یادداشت‌های آقا معلم
تجربیات زیسته كلاس درس
                                                        
درباره وبلاگ

این وبلاگ محفلی است كه دل‌نوشته‌ها، برداشت‌ها و گزارش‌های كلاس درس و مدرسه‌ام را به منظور آگاهی همكاران، والدین و دانش‌آموزان عزیزم درج كرده و ضمن به اشتراك‌گذاری، آنها را به بوته نقد و نظر قرار می‌دهم. همچنین با درج تجارب زیسته كلاس، امكان بازنگری و تحلیل كار معلمی‌ام را مهیا كرده تا در نهایت زمینه رشد جمعی و بهره‌وری فرایند آموزش را به ارمغان آورد.
(تلگرام mniroo@)
مدیر وبلاگ : محمد نیرو
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دوشنبه 24 فروردین 1394 :: نویسنده : محمد نیرو
به مناسبت میلاد حضرت فاطمه سلام الله علیها، مراسمی توسط پایه دوم دبیرستان برگزار شد كه در آن كل دانش آموزان دوره اول و دوم دبیرستان صلحا حضور داشتند. این مراسم در سالن رمضان مجتمع و با حضور 250 دانش آموز از پایه‌های هفتم تا پیش دانشگاهی به همراه مربیان بزرگوارشان شكل گرفت. در این میان، عزیزان از بنده دعوت كردند كه دقایقی را در خدمت دانش آموزان باشم. از آن روی كه بالاترین مدال افتخار را نوكری اهل بیت علیهم السلام و به ویژه حضرت زهرا سلام الله علیها می دانم، به رغم تقاضای اینجانب بر استفاده از روحانیون، به دستور برادران بزرگوارم، با عشق چنین فرصتی را مغتنم شمرده و با استعانت از بانوی دو عالم، پذیرفته و امیدوار شدم كه نام حقیر نیز در زمره نوكران سیده زنان عالم درج گردد. امیدوارم كه وقت دوستان تلف نشده و مورد استفاده شان قرار گرفته باشد. بخشی از سخنرانی بیست و پنج دقیقه‌ای مزبور در فیلم زیر آمده است.

[http://www.aparat.com/v/ZyHot]





نوع مطلب : مناسبت‌ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




گاهی مدرسه هیئتی برگزار می‌كند، گاهی نیز هیئتی در مدرسه برپا می‌شود. منظورم این است كه برگزاری هیئت عزای سیدالشهدا علیه السلام در مدرسه می‌تواند ملاحظات و تمایزات خاصی را ایجاد نماید. در بسیاری از مدارس، همان سیاق هیئات مرسوم، در مدرسه هم ایجاد می‌شود. اما امسال با درایت و همراهی گروهی از همكاران دبیرستان صلحا این امر مقدس، به گونه‌ای خاص رقم خورد.
وجوه تمایزات آن چنین است. نخست اینكه عمده كار توسط دانش‌آموزان صورت گرفته است. همچنین تنوع برنامه‌های آن زیاد است. مثلا ابتدا در 15  دقیقه زیارت عاشورا توسط برخی بچه‌ها خوانده می‌شود تا سلام آخر. این در حالی است كه پخش زنده حرم مطهر سیدالشهدا(ع) هم بر روی پرده نمایش مشاهده می‌شود. 
بعد یكی از مربیان آن را به اتمام می‌رساند.


سپس برخی از بچه‌ها دكلمه‌ای را كه به مناسبت ایام نوشته می‌خواند. این كار همراه با موسیقی حزین و متناسبی است. البته متن و پیش اجرای او توسط برخی معلمان راهنما در روز قبلش بررسی می‌شود. بعد هم كلیپ و قرائت قرآن. بعد هم 15 دقیقه سخنرانی توسط عزیزان روحانی.


روضه خوانی و سینه زنی توسط جناب بیگی كه معلم راهنما و مداح اهل بیت علیهم السلام هستند نیز حسن ختام برنامه است. در مجلس دكور شایسته ای ایجاد شده. بنر آن توسط معلم علوم بچه‌ها طراحی شده. برخی از بچه‌ها نیز به عنوان خوش‌آمد‌گو و راهنما با پوششی خاص، حكم خادم الحسین علیه السلام هستند.


تغذیه صبحانه هم توسط بچه‌ها تهیه می شود. هر روز از برنامه را نیز یكی از پایه‌ها متولی است. خلاصه كار دانش‌آموز محوری با هدایت معلمان است.


متن زیر در روز اول توسط آقای تحصیل‌دار، دانش‌آموز كلاس اول دبیرستانم تهیه شد و به صورت دكلمه با آن صوت و سیمای معصومانه‌اش خواند كه حاضران را آتش زد!

بسم الله الرّحمن الرّحیم

(خدایا، اگر از یکی از اولیایت نام برده نشد، تو ببخش / یا حسین، اگر حقّت ادا نشد، که قطعاً نخواهد شد، بگذر از گناه ما)

   سوالاتی هستند که جواب لازم ندارند؛ اصلاً به منظور جواب دادن مطرح نمی شوند. پرسشگر و کسی که از او پرسیده شده، هردو هدف را می دانند.

   آن چیزی که در متنم می آورم، سؤالاتی است که به ذهن ناچیز و حقیرم رسیده از محرّم، حسین علیه السّلام، عاشورا و کربلا . . .

سؤال 1 : کربلا کجاست؟ چگونه زمینی به آن وسعت، در دل شخصی که صدها کیلومتر فاصله دارد جا می شود؟

سؤال 2 : آنچه آتش را در دل مومنین از قتل حسین زنده نگه می دارد چیست؟

سؤال 3 : کمتر از یک گرم خاک، هر بلایی را دفع و هر مشکلی را رفع می کند. چرا؟ چگونه؟

سؤال 4 : زمینی از زمین های بهشت خدا، شاید از دوازده متر مربع هم کمتر است؛ جایی در کربلا که همیشه چراغ قرمز آن روشن است: قتلگاه. مردی از آنجا عروج کرد که به خاطر مادرش آسمان ها و زمین آفریده شد. ارزش این قطعه زمین را تعیین کنید.

سؤال 5 : شخصی تا دیروز می گفت لَبَیکَ یا حُسین و حالا به حسین سنگ می زند. چرا؟ چگونه ممکن است؟

سؤال 6 : میانگین حجم آب داخل خیمگاه در ظهر عاشورا را تعیین کنید.

سؤال 7 : الگوریتمی بنویسید که اگر امکان وصل شدن مغز به کامپیوتر باشد، وقتی آن را روی مغز اجرا کنیم، شخص حاضر باشد 1000 بار بمیرد، به سخت ترین شکل، قطعات بدنش را آتش بزنند، دوباره زنده شود و دوباره کشته شود؛   در یک دوره ی بی پایان.

سؤال 8 : لشگر دشمن شامل 30 هزار نفر و لشگر دوست خدا شامل هفتاد و دو تن است. نسبت را حساب کنید. اگر نسبت از یک کمتر است، چرا آسمان ها به زمین نمی رسند و کوه ها متلاشی نمی شوند؟

سؤال 9 : غیرتمندترین مردم روی زمین، در توضیح علت سفرش به قتلگاهش می گوید: « {خدا می خواهد مردان ما را شهید ببیند و} خدا می خواهد زنان و فرزندانمان را اسیر ببیند. » چه چیزی در رابطه ی بین حسین و خدا، این چنین               کیمیا می کند؟

سؤال 10 : مسلم با طی ارتفاعی به طول کمتر از 30 متر در راستای محور عمودی، از دار الحکومه به پایین پرت می شود و فاصله ی بین خاک و خدا، دنیا و عرش، ابن زیاد تا مهمانی عمویش علی در آسمانها را می پیماید.      مقیاس چیست؟

سؤال 11 : مسلم در 1 متری زمین، آنچه را در خاک کنار دیوار دار الحکومه می بیند که جبرییل نمی بیند. چه عینکی به چشم مسلم یا چه صیقلی بر خاک خورده است؟

سؤال 12 : مسلم وقتی که می بیند بین او و مرگ، فاصله ای نیست، تمام همّ و غمّش پسر عمویش است که نامه های کوفیان و نامه ی خودش را با پیکی به سویش فرستاده. چرا؟

سؤال 13 : این سؤال نیاز به یک توضیح دارد: در فردای محشر که عدّه ای حیوان محشور می شوند، عدّه ای واژگون، عدّه ای چشم و دلشان افتاده و همه به فکر خودند، منادی از سوی خدا فریاد می زند: کجاست زینت عابدان؟                 و نوری به سوی مقامش که از والاترین مقام ها در آن روز است، جلو می رود.

این نور در دنیا، روی شتر بی جهاز قرار گرفت، هرگاه زنجیر داغ از روی گردنش کنار می رفت خون تازه می آمد و   هر جا که می رفت سویش سنگ می زدند. با توجّه به مقامش، یک نفرین زیر لبی اش زمین را نیست می کرد. امّا هنوز زمین پابر جاست! این به چه معناست؟

سؤال 14 : این سوال تستی است و شامل دو بخش است.

الف) در چه هنگام در کربلا بر چهارمین نور از دوازده نور الهی بیشترین فشار وارد شد؟

1- وقتی که برادران و پسر عمو ها و هاشمیان قطعه قطعه می شدند و او که به خواست خدا بیمار بود، نمی توانست بجنگد.

2- وقتی که پدرش داد می زد: هَل مِن ناصِرٍ یَنصُرُنی؟ و او نمی توانست به کمکش برود.

3- وقتی که به خیمگاه حمله کرده و آن را آتش زدند و گوشواره از گوش های دختران کشیدند و او نمی توانست به عملی دست بزند؛ حتّی به خاطر رضایت خدا، نفرین هم نمی کرد.

4- وقتی که سوار بر شتر او را از جلوی اجساد پدر و عمو و برادر و پسر عمو ها و هاشمیان رد می کردند.

5- این را تنها خدا و رسول و پدرانش و خودش می دانند.

 ب) چه چیزی بر علی بن حسین در شام بیشترین فشار را آورد؟

1- وضعیت زنان خاندان ختم المرسلین، محمّد (ص)

2- سر بر نیزه ی پدرش                                                                                                                                  

3- سنگ زدن و توهین مردم

سؤال 15 : اُسرا از کربلا تا شام را با پای برهنه، بر زمین صحرا می روند.

الف) فاصله ی این دو منطقه چقدر است؟

ب) چگونه چنین چیزی ممکن است؟ ( نکته سوال: این مقدار برای مردان زیر 25 سال غیرممکن و برای زنان به طور کلّی محال است. )

سؤال 16 : چگونه می توان هم حسّاس ترین بود، هم نشکن ترین؟ چگونه این ها در یک زن جمع می شوند؟

سؤال 17 : جان کسی را نیزه و شمشیر می زنند، قطعه قطعه می کنند، با نعل اسب خرد می کنند، ولی او پایدار می ماند، آنقدر پایدار که در کاخ طاغوت، زلزله می اندازد، آنقدر پایدار که مسئولیت همه کس و همه چیز با اوست: بچّه ای جا نماند و رها شود و جان دهد، به زین العابدین یاد آوری کند که جان عمّه، از حزن جان ندهی، امامت معلّق شود . . .     چه چیزی این شخص را نگه می دارد، با آن که آسمان های بلا  بر او فرو ریخته؟

سؤال 18 : قلب کودکی پنج ساله، که روحش و شرفش مانند پدر بزرگش، سید الشّهداست، راوی زیارت جدّش در روز عاشورا، چگونه با دیدن سر عمو ها و عموی پدرش و پدر بزرگش بر نیزه، از حرکت نمی ایستد؟

سؤال 19 : در جمله ی « حسین پس از ضربت خوردن عبّاس، به سویش شتافت. » عشق در کجا متمرکز شده است؟ کدام یک عاشقترند به عبّاس؟ خدا یا حسین؟ یا شاید هم مادرش فاطمه؟ یا زینب؟                                                        

درصد این عشق در گلِ دلِ شیعیان چقدر است؟

سؤال 20 : شرح دهید چگونه وقتی از بالای تن به پایین، سر عمود می خورد، چشم تیر، دو کتف شمشیر به گونه ای که دو دست قطع شود، و از همه مهمتر، دل شکسته و امید قطع شده، به خجالت از برادر زاده ها تبدیل شود، می توان طوری عاشق بود که گفت: خون از جلوی چشمانم کنار بزن، می خواهم بار دگر رویت را ببینم.

 

جواب این سؤال ها را تنها شیعه می فهمد؛ فقط و فقط و فقط شیعه.

بعضی از سر، یعنی خدا مشکل دارند. برخی خدایشان را جسم می دانند، برخی خدایشان را تشبیه می کنند، وعدّه ای مشرکند و شرک می ورزند. در رسالت، برخی قبول ندارند؛ بعد در امام. فقط آنهایی می فهمند که سر تا ته باور هایشان درست باشد. جواب این سوالات، همه به بودن و در مورد دشمن، به عدم وجود یک چیز بر می گردد: عشق

عشق و مجموعه مظروفاتش، یعنی زیر مجموعه هایش، مثل شهادت، خون و ایستادگی در برابر باطل، در این خاندان به ارث می رسد. خاندانی که مکتب خدا در دنیا را تأسیس کردند. رفتند و به خاطر یگانه محبوبشان، ذات حق، طوری قربانی شدند و به بالاترین حد عشق رسیدند که شیعه شان، بشود عبد الصّالح، سالار عشق؛ بشود ابوالفضل . . .

                                               خواهشمندیم اگر جایز دیدید، این اثر را نشر دهید و بخواهید که برای نویسنده، دعا شود.






نوع مطلب : معاونت آموزشی، مناسبت‌ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




دوشنبه 8 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : محمد نیرو

شب جمعه اوّل ماه رجب را لیلة الرَّغائب مى گویند

 یعنی پنجشنبه آخر همین هفته یازدهم اردیبشت 

بدانکه شب جمعه اوّل ماه رجب را لیلة الرَّغائب می‌گویند و از برای آن عملی از حضرت رسول صَلَّی اللَّهِ عَلِیهِ وَ اله وارد شده با فضیلت بسیار که سیّد در اقبال و علاّمه در اجازه بنی زهره نقل کرده‌اند از جمله فضیلت او آنکه گناهان بسیار بسبب او آمرزیده شود و آنکه هر که این نماز را بگذارد چون شب اوّل قبر او شود، حقّ تعالی بفرستد ثواب این نماز را بسوی او به نیکوتر صورتی با روی گشاده و درخشان و زبان فصیح پس با وی گوید ای حبیب من! بشارت باد تو را که نجات یافتی از هر شدّت و سختی گوید تو کیستی؟ بخدا سوگند که من روئی بهتر از روی تو ندیدم و کلامی شیرین‌تر از کلام تو نشنیده‌ام و بوئی بهتر از بوی تو نبوئیدم.

 گوید من ثواب آن نمازم که در فلان شب از فلان ماه از فلان سال بجا آوردی؛ امشب بنزد تو آمدم تا حقّ تو را ادا کنم و مونس تنهائی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود من سایه بر سر تو خواهم افکند در عرصه قیامت پس خوشحال باش که خیر هرگز از تو معدوم نخواهد شد.

وکیفیت آن چنان است که روز پنجشنبه اوّل آن ماه را روزه میداری چون شب جمعه داخل شود ما بین نماز مغرب و عشاء دوازده رکعت نماز می‌گذاری هر دو رکعت به یک سلام و در هر رکعت از آن یک مرتبه حمد و سه مرتبه اِنّا اَنْزَلْناهُ و دوازده مرتبه قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَدٌ می‌خوانی و چون فارغ شدی از نماز هفتاد مرتبه می‌گوئی« اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ النَّبِیِّ الاُْمِّیِّ وَعَلی آلِهِ» پس به سجده می روی و هفتاد مرتبه می‌گوئی:« سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ» پس سر ازسجده برمی‌داری وهفتاد مرتبه می‌گوئی«رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَتَجاوَزْ عَمّا تَعْلَمُ اِنَّکَ اَنْتَ الْعَلِیُّ الاَعْظَمُ» پس باز به سجده می‌روی و هفتاد مرتبه می‌گوئی:« سُبُّوحٌ قُدّوُسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ» پس حاجت خود را می‌طلبی که انشاءالله برآورده خواهد شد.





نوع مطلب : پراكنده، مناسبت‌ها، 
برچسب ها : لیله الرغائب،
لینک های مرتبط : اعمال لیلة الرغائب را از دست ندهیم،




جمعه 1 فروردین 1393 :: نویسنده : محمد نیرو


بالاخره سال 1393 فرا رسید. ساعاتی قبل از سال تحویل، به مقبره‌الشهدای محله‌مان واقع در شهرك شهید محلاتی رفتم. قرار بود در آنجا مراسم سال تحویل برگزار شود. كارگران شهرداری مشغول تمیز كردن محوطه بودند. 


هیئت الشهدای محل هم با نصب بنرهای مختلفی از شهدا، یاد و خاطره ایشان را زنده كرده بود.


در كنار قبور مطهر شهیدان گمنام هم جایگاهی برای ختم قرآن تعبیه شده بود. ظاهرا كلیه صفحات قرآن كریم، پرس شده و یك طرف مربوط به صفحات خوانده نشده و در طرف دیگر صفحات خوانده شده بود. در شهرك ابتكاراتجالب دیگری را هم دیده ام. مثلا سنگكی محله‌مان، برای عدم تداخل خواهران و برادران در صف نانوایی، و برای اینكه نوبت به درستی رعایت شود، از دستگاه‌های شماره‌انداز، مانند بانك‌ها استفاده می‌كرد و تعدادی هم صندلی در اطراف گذاشته بود تا هر كس هنگام ورود نوبت گرفته و نگران جای خود نباشد. از سوی دیگر برای بهره بیشتر از وقت مشتریان و ترویج فرهنگ مطالعه، كتابخانه فلزی گردانی هم در گوشه‌ای با كتاب‌های جالب و كوچك تعبیه شده بود تا در این فاصله علاقمندان از فرصت خود برای مطالعه بهره ببرند.


نكته دیگری كه برای جالب بود سبزه‌ای بود كه بالای سر قبر یك شهید گمنام گذاشته شده بود. دور سبزه را به جای ربان، با برشی از چفیه‌ تا شده حلقه كرده بودند.


همچنین در پایین پای این شهیدان، شهید بزرگواری بعد از جنگ آرمیده بود كه به دلیل حق فرهنگی زیادی به گردن ساكنان شهرك داشته است؛ او را در همان جا به خاك سپرده‌اند. فرزند آن شهید بزرگوار در مدرسه سبحان حاضر است. به رغم اینكه شاید خیلی از همكاران و دانش‌آموزان مطلع نباشند، حجت الاسلام دكتر حاج حسین اسكندری، پدر محمد علی از دانش‌آموزان پایه اول مدرسه ماست و "و اما الیتیم فلا تقهر". خداوند او را با سید و سالار شهیدان محشور گرداند و ما را ادامه دهنده راهشان قرار دهد و فرزندان ما را در دنیا و آخرت نور چشمان ما و زینت و یاوران دین و مكتب اهل بیت علیهم السلام و ادامه دهنده راه شهیدان قرار دهد انشاءالله.


پس از آن هم برای اینكه سال تحویل را در كنار بزرگ‌ترهایمان باشیم به محله ولنجك رفتیم. دقایقی قبل از سال تحویل هم به كهف الشهدای آنجا سری زدم. تعداد زیادی هم برای تحویل سال به آنجا آمده بودند. در آنجا نیز پنج شهید گمنام به خاك سپرده شده بودند كه اكنون یكی از آن شهیدان دیگر گمنام نیست


شهید مجید ابوطالبی یکی از شهدای مدفون در کهف‌الشهدای ولنجک تهران پس از گذشت بیش از ۳۱ سال از شهادتش شناسایی شده است. شهید مجید ابوطالبی متولد ۱۳۳۴ است و در سال ۱۳۶۱ در عملیات مسلم بن عقیل در منطقه عملیاتی سومار به شهادت رسیده است. پیکر مطهر این شهید در ایام فاطمیه سال ۱۳۸۶ به همراه چند شهید دیگر با هماهنگی بنیاد حفظ و نشر آثار دفاع مقدس در خیابان ولنجک تهران مدفون شده بود. شناسایی این شهید گمنام حکایت غریبی دارد. در دی ماه سال 92 با توجه به رؤیایی که مادر شهید می‌بیند، پس از نمونه‌گیری و آزمایش خون و مطابقت آن با نمونه DNA ذخیره شده از استخوان‌های شهید، پیکر شهید مجید ابوطالبی شناسایی می‌شود. فرید ابوطالبی برادر کوچک شهید نیز در سال ۱۳۶۷ در تک عملیاتی دشمن در منطقه شلمچه به شهادت رسیده بود.

 
برای ثبت این دقایق و اماكن ارزنده، با گوشی موبایلم فیلمی را تهیه كرده و با تدوین آن در حد بضاعتم، شما را هم در این زیارت و در این ساعات و لحاظات خوش شریك می‌سازم. امیدوارم شما هم در هر جا و با هر حال مصفایی كه بودید، آقا معلم را از دعای خیرتان محروم نساخته و نسازید.

[http://www.aparat.com/v/dBHkc]




نوع مطلب : پراكنده، مناسبت‌ها، 
برچسب ها : تحویل سال، مقبره الشهدا، شهید اسكندری، كهف الشهدا،
لینک های مرتبط : كهف الشهدا، حكایت شهید ابوطالبی،








نوع مطلب : مناسبت‌ها، 
برچسب ها : فاطمیه،
لینک های مرتبط : بانك اشعار فاطمیه،




با تشكر از برادر عزیز آقای عبدالمجید طاهری در ارسال تصویر فوق




نوع مطلب : مناسبت‌ها، 
برچسب ها : میلاد،
لینک های مرتبط :




برای یك معلم فرقی نمی كند كه دانش‌آموز ایرانی باشد یا اندونزیایی

آقای توسل مدیر مدرسه سبحان هماهنگ كننده برنامه‌های هیئت اندونزیایی در ایران بودند

آقای پریدری از همكاران پیش دانشگاهی، میهمانان جمهوری اسلامی را از فرودگاه امام خمینی بعد از ساعت‌ها تاخیر به این مكان همراهی كردند.

آنقدر این شیعیان زائر و مسافر ساده و بی غل و غش بودند كه وقتی آقای پریدری می خواست عكس بگیرد، به ایشان گفت همه بگویند "هلو" این بندگان خدا كوچك و بزرگ همه می گفتند و واو را می كشیدند تا عكس گرفته شود. جالب اینكه تاشب هر گاه عكس دست جمعی می خواستیم بیندازیم، اینها به این سنت بناگذاشته شده آقای پریدری پایبند بودند!

كاش بودید و می دید كه چگونه به یك سید روحانی احترام می گذاشتند. آنچنان كه در ایران نیز چنین پیدا نمی كنید. خود حاج آقا هم حیرت كرده بود!

برنامه عصر حضور و جلسه در مدرسه فاخر تزكیه بود كه جناب آقای حسینی نیز عزیزان را همراهی می كرد.

بنده هم برای ایشان در باب زیارت در مدرسه پنهان سخن گفتم و آقای مفتاح نیز ترجمه می‌كرد. تجربه جدیدی برایم بود كه قطعه قطعه سخن بگویم و منتظر بمانم تا دیگری ترجمه كند. یاد مصاحبه‌های رییس جمهور در برخی مجامع بین المللی افتادم!!

اینها آنقدر دلهای صافی داشتند كه وقتی سخن از ائمه می شد و ابراز قبطه آقای صفار هرندی وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی به ایشان می شد، آقای مفتاح اشك می ریخت و ترجمه می كرد و سایرین بسیار محزون و متاثر می شدند. كاش من هم صافی و صفای دل ایشان را داشتم.




نوع مطلب : مناسبت‌ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




به نام نامی سر، بسمه‌ تعالی سر
بلندمرتبه پیکر، بلندبالا سر

فقط به تربت اعلات، سجده خواهم کرد
که بنده‌ی تو نخواهد گذاشت، هرجا سر

قسم به معنی لا یمکن الفرار از عشق
که پر شده است جهان، از حسین سرتاسر

نگاه کن به زمین! ما رأیت إلا تن
به آسمان بنگر! ما رأیت إلا سر

سری که گفت: «من از اشتیاق لبریزم
به سرسرای خداوند می‌روم با سر

هر آنچه رنگ تعلق، مباد بر بدنم
مباد جامه، مبادا کفن، مبادا سر

همان سری که “یحب الجمال” محوش بود
جمیل بود، جمیلا بدن، جمیلا سر

سری که با خودش آورد بهترین‌ها را
که یک به یک، همه بودن سروران را سر

زهیر گفت: حسینا! بخواه از ما جان
حبیب گفت: حبیبا! بگیر از ما سر

سپس به معرکه عابس، ” أجنّنی”گویان
درید پیرهن از شوق و زد به صحرا سر

بنازم «أم وهب» را، به پاره تن گفت
برو به معرکه با سر ولی میا با سر

خوشا به حال غلامش، به آرزوش رسید
گذاشت آخر سر، روی پای مولا سر

چنان که یک تن دیگر به آرزوش رسید
به روی چادر زهرا گذاشت سقا، سر

در این قصیده ولی آنکه حسن مطلع شد
همان سری است که برده برای لیلا سر

همان که احمد و محمود بود سر تا پا
همان سری که خداوند بود، پا تا سر

پسر به کوری چشمان فتنه کاری کرد
پر از علی شود آغوش دشت، سرتاسر

میان خاک، کلام خدا مقطعه شد
میان خاک؛ الف، لام، میم، طا، ها، سر

حروف اطهر قرآن و نعل تازه‌ی اسب
چه خوب شد که نبوده است بر بدن‌ها سر

تنش به معرکه سرگرم فضل و بخشش بود
به هرکه هرچه دلش خواست داد، حتی سر

جدا شده است و سر از نیزه‌ها درآورده است
جدا شده است و نیفتاده است از پا سر

صدای آیه کهف الرقیم می‌آید
بخوان! بخوان و مرا زنده کن مسیحا سر

بسوزد آن همه مسجد، بمیرد آن اسلام
که آفتاب درآورد از کلیسا سر

عقیله، غصه و درد و گلایه را به که گفت؟
به چوب، چوبه محمل، نه با زبان، با سر

دلم هوای حرم کرده است می‌دانی
دلم هوای دو رکعت نماز بالا سر

سید حمید رضا برقعی




نوع مطلب : مناسبت‌ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





قطعا ساختمان و بنایی كه بر روی آب بنا شده باشد پس از گذشت مدت زمانی تخریب می‌شود و از بین می‌رود اما بنای حرم حضرت اباالفضل‌العباس(ع) از همان ابتدا بر روی این سرداب و آب بنا شده و این امر تأثیری بر روی استحكام حرم حضرت نداشته است.

به گزارش جهان، علیرضا فداكار، معاون ستاد بازسازی عتبات عالیات طی گفتگویی با اشاره به سفر چند سال پیش خود به عتبات پس از سقوط صدام و زیارت سرداب حرم حضرت اباالفضل‌ العباس (ع) اظهار داشت: بنده در سال 82 و تقریبا 6 ماه پس از سقوط صدام به سرداب حرم حضرت مشرف شدم.

وی افزود: علت اینكه برخی از حرم‌های مطهر ائمه (ع) دارای سرداب هستند به این خاطر است كه به مرور زمان، زمین‌های اطراف حرم به خاطر ساخت و سازها، گذر زمان، وزش باد و شرایط جوی از سطح حرم بالاتر آمده است و به این دلیل سرداب ایجاد شده است به طور مثال در نجف اشرف علت اینكه حرم حضرت امیرالمؤمنین‌ (ع) سرداب ندارد به این خاطر است كه حرم حضرت در بالاترین نقطه شهر واقع شده اما در كربلای معلی، حرم حضرت سیدالشهدا (ع) و حرم حضرت اباالفضل‌ العباس (ع) در گودی واقع شده است

فداكار خاطرنشان كرد: اما سرداب حرم حضرت اباالفضل‌العباس(ع) حدودا 4 متر پایین‌تر از سطح حرم قرار دارد و ما به اتفاق شیخ مهدی كربلایی، امام جمعه حرم امام حسین‌ (ع) به این سرداب مطهر وارد شدیم و در واقع تا پیش از این تاریخ، سرداب حرم حضرت كاملا قفل بود و كسی اجازه ورود به آن را نداشت

.


معاون ستاد بازسازی عتبات عالیات یادآور شد: در سرداب حرم حضرت اباالفضل (عچیزهایی دیدم كه برایم آن روز را بعنوان شیرین‌ترین و زیباترین روز طول عمرم رقم زد. فداكار در توضیح مشخصات سرداب حرم حضرت اباالفضل‌ العباس (عگفت: پس از آنكه از صحن حرم وارد رواق می‌شوید در ادامه، شما وارد محدوده گنبد‌خانه می‌شوید كه می‌توان همین رواق‌ها را در قسمت سرداب نیز در نظر گرفت كه با عرض 1.5 متر در 2 متر به صورت گنبدی پوشانده شده و قسمت پایین پای حضرت مسیری دارد كه وارد محوطه گنبد خانه در قسمت سرداب می‌شود.

http://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1391/9/3/558165_464.jpg


معاون ستاد بازسازی عتبات عالیات افزود: در داخل سرداب وقتی به قسمت زیر گنبدخانه رسیدیم، بخشی بود كه تا ارتفاع كمر به داخل آب رفتیم؛ در واقع محوطه داخل سرداب حرم حضرت تا ارتفاع حدود یك متر و 10 سانت در آب قرار دارد و این قسمت از سرداب به گونه‌ای ساخته شده كه یك نفر بیشتر نمی‌‌تواند از آن عبور كند. وی ادامه داد: پس از ورود به این قسمت از سرداب، شیخ مهدی كربلایی در جلو حركت می‌كرد و من پشت سر او تا كه به قبر مطهر حضرت اباالفضل‌ العباس (ع) رسیدیم.


فداكار تصریح كرد: وقتی به قبر مطهر حضرت در سرداب رسیدیم، من دست خود را به داخل آبی بردم كه بر روی قبر مطهر حضرت ایستاده بود و جرعه‌ای از این آب نوشیدم، تا ارتفاع حدود 10 سانت بر روی قبر مطهر حضرت آب ایستاده بود و به تمام مقدسات قسم تا آن لحظه از عمرم آبی‌ گواراتر و زلال‌تر از این آب ندیده و ننوشیده‌ بودم.


 
وی گفت: در آن لحظاتی كه در داخل سرداب حرم حضرت اباالفضل‌ العباس (ع) در حركت بودیم كسی متوجه حال خود نبود و با حركتمان، آب موج بر می‌داشت؛ در آن لحظات این احساس به من دست داد كه این آب در اطراف قبر به حضرت اباالفضل(عالتماس می‌كند و اگر روزی پرده‌ها كنار رود، حقایق بزرگی مشخص می‌‌شود، بواسطه این آب بود كه حضرت اباالفضل‌ العباس (ع) ساقی طفلان عطشان حرم در كربلا ناامید شد و تصور می‌كنم كه خداوند اینگونه مقدر كرده این آب باید برای سالیان سال همین‌طور دور قبر مطهر حضرت عباس‌(ع) دور بزند و در آن لحظه تنها چیزی كه از ذهنمان می‌گذشت این بود كه آب در حال التماس كردن به حضرت است.


فداكار با بیان این نكته كه در زمانی كه به داخل سرداب حرم حضرت اباالفضل(عرفته‌ بودم زمستان بود، گفت: البته ممكن است كه در فصل تابستان یا زمستان مقداری از سطح آب داخل سرداب تغییر كند و زمانیكه در داخل سرداب حركت می‌كنیم آب به ارتعاش درمی‌آید و این تصور ایجاد می‌شود كه آب در حال حركت است اما در واقع این آب ساكن است و طبق قانون طبیعت اگر آب برای مدت كوتاهی در جایی راكد و ساكن باقی بماند، سبزه می‌زند و طعم و بو می‌گیرد و امكان استفاده از آن نیست اما آب سرداب حرم حضرت اباالفضل‌العباس(عزلال‌ترین، شفاف‌ترین و گواراترین آب این عالم است.


وی با بیان این نكته كه سرداب حرم حضرت اباالفضل‌ العباس‌ (ع) به حرم امام حسین (ع) راه ندارد و در گذشته حرم حضرت سیدالشهدا (ع) دارای سرداب بوده كه به مرور زمان این سرداب پر شده است، افزود: در حال حاضر مجددا سرداب حرم حضرت اباالفضل‌ العباس (ع) از قسمت گنبدخانه بسته شده و دیگر كسی حق ورود به این سرداب را ندارد؛ در گذشته آب سرداب حرم حضرت اباالفضل (ع) برای تبرك در اختیار زائران قرار می‌گرفت اما هم‌اكنون این كار نیز متوقف شده است

معاون اجرایی ستاد بازسازی عتبات عالیات خاطرنشان كرد: زمانی این مسئله مطرح شده بود كه آب سرداب حرم حضرت اباالفضل (ع) را به خاطر احتمال زیانی كه می‌تواند برای بنای حرم داشته باشد قطع و خشك كنند اما این احتمال مطرح شد كه اگر این آب قطع شود لایه‌ای كه خشك می‌شود ترك برمی‌دارد و شاید همین عامل باعث شود كه رواق‌های حرم نیز ترك بخورند و بنای ساختمان حرم حضرت با این آب سازگار شده است و به این دلیل بود كه چنین كاری انجام نشد.


وی با اشاره به قرار گرفتن بنای حرم حضرت‌ اباالفضل‌ العباس بر روی این سرداب و آبی كه همیشه در سرداب حضرت وجود دارد، خاطرنشان كرد: قطعا ساختمان و بنایی كه بر روی آب بنا شده باشد پس از گذشت مدت زمانی تخریب می‌شود و از بین می‌رود اما بنای حرم حضرت اباالفضل‌العباس(ع) از همان ابتدا بر روی این سرداب و آب بنا شده و این امر تأثیری بر روی استحكام حرم حضرت نداشته است؛ بسیاری از كم‌و‌كیف این امر روشن نیست كه این موضوع چیزی جز معجزه نمی‌تواند باشد





نوع مطلب : مناسبت‌ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




یکشنبه 1 دی 1392 :: نویسنده : محمد نیرو
این اربعــین  نیامدن از پستی من است | بـــــاشـــد زیــــارت تـــو بـــرای اصیـــل هـــا...




نوع مطلب : مناسبت‌ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




نظر به درخواست برخی همكاران و دوستان، عكس مربوط كه كودك سوریه‌ای را از دید پنهان كرده و در ادامه مطلب قرار دادم.

حكایت خرابه شام و حضرت رقیه سلام الله علیها را با قلم سید مهدی شجاعی در ادامه مطلب دنبال كرده اگر دیدگانتان بارانی شد، معلمتان را دعا كنید


ادامه مطلب


نوع مطلب : مناسبت‌ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




امشب در ایام نه چندان گذشته از هفته بسیج، دوستان و برادران قدیمی و جدید بسیج مسجد جامع قلهك، طبق سنوات پیشین گرد هم آمدند و تجدید دیدار و میثاقی داشتند. در آنجا مانند هر سال بچه‌های بسیج كه شاید حدود صد نفری می‌شدند، مانند گذشته بنده را مورد تفقد قرار داده و به عنوان خادم سال‌های دورشان احترام گذاشته و بنده نیز دقایقی در پاسخ به این ابراز لطفشان سخن گفتم. این هم رسم مباركی است كه افراد، نه تنها تا زمانی كه فایده می‌رسانند عزیز بوده و به سان دستمال مصرف شده به كنار گذاشته نمی‌شوند! بلكه پس از تاریخ مصرفشان نیز به عنوان پیش‌كسوت مورد تكریم قرار می‌گیرند. آدم احساس می‌كند چنین دوستی‌هایی بی طمع و خالصانه است. و چه كمند چنین دوستانی!
در این نشست چهارساعته جناب آقای توسل نیز دعوت به صحبت در برنامه سنگر داغ شده و آقای متین رزم نیز به عنوان بسیجی نمونه جایزه دریافت كردند. همچنین آقای میسمی نیز هماهنگی برنامه را عهده دار بود و برخی از فارغ التحصیلان مدرسه نیز به عنوان اعضای فعال حضور داشتند.
در چنین ایامی، در جمع نمازگزاران و بسیجیان مسجد سخنرانی داشتم كه برخی دوستان فایل صوتی آن را پیاده كرده و در اینجا آن را برای استفاده سایر دوستانم قرار می‌دهم. موضوع بحث آثار تربیتی حضور در بسیج بر اساس تجربه زیسته در بسیج مسجد جامع قلهك بود.

به نام خدا

اگر چه هدف اولیه از تشکیل بسیج صیانت از دستاوردهای انقلاب اسلامی بوده و آثار اجتماعی و بعضاً جهانی آن نمودار است؛ و در شب‌های پیش به آن پرداخته شد؛ ولی امشب می خواهیم به عنوان یک معلم و بسیجی، از زاویه‌ای دیگر به آن نگاه کنیم. به رغم آثار جمعی و اجتماعی بسیج، آثار فردی نیز از حضور در بسیج، برای بسیجیان مترتب است. به خصوص توجه پدران عزیز را به این موضوع جلب میکنم که در این شرایط خاص و وانفسا که بچه‌های ما، در بمباران هجمه‌های فرهنگ غربی و مفسده آمیز قرار دارند؛ دغدغه ما به عنوان پدر و معلم، تربیت صحیح بچه‌هایمان است. درست است که می‌گویند شرف المکان بالمکین؛ شرافت هر جا در گرو افراد صاحب آنجا است؛ درست است که شرایط زمان و مکان و افراد حاضر در یک جا فضای جدیدی را ایجاد می‌کند و بنابراین آثاری که می‌خواهم عرض کنم؛ شاید شدت و حدتش در همه پایگاه‌های بسیج یكسان نباشد؛ ولی من در مسجد جامع قلهک از دید خودم با توجه به شناختی که از این جا دارم عرایضی را تقدیم می‌كنم. حتی در خاک گهرخیز جبهه نیز، همه این طور نبودند که انسان‌های ملکوتی باشند. برخی در آن بستر نورانی هم خوب استفاده نكردند و سوء استفاده کردند و دوزخ خودشان را رقم زدند. در زمان پیامبر نیز حضرت اشاره به یکی از کشته‌های جهاد کرد و فرمود او شهید الحمار است. هر کشته‌ای، شهید والا مقام نیست؛ چه برسد به این که هر بسیجی در هر جایی آنچنان باشد که قرار است توصیف کنیم.

چند مشخصه از اثرات تربیتی و فردی حضور در بسیج عبارتند از:

ادامه مطلب در ادامه مطلب!



ادامه مطلب


نوع مطلب : مناسبت‌ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :