یادداشت‌های آقا معلم
تجربیات زیسته كلاس درس
                                                        
درباره وبلاگ

این وبلاگ محفلی است كه دل‌نوشته‌ها، برداشت‌ها و گزارش‌های كلاس درس و مدرسه‌ام را به منظور آگاهی همكاران، والدین و دانش‌آموزان عزیزم درج كرده و ضمن به اشتراك‌گذاری، آنها را به بوته نقد و نظر قرار می‌دهم. همچنین با درج تجارب زیسته كلاس، امكان بازنگری و تحلیل كار معلمی‌ام را مهیا كرده تا در نهایت زمینه رشد جمعی و بهره‌وری فرایند آموزش را به ارمغان آورد.
(تلگرام mniroo@)
مدیر وبلاگ : محمد نیرو
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تابستان امسال بعد از سخنرانی آقای دادگستر نیا بنده در  نشست سوم چهارسوق سخنرانی كردم. پس از آن همكار بزرگواری كه خود را موسوی از دبیرستان میزان معرفی كرد شماره تلفن من را خواست. بنده هم به ایشان عرض كردم كه از طرف من آقای رستمی را بوسیده و شماره ام را از ایشان بگیرید! پیوند اخوت و عقد برادری من و عباس رستمی از صدقه سر رهبر عزیزمان ایجاد شد. آنگاه كه ایشان به رهبری برگزیده شدند، من و عباس زیر نظر تیم ویژه‌ای به فرماندهی حاج آقا خادم كه اكنون عضو هیئت علمی دانشگاه تهران هستند، ماموریت حفاظت بیت را عهده دار بودیم. پس از آن من در دانشگاه صنعتی امیركبیر مشغول به تحصیل شدم و همزمان در مدارس منطقه 3 به معلمی پرداختم و عباس در مدارس غرب تهران به كار تدریس پرداخت. اكنون برادر ارجمندم آقای عباس رستمی مدیریت راهنمایی میزان را بر عهده دارند. 


چندی بعد در شهریور ماه امسال، آقای رستمی با من تماس گرفت و فرمود كه آقای موسوی مدیر دبیرستان میزان می خواهند با شما صحبت كنند. من در آن زمان در معاونت پژوهش و فناوری جهاد دانشگاهی مشغول به كار بوده و تنها دو نیم روز را در سبحان مشغول به تدریس درس حساب دیفرانسیل و انتگرال بچه‌های سال چهارم بودم. به هر روی جناب موسوی بنده را به همكاری در پایه دوم دعوت نمود. من هم كه ذكر خیر میزان را شنیده بودم و از آنجا كه گذر زمانه من را از عباس دور كرده بود، برایم فرصت ارزنده و مغتنمی بود. اما متاسفانه تعهدم به جهاد دانشگاهی این توفیق را از من سلب كرد. ناگفته نماند حدود یك ماه بعد از شروع سال تحصیلی با تغییر ریاست جهاد دانشگاهی، از آنجا هم خارج شدم.


در آن حال به ذهنم رسید كه جناب آقای ربیعی را به این دوستان معرفی كنم. آقای ربیعی سی‌امین سال تدریسشان را به اتمام رسانده بودند. تحصیلات ایشان كارشناسی ارشد در رشته آموزش ریاضی است و سالهاست كه به تدریس ریاضی می پردازند. ضمن آنكه حدود هشت سال هم در گروه ریاضی دفتر تالیف كتب درسی سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی حضور داشتند. پس از نشستی كه بین جناب موسوی و آقای ربیعی صورت پذیرفت، بالاخره سكان تدریس ریاضی پایه دوم دبیرستان میزان به آقای ربیعی سپرده شد.


اما هرگز ما آقای ربیعی را صرفا با این توصیفات نمی شناسیم. آقای ربیعی و ما ادریك ما آقای ربیعی! در اینجا مایلم برای نخستین بار از آقای ربیعی بنویسم. در زندگی من و به ویژه در دوران دبیرستان، سه نفر حق حیات معنوی بر گردنم دارند. آقای خسروی، آقای مه‌روان و آقای ربیعی. در این میان تنها كسی كه ارتباط نزدیكش با من و ارتباط نزدیكم با او مستمراً باقی مانده است،‌ آقای ربیعی است. كلام روح‌بخش و عظمت روحی آقای ربیعی را در یك كلام خلاصه می كنم كه آقا نیرو كه تا پیش از دبیرستان قهرمانش سیلوستر استالونه در فیلم‌های راكی بود،‌ در كمتر از دو سال عمدتا به واسطه نقش‌آفرینی ایشان، قهرمانش به مصطفی چمران تغییر یافت و یخرجهم من الظلمات الی النور گردیده و راهی جبهه‌های نور علیه ظلمت شد! به واقع جاء الحق و زهق الباطل.

 

آقای ربیعی جزء معدود كسانی است كه از حدود 28 سال گذشته كه توفیق شاگردی ایشان را داشتم تا كنون رنگ عوض نكرده و همان خوی ساده زیستی و زلالی را داشته‌اند آنچنان كه هنوز هم در منزلی اجاره ای سكنی گزیده‌اند. منزلی كه شاگردش مفتخر به میزبانی اوست. او عالم بی عمل نیست. او ما را به وصال اولیای خدا رساند و واسطه بهره جویی از اوتادی چون مرحوم علامه جعفری، آیت الله مولوی، كربلای احمد، آیت الله حق شناس، آیت الله میرزا علی فلسفی، آیت الله جمال الحق و اندیشمندانی چون دكتر دینانی و خیلی دیگر از صاحبان سخن، قلم، اندیشه و نفس شدند. مطالعات او آنچنان گسترده بود كه مثلا در سال 1369 كه عبدالكریم سروش در مسجد امام صادق (ع) اقدسیه شرح نهج البلاغه می كرد و بسیاری از جمله برخی طلبه‌ها را مسحور كلام خود ساخته بود آنطور كه محتوا را بدیع می پنداشتند، من كه در معیت او در جلسه حاضر می شدم، از ایشان در می یافتم كه مثلا این سخن مربوط به فلان مطلبی است كه شهید مطهری در فلان كتاب یا سخنرانی گفته اند. 
مدتی ایشان در رادیو معارف، منشاء خیر بودند. در حوزه تعلیم و تربیت دغدغه مندند و صاحب نظر هستند. بنده حسب موقعیت تحصیلی و شغلی كه داشته‌ام و با دكترهای زیادی سروكار دارم، به جرأت می گویم كه بسیاری از آنها باید در حضور آقای ربیعی تلمذ كنند. آنچنان كه اكنون به واقع استاد راهنمای من در رساله دكتری رشته برنامه ریزی درسی و رویكرد اجتماعی فرهنگی در آموزش ریاضی آقای ربیعی است. من عاشق آقای ربیعی هستم! اما نه از آن جنس كه "من عشق شیئا اعمی بصره و امرض قلبه" و در مورد ایشان غلو كنم گرچه تملق استاد نیز جایز است. 


به هر روی به زعم ایشان تنها یك نفر در میزان او را فهمیده است و همراهی می كند. همان كه اخیرا سبب رنجش خاطر عاطرش شده است! ناگفته نماند كه در سبحان هم فضای همكاران و بچه‌ها خیلی متفاوت از آنجا نبود. نسل ما و تیپ ما، او را چون چراغ روشنگر می داند و بهره خود را می برد. ای كاش قدر ایشان شناخته شود و زمینه ای مهیا گردد كه تشنگان رویكردهای نوین آموزشی از كلام و نفس زكیه ایشان بتوانند سیراب شوند. ذهن و قلب ایشان گنجینه‌ای از تجارب و معارف است. مشغله‌ها و مشكلات ایشان تاكنون مانع از پیاده سازی آنها شده است. این دانش ضمنی هنوز تصریح نشده. این هم درد نظام آموزش و پرورش ماست كه مدیریت دانش قوی در آن حاكم نیست تا این سرمایه‌های ارزنده را احصا كرده و نشر نماید. آموزش و پرورشی كه مسلما امثال آقای ربیعی‌ها را به وفور در خود جای داده است و مع الاسف ارتزاق علمی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم و دانشگاه فرهنگیانش باید از منابع دست چندم و تاریخ مصرف گذشته غیر بومی باشد.


اما حدود یك ماه و نیم گذشته، بعد از صحبت جناب آقای موسوی، جناب آقای مدرسی معلم راهنمای پایه دوم مدرسه برای دو گروه از دانش آموزان پایه دوم و به عنوان نقش مكمل و مرمم دعوت به همكاری در فوق برنامه مدرسه شدم. آقای مدرسی كه از بستگان جناب آقای رحمانی پور از همكار خوبمان در سبحان هستند، چهره‌ای الهی داشته و قرائت زیبای نمازش فضای روحانی و نورانی را در نماز جماعت ایشان حاكم می كند. علاوه بر این احترام و تواضع بزرگ‌منشانه ایشان همانند مدیر مجموعه جناب آقای موسوی آدمی را شیفته خود می كند. 
بنده نخست از آقای ربیعی رخصت طلبیده و رهنمودهای لازم را از وی دریافت نمودم. برای این امر انگیزه‌های زیادی داشتم. اولا تجربه محیط، دانش‌آموزان، همكاران و فرهنگ اسلامی و انقلابی حاكم بر میزان برایم ارزنده است. دوم اینكه همجواری ولو غیابی در كنار آقای ربیعی، به خصوص كه معرف ایشان خود بوده‌ام برایم مغتنم است، سوم اینكه در پژوهش مشتركمان، مشتركات آموزشیمان كمك شایانی به فهم مشترك برداشت‌ها و تحلیل‌ها خواهد كرد.

تخته سیاه كلاس دوم دبیرستان میزان

به هر روی اكنون 5 هفته و به عبارتی 5 جلسه برای هر یك از گروه‌های تكمیلی و جبرانی در مدرسه حاضر شده ام. به نظر می آید ارتباط صمیمی و سازنده‌ای ایجاد شده است. ورودی مدرسه گرچه باریك است و محوطه داخل ساختمان به ظاهر كوچك،‌ اما در پشت ساختمان زمین‌های بزرگ ورزشی موجود است. مهمتر از همه، وجود دانش‌آموزان دوست‌داشتنی، مودب، نورانی و قدرشناس كه دیدن تقید ایشان به نماز در هنگام نماز جماعت و فضای ملكوتی آنجا بسیار لذت بخش و مایه مباهات است. من در سیرت و صورت برخی از ایشان شهید تیزقدم را می بینم. 
تخته سیاه و محیط فیزیكی كلاس مناسب است. كیفیت نیمكت‌ها، نور، تجهیزات آموزشی قابل قبول است. آنها شائق و درگیر جمع كردن كمك‌های مردمی برای اردوی جهادی خود در نوروز هستند. جنبش عمومی در این خصوص دیده می شود. مشابه آنچه در مدرسه سبحان ناظر بر آن بودیم. 
برای من از همه جالب‌تر این بود كه برخی از این بچه‌ها برخلاف دانش‌آموز برخی مدرسه‌ها كه در پی سایت‌های ممنوعه و مخربی چون فیس بوك و غیره هستند و یا حداقل به وبلاگ‌های كم مایه‌ای سرگرم هستند، در پی ترویج معارف مهدوی و معنوی با نواهای روحانی هستند. در صحبتی كه پیشتر با آقای دادگستر نیا داشتم پی به منشاء آن در محوریت مدرسه بردم. دیری نخواهد پایید كه از ایشان فرماندهان جبهه نرم، رویش كنند انشاءالله. نكته حائز توجه این بود كه ایشان چه در وبلاگ‌های گروهی خود نامشان را درج نكرده بودند و به صورت نویسنده یا یك بچه شیعه قناعت كرده بودند. آنها اجر كار خود را با گمنامی افزوده‌اند. اهل تظاهر و تزویر نیستند. به آنانكه با حسرت می گفتند: كجایند مردان بی‌ادعا؟ عرض می كنم من سراغ دارم. اگرچه كوچك و كم سن و سال است، ولیكن در عمل سردار عشق است. به راستی من به ایشان غبطه می‌خورم. با نمونه‌هایی از این وبلاگ‌ها را اخیرا آشنا شدم كه در زیر آمده است. دعوت می كنم سری به آنجا بزنید و با روی آنها كلیك كرده و نظراتتان را با این عزیزان درمیان بگذارید.
منتظر بازخورد دوستان عزیز میزانی درباره این پست و نتایج كلاس درسی‌مان هستم.







نوع مطلب : پراكنده، تجربه زیسته، كلاس حل مسئله آقای ربیعی، 
برچسب ها : مدرسه میزان، آقای ربیعی،
لینک های مرتبط : در میزان چه می‌گذرد، همه دانش‌آموزان باهوشند،




دوشنبه 11 آذر 1392 :: نویسنده : محمد نیرو




نوع مطلب : كلاس حل مسئله آقای ربیعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




یکشنبه 12 آبان 1392 :: نویسنده : محمد نیرو
آقای ربیعی در كلاس بچه ها به كاستی های نظام آموزشی در گذشته اشاره كرده و آن را نقد نمودند. در ضمن من به عنوان همكار ایشان با گوشی موبایل از كلاس ایشان با اجازه قبلی فیلمبرداری كردم كه تجربه ای است برای مستندسازی آموزش با یك موبایل.
[http://www.aparat.com/v/3KOzS]




نوع مطلب : كلاس حل مسئله آقای ربیعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




كلاس حل مسئله آقای ربیعی روز یكشنبه اولین جلسه خودش را آغاز كرد. من هم در میانه كلاس به جمع بچه ها ملحق شدم. آقای ربیعی توضیحاتی كلی در مورد چگونه یادگرفتن را به همراه خاطراتی از مرحوم علامه جعفری بیان كردند. بعد هم به سوالی در مورد یك رشته دنباله از اعداد پرداختند و از بچه ها خواستند نظر دهند كه سرانجام آن به چه عددی خواهد رسید. این كار را با استفاده از كسر، تبدیل آنها به عدد اعشاری، استفاده از شكل و محور و بالاخره نمایش ضابطه آن انجام داده و سپس مثال دیگری را زدند. طبعا در مثال دوم بچه ها آشناتر به این موضوع اظهارات دقیق تری را بیان می كردند. نكته حائز توجه اینكه بعد از نمایش شكلی دنباله كسرها، خیلی سریعتر به انتهای روند آنها پی بردند.
قرار است نوروزی در 1/1 و فدایی در 1/2 گزارش كلاسها را در وبلاگ‌های كلاس خودشان دنبال كنند. از این پس نیز من هم در قسمت نظرات گزارشات ایشان، اظهار نظر خواهم كرد.




نوع مطلب : كلاس حل مسئله آقای ربیعی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :