمیت آن ،توجه ما را به یادگیری صرفاًجهت نمره گرفتن معطوف نکند.کاش در ابتدای ورود به آموزش وپرورش با این استاد دوره کلیات وفنون تدریس را گذرانده بودم  شایدآن وقت خیلی موفق تر از الآن عمل می کردم.فقط تنها مسئله ای که خیلی نتوانستم با آن کنار بیایم ، کلمات، جملات و کلاً ادبیات ثقیلی بود،که استفاده می کرد.شاید این از کم سوادی من بود که به زحمت می افتادم ومجبور بودم در مورد خیلی از کلمات وجملاتش فکر کنم تا متوجه منظورش بشوم.با خود گفتم:" یعنی با همین ادبیات در خانه هم صحبت می کنه؟چه سخت!"به هر حال دو راه داشتم یا باید خود را با این موضوع سازگار میکردم که البته خیلی سخت بود وبه جلسات بیشتری وقت نیاز داشت یا مصداق این شعر قرار می گرفتم :  "هرگز حدیث حاضر وغایب شنیده ای ......"

در همین فکرها بودم که ورود دکتر عباسیان،نشان از به پایان رسیدن زمان کلاس داشت.استاد تکلیف هفته بعد را مشخص کرد واز همه ماخداحافظی نمود.





نوع مطلب : تجارب دانشگاهی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




یکشنبه 19 آذر 1396 :: نویسنده : محمد نیرو
دانشجویان دانشگاه خاتم وبلاگی را درست کرده اند که در راستای کلاس درس دانشگاه، در دوره چهل روزه، هر کدام یک پست در آن درج کردند. بدین ترتیب چهل پست درج شد و سهم هر کدام چهار پست بود. این کار را به دلایل گوناگونی انجام دادم. مهمترین آنها تجربه نویسندگی و خوب دیدن و خوب نوشتن بود. مطلب ذیل را سرکار خانم فروتن در پست مربوط به خود یادداشت کرده بودند که در ذیل آمده است.

 با تماس استاد که فرمودند باید متن وبلاگ اولیه راه تغییر داده و مانند دیگر مطالب مربوط به دانشگاه خاتم بنویسم در فکر و اندیشه بودم و با دوستان روز چهارشنبه در حال مشورت، که دکتر نیرو مثل همیشه با نیروی خاص خودشان وارد کلاس شدند تا بقیه دوستان به کلاس برگردند مطالبی را یادآوری کردند از جمله توضیحاتی در مورد میهن بلاگ که خانم جنتی زحمت کشیدند و مثل همیشه از دستاوردهای کلاس برنامه ریزی درسی بود، آشنا کردن ما با تکنولوژی و نرم افزارهای جدید، وقتی دوستان همگی حاضر شدند ایشان گفتند امروز می خواهیم باهم فصل ۲ را آموزش دهیم و  یادگیری آن را آسان کنیم چون متن کتاب واقعاً سخت و جملاتش نامفهوم بود قبل از شروع کلاس  با دوستان در مورد آن صحبت کرده بودیم زیرا باید از قبل فصل ۲ را مطالعه می کردیم.
استاد شروع به گروه بندی کردند من به دلیل اینکه در محل کارم مشغله ام زیاد بود و هنوز از بیماری خلاص نشده دارو مصرف می‌کنم گروه بندی را اشتباه متوجه شدم و این باعث شود استاد ناراحت شوند امیدوارم ایشان مرا بخشیده باشد زیرا در این ترم اصلاً  دانشجوی خوبی نیستم، خلاصه زمانی ۵ و ۶ دقیقه برای مرور و یادآوری تعیین کردند و هر کدام شروع به مطالعه بخش مشخص شده کردیم زمان تمام شد و صدای اسپیکرها به گوش رسید ایشان از ما خواستند دو به دو هر گروه رو به روی هم نشسته و با هم گفتگو کنیم و درس را توضیح دهیم من و خانم نظری روبه روی هم نشستیم و با درخواست ایشان فیلم هم گرفته شد واقعاً که کلام گویا و شیوایی برای تدریس دارند و با تسلط کامل مطالب چند صفحه را در ۴ و ۵ پاراگراف خلاصه کردند بسیار عالی بود و مطالبی که متوجه نشده بودم از ایشان پرسیدم و باز هم صدای تمام شدن زمان و این کار استاد چقدر جالب و مثمر ثمر برای ماست زیرا اصلاً مدیریت زمان نداریم و هنوز بعد از سه ترم که حداقل در این مقطع که گذرانده ایم وقتی شروع به کنفرانس می کنیم زمان از دست مان میرود.

[http://www.aparat.com/v/vfDeu]

قسمت بعدی آموزش شروع شد به گروه های چهار  و پنج نفره تقسیم شدیم و به دلیل تداخل صدا دو گروه در اول و آخر کلاس تشکیل شد وای !!!! این چه روش تدریس است ما تا به حال معلمان و اساتید گفته بودند و ما شنیده بودیم و یا حداقل در این مقطع اگر هم کلاس مشارکتی داشتیم فقط در بحث شرکت کرده بودیم و اینگونه جابه جایی نداشتیم و فقط در فیلم هایی که دکتر نیرو نشان داده بودند دیده بودیم هر یک از دوستان در گروه بحث خود را  توضیح دادند ما سعی می کردیم که تا یاد نگرفته ایم  وارد بحث دیگر نشویم استاد هم با همان متانت همیشگی در  کلاس قدم می‌زدند و هرچند دقیقه با یکی از گروه ها صحبت می‌کردند هنوز چند صفحه ای مانده بود و باز هم زمان از دست ما رفته بود که صدای بلند شدن اسپیکر ها را شنیدیم و حتی مجبور شدیم  وقت اضافه بگیریم و سپس بعد از چند دقیقه به جاهای خود برگشتیم عالی بود چه روز خوب و به یاد ماندنی و سپس ادامه کلاس و درس.
 کاش میشد واقعاً اینگونه یاددهی و یادگیری به صورت اجباری در تمام مدارس و دانشگاه‌ها اجرا شود.
 کاش میشد کاش حتماً وظیفه اساتید و معلمان این نبود که این کتاب های سنگین و پرحجم را فقط تمام کنند مطالب کم آموزش داده میشد  ولی با کیفیت و ماندگاری بالا.
  کلاس درس دیروز  شاید دیگر اینگونه تکرار نشود ولی قطعاً درسی که من گرفتیم هیچ وقت فراموشم نمی شود و قسمتی که خانم نظری تدریس کردند هرگز از یادم نمی رود.
به امید روزی که دانش آموزان و دانشجویان ما اینگونه آموزش داشته باشند.
با سپاس از استاد محترم و بزرگوار.





نوع مطلب : تجارب دانشگاهی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




متن زیر را سرکار خانم جنتی از دانشجویان کارشناسی ارشد رشته مدیریت آموزش عالی دانشگاه خاتم نوشته اند. قرار است که ایشان کار پایان نامه خود را با رویکرد کیفی انجام دهند و بنده نیز در خدمت وی هستم. با توجه به اینکه رویکرد کیفی نیازمند قوت قلم در توصیف و تحلیل رخدادهای مورد مطالعه است، از این رو از وی خواستم که کلاس درسمان را در طی جلساتی که گذشت گزارش کند. بدین ترتیب هم خاطرات این کلاس به یادماندنی باقی خواهد ماند و هم قوت قلم وی محک خواهد خورد. خوشبختانه به نظر می رسد که وی با چنین شروعی، می تواند از عهده کار پایان نامه خود به شایستگی برآید.

«کلاس برنامه درسی دانشجویان ارشد رشته مدیریت و برنامه ریزی آموزش عالی دانشگاه خاتم»
برنامه درسی به عنوان یک راهنما جهت انجام فعالیت‌های فرایند آموزش تدوین می‌شود که شامل مراحل مختلفی چون، نیازسنجی و تعیین اهداف یادگیری، محتوا و مجموعه ای از فعالیتهای یادگیری از پیش تعیین شده به صورت رسمی در کتاب ها و سایر رسانه ها می باشد. برنامه درسی در مراکز آموزشی از پیش دبستانی تا دوره‌های آموزش عالی اجرا می شود و مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. در این میان تجاربی وجود دارند که در تدوین برنامه درسی به آن توجه نمی‌شود اما دانش‌آموزان و دانشجویان در طی فرآیند آموزش و یادگیری آنها را یاد گرفته و تجربه می کنند و این همان برنامه درسی پنهان است.
 تاکنون پیش نیامده بود که به این موضوع فکر کنم که اصلاً برنامه درسی پنهان چیست؟ چگونه ایجاد می شود؟ چه کاربردهایی دارد؟
با شروع ترم سوم و حضور دکتر نیرو به عنوان استاد درس برنامه درسی و ایجاد شوق و انگیزه و انجام یکسرسی فعالیت های مختلف و مفید فایده، زمان مناسبی برای تجربه و فهم این کلید واژه که همه برای دانستن آن چون علامت سوالی به روبرو خیره مانده بودیم، فراهم شد.
 دکتر با معرفی کتابهای مربوطه  چون{ برنامه ریزی درسی آموزش عالی و برنامه درسی} نمایش فیلم و انیمیشن، وبلاگ نویسی، پاورپوینت و ارائه مقاله، نرم افزار مکس کیودا، همچنین فعالیت های جدیدی چون جیگ ساو و کلاس معکوس، اپلیکیشن‌هایی چون کلس دوجو، ایکس مایند ،میهن بلاگ و..ما را با آموخته های جالب و جذاب دنیای امروز آشنا می کند. نرم افزارها واپلیکیشن هایی که تو را با دنیای به روز آشنا می‌کند و به ما می‌گویند که  می‌توان کارها را راحتتر و با سرعت بیشتری انجام داد، به خصوص در شرایط کنونی که همه با کمبود وقت و زمان دست و پنجه نرم می‌کنیم.الزامات زندگی آینده ی بشراقتضا می کند تا نظام آموزشی آن با فناوری جدید آشنا و گامی فراتر از آن ایجاد و فرصت های کافی برای تمرین و مهارت اندوزی فراگیران فراهم شود.

 رفتار و منش استاد نیز مزید بر علت است تا هر مخاطبی را برای نشستن سر کلاس و گوش فرا دادن و انجام این فعالیت ها مشتاق کند.روز اولی که وارد کلاس شدند از انتظارات ما در مورد این واحد درسی سوال کردند و من آن موقع نمی دانستم چرا چنین سوالی می پرسند و من چه باید پاسخ دهم. ولی الان که ترم در حال تمام شدن است، دلیل این سوال را می فهمم.
 وقتی شما با دیدن فیلم ارسالی توسط استاد فرصت پیدا می کنید که با آرامش ودر زمان مناسب آن را مشاهده و برداشت های شخصی خودتان بعلاوه اهداف اصلی فیلم را داشته باشید و یا گاهی دیدن انیمیشن هایی که در خود پیام هایی دارند که تو را برای مدتی به فکر فرو می‌برد که چگونه می توان چنین بود و چنان کرد؟ لذت بخش و قابل تامل است.شاید ما نفوذ و تاثیر فیلم در آموزش را نادیده گرفته ایم، چرا که ما انسان ها 70 درصد اطلاعات را از محیط اطراف و به صورت تصویری دریافت می کنیم.پس می توان، فیلم آموزشی را بعنوان یکی از ابزارهای راحت، قابل استفاده در هر مکان و زمان یاد کرد. 
اپلیکیشن های مناسب در زمینه آموزش، مثل کلاس دوجو با آن اشکال بامزه انیمیشنی اش، برای خودش دنیایی است که هر مخاطبی را جذب می کند. این اپلیکیشن به منظور ارزشیابی و در جریان آموزش قرار دادن فراگیران در هر مقطعی توسط معلم یا استاد انجام می شود که خانواده ها نیز می توانند از این طریق، امور فرزندان خود را پیگیری کنند. ما دانشجویان کلاس برنامه درسی نیزاز این مورد مستثنی نبودیم. چرا که با فرستاده شدن علامت های مثبت توسط استاد برای هر کدام از ما و بیدار شدن کودک درونمان، ایجاد انگیزه و شوق می کرد.


و یا وقتی به شما گفته می‌شود که باید هر ۱۰ روز یکبار یک پست در وبلاگ کلاسی قرار دهید تا توسط دوستان خوانده شود و نظرات خود را بنویسند، کمی سخت و وقت گیر جلوه می کند، نه اینکه  سخت و وقت گیر نباشد که هست،هر چند مثل همیشه استاد با همیاری خود و پیشنهاد یک نرم افزار یا اپلیکیشن راه را بر ما هموار می کند. ولی دلیل این ترس و نگرانی شاید به خاطر عدم مهارت ما در نوشتن، توصیف و تحلیل مطالب باشد.معمولا نظام آموزشی ما  پر شده از مطالب تئوری که کمترین آنها جنبه عملیاتی و کاربردی دارند. عدم استفاده از فناوری های آموزشی به دلایل مختلف چون کمبود نیروی انسانی متخصص در اجرای فناوری های آموزشی و یا عدم همراهی، آگاهی و آمادگی معلمان و موارد دیگر  در این زمینه  ما را با مشکلاتی این چنینی روبرو کرده است که ما نیز تربیت یافته همین نظام هستیم.وقتی فکر می کنم آن زمان که به ما گفته می شد انشاءیی درمورد موضوعات مختلف بنویسید و ما نوشته یا ننوشته از کنارش می گذشتیم، هیچ وقت فکر نمی کردم که الان اینجا در این موقعیت خودش را نشان دهد. مهارت نوشتن و بسط دادن مطالب باید از دوران کودکی در ما نهادینه شود چرا که این امر نقش مهمی در زندگی ما ایفا می کند.حتی درمهارت ارتباطی، ایجاد ذهنی فعالتر و چشم و گوشی دقیقتر. برای مثال: وقتی قرار است یک شیء را توصیف کنیم، ممکن است تا آن موقع حتی به رنگ آن هم توجه نکرده باشیم، یا قرار است فیلمی را خلاصه نویسی کنیم، به نکاتی توجه خواهیم کرد که تا آن موقع بی تفاوت از کنارش گذشته ایم.
  ما در این کلاس یاد گرفتیم جور دیگری هم می شود به قضیه نگاه کرد و پاک کن اصلاح را در دست گرفته و تغییری هرچند کوچک ایجاد کنیم. یاد گرفتیم خوب فکر کنیم، خوب ببینیم و بشنویم.هر چند دوره وبلاگ نویسی  کوتاه است اما اثرگذار و پرفایده خواهد بود.
 در این میان لازم می‌دانم از اپلیکیشن میهن بلاگ سخن بگویم که در زمینه وبلاگ نویسی بسیار کمک حال شما خواهد بود. شما می توانید به جای تایپ در قسمت ارسال مطالب با استفاده از صدای خودتان متن گفتاری را به نوشتاری تبدیل کرده وارسال نمایید.این کار برای کسانی که از نظر تایپ کند و یا درنوشتن و رعایت نکات نگارشی مشکل دارند، پر فایده است.
 این ترس و نگرانی با تکلیف استاد، که هر کسی باید مطالب یکی از همکلاسی هایش را تحلیل کند دوباره سر باز کرد. البته همه ما می دانیم که این بارنیز با یک اپلیکیشن پیشنهادی ازسوی استاد که این بار قرعه به نام  مکس کیودا خورده بر این امر پیروز خواهیم شد. مکس کیودا نرم افزاری است که مطمئناً معرف حضور افرادی که تحقیقات کیفی انجام داده‌اند می باشد. از این نرم افزار برای مفهوم سازی، کدگذاری و تحلیل داده ها در رویکرد کیفی استفاده می شود که تحلیل داده ها  به ما می آموزید که در دل آن ها الگوهای مشخصی است که حاصل مقایسه شباهت ها و تفاوت های میان داده هاست.
 نمی دانم اگر آن روز استاد از روش جیگ ساو در فعالیت یاددهی- یادگیری مطالب در کلاس استفاده نمی‌کرد، من با آن همه خستگی و خواب آلودگی که از صبح با رفتن و برگشتن از دانشگاه اسلامشهر و دوباره حاضر شدن سر کلاس های عصر دانشگاه خاتم داشتم چگونه می توانستم مفاهیم کتاب و مطالب مورد نظر را دریافت کنم.
کلاس ما جمعا 10 نفر است که اجرای این روش با تقسیم به دو گروه 5 نفره آغازشد.  البته قرار بود که ما با  پیش مطالعه  فصل دوم کتاب در کلاس حاضر شویم. بعد ازتقسیم گروه ها، هر یک ازاعضا مطالب تعیین شده از طرف استاد را انتخاب و بار دیگر در کلاس مطالعه وبا جدا شدن ازگروه اولیه و تشگیل گروه های متخصص کار را دنبال کردند  تا بعد از برگشتن به گروه های اولیه، مشغول داد و ستد مطالب و دانسته هایشان به دیگر اعضای گروه شوند. در انتها نیزافرادی، به صورت رندم سوالاتی از دیگر اعضا می پرسند تا مطلب کاملاً جا بیافتد. من که خواب از سرم پریده بود، چون من نیز همانند بقیه اعضا، مسئول یادگیری دیگر دوستان بودم و باید به خوبی از عهده این نقش بر می آمدم. می‌توانم بگویم که بسیار بیشتر از اینکه خودم در خانه خوانده بودم دریافت کردم. در این روش با مسئولیت پذیری و همیاری و همکاری و کار گروهی آشنا شدیم که اگر به طبیعت موجودات زنده برگردیم این آموخته ها نه تنها برای ادامه حیات که برای رشد و پویایی آن ها لازم است. کار گروهی یکی از مهارت های لازم برای بهبود عملکرد اجتماعی و موفقیت فردی و توجه به موقیت دیگران ونتیجه ی عملکرد گروه می باشد.


فعالیت دیگری که برای من بسیار جالب بود از این منظر که با آن چارت های رنگی و هندسی  مرا مشتاق به کشیدن و یا گاهی رنگ آمیزی می کرد. اپلیکیشن ایکس مایند این فرصت را در اختیار ما قرار می‌دهد تا با نوشتن مطالب اصلی و کلیدی متن به صورت نکته هایی که می توان گفت با این روش، مطالب کتاب دسته بندی و خلاصه نویسی می شود، دیگر نیاز به خواندن آن همه مطلب در شب امتحان نیست. همچنین شما خالق یک اثر رنگارنگ با شکل و شمایل دلخواه خواهید شد. این خلاصه نویسی شاید به ظاهر سطحی و معمولی باشد ولی در درونش مطالعه دقیق مطالب و بیرون کشیدن کلید واژه ها به منظور درک صحیح و ارتباط معنایی آنها می باشد. .
 همه ما با پاورپوینت آشنا هستیم و ممکن است تا کنون ساخته و استفاده کرده باشیم،  ولی پاورپوینت متحرک چیز دیگریست، اسلاید ها پشت سر هم همانند یک انیمیشن یا فیلم حرکت و می تواند همراه با صدایی باشد که بر روی آن قرار دارد . استاد سرکلاس فیلمی از یک پاورپوینت متحرک و اصول و مواردی که برای ساختن یک پاور مناسب لازم است را به نمایش گذاشت و قرار بر این شد که هر دو نفراز دوستان همکلاسی به عنوان یک تیم، با انتخاب یک مقاله از بین مقالات پیشنهادی استاد که حول موضوع برنامه درسی پنهان می چرخید و ساخت پاورپویت،  آن را در مدت ۱۰ دقیقه  در جلوی کلاس ارائه دهند. این هم فرصتی بود برای تمرین معرفی مطالب وهنر سخنوری در مقابل دیگران در عین حال که  مدیریت زمان را بر عهده دارید، چراکه با اتمام ۱۰ دقیقه زنگ پایان به صدا در می آید و اینجاست که شما را متوجه این امر می کند که در برنامه ریزی و مدیریت زمان تان  دقت بیشتری داشته باشید. در مدت زمان یک جلسه برای ارائه تمام تیم ها برنامه ریزی شده بود. با قرعه کشی توسط استاد بازی آغاز شد. هرتیمی که ارائه می کرد برای چند دقیقه به بیرون کلاس فرستاده می شد تا بقیه دوستان با توجه به نوع ارائه، نمایش پاورپویت و مدیریت زمان توسط تیم ارائه کننده، با کارت های آبی، قرمزو سبز به تیم مورد نظر امتیاز دهند که این بازی قشنگ و هیجانی ساخته فکر استاد نیرو بود.


 همه اینها را گفتم تا به اینجا برسم که، کلاس برنامه  درسی همراه با فعالیت های جورواجورش و استفاده از فناوری آموزشی، فرصتی به ما داد تا بار دیگر توانایی‌های خود را یافته و اگر برای مدتی آنها را در گنجینه ذهنمان مخفی نگه داشته ایم، بیرون کشیده و به کار ببندیم. هرچند فعالیت های من و همکلاسی هایم  دارای نواقصی است ولی تاثیری که در من و آن ها و در ادامه در اطرافیانمان خواهد گذاشت، قابل بررسی است. این که می گویم اثر، برگرفته از کلام استاد است که میگویند ژرف اندیش و ژرف نگر باشید زیرا کوچکترین کار و رفتار ما حتی افکار ما می‌توانند برمحیط اطرافمان اثرگذار باشد.
 با وجود کاستی های نظام آموزشی و جو به غلط ایجاد شده در دانشگاه‌ها { که استاد کجا! دانشجو کجا! استاد استاد است و دانشجو دانشجو، حق اعتراض و یا انتقاد نداری، روی کمک استاد چندان حساب نکن، فقط  جلسات کلاس را بگذران و نمره ات را بگیر، اگر به استاد پیام دادی یا زنگ زدی برای دریافت جواب یک روز انتظار روی شاخش است} و تمام این حرف و حدیث ها که گاه در محیط دانشگاه می‌بینیم، می‌شنویم و یا تجربه می کنیم، به یکباره برای ما شکست. حتی برای اساتید دیگر نیزاین پویایی، همراهی و پیگیری استاد نیرو در زمینه آموزش و یاددهی، جای تعجب دارد که چطور استاد نیرو  اینقدر برای دانشجویان وقت می‌گذارد، هرچند که با فاصله از تعریف و تمجید باید بگویم که اساتید دیگرنیزدر این زمینه، همراهان خوبی برای ما بوده و هستند و بسیار آموخته ایم از ایشان درس علم و زندگی.
 ما در این کلاس و حتی به تبع آن در  کلاس های دیگر، یاد می گیریم و به کار می بریم تجربیاتی، که شاید بدون برنامه‌ریزی و بر حسب اتفاق رخ می دهد. در هر حال این می‌تواند یک برنامه‌ریزی پنهان باشد که ما دوستان کلاس برنامه درسی آن را به عینه دیدیم و تجربه کردیم و آن علامت سوال در ذهنمان تبدیل به جواب شد. من به عنوان یک دانشجو و مدرس زبان تاثیراتی دریافت می کنم و در حال به کاربستن آنها در زندگی ام هستم که فکر نمی‌کنم تاثیر من بر دیگران نیز چنین باوری نداشته باشد و این پیامد ها چون سنگی که در آب می افتد و موج های پی در پی ایجاد می کنند نه تنها نظام آموزشی بلکه تا بی نهایت ادامه خواهد داشت.





نوع مطلب : تجارب دانشگاهی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




جلسه گذشته در کلاس برنامه ریزی درسی در آموزش عالی دانشگاه خاتم، یک میهمان برای دانشجویان دعوت کردیم. سرکار خانم خلیلیان که فارغ التحصیل در مقطع ارشد هستند و معاون آموزشی دبیرستان دوره یک مدرسه تزکیه می باشند، به منظور توضیح کار پایان نامه خودشان که بر اساس روایت پژوهی صورت گرفته بود در کلاس دعوت شدند. این جلسه دانشجویان استفاده زیادی کردند و اساسا کلاسی که همراه با میهمانی باشد که برای دانشجویان قابل استفاده باشد جذاب و متنوع می شود. متن ذیل را سرکار خانم ولی پور از دانشجویان این کلاس در گزارش این روز به رشته تحریر در آورده اند که از ایشان صمیمانه تشکر می کنم.


به نام خدا
کلاس برنامه ریزی درسی با ورود دکتر نیرو مثل همیشه با روی باز پر انرژی و خوشرو، آغاز شد ازقبل اطلاع داده بودند که قراراست یک مهمان داشته باشیم دوباره یادآوری و کمی در مورد مهمان صحبت کردند. کلاس با آمدن خانم خلیلیان شکل رسمی ترگرفت. دکتر فرمودند که خانم خلیلیان دانشجوی کارشناسی ارشدی بودند که در آن مقطع کار کیفی انجام دادند. پس از فراهم کردن مقدمات اولیه خانم پشت پیشخوان قرار گرفتند. شروع صحبت خانم خلیلیان از آقای دکتر نوریان استاد راهنمایشان و اینکه از طریق ایشان با کارکیفی و روایت پژوهی آشنا شدند به دلیل اینکه ایشان علاقمند بودند همه آنچه در طول مسیر پژوهش برایشان اتفاق می‌افتد بیان کنند این روش مفید می بود. در ابتدا در مورد این پژوهش اطلاعی نداشتند فکر می کردند باید پرسشنامه ای را پیدا کنند اما بعد از صحبت با اساتید مختلف متوجه گستردگی کار شدند و متغیرهایی که  می خواهند در مورد تک تک آنها صحبت کنند با یک کار چند متغیره نمی شود و اساتید پیشنهاد یک یا دو متغییره را  مطرح میکردند که برای آنها پرسشنامه هم وجود داشته باشد.متوجه شدندکه اساتید دانشگاه شان هیچ‌کدام چنین کاری را قبول ندارند و علاقه مند به انجام کار کمی هستند تا اینکه با آقای  نوریان  این موضوع را مطرح کردند  که ایشان چند مدل کار کیفی را پیشنهاد دادند ولی خانم خلیلیان علاقه مند بودند که هرچه اتفاق می افتد را بتوانند توضیح دهند، آقای نوریان گفتند فقط این کار با روایت پژوهی امکان‌پذیراست. تا دو سال گذشته خیلی حرف در مورد روایت پژوهی در کشورمان در مقطع کارشناسی ارشد نبود و فقط آقای عطاران که خارج از ایران در مالزی در دانشگاه UN به این شکل کار کرده بودند . تا آنجا که به کار خانم خلیلیان مربوط بود کار کیفی می‌توانست به شکل پدیدارشناسی، روایت پژوهی، مردم نگاری، باشد.ایشان به دنبال روایت پژوهی و پدیدارشناسی رفتند قابل ذکراست که ایشان معلم ریاضی هستند. بچه ها در کلاس درس از لحاظ گوناگون مختلف می باشند و در تدریس، معلمان باید حد متوسط رادر نظر بگیرند و  در متوسط در نظر گرفتن دو قشر آسیب می‌بیند، قشر ضعیف که متوجه مطالب اصلی درس نمی شوند و قشر قوی که بیشتر از مطالب اصلی نیاز دارند بدانند. همه بچه ها به یک خوراک یکسان نیازی ندارند و معلمین به همه بچه ها خوراکی یکسان داده اند که این کار درست نیست. ایشان تحقیق کردند که در مدارس دیگر نیز  بااین مشکل روبرو بودند و آنها حد متوسط در نظر می‌گرفتند،قدری مدرسه نیکان متفاوت بودند.
خانم خلیلیان در  این طرح کلاسشان را را به سه گروه ضعیف، متوسط و قوی تقسیم بندی کردند. بعد از تدریس مبحث اصلی برای کل گروه ها در هرگروه تدریس مخصوص به آن گروه را بالای سر آنها ادامه می دادند و در واقع خوراک مخصوص هر گروه بصورت جداگانه داده می شد. این موضوع در دانش آموزان، همکاران، سایر همکاران در مدرسه پیامدها و تبعاتی داشت، خانم خلیلیان برای اینکه همه این حرف‌ها را بشنوند و همه ی آنها را بتوانند مستند در پژوهشان بتوانند استفاده کنند به روایت پژوهی رو آوردند به این ترتیب بود در مورد روایت پژوهی و پدیدارشناسی مطالعه کردند و همایش های مختلفی شرکت کردند تا بتوانند خیلی اساسی بازخوردهای مثبت و خوبی از کار بگیرند. توسط آقای دکترنیرو با پایان نامه آقای عطاران آشنا شدند که البته روایت پژوهی نبود مجبور شدندبا ایمیل باایشان ارتباط بگیرند و اطلاع کسب کنند در مورد روایت پژوهی که آقای عطاران در ابتدا گفتند نمی توانید اصرار خانم خلیلیان باعث شد که دکتر عطاران یک کتاب را معرفی کنند که سرآغاز آشنایی ایشان با روایت پژوهی شد  والبته با اساتیدی مانند دکتر فراستخواه و همایش ایشان  که تفاوت پدیدار شناسی و روایت‌ پژوهی در این همایش  بسیار کمک کننده بود. تفاوت پدیدارشناسی و روایت پژوهی این است که در پدیدار شناسی پژوهشگر خیلی نمی‌تواند تفسیر کند و فقط اتفاقی افتاده را می تواند بیان کند و نظر خود را نمی تواند اعمال کند و اجازه نداره تبیین قضیه راندارد در حالی که در روایت پژوهی این اجازه تبیین را دارد. یک عامل خیلی مهم در روایت پژوهی محیط پژوهش است که حتما درآن پژوهشگر حضور داشته باشد.
روایت پژوهی ثبت خاطراست، اینکه خاطرات ثبت بشود و تجربیات مورد استفاده دیگران قرار بگیرد خیلی مهم است مثال مرحوم نیرزاده را متذکر شدند که اگر تمام اتفاقاتی که برای در طول زندگی تدریسشان می افتاد را مستند کرده بودند تجربیات  خود رابه دیگران منتقل می کردند چقدر قابل استفاده بود. و خیلی خوب است که کار علمی و تحلیلی باشدتا ماندگار بماند و قابل تعمیم به همه این دلایل  برای پایان نامه روایت پژوهی را انتخاب کردند که در ایران انجام نشده بود تا زمان ایشان و خانم خلیلیان با مشکلات عدیده ای روبرو شدند مثل ترجمه پایان نامه ها به زبان لاتین و اینکه مجبور بودند فصل بندی پایان نامه را مطابق با کار کمی انتخاب کنند چون غیر از این دانشگاه نمی پذیرفت. فصل بندی کارکیفی متفاوت بود طبق پایان نامه  های لاتینی که خانم خلیلیان دیده بودند اما یک سری تفاوت هایی کار کمی و کیفی دارد برای مثال جامعه آماری در کمی ما یک چیز را تعریف می کنیم اما در کیفی محیط را باید مد نظر قرار دهیم.یا تفاوت روایی و پایایی در کار کیفی، مصاحبه های انجام شده توسط فرد مصاحبه شونده خوانده و تایید شود روایی یک کار کیفی است.
 از دیگر تفاوت ها ابزار پژوهش است که در روایت پژوهی مصاحبه‌ها،یادداشت‌ها، نامه‌نگاری‌ها  و تمام چیزهای مکتوب شده بودند. خانم خلیلیان مصاحبه انجام دادند با دانش آموزانی که تحت  این آموزش قرار گرفته بودند هم به صورت فردی  و هم به صورت گروهی. گروهی به این شکل که یک سوال در کلاس مطرح کرد و تک تک جواب  ها را یادداشت می کردند و فردی به این صورت که فردی مصاحبه می کردند و ضبط و ثبت می نمودند.یک مقدار هم نامه نگاری با خود دانش آموزان و با اولیاءشان داشتند. مرحل بعد مصاحبه با دبیرانی که خودشان درگیر این نوع روش تدریس بودندو تبعات مثبت و منفی آن بود.مرحله بعد مصاحبه با کادر مدرسه،کسانی که در ارتباط مستقیم با اولیاء و خانواده ها بودند که در مدارس مختلف نام های مختلفی مانند دبیر راهنما، مشاور و در مدرسه خانم خلیلیان مسئول پایه نام داشت، بود.مرحله بعد مصاحبه با مدیر مدرسه و بعد ازآن مصاحبه با مدارس مجاور. چون مدرسه ایشان بصورت مجتمع می باشد و تبعاتی برای آنها نیز داشت  که این اطلاعات باید جمع آوری میشد.  برای مثال دانش‌آموزان مقطع راهنمایی فارغ التحصیل شده رفته بود مقطع بعدی چه کسانی بودند و چه پیامد هایی در مقطع جدید داشت.یا مقطع قبل بعنوان نمونه پایه ششم بودند که حرف برای گفتن داشتند و بعداز جمع‌آوری همه مصاحبه‌ها تحلیل می شدند و برای تحلیل داده‌ها روش‌های مختلفی وجوددارد که ایشان از روش کدگذاری استفاده کردند. که چندین بار مطالب را خواندن تا تمام نکته هایی که تکرار شده بود چه مثبت و منفی در کدهایی داده میشد برای مثال در یک مصاحبه اعتماد به نفس خیلی تاکید شده بودند و در دیگری مسئولیت پذیری افزایش پیدا کرده بود. در واقع در متغییرهایی که در کار کمی ما به دنبالش هستیم در این کار کیفی تازه متغییرها را پیدا می کنیم که در روایت پژوهی می گوید که من این کار را انجام داده ام حالا اطلاعات جمع آوری می کنم تا ببینم چه نتایجی داشته است. اینکه من با ذهنیت قبلی وارد کار شوم و تمام توجه ام همان ذهنیت و رسیدن به آن باشد کار علمی نیست،بلکه باید به واقع در محیط قرار داشته و بررسی کند پایایی و پایایی و روایی کار انجام شده است.کار کدگزاری درسی را بصورت دستی شروع کردند هنوز با نرم افزار مکس کیودا آشنا نبودندو  بعد ازتبدیل کد ها به درونمایه و  بیرون کشیدن آنها از مصاحبه هایی که شاید نزدیک به ۱۲00  کد داشتند  که از میان آنهاخانم خلیلیان 4  درونمایه اصلی را پیدا کردند و به صورتی که  کدها  را طبقه بندی و از طبقه ها طبقه اصلی یا همان درون مایه استخراج شد.  به هر واحد معنایی یعنی یک جمله که یک تعریف خاص دارد یک کد اختصاص دادند. برای مثال دانش آموز گفته بود باعث پیشرفت من شد. یک کد با عنوان پیشرفت از سطح یک اختصاص دادند.
فصل ۴  که برای خود پژوهشگر می باشد که  درپدیدارشناسی اجازه حرف زدن ندارد روایت پژوهی می تواند علاوه بر گفته های دیگران( دانش آموز، مدیر، کار آموزشی) آموزش و حالا باید خود پژوهشگر روایت خود را تبیین و تفسیر و توضیح بدهد. درونمایه‌های خانم خلیلیان  شامل :
1- احساس عدالت آموزشی با توجه به تفاوت های فردی
2- انجام کار گروهی
3- کمک به اکتشاف
4- توسعه یک سری صفات اجتماعی در دانش آموزان(اخلاقی،اجتماعی)
در روایت باید دائم در زمان حرکت کنیم به زمان گذشته برگردیم و به زمان حال که خانم حیدری در پایان نامه مردم نگاری این حرکت در زمان را انجام داده بودند طبق فرمایش خانم خلیلیان ایشان با این الگو این کار را در روش تدریس جدید و قدیم انجام دادند. بعد ها با خانمی آشنا شدند  که هم ارشد و هم دکترای شان را که با یک استادی از خارج در ایران انجام داده بودند که ایشان گفته بودند کار کیفی را می توان در یک ماه انجام داد  ایشان متذکر شدند در حال حاضر که منابع در این زمینه بیشتر شده  کار آسانتر خواهد بود. چندین مقاله و کتاب در این زمینه مطالعه کرده بودند را معرفی کردند کتاب کلاسی از جنس واقعه، در س هایی از استاد غلامحسین شکوهی و کتاب به اجاقت قسم (خاطرات آموزشی).همچنین توصیه کردند کار کیفی کار شیرینی و جذابی است اگر حرفی برای گفتن دارید روایت پژوهی بسیار مفید است.
در پایان دکتر نیرو سوالی مطرح کردند مبنی بر اینکه آیا گرند تئوری هم استفاده می کردید به این نتایج می رسیدید ایشان گفتند در آن زمان بیشتر به مطالعه دو روش پدیدار شناسی وروایت پژوهی پرداخته بودند ولی نتیجه و هدفی را که به دنبالش بودند گرفته بودند. چون طرحشان را به دو همکار تازه وارد که هیچ اطلاع از این روش نداشتند داده بودند کاملا متوجه شده بودند وقابل استفاده بود.
در پایان این گزارش لازم میدانم که نظر و پیشنهاداتی داشته باشم برای بهبود وپیشبرد اهداف خانم خلیلیان بهتر است این روش در مورد دروس دیگر و سایر مقاطع نیز بررسی  شود و چه خوب است که همه مدارس و معلمین از آن بهره جویند.


با احترام و تشکر
ولی پور




نوع مطلب : تجارب دانشگاهی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




آقای وکیلی از معلمان با کسوت در درس ریاضی اسلامشهر است. حضور او برای کلاس درس آمار دانشجویان بسیار مغتنم است. به واقع او در کنار یکی دو دانشجوی دیگر حکم همکاران و همیاران ارزشمندی برای من است که نقش ارزشمندی در رفع اشکال دانشجویان ایفا می کنند. این هم از برکت رویکردهای تعاملی است که چنین استعدادهایی ظهور پیدا می کنند و مورد استفاده قرار می گیرند. از آنجا که کلاس معکوس تجربه نخست من در دانشگاه و شاید تجربه های نخستین در آموزش عالی است، از او خواستم که دیدگاهش را در مورد استفاده از این رویکرد در کلاس درس بیان کند.

برداشت های خانم جنتی دانشجو و پژوهشگر ناظر در کلاس از یادداشت آقای وکیلی





نوع مطلب : تجارب دانشگاهی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




دانشجوانی که درس جامعه شناسی آموزش و پرورش را گذرانده اند احتمالا با نظریه برنشتاین آشنا هستند. به حسب نظریه برنشتاین ,جامعه شناس انگلیسی بین طبقه اجتماعی و زیان آموزی کودک ارتباط گسترده ای وجود دارد او معتقد است که که طبقه اجتماعی فرد از طریق تاثیر آن برساختار خانواده گونه زبانی کودک را تعیین می کند. برنشتاین ا زدو گونه زبانی محدود و گسترده صحبت می کند. به حسب این طبقه بندی زبان طبقات محروم, ساده , غیر اقناعی و غیر استدلالی و گستره  اش محدود است در حالی که زبان طبقات متوسط و بالا , اقناعی و استدلالی و غنی تر  است. .برنشتاین معتقد است که زبان کتاب های درسی, زبان طبقه متوسط و بالاست و کودکان طبقات محروم نمی توانند با آن ارتباط برقرار کنند از این رو برنامه د رسی محرومیت آن ها را تثبیت می کند.  سال 1389 فیلم جدایی نادر از سیمین آمده بود و پس از دیدن فیلم , بخش هایی از دیالوگ هایی که بین نادر (پیمان معاذی) و سیمین ( لیلا حاتمی ) و ترمه دخترشان رخ می داد با بخش هایی از دیالوگ های حجت (شهاب حسینی) و راضیه (سارا بیات) را انتخاب کردم و یادداشت مربوطه را با راهنمایی استادم دکتر عطاران نوشتم. به نظرم فرهادی بسیار موشکافانه روی دیالوگ های فیلم کار کرده است و خوب از عهده پردازش شخصیت ها برآمده است. برخی دیالوگ های او ماندگارند.


مقدمه
امروزه سخن از فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) و بهره‌جویی از آن در عرصه‌های گوناگون، زیاد به میان می‌آید. با این وجود ارتباط گفتاری میان افراد و بدون مصنوعات واسطه‌ای، از جمله عمیق‌ترین و مؤثرترین نوع ارتباطات بوده كه گاهی در محیط‌های اجتماعی، آموزشی و خانوادگی مورد غفلت قرار می‌گیرد. چنین ارتباطی موجب ظهور و بروز انواع تعاملات اجتماعی و مبداء بسیاری از آموزش‌های رسمی و غیررسمی می‌شود. در این حال، برخی آن را موجب فربهی جان و معرفت آدمی ‌پنداشته  و برخی دیگر با طرح هوش زبانی-كلامی، آن را در كنار دیگر هوش‌های چندگانه، ابزاری برای شناخت و یادگیری معرفی نموده‌اند . بنابراین در حوزه جامعه‌شناسی آموزش و پرورش، بررسی قواعد زبان‌شناختی از موضوعات مهم به شمار می‌آید كه اندیشمندان در این حوزه از جمله باسیل برنشتاین، فیلسوف و جامعه‌شناس معاصر به آن پرداخته‌اند.

تأثیر قواعد زبان‌شناختی بر اختلاف طبقاتی
برنشتاین ساختار جامعه را دارای نابرابری‌های طبقاتی می‌داند كه تأثیرات آن از طریق خانواده، با ایجاد قواعد زبان‌شناختی متأثر از طبقه اجتماعی مربوطه، منتقل شده و همین امر خود موجب ساختار و فرایند باز تولید طبقاتی می‌شود. به اعتقاد وی، نحوة گفتار و شكل روابط اجتماعی افراد، با ارتباطی دو سویه، در تأثیر و تأثر یكدیگرند. بدیهی است گفت و شنود در خانوادة یك كارگر ساده، در قیاس با خانوادة یك فرد فرهیخته علمی یا اداری در موضوعی واحد، هم در واژگان به كار گرفته شده و هم در چیدمان و هارمونی آن تفاوت زیادی وجود دارد. این موضوع برای قواعد زبان‌شناختی كودكان در ساختار اجتماعی و در خلال جامعه‌پذیری ایشان بیشتر حائز اهمیت است. برنشتاین مشخصاً به دو طبقه كارگر و متوسط اشاره می‌كند. وی كودكان طبقه كارگر را واجد قواعد محدودی می‌داند كه ناشی از تأكید اندك مادران آنها بر زبان به هنگام جامعه‌پذیری ایشان بوده و از سوی دیگر كودكان طبقه متوسط را با دارا بودن قواعد دقیق و مفصل كه منبعث از پاسخ‌های منطقی والدین این گروه به پرسش‌های ایشان می‌باشد، تبیین می‌كند.
در قواعد محدود یا زبان عامیانه، جملات، ساده، كوتاه و توصیفی است. در این رویكرد، نمادها با سطح پایینی از تعمیم بیان می‌شوند و استفاده اندكی از قید و صفت، صورت می‌گیرد و مرزی بین محتوا و امر و نهی‌ها وجود ندارد؛ بنابراین ابراز احساسات كودك به طور ضمنی مطرح می‌شود. اما قواعد مفصل یا زبان رسمی، ساختار پیچیده‌ای دارد و متمایل به امور انتزاعی است و از دایره لغات بسیار گسترده‌ای استفاده می‌كند و كودك با داشتن زبان انعطاف‌پذیری می‌تواند احساسات و عقاید خود را به هر دو زبان بیان كند. به اعتقاد برنشتاین این تفاوت در الگوی زبانی، نه ناشی از تفاوت در ضریب هوشی است؛ بلكه ناشی از تفاوت در روابط اجتماعی است. وی همچنین معتقد است عقب‌ماندگی نسبی بسیاری از كودكان طبقه كارگر، تا حدود زیادی نتیجه عقب‌ماندگی‌هایی است كه توسط فرایند زبان‌شناختی منتقل شده است. بنابراین فرزندان طبقه كارگر با داشتن سرمایه فرهنگی كمتر، از موقعیت پایین زبان‌شناختی خود در عذابند.
این تفاوت‌ها با ورود كودك به مدرسه بیشتر نمایان گردیده و اهمیت می‌یابند. زیرا نوع زبان مورد قبول و استفاده در مدرسه، همان قواعد مفصل است. زبانی كه برای كودك طبقه متوسط آشناست و كودك طبقه كارگر با آن بیگانه است. به زعم برنشتاین از آنجا كه مدرسه بر حالت ابزاری، عقلانی، سازنده و تحقیقیِ تفكر و دانش تأكید دارد، بنابراین زبان، نوعی نقطه ضعف و عامل عقب ماندگی برای كودكان طبقه كارگر و نوعی امتیاز مثبت برای كودكان طبقه متوسط به حساب می‌آید و این امر نیز به شكاف میان این دو دامن می‌زند.


قواعد زبان‌شناختی  طبقاتی در جدایی نادر از سیمین
در فیلم جدایی نادر از سیمین، شاهد تعامل و تقابل دو خانواده از دو طبقه كارگر و متوسط جامعه هستیم. اگرچه منتقدین زیادی در له یا علیه این فیلم، از جنبه‌های گوناگون اجتماعی، اخلاقی، سیاسی، حقوقی و فنی سخن‌ها رانده‌اند، لكن آنچه در این نوشتار مطمح نظر است، تحلیلی از آن بر مبنای نظریه برنشتاین است. شخصیت‌های اصلی این فیلم عبارتند از نادر و سیمین و فرزندشان ترمه از طبقه متوسط جامعه و همچنین حجت و راضیه و دختر كوچكشان سمیه از طبقه كارگر. صرف نظر از داستان غم‌انگیز این فیلم و پایان أسف‌بار آن، شاهد نحوه گفتمان متفاوت میان این دو خانواده در روابط درونی و بیرونی آنها هستیم.
در مطلع فیلم و در گفتگوهایی كه میان نادر و سیمین در دادگاه و در حضور قاضی و حتی با وی در می‌گیرد، ناظر بر آنیم كه دیالوگ‌ها اگرچه همراه با لحنی ناآرام و بعضاً پرخاشگرانه است، ولی در فحوای آنها جنبه‌هایی از براهین پیدا و پنهان ملحوظ است كه نوشته حاضر قصد ارزش‌گذاری و قضاوت آنها را ندارد؛ هرچند كارگردان با قرار دادن دوربین به جای قاضی، از ابتدای فیلم بیننده را به قضاوت طلبیده است، تا آنجا كه در خاتمه فیلم نیز پاسخ دخترشان ترمه را در انتخاب پدر یا مادرش ناتمام و بر عهده بیننده واگذار نموده است. اصطكاك میان این زوج، در دیگر صحنه‌های فیلم نیز باز مبتنی بر احتجاجات غالباً منطقیِ گاه تندی استوار است؛ علاوه بر اینكه در هیچیك از دعوا‌های ایشان، الفاظ توهین‌آمیزی مبادله نمی‌گردد و عقاید و احساساتشان را با كلام، و در اوج فشار با اشك، تجلی و تسلی می‌بخشند.
بدیهی است كه خانواده‌ای با این شاكله، در دوران صلح و صفا، به طریق اولی گفتگویی نیكوتر از این را با واژگانی آمیخته با مهر در پیش می‌گیرند و چون فیلم در پی مقصودی خاص تدوین گردیده، ضرورتی در به تصویر كشاندن آن نداشته است.
این زن و شوهر طبقه متوسط، كه یكی كارمند بانك و دیگری معلم زبان یك مؤسسه آموزشی است؛ با داشتن سلایق متفاوت از جمله موسیقی مورد علاقه‌شان كه یكی موسیقی سنتیِ با آواز شجریان، و دیگری موسیقی مدرنِ با نماد پیانو می‌باشد، گفتگویشان را در دشوارترین و پرتنش‌ترین عرصه‌های زندگیشان، با تأسی به ادبیاتی تبیین‌گر حس و عقل به نمایش می‌گذارند. در این میان نظارت بر این مكالمات و تعاملات، جدا از آنكه موجب فزونی تألّمات فرزند خانواده می‌گردد، طبعاً به یادگیری و یادسپاری روندی چنین در فرایند ضمنی جامعه‌پذیریش می‌انجامد. به گونه‌ای كه وی را شخصیتی موقر، پرسش‌گر، منطقی و در عین حال با عطوفت مقتضی سنش یافته، كه با تدقیق پیرامونش می‌تواند به بیان عقیده و احساسش بپردازد.
این امر به ویژه از آنجا ناشی می‌گردد كه والدین و به صورت آشكار، نادر در گفتگو با دخترش ترمه، توضیحاتی مستدل و نسبتاً بسیط را در پاسخ به سؤالات و تفسیر وقایع و انتظارات تصریحی و تلویحی‌اش بیان می‌دارند.  برای نمونه می‌توان به استدلال عدم نیاز به پرداخت انعام به متصدی پمپ بنزین، تأكید بر جایگزین نمودن معادل‌های فارسی در معانی لغات، توضیح ادلّه و نمایش در صحنه وقوع، مبنی بر تبرئه پدر در سقط جنین مستخدم و توضیح  به ظاهر منطقی او را در پنهان نمودن حقیقت، نزد قاضی اشاره كرد.


از سوی دیگر حجت كه ده سال در یك كفاشی كار كرده و سپس اخراج شده است، پدر خانواده‌ای از طبقه كارگر است كه دارای گفتگوی كاملاً متفاوت بوده و این امر در جریان پی‌گیری سانحه همسر وی نمایان می‌شود. واژگانی محدود، الفاظ ركیك، تشبیه‌های ناپسند و توهین‌های عدیده در دیالوگ‌های او حتی در محضر قاضی و در محیط مدرسه، ناشی از فرهنگ خاص كلامی و ناتوانی آشكار وی در بیان عقاید و احساسات خود كه طبعاً ریشه در تربیت و جامعه‌پذیری وی دارد، مشهود است. او حتی در ابراز موضوعات عاطفی از جمله علاقمندی به خانواده خود در حضور دیگران از تعابیر ناشایست استفاده می‌كند. وی با اعتراف به اینكه به سان نادر نمی‌تواند سخن بگوید، با عصبیت به واكنش‌های فیزیكی از جمله خودزنی و شكستن شیشه ماشین می‌پردازد. حجت در محاجّه‌های خود از قسم خوردن و قسم خواستن به مقدسات فروگذار نكرده و گویا این كار را نه صرفاً بر اساس پایبندی عمیقش به ارزش‌ها انجام داده، كه تقاضا از همسرش برای شهادت دروغ در نشست آخر، گواه بر این مدعاست، بلكه برای جبران ناكامی‌های احتجاجات مدعای خود، به آن متوسل می‌شود.


هر چند در این فیلم مكالمه‌ای بین حجت و فرزند كودكستانی‌اش سمیه واقع نگردید، ولی می‌توان تصور نمود كه در صورت تعامل این دو، رفتار و گفتار چنین پدری در منزل و با فرزند خویش مغایر با شرایط مزبور نباشد و گفتگویی بر مبنای شكیبایی و توضیح اقناعی و اغنایی رخ نگیرد. چرا كه با فرض انتظار بیشتر در ارتباط كلامی مفید و مناسب میان مادر یعنی راضیه با دخترش سمیه، ناظر بر آنیم كه نوعاً كلام وی آمرانه، بدون توضیح، با جملاتی كوتاه و عتاب آمیز است. به عنوان مثال وقتی مادر به كودك می‌گوید به كپسول اكسیژن دست نزند، در مواجهه با سوال فرزندش كه اكسیژن چیست؟ پاسخی نداده و فقط می‌گوید در را ببند كه كودك از سر كنجكاوی به هنگام استفاده پیرمرد به بازی و یا كشف آن ناچار می‌شود. یا با شنیدن صدای جنین در شكم مادر، سؤالش دوباره بی‌پاسخ می‌ماند و با كثیف شدن لباسش با تندی و لفظ نامناسب مادرش مواجه می‌گردد. این در حالی است كه در اوج دعوای میان پدران این دو خانواده، سمیه به هنگام دریافت دفتر خود، با برخوردی آرام و همراه با بیان دلیل مقتضی درك وی از سوی نادر مواجه می‌گردد. طبیعی است كه سمیه در چنین شرایطی دارای واژگان و مهارت كلامی محدودتری نسبت به ترمه در شرایط سنی یكسان باشد.
كلام آخر
مانند ترمه و سمیه كه برخاسته از خانواده‌هایشان در طبقات مختلف جامعه هستند، در مدارس به طور قابل ملاحظه‌ای وجود دارند و بر اساس آنچه گذشت تفاوت در گفتگو، تفاوت در یادگیری و جامعه پذیری را در پی داشته و موجب بازتولید طبقات خواهد گردید و این چرخه ادامه می‌یابد. آموزش و پرورش در جامعه عدالت‌محور، هنگامی می‌تواند مانع از این امر گردد كه تفاوت‌ها را پاس داشته و در سازوكارش، از این ویژگی ناخواسته كودكان، سهواً نقاط قوت و ضعف آغازین بنا ننهد و به گونه‌ای فرایند یاددهی- یادگیری را سامان بخشد كه به همگرایی این دانش‌آموزان در امر آموزش بیانجامد.
جدایی نادر از سیمین از منظر یاد شده به واقعیتی تلخ اشاره می‌نماید كه با تأمل در آن، می‌توان از تهدید بازتولید طبقاتی در مدرسه، با در انداختن طرحی نو، فرصتی دیگر مهیا ساخت.





نوع مطلب : پراكنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




بعد از انتخاب واحد و زمانبندی کلاس ها متوجه شدم که شروع کلاس هایم با درس آمار توصیفی می‌باشد که تنها آشناییم با درس آمار چون در رشته ادبیات و علوم انسانی تحصیل کرده ام در سال اول دبیرستان بوده و یک فصل از ریاضی پایه ششم که در آن مشغول تدریس هستم. در نتیجه قبل از شروع کلاس ها با ترسی مواجه بودم که سالیان سال از این درس و درس ریاضی فاصله گرفته ام و به احتمال زیاد با مشکل بزرگی مواجه میشوم.


در جلسه اول اکثریت قریب به اتفاق همکلاسی هایم این ترس را از خود بروز دادند اما با قوت قلب استاد نیرو که این اطمینان به ما دادند که با تسلط بر چهار عمل اصلی میتوان درس آمار را یاد گرفت تا حدی این ترس را در وجود ما کم کردند. پس از آن چند کتاب در اختیار ما قرار دادند و با گروه بندی انجام شده از ما خواستند که مطالبی که بر روی تخته نوشته و هر کدام به گروهی اختصاص داده شده را از کتاب استخراج کنیم و در انتها این مطالب را بر روی کاغذ A3 نوشته و بر تخته کلاس چسباندیم و نماینده ای از هر گروه عنوان خود را برای همکلاسی های دیگر توضیح دادند.



در جلسه دوم پیش مطالعه فصل دوم انجام شد و مباحث در گروهها مورد بررسی قرار گرفت و سپس استاد تدریس را انجام دادند و قرار بر این شد تکالیف آن فصل در منزل انجام شده و حل آن را برای استاد بفرستیم و استاد نیرو اعلام کردند که فصل جدید را به صورت فیلم در اختیار ما قرار می‌دهند که از آن طریق با مباحث درس جدید آشنا شویم و در واقع تدریس معکوس را برای این تدریس این  درس انتخاب کردند. اولین بار که این فیلم در شبکه آپارات مشاهده کردم با مشکلاتی مواجه بودم از جمله سرعت کم اینترنت که در جلسات بعد استاد این فیلم ها را هم در گروه کلاسیمان فرستاده و هم اگر فلش داشتم در کلاس فیلم ها را در فلش ریخته و در اختیارمان قرار میدادند.

[http://www.aparat.com/v/wM6J3]


 بعد از مشاهده فیلم در منزل در جلسه بعد در کلاس گروهبندی شده و در گروهها در ابتدا جواب تکالیف آن هفته را با هم بررسی کرده و سپس در گروههای علمی  مطالب را به یکدیگر آموزش میدادیم. در شروع اجرای این تدریس اکثریت دانشجویان و همچنین خودم بر این اعتقاد بودم که درس ریاضی حتما باید در کلاس توسط استاد تدریس شده و در غیر این صورت آموزش درست انجام نمی‌شود و شاید علت این دیدگاه نشأت گرفته از سیستم آموزشی که ما در آن درس خوانده این و یا درس میدهیم باشد. ولی با گذشت زمان این نوع آموزش و یادگیری برایمان قابل پذیرش شد و با در اختیار داشتن فیلم در منزل در زمانی که آمادگی لازم برای یادگیری درس ریاضی را داشتیم فیلم ها را مشاهده میکردیم و در کلاس جلسه بعد با حل تمرین های هر فصل رفع اشکال صورت می‌گرفت.



میتوانم به اطمینان بگویم که اگر این روش در تدریس درس آمار برای ما اتفاق نمی‌افتاد علاوه بر اینکه مطمئن بودم در این تعداد محدود جلسات تدریس کتاب آمار به پایان نمی‌رسید و با توجه به اینکه این درس برای رشته ما درسی پیش‌نیاز می‌باشد تا این حد نمی‌توانستیم به مطالب این درس مسلط شویم. فیلم های آموزشی طوری طراحی شده که اگر حتی یک دانشجو در کلاس حضور نداشته باشد به راحتی با دیدن فیلم ها میتواند به درس مسلط شود.



این روش تدریس ابتدا با جبهه گیری اکثریت دانشجویان مواجه شد که بعد از تماشای اولین فیلم در کلاس اعتراضات به استاد اعلام شد برخی مثل من بر این اعتقاد بودند که حتما از هر مبحث یک سوال در کلاس حل شود (شاید به این دلیل که در تمام طول سال های تحصیل ما تمام کارهای تدریس در کلاس توسط معلم انجام میشده) تا اشکالات برطرف شود و برخی بر این باور بودند که فیلم همان روخوانی کتاب است و ما دانشجویان دانشگاه پیام نور نیستیم که به صورت مجازی برایمان تدریس شود.



با گذشت چند جلسه و اینکه به این نتیجه رسیدیم که میتوان با این روش هم آموزش دید، کم کم اعتراضات و انتقادات به پایان رسید. استفاده از این روش تدریس و کار گروهی در کنار هم موفقیت این روش را دو چندان میکند. البته موفقیت این روش در صورتی امکان پذیر می‌باشد که حتما فراگیر در زمان مناسب که آمادگی دارد منزل فیلم را مشاهده کند در غیر این صورت برای فراگیر مشکل دوچندان ایجاد میکند.




نوع مطلب : تجارب دانشگاهی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :