یادداشت‌های آقا معلم این وبلاگ محفلی است كه دل‌نوشته‌ها، برداشت‌ها و گزارش‌های كلاس درس و مدرسه‌ام را به منظور آگاهی همكاران، والدین و دانش‌آموزان عزیزم درج كرده و ضمن به اشتراك‌گذاری، آنها را به بوته نقد و نظر قرار می‌دهم. همچنین با درج تجارب زیسته كلاس، امكان بازنگری و تحلیل كار معلمی‌ام را مهیا كرده تا در نهایت زمینه رشد جمعی و بهره‌وری فرایند آموزش را به ارمغان آورد. (تلگرام mniroo@) http://niroo.mihanblog.com 2018-01-20T05:50:13+01:00 text/html 2018-01-15T11:23:10+01:00 niroo.mihanblog.com محمد نیرو سوالات آزمونی که استاد لو داد! http://niroo.mihanblog.com/post/835 <font class="text4"><font size="2">امسال در درسی که با دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه خاتم دارم، تصمیم گرفتم که سوالات آزمون پایان ترم را پیش از برگزاری آزمون به آنها بدهم. این کار را از این رو انجام دادم که بتوانم سوالاتی تحلیلی و در سطوح بالاتر شناختی طراحی کنم و آنها نیز از این فرصت یادگیری عمیق تر را تجربه کنند. این امر برای آنها نیز تازگی داشت. به رغم در اختیار قرار دادن سوالات، از آن رو که کیفیت آنها متفاوت از شرایط تجربه شده شان بود، بنابراین باز هم اضطراب و سردرگمی را در آنها یافتم. این بود که تصمیم گرفتم به صورت وبینار و یک ارائه زنده غیرحضوری، آنها را به مسیر روشن تر و آرامشی بیشتر دعوت کنم. فیلم زیر محصول آن ارائه است. بازخوردهای آنهایی که به صورت زنده دیده بودند خواندنی است که در ذیل فیلم آورده شده است.<br><br></font></font><div align="center">[http://www.aparat.com/v/uYNTL]</div><div align="center"><br></div><div align="center"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16541961-2824-l.jpg" alt="" width="620" vspace="0" hspace="0" height="631" border="0" align="bottom"></div><font class="text4"><div align="right"><font size="2" color="#000066">سلام استاد <br>عالی بود. خیلی این برنامه زنده را می پسندم.<br>کار جدید و عالی است از این جهت که هم حضور در کلاس را تداعی می کند و هم در هر مکان و موقعیتی می توان بهره برد.</font><br><hr></div><div align="right"><font color="#000066"><font size="2">سلام صبح بخیر خدا قوت.واقعا خسته نباشید خیلی به ما قوت قلب دادید.</font></font><br><hr></div><div align="right"><font color="#000066"><font size="2">سلام دکتر<br>صبحتون بخیر<br>ممنون ازینکه وقت گذاشتید.<br>بسیار عالی راهنمایی کردید.</font></font></div><div align="right"><font color="#000066"><font size="2">کمک بزرگی کردید استاد <br>من خیلی گنگ بودم تو سوالاتی که داده بودید.<br>ولی الان متوجه شدم چطور بتونم مطالعه کنم.<br></font></font><hr></div><div align="right"><font color="#000066"><font size="2">استاد یه دنیا ممنون. مثل همیشه عالی بود.</font></font><br><hr></div><div align="right"><font color="#000066"><font size="2">استاد همیشه یه جوری حرف می زنید كه همه استرس رو خالی می كنید . راستش و بخواید موقعی كه سوالاتو دیدم یاد دبیرستانن افتادم و معلم معارف كه یه جوری سوال می داد كه هر كی می تونست یك ساعت و نیم&nbsp;&nbsp; از جاش بلند شه همه می فهمیدیم كه هیچ چی ننوشته .گفتم خدایا حالا اینارو چجوری رو ورق بیارم اصلاً كی بتونم بخونم فقط نت برداری كردم ، سوال ٣ هم كه كلاً ٧ فصل كتاب بودو تا الانم نتونستم كامل اسلایدای بچه ها رو ببینم و نت بردارم آخه من با نوشتن به حافظم چیزی رو می سپارن . <br>ولی با دیدن فیلمتون آروم تر شدم ، ای كاش كه انقدر عجولانه تصمیم نمی گرفتم و قضاوت نمی كردم ، سوالها منو برد به دبیرستان ولی استادش نه اونجا اگر چیزی جا می موند معلم با پتك نمره ای كه دستش بود هی تو سر وصورتمون می زد و استرس این نمره همه رو زرد كرده بود اینجا استاد با متانت و روی خوش و لبخند همیشگی آرامش یك روز خوب و یك امتحان به یاد موندنی و دیدار دوباره می دن . <br>استاد شما بی نظیر هستید <br>حلال بفرمایید . </font></font></div></font> text/html 2018-01-15T07:50:42+01:00 niroo.mihanblog.com محمد نیرو گزارش بازدید از کلاس آقامعلم http://niroo.mihanblog.com/post/833 <font size="2">در هفته آخر نیمسال اول، یکی از هفت میهمانی که از دانشگاه فرهنگیان به کلاس آمدند و بازدید کردند، چنین گزارش کرد.<br><br></font><br><div align="center"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16517530-1798-l.jpg" alt="" align="bottom" width="627" vspace="0" hspace="0" height="471" border="1"></div><div align="center"><br></div><div align="right"><div align="center"><font color="#000066"><font size="2">به نام خدا</font></font><br></div><font color="#000066"><font size="2"><br>وارد مدرسه که شدیم، یکی از کارکنان مدرسه مارا به سمت کلاس آقای نیرو راهنمایی کرد.به طبقه ی سوم که رسیدیم دو سه نفر از دانش آموزان کلاس آقای نیرو به استقبال ما آمده بودند.مارا به سمت کلاس آقای نیرو راهنمایی کردند و بالاخره به کلاس مورد نظر رسیدیم که با خوش آمد گویی آقای نیرو مواجه شدیم ،خوش آمد گویی از جنس معلمی، خوش آمدگویی که با دلهایمان رابطه برقرار می کرد.<br><br>با ورود ما به کلاس درس ،دانش آموزان ازجای برخاستند،وبااشاره ی معلم نشستند.شروع به معرفی خود کردیم و بعد از دقایقی چند، معلم به ادامه ی کلاس پرداخت و ما نیز درکلاس درس نشستیم. اما جنس این کلاس با کلاسهای دیگری که دیده بودیم تفاوت خاصی داشت .حتی نوع میز و صندلی ها هم متفاوت بود که خبر از برگزاری متفاوت کلاس درس می داد. در این کلاس معلم درآن لحظه درس نمی داد بلکه دانش آموزان درس را از قبل می دانستند و فقط در این کلاس تقویت و اصلاح دانسته ها صورت می گرفت.<br>مدتی که گذشت جو کلاس جالبتر شد،دانش آموزان از سرجای خود بلند شدند و با جا به جا کردن صندلی های خود در گروه های سه نفری دور هم نشستند.ازاین به بعد دانش آموزان به طور جدی فقط بایکدیگر تعامل و گفتگو می کردند و گاهی سوالاتی را نیز از معلمشان می پرسیدند.سوالات را به کمک یکدیگر حل می کردند و با یکدیگر بحث و تعامل می کردند و غرق در درس شده بودند. ما چند نفر نیز در بین کلاس درس بودیم و قدم میزدیم و گهگاهی با یکی از گروه ها هم صحبت می شدیم،واما دردی که مثل همیشه بیشتر از هر چیز دیگری به چشم می آمد کنکور بود که دربین صحبتهایمان با دانش آموزان،به عنوان دغدعه ی اصلی خودنمایی می کرد و باعث شده که این دانش آموزان بهترین دوران زندگی خود را به جای شکوفایی استعداد های فراوانشان و باوجودمعلمانی خوش ذوق همچون آقای نیرو که در این شرایط نیز&nbsp; از روش های تدریس مفید و فعال استفاده می کنند،صرف سر و کله زدن با یک سری تست بی جان کنند.<br><br>به همین ترتیب کلاس سپری شد و به پایان رسید ولی همچنان این امید&nbsp; درچهره معلم و تلاش و سخت کوشی در چهره دانش آموزان بود که موج می زد.<br><br></font></font><div align="center"><font color="#000066"><font size="2">جمعی از دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان</font></font><br></div></div> text/html 2017-12-29T12:58:00+01:00 niroo.mihanblog.com محمد نیرو معرفی کتاب آقامعلم http://niroo.mihanblog.com/post/832 <img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/95.gif">&nbsp;&nbsp; <font size="2">مك‌كورت، فرانك ؛ ترجمه منیژه شیخ جوادی (بهزاد)<br>آقا معلم<br>تهران: پیكان، 1387. 333 ص.<br>شابک: 978-964-328-554-8&nbsp; </font><br><hr><br><font size="2"><b>مقدمه</b><br>امروزه غنی‌ترین ثروت جوامع و ملل، سرمایه‌های فكری و انسانی آن‌ها به شمار می‌آید. این سرمایه‌ها زاده نشده بلكه ساخته می‌شوند. نظام‌های تعلیم و تربیت، اساساً در راستای سیاست‌های آموزشی خود، چنین نقش سازنده‌ای را ایفا می‌كنند. در این میان، معلم با حضور در خط نخست این جبهه، در زمره مهمترین عوامل تأثیرگذار و تعیین كننده، ایفای نقش می‌كند. اگرچه مراكز تربیت معلم، رسالت آماده‌سازی معلمان را عهده‌ دارند، ولی صرف‌نظر از اینكه محتوای آموزشی این دوره‌ها، چقدر پویا و كاربردی است و همچنین مدرسان آن نیز چقدر از تجارب معلمی بهره‌مند بوده و توانسته‌اند دانش خویش را به منصه ظهور بگذارند، ناظر بر آنیم كه فارغ‌التحصیلان این مراكز، به سان مبتدیان راه، كشكول تجارب تحصیلی خویش را در میان كلاس‌های مدرسه در دست گرفته و با غنابخشی آن، در پی یافتن و یا ساختن راهی برای كامیابی امر معلمی خویش می‌باشند. <br>چه زیبا امیر مؤمنان علیه السلام فرمودند كه "التَّجرُبَهُ فَوقَ الْعِلْمِ". علم (نظریه) نیز فرزند تجربه است و هر دو مکمل یکدیگرند. مَثَل این دو، مَثَل دو پا برای حركت آدمی است. به یکی تکیه می‌کنیم و دیگری را پیش می‌بریم و در گام بعدی با اتكا به دیگری، پای عقب مانده را به جلو سوق می‌دهیم. به تجربه تکیه می‌کنیم و نظریه را اصلاح می‌کنیم و به نظریه تکیه می‌کنیم و تجربه را تفسیر می‌کنیم. وادی تجربه، وادی شنیدن نیست، وادی چشیدن است. دیده‌ای كه شنیده‌ها را دیده و در تجلیات آن گداخته است، تازه خود را یافته و به خلق طریق خویش پرداخته است. <br>دشواری این امر زمانی هویدا می‌گردد كه معلم با دانش‌آموزان، كلاس‌ها و سوژه‌های كاملاً متفاوتی مواجه است. وقتی نقوش انگشت میلیادرها انسان، متمایز از یكدیگر است، خصال و صفات روحی و روانی ایشان كه ساختاری متافیزیكی و پنهان دارند، به طریق اولی انحصاری است. آدم‌هایی چنین رازآلود و یكتا وقتی در كنار یكدیگر قرار می‌گیرند، اجتماعی به مراتب پیچیده‌تر را شكل داده و معلم باید با هنرمندی تمام، مظروف از پیش تعیین شده نظام متمركز آموزش و پرورش را در این ظروف بگنجاند كه در انجام این مهم، هزار نكته باریكتر از موست.<br>معلم در این شرایط برای اداره كلاس و تحقق اهداف آموزشی خویش، نمی‌تواند تنها به دانش‌ صریح&nbsp; حصولی اكتفا كند، چرا كه آن را پاسخگوی موقعیت‌های ناخواسته و بی‌شمار پیش رویش نمی‌یابد؛ بلكه به گستره‌ای از دانش كه آن را به طور ضمنی&nbsp;&nbsp; دریافته، نیازمند است. دانشی که در پی تجربه‌ها، مهارت‌ها، و دانایی‌های شخصی پدید می‌آید، و به آسانی تن به نمایش و بیان صریح نمی‌دهد. علاوه بر این، كاربست به هنگام دانایی‌ها نیز لازمه ثمربخشی آنها می‌باشد. لذا اغلب شاهدیم كه علاوه بر برنامه‌های درسی رسمی، به اقتضاء شرایط پیرامون و شاكله معلم، برنامه درسی پنهان&nbsp; در دایره امور كلاس قرار می‌گیرد. چنین برنامه‌هایی نه درجایی نوشته شده و نه هیچ معلمی آن را رسماً درس می‌دهد، بلکه محیط آموزشـی، باتمام خصوصیاتش به صورت ضمنی و غیرآشکار آن را آموزش می‌دهد.<br>&nbsp;<br>در این صعوبت حساس، معلم می‌تواند با بهره‌جویی از تجارب دیگران، ضمن بی‌نیازی از بازانجام ناكامی‌ها، بر قلمرو روش‌ها و الگوهای مؤثر در فرایند یاددهی-یادگیری افزوده و با كمترین آزمون و خطا و هزینه‌ی انسانی، به تجربه اندوزی بپردازد. این امر به ویژه اگر در قالب خاطرات سال‌های تدریس معلمین صورت پذیرد، حلاوت و باور دیگری را بارور می‌كند و اثر حاضر كه ترجمه كتاب Teacher man نوشته فرانك مك‌كورت می‌باشد، می‌تواند به شایستگی در این مقوله مثمر ثمر واقع شود.<br></font><br><div align="center"><img src="http://164.138.18.205/database/BookImages/87/87312016.jpg" alt="" align="bottom" vspace="0" hspace="0" border="1"></div><div align="center"><br></div><div align="right"><font size="2"><b>معرفی نویسنده</b><br>فرانك مك‌كورت، نویسندة كتاب‌های خاكسترهای آنجلا و خاكسترهایت را به خانه بر می‌گردانم و برندة جایزة ادبی پولیتزر، سومین كتاب خود را تحت عنوان آقا معلم در آغاز دهه هفتم زندگی خویش به رشتة تحریر درآورد. او كه فردی ایرلندی است در نوجوانی به دنبال پیدا کردن خویش راهی آمریکا ‌شد. نویسندگی را در دوران بازنشستگی و پس از سی سال معلمی شروع کرد. وی در طول دوران معلمی، گاه در حرفه‌‌اش موفق بود و گاه با آن درگیر می‌شد. غالباً در این اندیشه بود كه چرا معلم است و حیران از این‌که چگونه معلم شده و چه طور سی سال در این شغل ماندگار بوده است. این دوران برای او آمیخته با خاطرات تلخ و شیرینی است. گاه کسانی که به ظاهر، امكان برقراری رابطه با او را نداشتند، چنان مجذوب خود ساخت که خاطره‌اش را برای همیشه در اذهان ایشان به یادگار گذاشت. مسیر زندگی خیلی‌ها را تغییر داد و در تحریك عده‌ای نیز ناكام ‌ماند. به دلیل روش ویژه‌ای که در اداره کلاس داشت، چند بار اخراج ‌شد. روش‌ تدریس و اداره کلاس و ... و در کل معلمی او نه مانند دیگر معلمان بود. شیوه خودش را داشت و به ندرت تحت تاثیر عوامل بیرونی کلاس قرار می‌گرفت و لذا کمتر به عنوان معلمی ثابت در یک مدرسه ‌ماند.<br>درخشش وی در شصت و شش سالگی و با چاپ اولین كتابش كه در صدر فهرست كتاب‌های پرفروش قرار گرفت، رقم ‌خورد. بدین سان وی شهرة رسانه‌ها شد و با چهره‌های سرشناس ملاقات كرد. نامزد جایزه گرمی ، بهترین معلم سال و بهترین معلم قرن ‌شد و مصاحبه‌های عدیده‌ای در موضوعات ادبی و تعلیم و تربیت با وی صورت گرفت. زندگی نامه‌اش در آمریكا و چگونگی ورودش به جرگه معلمی را در دومین كتابش به چاپ رساند. مك‌كورت برای بازی در فیلم ماجرای زندگی‌اش، در هالیوود ظاهر شد و در آنجا ناظر بر حسرت بازیگران هالیوودی به او و احساس خسران و تهی بودن زندگی ایشان به زعم وی بود.</font></div><div align="right"><font size="2"><br></font></div><div align="right"><font size="2"><b>معرفی كتاب</b><br>کتاب آقا معلم كه توسط خانم منیژه شیخ جوادی ترجمه شده است، مشتمل بر سه بخش و هفده فصل می‌باشد. این سه بخش به ترتیب عبارتند از: تا آموزش و پرورش راهی طولانی در پیش است در قالب هشت فصل اول، خری روی كنگر فرنگی وحشی شامل فصول نه تا دوازده و وقتی در كلاس 205 زنده شدم حاوی فصول سیزده تا آخر. مك‌كورت در پیشگفتار كتاب ضمن اشاره به تلخ‌كامی‌های دوران تحصیل، از معلمش به نام خانم اسمیت به عنوان الهام‌بخش خود یاد می‌كند كه خرسندی و دریافت ثمره زحماتش را در گرو مفید بودن برای تنها یك بچه كافی می‌دانست. همچنین وی به شرح ماجرای شهرتش پرداخته است.<br>در فصل یك نویسنده به ماجرای دو روز اول تدریسش می‌پردازد و در آن به وقایعی اشاره می‌كند كه وی را در شُرف اخراج از مدرسه قرار داد! مضاف بر آنكه در بادی امر، با دریافت ناكارآمدی آموخته‌های دورة دانشجویی، از دانش ضمنی آموخته در دوران كودكی‌اش برای مهار و هدایت نابسامانی‌ كلاس بهره جست. <br>داستان رنج دوران كودكی و تعب ایام مدرسه‌ مك‌كورت را در قالب قصه‌گویی وی برای دانش‌آموزان، در فصل دوم می‌خوانیم. او به تمسخر و تحقیر كردن‌های معلم و هم‌كلاسی‌های خود اشاره می‌كند كه چگونه ظهور تنفر و مرگ شهامت و خودباوریش را موجب گردید. تلقین معلمش به داشتن هویتی ناپسند و لزوم اعتراف به گناهان كرده و ناكرده نزد كشیش كه ثمرش قطع امید و دوری از كلیسا بود را در این فصل می‌توانیم دنبال كنیم.<br>فصل سوم، به خاطرات دانشجویی نویسنده و ظرایف گفته‌های استادش در امر كلاس‌داری پرداخته می‌شود. استادی كه خود سابقه ده‌ها كلاس مدرسه را داشته است. در ادامه با نقل رویدادهایی در ارتباط با یكی از هم‌كلاسی‌هایش و جریان استخدام موقت و ناموفقش در یكی از دبیرستان‌ها، به تعاملاتی كه آزادانه میان وی و دانش‌آموزان در موضوعی خاص ایجاد می‌شود، مواجه می‌شویم.<br>جریان كار كردن در لنگرگاه و منازعاتش در آن، همزمان با ناامیدی نسبت به توفیق در معلمی، و بالاخره ترغیب به بازگشت دوباره را، در پاسخ به سوال یكی از دانش‌آموزان، در فصل چهار می‌خوانیم. <br>تنوع نیازهای دانش‌آموزان و تعدد مطالبات اولیاء ایشان در جلسات حضوری، محور حكایات فصل پنج است. در ادامه این فصل ملاحظه می‌كنیم كه نویسنده در شیوه تدریس خویش بر اساس داستان‌گویی، گاه مورد نقد اولیاء و دیگر دبیران، و گاه مورد پرسش خویش قرار می‌گیرد، همچنین با ابداعی در استفاده از تشبیه، به تحریص شاگردان و تسهیل آموزش پرداخته و لذت یادگیری دستور زبان را برای ایشان به ارمغان می‌نهد.<br>در فصل شش به گواهی جعلی والدین بر می‌خوریم كه توسط دانش‌آموزان برای معلم نگاشته می‌شد. آگاهی معلم از این امر و توجه شایان وی به انشاء، نوآورانه با تغافل و در راستای علائق دانش‌آموزان، فرصتی را موجب گردید كه به خلق آثاری تحسین‌برانگیز و تقدیر از سوی مدیر منتهی گشت. در اینجا ترسیم رویش خلاقیت در غیاب اجبار نمایان است.<br>دو خاطره تأمل برانگیز در فصل هفت بیان شده كه ضمن تبیین بی‌انضباطی مفرط دو دانش‌آموز با چالش‌های خانوادگی ویژه، به واكنش‌های مربوطه و پیامدهای آن می‌پردازد. ماجرایی كه با تصمیم عجولانه معلم به از دست دادن یكی و تدبیر صبورانه وی به احیاء دیگری منجر گردید. <br>در فصل پایانی از بخش نخست، نویسنده با اشاره به ازدواج خود و شعف تحصیلات عالی‌اش، كار معلمین و اساتید را قیاس نموده و عسرت تدریس مدرسه‌ای را به تصویر می‌كشد. همچنین در ملاقات با یكی از نویسندگان صاحب نام، به شرح تبختر و تحقیرهای وی و تسلیم نمودنش با زبان تملق پرداخته و در انتها، به حكایات تصحیح اوراق امتحانی و اعتصابات اتحادیه‌ای می‌پردازد.<br>در بخش دوم و در فصل نهم، نویسنده پس از هشت سال تدریس و دریافت اینكه باید خویش را پیدا كرده و روش خود را دنبال كند، به بیان خاطرات یك ساله‌اش به عنوان دستیار استاد در دانشگاه می‌پردازد. مخاطبین متفاوت، روش مواجهه و تدریس دیگری را برمی‌تابد كه وی به آن واقف بود. جدا از تعاملات جالب توجه با برخی از دانشجویان و حواشی مربوط به آزادی قلم و آثار رسانه‌ای، در نهایت با نارضایتی از عدم ایجاد ارتباط دلخواه، علیرغم توصیه‌ها و سرزنش‌های صورت گرفته، مجدداً در مدرسه‌ای دیگر به معلمی روی‌ آورد. مهار نكردن هیجانات و عصبیت قبل از كلاس و واكنش‌های ندامت‌آمیز تبع آن در كلاس، موضوع پایانی این فصل می‌باشد كه در ماجرای منازعه با همسرش و تنبیه دانش‌آموز و اخراج وی از مدرسه، نمایان است.<br>مك‌كورت در فصل ده، خاطراتی از دردسرهای دو مدرسه را بازگو می‌كند. مدرسه نخست با شاگردانی از ملیت‌های گوناگون و از تمام قاره‌ها كه انگلیسی، زبان دوم آنها بود. تزلزل و تسلط بر زبان، در میزان اعتماد به نفس بچه‌ها و معلم خودنمایی می‌كرد. در دبیرستان دوم كه نویسنده، از آن به دشوارترین چالش دوران تدریسش یاد می‌كند، با كلاسی مواجه می‌شویم كه متشكل از بیست و نه دختر سیاه پوست است. حكایت بردن این دانش‌آموزان به سینما، همچنین ماجرای حضور چند روز بعد آنها در صحنه نمایش تئاتر، به روشنی، دشواری كنترل ایشان را نمودار ساخت.<br>با سپری شدن دهه نخست تدریس و در فصل پایانی از این بخش، آخرین برگ‌های فصل خزان خاطرات نویسنده نیز فرو می‌ریزد. او كه میزان توجه دانش‌آموزان و نحوه خروج آنها از كلاس را از شاخص‌های موفقیت معلم می‌داند، به بیان حكایتی از بی‌نظمی و بی‌توجهی دو دانش‌آموز و واكنش غیرتأدیبی سرزنش‌آمیز خود اشاره می‌كند. جدا از آنكه یكی ریشه در جلب توجه شاگرد و دیگری ناشی از بی‌درایتی و سوءظن معلم بوده است، وقایع پیرامون و در پس هر یك، آموزه‌ای ارزنده‌ را بر جای گذاشت. او كه فكر می‌كرد در معلمی شكست خورده است، به منظور پیشرفت در كارش، تصمیم به ادامه تحصیل در مقطع دكتری می‌گیرد و با ناكامی در این امر، دوباره در نقش معلمی سیار، از این مدرسه به آن مدرسه می‌رود. در این میان، مانند برخی از فصول گذشته، حكایات أسف‌باری از فساد و پیوندهای گسیخته بسیاری از خانواده‌ها جلوه‌گر است.<br>در آغاز بخش سوم، با حضور مك‌كورت در بهترین مدرسه شهر، شاهد نقطه عطفی در دوران معلمی وی هستیم. اعتماد مدیر به وی و درخشش او سبب ماندگاریش تا پایان سال‌‌‌‌‌‌‌های تدریس در آنجا گردید. لذت حضور او در این مدرسه و در مواجهه با دانش‌آموزانی باهوش و علاقمند، در فحوای خاطراتش هویداست. با این وجود به دلیل آنكه اغلب ایشان از خانواده‌های متمول بودند، برخی از دغدغه‌ها و گفته‌های وی كه از طبقه‌ای دیگر بود را به خوبی درك نمی‌كردند.<br>بخشی از برنامه‌ها، ابداعات و علائق نویسنده را در جریان آموزش نگارش خلاق، در فصل سیزده می‌خوانیم. این جذبه‌های آموزشی، صدها شاگرد را كاندید حضور در كلاس اختیاری وی كرده بود. او كه خود را شائق‌تر از شاگردانش به یادگیری نشان می‌داد، با شناسایی دو راه اساسی جلب توجه نوجوانان آمریكایی، به خرق طرق مرسوم در امر یادگیری پرداخته و بچه‌ها را در فضایی جذاب و طبیعی، به یادگیری رهنمون گردید.<br>مصادیقی از تدریس مشاركتی و روش‌های فعال آموزش، استفاده‌های جذاب از داستان و شعر در كلاس و آمیختن موضوعات واقعی و مبتلابه شاگردان با موضوعات تدریس، در فصل چهارده پرداخته می‌شود.<br>در فصل پانزده به اولیاء دانش‌آموزانی بر می‌خوریم كه علیرغم اطمینان به مدرسه، برای پی‌گیری وضعیت آموزشی فرزندشان و انتظارات مختلفی كه دارند، تا پاسی از شب را در انتظار ملاقات با معلم می‌مانند. همچنین با شرایطی در كلاس مواجه می‌شویم كه دانش‌آموز، به راحتی و آزادانه با صحبت كردن در مورد پدر و آینده شغلی‌اش، كلاس را تحت الشعاع خود قرار می‌دهد. <br>محتوایی كه بچه‌ها در نگارش خود می‌آفرینند، همچنین وقایع اتفاقیه پیرامون خود، كه بدل به موضوعات نگارشی می‌گردند، در فصل شانزده دیده می‌شود. در ضمن توجه و پی‌گیری برخی اولیاء نسبت به رخدادهای داخل كلاس را در جریان رویدادی، در می‌یابیم. این فصل با ترسیم اهداف آموزشی معلم و معیارهای ارزشیابی وی پایان می‌پذیرد.<br>فصل آخر نیز كه از چند صفحه تجاوز نمی‌كند، به روز‌های آخر و پایان تدریس مك‌كورت اختصاص یافته كه فضای احساسی خاصی را در آخرین جلسه كلاسش برانگیخته می‌كند.<br></font></div><div align="right"><br></div><div align="center"><font size="2"><b><img src="https://www.barbarycoastbooks.com/pictures/medium/762.jpg?v=1436673940" alt="" align="bottom" width="476" vspace="0" hspace="0" height="727" border="1"></b></font></div><div align="right"><font size="2"><b>ویژگی‌های اثر</b><br>كتاب آقا معلم، اگرچه ممكن است به عنوان یك رمان تلقی گردد،‌ ولی برای آنان كه به حرفه معلمی علاقه‌مند هستند و یا در مسند معلمی قرار دارند، می‌تواند یك كتاب راهنما باشد. برجسته‌ترین ویژگی اثر حاضر، تدوین مبتنی بر تجربه است. جدا از شیوایی كلام و زیبایی نوشتار، آنچه موجب اثربخشی این اثر می‌گردد، عینیت وقایع، در جریان سه دهه تدریس نویسنده است،‌ كه بسیار متفاوت از ناقلان ناعامل می‌باشد. دوران خامی، پختگی، سوختن و فروغ افروختن را با نگارشی جذاب و داستان‌گونه بیان داشته است؛ و روایت صادقانة وی از تلخی‌ها و توفیق‌ها، جذْبه و بهرة فربهی به همراه دارد. بداعت و خلاقیت برای ایجاد فرصت‌های آموزشی، در وقایع بداهه، از آن جمله می‌باشد.<br>در این كتاب، چهار موضوع مهم در امر معلمی متجلی است. اول از همه دشواری حرفه معلمی و چند وجهی بودن نقش معلم، ‌كه نویسنده در فصل اول بدان اشاره كرده و در فصول آتی، مصادیقی را در وی به نظاره می‌نشینیم. دوم تأثیر فرهنگ در آموزش، همچنین فضای ارتباطی و فرآیند یاددهی-یادگیری متأثر از آن، كه رفتارها و&nbsp; رویكردهای گوناگون كاركنان و شاگردان مدارس مختلف،از آن جمله است. سوم دانش ضمنی كه برای دانش‌آموزان و معلم، در پیچ و خم تعاملات صورت گرفته، حاصل گردیده و نویسنده با نگارش كتاب حاضر، بخشی از آن را به دانش صریح بدل ساخته است. چهارم برنامه درسی پنهان و تأثیر فعالیت‌های غیر رسمی معلم بر شاگردان، كه اغلب با ثمربخشی بیشتر، یادگارهای ماندگاری را برای ایشان به ارمغان داشته است. لازم به ذكر است كه ترجمه یک دست و روان خانم منیژه شیخ جوادی، که دو کتاب دیگر فرانک مک‌کورت را هم به فارسی برگردانده‌، شیوایی کتاب را تا حد زیادی نمایان ساخته است.<br>در كنار این محاسن، می‌توان به برخی نامحسنات كتاب نیز اشاره كرد كه بهره‌های عملی آن را محدود می‌كند. اصلی‌ترین موضوع در این خصوص، عدم تطابق فضای فرهنگی و ارزشی حاكم، با جامعة ایران می‌باشد. به عنوان مثال كلاس‌های مختلط، شرایطی را پدید می‌آورد كه مدارس ما آن را بر نمی‌تابد. همچنین مدارس ایران، علیرغم دارا بودن تنوع فرهنگی، عاری از عوارض چندفرهنگی، مانند حضور ملیت‌های گوناگون در یك كلاس درس است. اتحادیه‌های معلمی و نقش‌آفرینی جدی آن در امور معلمین، در آموزش و پرورش ما مسموع نیست. سرانجام كتاب حاضر فاقد فهرست بوده و برخی از واژگان نامأنوس آن نیاز به پاورقی دارند.<br></font><br></div><font size="2"><b>سخن پایانی</b><br>دبیر و نویسنده مرادف یكدیگر است و وجه تسمیه دبیرستان نیز ناظر به نهادی است كه دبیری و نویسندگی را به جوانان می‌آموزد. سال‌هاست كه با حذف زنگ انشاء در دبیرستان، و بی‌مهری شایان به این مهم، شاهد ناتوانی اغلب شاگردان، دانشجویان و معلمین فردا، در نگارش مطالب مورد نیازشان هستیم. با این وجود بسیاری از شاهكارهای ادبی از جمله مدیر مدرسه جلال آل احمد و آقا معلم مك‌كورت، حاصل گردآوری تجارب دوران معلمی می‌باشد. هرچند كار تعلیم و تألیف از یكدیگر جداست، ولی از آنجا كه معلمی با خواندن و نوشتن و اندیشیدن سر و كار دارد، لذا هم می‌توان بین این دو الفتی ایجاد نمود، و هم ضرورت دارد كه تجارب گران‌سنگ معلمین، به رشته تحریر درآید تا به بازاندیشی مجدد عملكرد خویش و پشتوانه‌های معلمین نسل آینده بیانجامد. خوشبختانه با وجود وبلاگ‌ها و وب‌سایت‌ها، این امر به سادگی و بدون دشواری‌های خاصی می‌تواند صورت پذیرد. ضروریست معلمین ما بیشتر به تجربه تألیف روی آورده و با تسری و توسعه تجارب بومی موجود در آموزش و پرورش، بستر غنابخشی بیشتر آموزش فرزندانمان را مهیا كنند. در پایان امیدواریم شاهد خلق آثاری این چنین از معلمین خود باشیم.<br></font><hr><div align="left">&nbsp; McCourt, Frank <br>&nbsp; Explicit Knowledge<br>&nbsp; Tacit Knowledge<br>&nbsp; Hidden Curriculum<br>&nbsp; جایزه‌ای مخصوص سخنرانی Grammy Award<br></div><div align="left"></div> text/html 2017-12-29T08:03:39+01:00 niroo.mihanblog.com محمد نیرو چه زود دیر شد! http://niroo.mihanblog.com/post/831 <font size="2">نیمسال اول سال تحصیلی هم به آخرین ایستگاه رسید. روز گذشته آخرین جلسه قبل از امتحانات نیمسال اول را سپری کردیم.<br><br></font><div align="center"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16517533-4594-l.jpg" alt="" align="bottom" width="622" vspace="0" hspace="0" height="320" border="1"><br></div><font size="2"><br>&nbsp;خوشبختانه با وجود فیلم های آموزشی و پخش زنده به تمامی بودجه تدریس نیمسال اول رسیدیم و جدا از تمرین های کتاب درسی، تمامی مسائل کتاب کاربرگ و کتاب کار مرات را علاوه بر چند پلی کپی تست‌های تکمیلی حل کردیم. همچنین در کنار آنها ۲۰ آزمون در قالب ۱۶ کوییز شامل پیش کوییز و پس کوییز همچنین چهار آزمون هفتگی و یک آزمون گزینه دو برگزار کردیم و نتایج آن ها عموماً خوشحال کننده بود.<br><br></font><div align="center"><img src="http://www.lenzor.comhttp://mihanblog.com/public/public/user_data/photo/16518/16517719-0c86d194e0d00daaa660a44444c649fd-l.jpg" alt="" align="bottom" width="629" vspace="0" hspace="0" height="764" border="1"></div><font size="2"><br>دو روز قبل از آن یکی از دانشجویان دانشگاه فرهنگیان که در نشسته بیست و چهارم آذر ماه چهارسوق حضور داشت و ارائه بنده را شاهد بود تقاضا کرد که در کلاس درس حسابان ما حاضر شود و همچنین تعدادی دیگر از هم دانشگاهی های او نیز همراه وی باشند.<br>برای من هم که دغدغه نشر ایده های اثربخش و یادگیری آسان برای دانش آموزان کشور دارم یک فرصت خوب برای مشاهده ایشان و دریافت بازخورد از ایشان بود. برای من بسیار ارزشمند است که دانشجویان امروز و معلمان فردا چنین مشتاقانه برای مشاهده تجارب قابل استفاده هم راه می‌شوند و در کلاس حضور پیدا می‌کنند.<br>من هم ضمن قدردانی از حضور ایشان باور خود را مبنی بر جایگاه و منزلت رفیع معلم و نقشه ویژه معلم در رشد جامعه من همراه با سه بیت شعر در وصف معلم کلام را آغاز کردند و به آنها خیر مقدم گفتم و درس را شروع کردیم. به آنها گفتم که به راحتی هر سوالی را می توانند از بچه ها بپرسند و تقاضا کردم که از بازدیدشان گزارشی را برایم تهیه کنند تا در وبلاگ قرار دهم.<br><br></font><div align="center"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16517531-8827-l.jpg" alt="" align="bottom" width="630" vspace="0" hspace="0" height="355" border="1"></div><font size="2"><br>بنابراین کلاس روز گذشته ما با ۷ میهمان دانشجو برگزار شد و ما روال همیشگی خویش را دنبال کردیم. در فواصل بین و بعد از کلاس ها نیز با آنها نشست داشتیم و شاید حدود یک ساعتی با این میهمانان صحبت کردیم و به سوال های شان پاسخ دادیم.<br>بازتاب خوبی را در نگاهشان احساس می‌کردم. آنها مایل بودند که روزی در دانشگاه حضور پیدا کنند و برای همکلاسی های شان صحبت کنم و تجارب خود را به آنها منتقل کنم.</font><font size="2"><br>به هر روی مانند سال گذشته بعد از رفع اشکال کتاب کار هفته ۱۲ ایشان سوال های آزمون نیمسال را برای شان گفتم!! <br>البته آنها برخلاف پارسال می دانستندکه منظورم چیست. کاری که من قصد آن را داشتم بیشتر ایجاد تمرکز و روحیه و آرامش آنها بود. بنابراین با نگاه کردن به صورت سوالات به آنها می گفتند که هر سوال مربوط به کدام بخش است و در پی چه هدف آموزشی است و بارم و زمان تخمینی حل آن چقدر است.<br><br></font><div align="center"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16517532-2875-l.jpg" alt="" align="bottom" width="620" vspace="0" hspace="0" height="349" border="1"><br></div><font size="2"><br>در کل در تمام جلساتی که با دانش‌آموزان داشتم به جز ۲ مورد که مربوط به دو دانش آموز بود و به دلیل کثرت کوتاهی‌های وظایفشان ناچار شدم از نمره تکلیف و فعالیت کلاسی آن ها صرف نظر کنم و نمره مستمر شان را صرفاً بر مبنای آزمون ها قرار بدهم و طبعا برای ایشان و من خوشایند نبود،تماماً خاطرات لذت بخش باقی ماند و هرگز ناخشنود و ملول از داشتن این کلاس و از دانش آموزان آن و از نتایج حاصله به فضل الهی نبوده ام.<br>از خدای بزرگ می خواهم توفیق عطا کند چنین شرایطی برای تمامی دانش آموزان و معلمان کشور ایجاد شود تا شاهد معلمانی با انگیزه و پویا و دانش آموزانی شاد و موفق باشیم.<br><br>یاد تخته های کلاس و کوییزها و نمرات مثبت در classdojo و ... به خیر.<br><br></font><div align="center"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16517624-5210-l.jpg" alt="" align="bottom" width="621" vspace="0" hspace="0" height="467" border="1"></div><div align="center"><br></div><div align="center"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16517623-8773-l.jpg" alt="" align="bottom" width="620" vspace="0" hspace="0" height="349" border="1"></div><div align="center"><br></div><div align="center"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16517627-1016-l.jpg" alt="" align="bottom" width="621" vspace="0" hspace="0" height="466" border="1"></div><div align="center"><br></div><div align="center"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16517630-3421-l.jpg" alt="" align="bottom" width="620" vspace="0" hspace="0" height="465" border="1"></div><div align="center"><br></div><div align="center"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16517631-6895-l.jpg" alt="" align="bottom" width="620" vspace="0" hspace="0" height="349" border="1"></div><div align="center"><br></div><div align="center"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16517635-7541-l.jpg" alt="" align="bottom" width="620" vspace="0" hspace="0" height="349" border="1"></div><div align="center"><br></div><div align="center"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16517632-9148-l.jpg" alt="" align="bottom" width="620" vspace="0" hspace="0" height="329" border="1"></div><div align="center"><br></div><div align="center"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16517617-6461-l.jpg" alt="" align="bottom" width="620" vspace="0" hspace="0" height="313" border="1"></div><div align="center"><br></div><div align="center"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16517629-8288-l.jpg" alt="" align="bottom" width="621" vspace="0" hspace="0" height="311" border="1"></div><div align="center"><br></div><div align="center"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16517636-2057-l.jpg" alt="" align="bottom" width="620" vspace="0" hspace="0" height="398" border="1"></div><div align="center"><br></div><div align="center"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16517637-7357-l.jpg" alt="" align="bottom" width="620" vspace="0" hspace="0" height="369" border="1"></div><div align="center"><br></div><div align="center"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16517642-3191-l.jpg" alt="" align="bottom" width="620" vspace="0" hspace="0" height="349" border="1"></div><div align="center"><br></div><div align="center"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16517643-7801-l.jpg" alt="" align="bottom" width="619" vspace="0" hspace="0" height="327" border="1"></div><div align="center"><br></div><div align="center"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16517644-6333-l.jpg" alt="" align="bottom" width="620" vspace="0" hspace="0" height="303" border="1"></div><div align="center"><br></div><div align="center"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16517646-3013-l.jpg" alt="" align="bottom" width="622" vspace="0" hspace="0" height="350" border="1"></div><div align="center"><br></div><div align="center"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16517638-4759-l.jpg" alt="" align="bottom" width="620" vspace="0" hspace="0" height="237" border="1"></div><div align="center"><br></div><div align="center"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16517650-2525-l.jpg" alt="" align="bottom" width="621" vspace="0" hspace="0" height="512" border="1"></div><div align="center"><br></div><div align="center"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16517640-4134-l.jpg" alt="" align="bottom" width="334" vspace="0" hspace="0" height="485" border="1"></div> text/html 2017-12-29T05:13:13+01:00 niroo.mihanblog.com محمد نیرو معرفی کتاب توسط دانشجویان http://niroo.mihanblog.com/post/830 <font size="2">یکی از اهدافی که در کلاس‌های دانشگاه دنبال می‌کردم دعوت دانشجویان به کتابخوانی بود. من به اقتضای شرایط حرفه‌ای برخی از آنها کتابهایی را تقدیمشان می کردم و از آنها می خواستم که کتاب مزبور را مطالعه کنند و در کلاس ارائه دهند و همچنین معرفی آن را به صورت مکتوب انجام دهند.<br>در این حال یادداشت های ایشان را به برخی مجلات ارسال می‌کردند آنها نیز با چاپ یادداشت خود انگیزه و پیدا کنند. این کار را وامدار استاد گرانقدرم دکتر عطاران هستم که او چنین نقشی را نخستین بار برایم ایفا کرد.<br>در این رهگذر نخستین کتاب توسط یکی از مدیران دبستان سرکار خانم مهرعلی صورت گرفت که هم ماهنامه اندیشه تربیت در شماره آذرماه آن را چاپ کرد و هم رشد معلم آن را در شماره بهمن چاپ خواهد نمود.<br><br></font><div align="center"><img src="https://www.adinehbook.com/images-1/images/products/9643530507._SR,1000_.jpg?pid=9643530507" alt="" width="485" vspace="0" hspace="0" height="706" border="1" align="bottom"><br></div><font size="2"><br>در زیر یادداشت ایشان مبنی بر معرفی کتاب مدرسه نامرئی تقدیم به معلمان و مدیران می شود. <br><br><font color="#000066">مدرسه نامرئی کتابی است نوشته دکتر علی اصغر احمدی . ایشان در فصل اول این کتاب چهار فصلی به توصیف مدرسه ای درون مدرس رسمی پرداخته اند . مدارسی که تغلیم و تربیت در آنها جریان دارد اما دارای خصوصیات آشکار و بارزی نیستند که بتوان آن را به سادگی تشخیص داد . دکتر احمدی بیان میدارد که در مدارس نامرئی فرزندان ، در جریان تعلیم و تربیت خاصی که معمولا برنامه ریزی نشده و از پیس تعیین نشده است قرار می گیرند . ودر ادامه ایشان علت وجود مدارس نامرئی در دوره نوجوانی را واکاوی می نمایند . <br>فصل دوم کتاب به منشائ اطلاعات در مدرسه نامرئی و عوامل موثر در شکل گیری اطلاعات می پردازد این اطلاعات از کجا آمده و چرا بین دانش‌آموزان مبادله می گردند و بیشترین مباحث مورد تبادل در مدارس نامرئی چیست؟<br>&nbsp;اینکه اعضای مدارس نامرئی چه ویژگی هایی دارند و چه افرادی نمی توانند از اعضای مدرسه نامرئی باشند؟مبحث فصل سوم این کتاب را به خود تخصیص داده است. و اما فصل چهارم کتاب که از مهم‌ترین قسمت‌های این کتاب کم حجم و وزین می‌باشد به نحوه مداخله&nbsp; مربیان در مدارس نامرئی می‌پردازد. ابتدا اصول کلی مداخله را بیان داشته و سپس دو بخش ساخت و نگرش مدارس نامرئی را معرفی نموده و نحوه مداخله و تغییر در این دو حیطه را به بحث می‌کشاند. <br>مدرسه نامرئی فقط دارای نقشه تبادلی در زمینه ی اطلاعات نیست بلکه کار تربیت دانش‌آموزان را نیز بر عهده دارد (احمدی ۱۳۷۹). چرا این مدارس وجود دارند؟ و چرا اطلاعات در آن رد و بدل می شوند ؟سوالاتی است که با خواندن کتاب مدرسه نامرئی به آن پی خواهید برد .عادت به ژرف نگری وپرهیز ازساده اندیشی و سطحی نگری ازمسایل عمده این کتاب است.خواندن کتاب فوق بر هر کسی که دغدغه ای از تربیت فرزندان این مرز و بوم را در وجود خود دارند توصیه می گردد.<br></font></font><hr><font size="2"><font color="#000066"><br><font color="#000000">کتاب دیگر با نام استادان و نااستادانم توسط دیگر دانشجو سرکار خانم رجبی معرفی شد. من این کتاب را از آن جهت به وی دادم که او در این حال که معلم و معاون یک مدرسه است، قصد دارد در زمینه برنامه درسی پنهان برخاسته از روابط استاد و دانشجو تحقیق کند. <br><br></font></font></font><div align="center"><img src="https://images.gr-assets.com/books/1317400212l/12759599.jpg" alt="" vspace="0" hspace="0" border="1" align="bottom"></div><div align="center"><br></div><div align="right"><font size="2"><font color="#000066">کتاب استادان ونااستادانم نوشته عبدالحسین آذرنگ ، کتابیست ارزشمند که نویسنده علاوه برآنکه به شرح زندگی خود پرداخته از تمام کسانی که به نوعی در شکل دادن مسیر زندگی او موثر بوده اند نام برده است.آذرنگ در سال ۱۳۲۵ در کرمانشاه در خانواده ای نسبتا سرشناس به دنیا آمد و پس از گذراندن دوران ابتدایی ودبیرستان برای ادامه تحصیل در دانشگاه به شیراز وسپس اصفهان وتهران رفت ومدتی را نیز در خارج از کشوربه گذراندن دوره های تخصصی در زمینه نویسندگی پرداخت. در تمام این مدت به دلخواه یا اجبار به کارترجمه نیز مشغول شد.<br>&nbsp;او از معلمین، دوستان، فرماندهان نظامی در طول دوران سربازی،اساتید دانشگاه ،افراد خبره در محیط کار و... به تفصیل در کتاب نام می برد ودر مورد هریک توضیحات کامل ومبسوطی بیان میکند. او از افرادی که دارای صفات مثبت بوده ودر زندگی اش نقش موثری داشته اند با عنوان&nbsp; "استادان "واز افرادی که در این راه اثر منفی داشته اند با عنوان "نا استادان" تعبیر می نماید. وی از استادان تعبیر جالبی دارد:"استادانی که درون من به حیاتشان ادامه می دهند."<br>&nbsp;آذرنگ در قسمتی ازمتن "کتاب "را ودرجایی دیگر از" تجربیات خود در کار" باعنوان استادان یاد می نماید.برای او دین ،مذهب ،ملیت وقومیت افراد فرقی ندارد،هرکس که در مسیر زندگی راه درست را نشانش داده باشد به زعم وی "استاد"است.چنانکه یکی از بهترین استادانش فردی است خارجی که به گفته نویسنده ،عکسی از استاد ندارداما همواره عکس اورا در قابی درون قلب خود حفظ کرده است. <br>از نکات مثبت ومشخص این کتاب توجه به صفات مثبت افراد است .آذرنگ آنچنان افراد را با ویژگیهای شایسته ونیک توصیف میکند که خواننده به نگاه مثبت وی نسبت به اطرافیانش غبطه میخورد.از طرفی در این کتاب به وفور نام افراد مثبت وموثر(استادان)دیده می شود درحالیکه به ندرت از نا استادان نامی به چشم می خورد.<br>آذرنگ در برهه ای از زمان به کار تدریس مشغول می شود روش کار او بسیار جالب است و تمام اساتید ومعلمین می توانند سرلوحه کار خود قرار دهند. او ابتدا لیستی از تمام معلمین واساتید خود تهیه کرده ،این افراد را به سه گروه تقسیم میکند.افرادی که تاثیر مثبت داشته اند(استادان)،افرادی که اثر منفی در زندگی وی داشته اند(نااستادان) ودر مقابل هریک صفات بارز آنها را یادداشت میکندوصفات مشترک هر گروه را می نویسد.ودسته سوم افرادی که هیچ اثری در زندگی او نداشته اندکه با این افراد کاری ندارد.وی بیان میکند سعی کردم صفات مشترک استادان را در خود ایجاد وتقویت نمایم واز صفات نا استادان دوری کنم وبه این ترتیب به&nbsp; تدریس می پردازد. همچنین در کلاس درس ،روش ومنشی دارد که واقعا خواندنی است.<br>پایان سخن اینکه، این کتاب در جهت انتقال تجارب آموزش ویادگیری است&nbsp; تا از خطاها ودوباره کاری پرهیز شودواز طرفی می تواند مشوقی برای نشر تجربیات تمام استادانی باشد که آن را برای دیگران بازگو نکرده اند. همچنین به تمام افرادی که دوست دارند چند روزی با کتابی تاثیر گذار، اوقات خوشی داشته باشند ،یا کسانی که به خواندن رمان با اثرات طولانی علاقه دارند،خواندن این کتاب توصیه میشود.</font><br></font><hr></div><div align="right"><br></div><div align="right"><font size="2">کتاب بعدی را به سرکار خانم جنتی دادم. او نیز قرار است کار پایان نامه خود را در موضوع کلاس معکوس انجام دهد. ایشان این معرفی کتاب مربوطه را به صورت ذیل انجام داد. <br></font></div><div align="right"><font size="2"><br></font></div><div align="center"><font size="2"><img src="http://hrazavi.ir/wp-content/uploads/2017/06/ketab-yadgeri-1.jpg" alt="" width="492" vspace="0" hspace="0" height="680" border="1" align="bottom"><br></font></div><div align="center"><br></div><div align="right"><font size="2"><font color="#000066">تا کنون به این فکر کرده اید اگر مجبور باشید در مدت زمان کم و معلوم شده، کتابی که در دست دارید را تمام کنید با این اطمینان که تمام دانش آموزان شما آن را بطور کامل فرا گرفته اند. سعی می کنید تمام تمرین ها و کاربرگ ها را سر کلاس انجام دهید. به سوالات دانش آموزانتان پاسخ دهید، اما هر با به دلیل نبود وقت کافی بالاجبار به وقتی دیگر موکول می شود. اگر دانش آموزی غیبت کند چه؟ دوباره جلسه بعد همان درس را تکرار می کنید؟ اگر کلاسی شلوغ و پر جمعیت داشته باشید، قصد&nbsp; دارید چگونه آن را کنترل کنید؟ اگر دانش آموزانی بی انگیزه و فراری از درس و کتاب داشته باشید چگونه به آن ها نشاط و تحرک هدیه می کنید؟ بهترین استفاده از زمان چهره به چهره شما با دانش آموزان در کلاس چیست؟ <br>خلاصه<br>علم، دانش و فن آوری در حال پیشرفت و توسعه می باشد و به دنبال آن روش های یاددهی - یادگیری، شاهد نوآوری هایی بوده است و روند گسترش و توسعه جهانی را تسریع نموده است. به طبع نیازهای مهارتی و آموزشی نسل امروز نیز با نسل دیروز متفاوت شده است. نمی توان با همان سیاقی که ما و والدینمان آموزش دیده ایم، به طوریی که معلم تنها مرکز انتشار علم و دانش بوده و بدون هیچ فعالیت، مشارکتی و اظهار نظری از سوی محصلین وجود نداشته است، به فرزندان خود آموزش دهیم. شرایط کنونی و نوآوریهای آموزشی که متناسب با تغییرات جهانی خلق شده است، حکم می کند تا معلم از نقش محور بودن، به راهنمایی در کناردانش آموز تغییر یابد. در این روش آموزشی، دانش آموز از حالت منفعل و بی تحرک، به فردی&nbsp; فعال و خلاق تبدیل می شود تا بتوان ضمن فراگیری دانش، مهارتهای لازم را برای تعامل با هم افراد و همکاری با آنها را به صورت خود جوش بیاموزد تا در زندگی مهارت های راهبری و پذیرش مسئولیت را به جهت ساختن&nbsp; پایه های اتکای به خود و خلق زندگی بهتر را بیاموزد. لذا، به منظور رسیدن به این آرزوها، ارمغانی به نام کلاس معکوس پیشنهاد می گردد. در این ارمغان، ارائه آموزش مستقیم به هر فرد در خارج از کلاس صورت می گیرد و از زمان کلاس برای کار گروهی و آموزشهای کاربردی مورد نیاز زندگی واقعی دست یابیم. <br>در این زمینه کتابی را به شما معرفی می کنیم با نام « یادگیری معکوس در دوره ابتدایی » که در پاسخ به این سوالات و به طور خاص یک راهنمای کاربردی برای معلمان دوره ابتدایی است که علاقه مند به معکوس کردن کلاس&nbsp; هایشان هستند. تمرکز اصلی کتاب حاضر ارائه راهبردهای عملی جهت معلمان دبستانی است تا به آنها در کاربست کلاس معکوس کمک کند.</font></font></div><div align="right"><font size="2"><font color="#000066">کتاب «یادگیری معکوس در دوره ابتدایی» نوشته جاناتان برگمن و ارون سمز که از پیشگامان روش تدریس معکوس در دنیا هستند نوشته شده است.برگمن و سمز هر دو مدرس درس علوم تجربی در دبیرستان هستند. که کا رو تحقیق خود را بر روی روش معکوس از سال 2006 آغاز کردند.<br>آنها در این کتاب از تجربیات خود و دیگر معلمان ابتدایی در سایر کشورها که کلاسشاان را چگونه معکوس کرده اند و چه پیشنهاداتی در این زمینه دارند، نوشته اند.اینکه چگونه می توان در دانش آموزان ایجاد تعامل و همکاری را تقویت کرد و خلاقیت و انگیزه را به وجود آورد. چگونه می توان یادگیری را در آنها عمیق کرد و از زمان کلاس بهترین بهره را برد. در حضور معلم مشکلات یادگیری و حل تمرین آسان می شود و بیشترین زمان چهره به چهره معلم وشاگرد اتفاق می افتد. </font></font><br><font size="2"></font></div><div align="right"><!--[if gte mso 9]><xml> <o:OfficeDocumentSettings> <o:AllowPNG/> </o:OfficeDocumentSettings> </xml><![endif]--><!--[if gte mso 9]><xml> <w:WordDocument> <w:View>Normal</w:View> <w:Zoom>0</w:Zoom> <w:TrackMoves/> <w:TrackFormatting/> <w:PunctuationKerning/> <w:ValidateAgainstSchemas/> <w:SaveIfXMLInvalid>false</w:SaveIfXMLInvalid> <w:IgnoreMixedContent>false</w:IgnoreMixedContent> <w:AlwaysShowPlaceholderText>false</w:AlwaysShowPlaceholderText> <w:DoNotPromoteQF/> <w:LidThemeOther>EN-US</w:LidThemeOther> <w:LidThemeAsian>X-NONE</w:LidThemeAsian> <w:LidThemeComplexScript>AR-SA</w:LidThemeComplexScript> <w:Compatibility> <w:BreakWrappedTables/> <w:SnapToGridInCell/> <w:WrapTextWithPunct/> <w:UseAsianBreakRules/> <w:DontGrowAutofit/> <w:SplitPgBreakAndParaMark/> <w:EnableOpenTypeKerning/> <w:DontFlipMirrorIndents/> <w:OverrideTableStyleHps/> </w:Compatibility> <m:mathPr> <m:mathFont m:val="Cambria Math"/> <m:brkBin m:val="before"/> <m:brkBinSub m:val="&#45;-"/> <m:smallFrac m:val="off"/> <m:dispDef/> <m:lMargin m:val="0"/> <m:rMargin m:val="0"/> <m:defJc m:val="centerGroup"/> <m:wrapIndent m:val="1440"/> <m:intLim m:val="subSup"/> <m:naryLim m:val="undOvr"/> </m:mathPr></w:WordDocument> </xml><![endif]--><!--[if gte mso 9]><xml> <w:LatentStyles DefLockedState="false" DefUnhideWhenUsed="false" DefSemiHidden="false" DefQFormat="false" DefPriority="99" LatentStyleCount="371"> <w:LsdException Locked="false" Priority="0" QFormat="true" Name="Normal"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" QFormat="true" Name="heading 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" QFormat="true" Name="heading 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" QFormat="true" Name="heading 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" QFormat="true" Name="heading 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" QFormat="true" Name="heading 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" QFormat="true" Name="heading 7"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" QFormat="true" Name="heading 8"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" QFormat="true" Name="heading 9"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="index 1"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="index 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="index 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="index 4"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="index 5"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="index 6"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="index 7"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="index 8"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="index 9"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="toc 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="toc 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="toc 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="toc 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="toc 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="toc 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="toc 7"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="toc 8"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="toc 9"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Normal Indent"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="footnote text"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="annotation text"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="header"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="footer"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="index heading"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="35" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" QFormat="true" Name="caption"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="table of figures"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="envelope address"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="envelope return"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="footnote reference"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="annotation reference"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="line number"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="page number"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="endnote reference"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="endnote text"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="table of authorities"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="macro"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="toa heading"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Bullet"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Number"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List 4"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List 5"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Bullet 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Bullet 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Bullet 4"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Bullet 5"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Number 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Number 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Number 4"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Number 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="10" QFormat="true" Name="Title"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Closing"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Signature"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="1" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Default Paragraph Font"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Body Text"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Body Text Indent"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Continue"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Continue 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Continue 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Continue 4"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="List Continue 5"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Message Header"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="11" QFormat="true" Name="Subtitle"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Salutation"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Date"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Body Text First Indent"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Body Text First Indent 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Note Heading"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Body Text 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Body Text 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Body Text Indent 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Body Text Indent 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Block Text"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Hyperlink"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="FollowedHyperlink"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="22" QFormat="true" Name="Strong"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="20" QFormat="true" Name="Emphasis"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Document Map"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Plain Text"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="E-mail Signature"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="HTML Top of Form"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="HTML Bottom of Form"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Normal (Web)"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="HTML Acronym"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="HTML Address"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="HTML Cite"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="HTML Code"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="HTML Definition"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="HTML Keyboard"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="HTML Preformatted"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="HTML Sample"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="HTML Typewriter"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="HTML Variable"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Normal Table"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="annotation subject"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="No List"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Outline List 1"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Outline List 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Outline List 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Simple 1"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Simple 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Simple 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Classic 1"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Classic 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Classic 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Classic 4"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Colorful 1"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Colorful 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Colorful 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Columns 1"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Columns 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Columns 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Columns 4"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Columns 5"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Grid 1"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Grid 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Grid 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Grid 4"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Grid 5"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Grid 6"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Grid 7"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Grid 8"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table List 1"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table List 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table List 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table List 4"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table List 5"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table List 6"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table List 7"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table List 8"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table 3D effects 1"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table 3D effects 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table 3D effects 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Contemporary"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Elegant"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Professional"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Subtle 1"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Subtle 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Web 1"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Web 2"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Web 3"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Balloon Text"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="Table Grid"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Table Theme"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" Name="Placeholder Text"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="1" QFormat="true" Name="No Spacing"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" Name="Light Shading"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" Name="Light List"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" Name="Light Grid"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" Name="Medium Shading 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" Name="Medium Shading 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" Name="Medium List 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" Name="Medium List 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" Name="Medium Grid 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" Name="Medium Grid 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" Name="Medium Grid 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" Name="Dark List"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" Name="Colorful Shading"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" Name="Colorful List"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" Name="Colorful Grid"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" Name="Light Shading Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" Name="Light List Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" Name="Light Grid Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" Name="Medium Shading 1 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" Name="Medium Shading 2 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" Name="Medium List 1 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" SemiHidden="true" Name="Revision"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="34" QFormat="true" Name="List Paragraph"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="29" QFormat="true" Name="Quote"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="30" QFormat="true" Name="Intense Quote"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" Name="Medium List 2 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" Name="Medium Grid 1 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" Name="Medium Grid 2 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" Name="Medium Grid 3 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" Name="Dark List Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" Name="Colorful Shading Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" Name="Colorful List Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" Name="Colorful Grid Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" Name="Light Shading Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" Name="Light List Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" Name="Light Grid Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" Name="Medium Shading 1 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" Name="Medium Shading 2 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" Name="Medium List 1 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" Name="Medium List 2 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" Name="Medium Grid 1 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" Name="Medium Grid 2 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" Name="Medium Grid 3 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" Name="Dark List Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" Name="Colorful Shading Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" Name="Colorful List Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" Name="Colorful Grid Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" Name="Light Shading Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" Name="Light List Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" Name="Light Grid Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" Name="Medium Shading 1 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" Name="Medium Shading 2 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" Name="Medium List 1 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" Name="Medium List 2 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" Name="Medium Grid 1 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" Name="Medium Grid 2 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" Name="Medium Grid 3 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" Name="Dark List Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" Name="Colorful Shading Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" Name="Colorful List Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" Name="Colorful Grid Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" Name="Light Shading Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" Name="Light List Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" Name="Light Grid Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" Name="Medium Shading 1 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" Name="Medium Shading 2 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" Name="Medium List 1 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" Name="Medium List 2 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" Name="Medium Grid 1 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" Name="Medium Grid 2 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" Name="Medium Grid 3 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" Name="Dark List Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" Name="Colorful Shading Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" Name="Colorful List Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" Name="Colorful Grid Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" Name="Light Shading Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" Name="Light List Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" Name="Light Grid Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" Name="Medium Shading 1 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" Name="Medium Shading 2 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" Name="Medium List 1 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" Name="Medium List 2 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" Name="Medium Grid 1 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" Name="Medium Grid 2 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" Name="Medium Grid 3 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" Name="Dark List Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" Name="Colorful Shading Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" Name="Colorful List Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" Name="Colorful Grid Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" Name="Light Shading Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" Name="Light List Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" Name="Light Grid Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" Name="Medium Shading 1 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" Name="Medium Shading 2 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" Name="Medium List 1 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" Name="Medium List 2 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" Name="Medium Grid 1 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" Name="Medium Grid 2 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" Name="Medium Grid 3 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" Name="Dark List Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" Name="Colorful Shading Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" Name="Colorful List Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" Name="Colorful Grid Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="19" QFormat="true" Name="Subtle Emphasis"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="21" QFormat="true" Name="Intense Emphasis"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="31" QFormat="true" Name="Subtle Reference"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="32" QFormat="true" Name="Intense Reference"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="33" QFormat="true" Name="Book Title"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="37" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" Name="Bibliography"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" SemiHidden="true" UnhideWhenUsed="true" QFormat="true" Name="TOC Heading"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="41" Name="Plain Table 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="42" Name="Plain Table 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="43" Name="Plain Table 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="44" Name="Plain Table 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="45" Name="Plain Table 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="40" Name="Grid Table Light"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="46" Name="Grid Table 1 Light"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="47" Name="Grid Table 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="48" Name="Grid Table 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="49" Name="Grid Table 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="50" Name="Grid Table 5 Dark"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="51" Name="Grid Table 6 Colorful"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="52" Name="Grid Table 7 Colorful"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="46" Name="Grid Table 1 Light Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="47" Name="Grid Table 2 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="48" Name="Grid Table 3 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="49" Name="Grid Table 4 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="50" Name="Grid Table 5 Dark Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="51" Name="Grid Table 6 Colorful Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="52" Name="Grid Table 7 Colorful Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="46" Name="Grid Table 1 Light Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="47" Name="Grid Table 2 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="48" Name="Grid Table 3 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="49" Name="Grid Table 4 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="50" Name="Grid Table 5 Dark Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="51" Name="Grid Table 6 Colorful Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="52" Name="Grid Table 7 Colorful Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="46" Name="Grid Table 1 Light Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="47" Name="Grid Table 2 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="48" Name="Grid Table 3 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="49" Name="Grid Table 4 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="50" Name="Grid Table 5 Dark Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="51" Name="Grid Table 6 Colorful Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="52" Name="Grid Table 7 Colorful Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="46" Name="Grid Table 1 Light Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="47" Name="Grid Table 2 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="48" Name="Grid Table 3 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="49" Name="Grid Table 4 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="50" Name="Grid Table 5 Dark Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="51" Name="Grid Table 6 Colorful Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="52" Name="Grid Table 7 Colorful Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="46" Name="Grid Table 1 Light Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="47" Name="Grid Table 2 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="48" Name="Grid Table 3 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="49" Name="Grid Table 4 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="50" Name="Grid Table 5 Dark Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="51" Name="Grid Table 6 Colorful Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="52" Name="Grid Table 7 Colorful Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="46" Name="Grid Table 1 Light Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="47" Name="Grid Table 2 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="48" Name="Grid Table 3 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="49" Name="Grid Table 4 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="50" Name="Grid Table 5 Dark Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="51" Name="Grid Table 6 Colorful Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="52" Name="Grid Table 7 Colorful Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="46" Name="List Table 1 Light"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="47" Name="List Table 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="48" Name="List Table 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="49" Name="List Table 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="50" Name="List Table 5 Dark"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="51" Name="List Table 6 Colorful"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="52" Name="List Table 7 Colorful"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="46" Name="List Table 1 Light Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="47" Name="List Table 2 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="48" Name="List Table 3 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="49" Name="List Table 4 Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="50" Name="List Table 5 Dark Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="51" Name="List Table 6 Colorful Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="52" Name="List Table 7 Colorful Accent 1"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="46" Name="List Table 1 Light Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="47" Name="List Table 2 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="48" Name="List Table 3 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="49" Name="List Table 4 Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="50" Name="List Table 5 Dark Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="51" Name="List Table 6 Colorful Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="52" Name="List Table 7 Colorful Accent 2"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="46" Name="List Table 1 Light Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="47" Name="List Table 2 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="48" Name="List Table 3 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="49" Name="List Table 4 Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="50" Name="List Table 5 Dark Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="51" Name="List Table 6 Colorful Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="52" Name="List Table 7 Colorful Accent 3"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="46" Name="List Table 1 Light Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="47" Name="List Table 2 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="48" Name="List Table 3 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="49" Name="List Table 4 Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="50" Name="List Table 5 Dark Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="51" Name="List Table 6 Colorful Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="52" Name="List Table 7 Colorful Accent 4"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="46" Name="List Table 1 Light Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="47" Name="List Table 2 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="48" Name="List Table 3 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="49" Name="List Table 4 Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="50" Name="List Table 5 Dark Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="51" Name="List Table 6 Colorful Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="52" Name="List Table 7 Colorful Accent 5"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="46" Name="List Table 1 Light Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="47" Name="List Table 2 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="48" Name="List Table 3 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="49" Name="List Table 4 Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="50" Name="List Table 5 Dark Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="51" Name="List Table 6 Colorful Accent 6"/> <w:LsdException Locked="false" Priority="52" Name="List Table 7 Colorful Accent 6"/> </w:LatentStyles> </xml><![endif]--><!--[if gte mso 10]> <style> /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:8.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:107%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri",sans-serif; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} </style> <![endif]--></div> text/html 2017-12-28T04:07:07+01:00 niroo.mihanblog.com محمد نیرو پایان کلاسهای آمار توصیفی http://niroo.mihanblog.com/post/827 <font size="2">به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی بالاخره کلاس آمار توصیفی بعد از ۱۲ جلسه به پایان خود رسید.<br>برای آقا معلم این فرصت مغتنمی بود تا تجربه دوران تدریسش را با دانشجویان کارشناسی ارشد رشته تحقیقات آموزشی و در رابطه با درس ریاضی با گرایش آمار توصیفی به کار بندد.<br><br>به نظر من معلم در هر مقطعی که باشد معلم است. چرا که سازوکارهای اجرای یک معلمی موفق در مقاطع گوناگون اشتراکات زیادی دارد.<br>قریب به سی سال گذشته بود که معلم دوران مدرسه آقای مهروان به من می گفت معلمی ۹۰% تجربه است و ۱۰ درصد سواد.<br>البته من این نسبت را باور ندارم چراکه خود بعد از آنکه در رشته های علوم تربیتی تحصیل کردند احساس می کنم نقطه عطفی در دوران معلمی ایجاد شد.<br><br></font><div align="center"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16517501-9609-l.jpg" alt="" width="628" vspace="0" hspace="0" height="471" border="1" align="bottom"><br></div><font size="2"><br>اکنون فرصت مغتنمی پیش رو قرار گرفته تا با تعداد قابل توجهی از همکاران خودم که به عنوان دانشجو در کلاس حضور دارند و خدمتگزاری آنها راه می کنم.<br>ایشان ضمن اینکه نسبت به درس آمار احساس متفاوتی پیدا کرده‌اند و آنهایی که همراهی خوبی داشته‌اند یادگیری را تجربه کردند از تجارب فرآیند یاددهی یادگیری در کلاس پیامدهای ضمنی آن احساس خرسندی می‌کنند و برای خود رهاوردی در جریان تدریس شان قلمداد می کنند.<br>اینکه دانشجو احساس امنیت و آرامش و لذت در کلاس بکند بسیار ارزشمند است.<br>ما در کلاس ۱۰ نمره را به حضور فعال در کلاس و انجام تکالیف هفتگی اختصاص داده بودیم و از اپلیکیشن زیر استفاده کردیم و به این ترتیب نمره کلاسی دانشجویان ثبت شد.<br><br></font><div align="center"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16517503-3651-l.jpg" alt="" width="333" vspace="0" hspace="0" height="591" border="1" align="bottom"><br></div><font size="2"><br>در جلسه آخر نیز نمونه سوالهای امتحان پایان ترم راه حل کردند و خود را برای آزمون پایانی آماده نمودند. حتی تصویر برگه ای که فرمولهای این درس در آن تجمیع شده است را در اختیارشان قرار دادم تا در جلسه آزمون که کپی آن را دریافت خواهند کرد، با فرمولهای مربوطه خو گرفته باشند.<br><br></font><div align="center"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16517504-5368-l.jpg" alt="" width="620" vspace="0" hspace="0" height="801" border="1" align="bottom"><br></div><font size="2"><br>اینکه برخی از دانشجویان تقاضا برای حضور استاد در ترم های آتی و درس های بعدی دارند دلالت بر بهره وری ارتباط موثر است و از این روی خدای بزرگ را سپاس می گویم.</font> text/html 2017-12-22T04:47:30+01:00 niroo.mihanblog.com محمد نیرو تهدید آلودگی و زلزله به فرصت یادگیری از راه دور http://niroo.mihanblog.com/post/829 <font size="2">مدارس تهرانی‌ها از روز ۲۶ آذر به دلیل آلودگی هوا تا پایان هفته تعطیل شد. این در حالیست که تنها یک هفته به امتحانات نیم سال اولی باقی مانده بود.<br>همچنین اهالی تهران در روز چهارشنبه همان هفته پس از نیمه شب زلزله پنج و دو دهم ریشتری را تجربه کردند که ترس و هراس بر آنها حاکم شود و بسیاری را به خیابان ها فرستاد و تا صبح در پارک ها و یا ماشین های خود سپری کردند.<br>با توجه به تجربه ی جالبی که در وبینار هوش های چندگانه داشته و همچنین امکان پخش زنده که توسط سایت آپارات ایجاد شده است من را بر آن داشت تا جبران تعطیلی کلاس پنج شنبه را به صورت غیرحضوری و در قالب وبینار انجام دهم.<br><br></font><div align="center"><img src="http://www.lenzor.comhttp://mihanblog.com/public/public/user_data/photo/16518/16517535-6b33032e327f7618b9def8b701019e62-l.jpg" alt="" width="628" vspace="0" hspace="0" height="299" border="1" align="bottom"><br></div><div align="center"><font size="4"><a href="https://www.aparat.com/mniroo/live" target="_blank" title="">https://www.aparat.com/mniroo/live</a></font></div><div align="center"><a href="https://www.aparat.com/mniroo/live" target="_blank" title=""><font size="2"><br></font></a></div><font size="2">دانش آموزان از طریق کانال خود و کانال والدینشان مطلع شدند هم در زمان موعود در مدرسه حضور یافتند و تمرینهای مربوط به بحث ترکیب توابع را برای شان حل کردم.<br>گرچه تعدادی که به خاطر بیدار ماندن از ترس زلزله در زمان موعود خواب ماندند ولی تعدادی نیز همراه بودند و هم برای من و هم برای آنها هیجان انگیز بود علاوه بر آن همزمان فیلم ارائه ام را ضبط کردند و برای کسانی که بر خط همراه نبودند آن را ارسال کردند تا بهره‌مند شوند. فیلم زیر مربوط به همان ارائه است.<br><br></font><div align="center">[http://www.aparat.com/v/05Zoe]<br></div><font size="2"><br>به نظر می رسد که در شرایطی مشابه می‌توان از این قابلیت استفاده کرد همچنان که ما در جلسات روزهای جمعه که طرح بینش مطهر در مجموعه صلحا دایر است استفاده می کنیم و پخش زنده صدای جلسه را برای کسانی که امکان حضور ندارند مهیا می‌کنیم.<br><br></font><div align="center"><img src="http://www.lenzor.comhttp://mihanblog.com/public/public/user_data/photo/16518/16517543-81d7b27c26b05eb2299424f69fedbdf1-l.jpg" alt="" width="627" vspace="0" hspace="0" height="354" border="1" align="bottom"></div><div align="center"><font color="#990000"><font size="2">اندیشه جویان طرح بینش مطهر که امکان حضور در چهارمین جلسه استاد هاشمی گلپایگانی را ندارند می توانند صدای جلسه را به صورت زنده از لینک ذیل دریافت نمایند.<br><br><a href="https://www.aparat.com/apsolaha/live" target="_blank" title=""><font size="4">https://www.aparat.com/apsolaha/live</font></a></font></font></div> text/html 2017-12-20T04:24:12+01:00 niroo.mihanblog.com محمد نیرو وبینار فرصتی برای زدودن فاصله ها در نشر علم http://niroo.mihanblog.com/post/828 <div align="right"><font size="2">از سه سال گذشته گروه تلگرامی آموزش پژوهی با هدف اولیه استمرار دانش‌افزایی کادر و دبیران مجتمع آموزشی صلحا ، ایجاد شد. اکنون این گروه با داشتن بیش از 1400 عضو از میان معلمان، مدیران، مسئولان آموزش و پرورش، استادان دانشگاه، دانشجو-معلمان و دیگر علاقمندان، با وجود گروه‌های تلگرامی گسترده و بعضاً تخصصی، همچنان خود را به عنوان یک گروه مرجع و قابل استفاده برای اعضایش حفظ کرده است. به نظر می‌رسد پویایی، نوآوری، روزآمدی و توجه به نیازها و نظرات مخاطبان از مهمترین عوامل این توفیق بوده است. </font><br></div><div align="center"><br></div><div align="center"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/14744452-2361-l.jpg" alt="" width="230" vspace="0" hspace="0" height="230" border="0" align="bottom"></div><div align="center"><br></div><div align="right"><font size="2">گروه آموزش پژوهی صلحا در شهریورماه سال 1394 تأسیس شد و تاکنون مراحل ذیل را پشت سرگذاشته است:<br>1-&nbsp;&nbsp;&nbsp; این گروه، نخست با هدف دانش‌افزایی کادر مجتمع آموزشی صلحا تشکیل شد و پس از دریافت مجوز از سوی مسئولین مجتمع، از آذرماه همان سال پذیرای دیگر همکاران علاقمند از سایر مدارس گردید.<br>2-&nbsp;&nbsp;&nbsp; از آغاز شکل گیری گروه و به منظور سامان¬دهی آن، ضمن تشکیل گروه تلگرامی جانبی با عنوان اتاق فکر، قواعد و مقرراتی تنظیم شد که تاکنون نیز پابرجا است. به عنوان مثال عموم اعضای محترم تنها در روزهای جمعه مجاز به درج مطلب در گروه هستند و تمامی مطالب نیز بایستی در حیطه تخصصی و حرفه‌ای تعلیم و تربیت باشد.<br>3-&nbsp;&nbsp;&nbsp; از ابتدای فعالیت گروه تا پایان نیمۀ دوم سال 94 مطالب درج شده به طور منظم و هدفدار صرفاً از سوی مدیر گروه ارائه می‌شد. <br>4-&nbsp;&nbsp;&nbsp; در نیمه نخست سال 95 با هماهنگی قبلی، تعدادی از مدارس به گزارش تجارب و عملکرد خود همراه با برخی از مستندات و تصاویر و فیلم‌ها اقدام کردند. در این دوره، 24 مدرسه به ارائه مطلب پرداختند. در کنار این امر، هر هفته یکی از متخصصین به عنوان کارشناس هفته در موضوعات از قبل تعیین شده، پاسخ¬گوی سوالات و نیازهای احتمالی اعضاء با واسطۀ مدیر گروه بودند که البته در اغلب اوقات مورد بهره¬برداری قابل توجهی قرار نگرفت.<br>5-&nbsp;&nbsp;&nbsp; در نیمه دوم سال 95 هر هفته از سوی یکی از افراد مجرب یا صاحب نظر با رایزنی و هماهنگی¬های صورت گرفته، مطالب تخصصی حرفۀ معلمی در گروه ارائه می‌شد.<br>6-&nbsp;&nbsp;&nbsp; در نیمه نخست سال 96 مجتمع آموزشی صلحا، اقدام به گزارش برخی رویکردها و فعالیت‌های خود کرد که در بادی امر، نگارنده در مدت هشت هفته به تبیین رویکرد آموزشی دبیرستان با عنوان یادگیری تعاملی پرداخت. سپس جناب آقای طاهری در مدت چهار هفته فوق برنامه‌های آموزشی دبیرستان را در قالب طرح پویش، پروژه و پژوهش تبیین کرد. پس از آن نیز فوق برنامه‌های فرهنگی دبیرستان صلحا توسط جناب آقایان مرتضوی و فیاض نکو گزارش شد. <br>در ادامۀ این دوره، جناب آقای بلوری به مدت سه هفته&nbsp; فعالیت‌ها و برنامه‌های خود را در موضوعات: 1- اردو و گردش 2- خودباوری 3- انس با کتاب برای دانش‌آموزان پیش دبستان صلحا ارائه کرد و بالاخره جناب آقای احمدی، فعالیت خود را در کارگاه خلاقیت ابتدایی صلحا در مدت سه گزارش نمود. بدین ترتیب شش ماه نخست سال 96 به ارائه بخشی از فعالیت‌های مجتمع آموزشی صلحا اختصاص یافت.<br>7-&nbsp;&nbsp;&nbsp; از نیمه دوم سال 1396 و هم‌زمان با فرارسیدن سومین سال فعالیت گروه، طرح موضوعات تخصصی در حیطه فرایند یاددهی- یادگیری در دستور کار گروه قرار گرفت. این رویه با تبیین نظریه هوش‌های چندگانه و کاربست آن در مدرسه آغاز شد و تا سه هفته آینده نیز ادامه خواهد یافت. پس از آن نیز در طی دوره مشخصی، به یکصد نکته کاربردی در یادگیری تعاملی خواهیم پرداخت.</font></div><div align="right"><font size="2"><br></font></div><div align="center"><img src="http://www.lenzor.comhttp://mihanblog.com/public/public/user_data/photo/16518/16517515-113d6d4f8de0ce10780675ec14a443bf-l.jpg" alt="" width="626" vspace="0" hspace="0" height="475" border="1" align="bottom"></div><div align="right"><br></div><div align="right"><font size="2">گروه آموزش پژوهی صلحا در شهریورماه سال 1394 تأسیس شد و تاکنون مراحل ذیل را پشت سرگذاشته است:<br>1-&nbsp;&nbsp;&nbsp; این گروه، نخست با هدف دانش‌افزایی کادر مجتمع آموزشی صلحا تشکیل شد و پس از دریافت مجوز از سوی مسئولین مجتمع، از آذرماه همان سال پذیرای دیگر همکاران علاقمند از سایر مدارس گردید.<br>2-&nbsp;&nbsp;&nbsp; از آغاز شکل¬گیری گروه و به منظور سامان¬دهی آن، ضمن تشکیل گروه تلگرامی جانبی با عنوان اتاق فکر، قواعد و مقرراتی تنظیم شد که تاکنون نیز پابرجا است. به عنوان مثال عموم اعضای محترم تنها در روزهای جمعه مجاز به درج مطلب در گروه هستند و تمامی مطالب نیز بایستی در حیطه تخصصی و حرفه‌ای تعلیم و تربیت باشد.<br>3-&nbsp;&nbsp;&nbsp; از ابتدای فعالیت گروه تا پایان نیمۀ دوم سال 94 مطالب درج شده به طور منظم و هدفدار صرفاً از سوی مدیر گروه ارائه می‌شد. <br>4-&nbsp;&nbsp;&nbsp; در نیمه نخست سال 95 با هماهنگی قبلی، تعدادی از مدارس به گزارش تجارب و عملکرد خود همراه با برخی از مستندات و تصاویر و فیلم‌ها اقدام کردند. در این دوره، 24 مدرسه به ارائه مطلب پرداختند. در کنار این امر، هر هفته یکی از متخصصین به عنوان کارشناس هفته در موضوعات از قبل تعیین شده، پاسخ¬گوی سوالات و نیازهای احتمالی اعضاء با واسطۀ مدیر گروه بودند که البته در اغلب اوقات مورد بهره¬برداری قابل توجهی قرار نگرفت.<br>5-&nbsp;&nbsp;&nbsp; در نیمه دوم سال 95 هر هفته از سوی یکی از افراد مجرب یا صاحب¬نظر با رایزنی و هماهنگی¬های صورت گرفته، مطالب تخصصی حرفۀ معلمی در گروه ارائه می‌شد.<br>6-&nbsp;&nbsp;&nbsp; در نیمه نخست سال 96 مجتمع آموزشی صلحا، اقدام به گزارش برخی رویکردها و فعالیت‌های خود کرد که در بادی امر، نگارنده در مدت هشت هفته به تبیین رویکرد آموزشی دبیرستان با عنوان یادگیری تعاملی پرداخت. سپس جناب آقای طاهری در مدت چهار هفته فوق برنامه‌های آموزشی دبیرستان را در قالب طرح پویش، پروژه و پژوهش تبیین کرد. پس از آن نیز فوق برنامه‌های فرهنگی دبیرستان صلحا توسط جناب آقایان مرتضوی و فیاض نکو گزارش شد. <br>در ادامۀ این دوره، جناب آقای بلوری به مدت سه هفته&nbsp; فعالیت‌ها و برنامه‌های خود را در موضوعات: 1- اردو و گردش 2- خودباوری 3- انس با کتاب برای دانش‌آموزان پیش دبستان صلحا ارائه کرد و بالاخره جناب آقای احمدی، فعالیت خود را در کارگاه خلاقیت ابتدایی صلحا در مدت سه گزارش نمود. بدین ترتیب شش ماه نخست سال 96 به ارائه بخشی از فعالیت‌های مجتمع آموزشی صلحا اختصاص یافت.<br>7-&nbsp;&nbsp;&nbsp; از نیمه دوم سال 1396 و هم‌زمان با فرارسیدن سومین سال فعالیت گروه، طرح موضوعات تخصصی در حیطه فرایند یاددهی- یادگیری در دستور کار گروه قرار گرفت. این رویه با تبیین نظریه هوش‌های چندگانه و کاربست آن در مدرسه آغاز شد و تا سه هفته آینده نیز ادامه خواهد یافت. پس از آن نیز در طی دوره مشخصی، به یکصد نکته کاربردی در یادگیری تعاملی خواهیم پرداخت.<br>قابل ذکر است که اغلب محتواهای ارائه شده، به صورت فایل‌های تجمیع شده موجود است.<br>گروه آموزش پژوهی صلحا زمانی فعالیت خود را آغاز کرد که اولاً شبکه مجازی تلگرام و کارکردهای آن، چنین گسترده نبود، ثانیاً گروه‌های تخصصی مختلف به ویژه در حیطۀ تعلیم و تربیت به میزان کنونی موجود نبود. اکنون گروه تلگرامی آموزش پژوهی صلحا با داشتن بیش از 1400 عضو از میان معلمان، مدیران، مسئولان آموزش و پرورش، استادان دانشگاه، دانشجو-معلمان و دیگر علاقمندان، با وجود گروه‌های گسترده و بعضاً تخصصی، همچنان خود را به عنوان یک گروه مرجع و قابل استفاده برای اعضایش حفظ کرده است. این مدعا از نظرسنجی‌های به عمل آمده، حاصل شده است. به نظر می‌رسد پویایی، نوآوری، روزآمدی و توجه به نیازها و نظرات مخاطبان از مهمترین عوامل این توفیق بوده است. <br></font></div><div align="right"><font size="2"><br></font></div><div align="right"><font color="#333399"><font size="2">در آخرین کاری که این گروه تلگرامی انجام داده است و آن را در راستای مسئولیت اجتماعی خود قلمداد می کند، ارائه وبیناری است که از مدرسه برای همکاران سراسر میهن اسلامی صورت گرفت.</font></font></div><div align="right"><font color="#333399"><font size="2"><br></font></font></div><div align="center"><font color="#333399"><font size="2"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16517519-9504-l.jpg" alt="" vspace="0" hspace="0" border="1" align="bottom"><br></font></font></div><div align="center"><br></div><div align="center"><font color="#333399"><font size="2">در زیر فیلم ضبط شده این وبینار برای علاقمندان تقدیم می شود.</font></font></div><div align="center"><font color="#333399"><font size="2">[http://www.aparat.com/v/JXKZD]</font></font><br><font color="#333399"><font size="2"></font></font></div> text/html 2017-12-10T13:43:34+01:00 niroo.mihanblog.com محمد نیرو یک روز خوب http://niroo.mihanblog.com/post/826 <font size="2">سرکار خانم رجبی از دانشجویان دانشگاه خاتم و از همکاران فرهنگی هستند. ایشان نیز قصد دارند تا کار پایان نامه خود را به صورت کیفی انجام دهند. به نظر می رسد وی نیز از قوت قلم و قدرت توصیف خوبی برخوردار باشد. متن زیر را در نخستین پست وبلاگ مربوط به دانشجویان بر اساس مشاهدات نخستین جلسه کلاس برنامه ریزی نوشته بود.<br></font><hr><br><font color="#000066"><font size="2">پس از چند ماه تعطیلی، با اشتیاق فراوان خود را به دانشگاه رساندم وبا پرس وجوی نسبتاً زیاد بالاخره فهمیدم کلاس در طبقه اول تشکیل می شود.اصلاً کلاسهای این طبقه را دوست نداشتم،آسانسور در این طبقه توقف نداشت ومسلماًبالا وپایین رفتن از پله ها مشکلاتی را برایم ایجاد می کرد.از طرفی نوع صندلیها ومیزان نور کلاسهای این طبقه مورد پسندم نبود.اما به هر حال مجبور به اطاعت بودم.از اینکه دوستانم را دوباره می دیدم ودر ضمن با یک استاد جدید ودکتر عباسیان در این ترم درس داشتیم ،هیجان زده بودم.دوتا ازدوستان را در راهرو دیدم ،ضمن صحبت با هم به سمت کلاس حرکت کردیم.<br><br>استاد جدید ،قبل از ما در کلاس حاضر شده ومنتظر ما بود.با سلام واحترام وارد کلاس شدیم.از قبل شنیده بودم که علاوه بر دانشگاه ،سابقه تدریس در آموزش وپرورش را دارد وخود را معلم معرفی کرده این مسئله حس قرابتی را ایجاد میکرد،ولی ورودش قبل از ما منش معلمی را بیشتر ظاهر ساخته بود.با تواضع واحترام با هریک از ما احوالپرسی کرد،خیلی آرام وشمرده سخن می گفت.کمی منتظر ماندیم یکی دیگر از دوستان نیز به جمع ما پیوست اما ظاهراًقرار نبود جمع ما از پنج نفر تجاوز کند،بنابراین کلاس آغاز شد. استاد سوابق تحصیل وتدریس خود را کامل بیان کرد واز ما خواست خود را معرفی کنیم.با دقت وحوصله به حرفهای ما گوش می داد وهر جا نکته ای باقی می ماند ،می پرسید.شاید در طول این بیست وچند سال معلمی ام هیچ استاد وهیچ کلاس ضمن خدمتی به این خوبی به من نیاموخته بود که چگونه به حرفهای دانش آموزانم گوش دهم واین گوش دادن چه اثراتی بر روح وروان آنها خواهد گذاشت.<br><br>معارفه به پایان رسیدابتدا احساس میشد با وجود چهار دانشجو کلاس پویا وفعالی نداشته باشیم وچندان کاری پیش نرود اما با سوالاتی که استاد می پرسید وپاسخهایی که می دادیم کم کم یخ همه وارفت وجنب وجوش به پاشد.حتی جوابهای اشتباه ما پذیرفته وبا چنان زبر دستی تصحیح می شد وبه ما برمی گشت که هیچ کدام از شرکت در بحث حس بدی پیدا نکردیم.چقدر این حس خوب مرا به یاد کلاس جامعه شناسی ترم گذشته می انداخت.<br><br>مفاهیم «برنامه، برنامه ریزی،هدف، برنامه ریزی درسی وبرنامه ریزی در آموزش عالی» را به خوبی به روش سقراطی از دهان ما گرفته ،دست چین کرد وبا نظمی منطقی به خودمان برگرداند.روشی مشارکتی&nbsp; که البته غیر از چیره دستی ومهارت به طرح درسی جامع نیاز داشت تا تمام اهداف درسی یک جلسه را در بر گیرد.نوشتن مطالب کلیدی بر روی تخته آن هم با خطی خوش ودادن کد از مطالب روی تخته ،تجسمی عالی ازفن معلمی بود..صدای آهسته او نیز حکایت دیگری از این فن بود،تا علاوه بر نوازش گوش،اسباب مزاحمت برای باقی کلاسها فراهم نکند وضمناً سبب گردد تا با توجه ودقت بیشتری به صحبتهایش گوش دهیم.ابتدای درس را با ضرورت واهمیت ارزشیابی از هر برنامه ای شروع نمود وآخر را نیز با همین بحث به پایان برد وآن را به ارزشیابی پایان ترم این درس ربط داده ونحوه ارزشیابی ازما را توضیح داد.بار دیگر نیز مهارت خود در فن معلمی را به نحوی استادانه به رخ کشید تا به گونه ای در مورد ارزشیابی صحبت کند که علاوه&nbsp; بر بیان اهمیت آن ،توجه ما را به یادگیری صرفاًجهت نمره گرفتن معطوف نکند.کاش در ابتدای ورود به آموزش وپرورش با این استاد دوره کلیات وفنون تدریس را گذرانده بودم&nbsp; شایدآن وقت خیلی موفق تر از الآن عمل می کردم.فقط تنها مسئله ای که خیلی نتوانستم با آن کنار بیایم ، کلمات، جملات و کلاً ادبیات ثقیلی بود،که استفاده می کرد.شاید این از کم سوادی من بود که به زحمت می افتادم ومجبور بودم در مورد خیلی از کلمات وجملاتش فکر کنم تا متوجه منظورش بشوم.با خود گفتم:" یعنی با همین ادبیات در خانه هم صحبت می کنه؟چه سخت!"به هر حال دو راه داشتم یا باید خود را با این موضوع سازگار میکردم که البته خیلی سخت بود وبه جلسات بیشتری وقت نیاز داشت یا مصداق این شعر قرار می گرفتم :&nbsp; "هرگز حدیث حاضر وغایب شنیده ای ......"<br><br>در همین فکرها بودم که ورود دکتر عباسیان،نشان از به پایان رسیدن زمان کلاس داشت.استاد تکلیف هفته بعد را مشخص کرد واز همه ماخداحافظی نمود. </font></font><br><font size="2"></font> text/html 2017-12-10T13:35:38+01:00 niroo.mihanblog.com محمد نیرو یک روز به یادماندنی http://niroo.mihanblog.com/post/825 <font size="2">دانشجویان دانشگاه خاتم <a href="http://shahpareandishe.mihanblog.com/" target="_blank" title="وبلاگ دانشجویان دانشگاه خاتم">وبلاگی </a>را درست کرده اند که در راستای کلاس درس دانشگاه، در دوره چهل روزه، هر کدام یک پست در آن درج کردند. بدین ترتیب چهل پست درج شد و سهم هر کدام چهار پست بود. این کار را به دلایل گوناگونی انجام دادم. مهمترین آنها تجربه نویسندگی و خوب دیدن و خوب نوشتن بود. مطلب ذیل را سرکار خانم فروتن در پست مربوط به خود یادداشت کرده بودند که در ذیل آمده است.</font><br><hr><font size="2" color="#000066">&nbsp;با تماس استاد که فرمودند باید متن وبلاگ اولیه راه تغییر داده و مانند دیگر مطالب مربوط به دانشگاه خاتم بنویسم در فکر و اندیشه بودم و با دوستان روز چهارشنبه در حال مشورت، که دکتر نیرو مثل همیشه با نیروی خاص خودشان وارد کلاس شدند تا بقیه دوستان به کلاس برگردند مطالبی را یادآوری کردند از جمله توضیحاتی در مورد میهن بلاگ که خانم جنتی زحمت کشیدند و مثل همیشه از دستاوردهای کلاس برنامه ریزی درسی بود، آشنا کردن ما با تکنولوژی و نرم افزارهای جدید، وقتی دوستان همگی حاضر شدند ایشان گفتند امروز می خواهیم باهم فصل ۲ را آموزش دهیم و&nbsp; یادگیری آن را آسان کنیم چون متن کتاب واقعاً سخت و جملاتش نامفهوم بود قبل از شروع کلاس&nbsp; با دوستان در مورد آن صحبت کرده بودیم زیرا باید از قبل فصل ۲ را مطالعه می کردیم.</font><div style="text-align: justify;"><font size="2" color="#000066">استاد شروع به گروه بندی کردند من به دلیل اینکه در محل کارم مشغله ام زیاد بود و هنوز از بیماری خلاص نشده دارو مصرف می‌کنم گروه بندی را اشتباه متوجه شدم و این باعث شود استاد ناراحت شوند امیدوارم ایشان مرا بخشیده باشد زیرا در این ترم اصلاً&nbsp; دانشجوی خوبی نیستم، خلاصه زمانی ۵ و ۶ دقیقه برای مرور و یادآوری تعیین کردند و هر کدام شروع به مطالعه بخش مشخص شده کردیم زمان تمام شد و صدای اسپیکرها به گوش رسید ایشان از ما خواستند دو به دو هر گروه رو به روی هم نشسته و با هم گفتگو کنیم و درس را توضیح دهیم من و خانم نظری روبه روی هم نشستیم و با درخواست ایشان فیلم هم گرفته شد واقعاً که کلام گویا و شیوایی برای تدریس دارند و با تسلط کامل مطالب چند صفحه را در ۴ و ۵ پاراگراف خلاصه کردند بسیار عالی بود و مطالبی که متوجه نشده بودم از ایشان پرسیدم و باز هم صدای تمام شدن زمان و این کار استاد چقدر جالب و مثمر ثمر برای ماست زیرا اصلاً مدیریت زمان نداریم و هنوز بعد از سه ترم که حداقل در این مقطع که گذرانده ایم وقتی شروع به کنفرانس می کنیم زمان از دست مان میرود.</font></div><div style="text-align: justify;"><font size="2" color="#000066"><br></font></div><div style="text-align: justify;" align="center"><font size="2" color="#000066">[http://www.aparat.com/v/vfDeu]</font></div><div style="text-align: justify;" align="center"><font size="2" color="#000066"><br></font></div><div style="text-align: justify;"><font size="2" color="#000066">قسمت بعدی آموزش شروع شد به گروه های چهار&nbsp; و پنج نفره تقسیم شدیم و به دلیل تداخل صدا دو گروه در اول و آخر کلاس تشکیل شد وای !!!! این چه روش تدریس است ما تا به حال معلمان و اساتید گفته بودند و ما شنیده بودیم و یا حداقل در این مقطع اگر هم کلاس مشارکتی داشتیم فقط در بحث شرکت کرده بودیم و اینگونه جابه جایی نداشتیم و فقط در فیلم هایی که دکتر نیرو نشان داده بودند دیده بودیم هر یک از دوستان در گروه بحث خود را&nbsp; توضیح دادند ما سعی می کردیم که تا یاد نگرفته ایم&nbsp; وارد بحث دیگر نشویم استاد هم با همان متانت همیشگی در&nbsp; کلاس قدم می‌زدند و هرچند دقیقه با یکی از گروه ها صحبت می‌کردند هنوز چند صفحه ای مانده بود و باز هم زمان از دست ما رفته بود که صدای بلند شدن اسپیکر ها را شنیدیم و حتی مجبور شدیم&nbsp; وقت اضافه بگیریم و سپس بعد از چند دقیقه به جاهای خود برگشتیم عالی بود چه روز خوب و به یاد ماندنی و سپس ادامه کلاس و درس.</font></div><div style="text-align: justify;"><font size="2" color="#000066">&nbsp;کاش میشد واقعاً اینگونه یاددهی و یادگیری به صورت اجباری در تمام مدارس و دانشگاه‌ها اجرا شود.</font></div><div style="text-align: justify;"><font size="2" color="#000066">&nbsp;کاش میشد کاش حتماً وظیفه اساتید و معلمان این نبود که این کتاب های سنگین و پرحجم را فقط تمام کنند مطالب کم آموزش داده میشد&nbsp; ولی با کیفیت و ماندگاری بالا.</font></div><div style="text-align: justify;"><font size="2" color="#000066">&nbsp; کلاس درس دیروز&nbsp; شاید دیگر اینگونه تکرار نشود ولی قطعاً درسی که من گرفتیم هیچ وقت فراموشم نمی شود و قسمتی که خانم نظری تدریس کردند هرگز از یادم نمی رود.</font></div><div style="text-align: justify;"><font size="2" color="#000066">به امید روزی که دانش آموزان و دانشجویان ما اینگونه آموزش داشته باشند.</font></div><div style="text-align: justify;"><font size="2" color="#000066">با سپاس از استاد محترم و بزرگوار.</font></div><hr> text/html 2017-12-10T13:25:06+01:00 niroo.mihanblog.com محمد نیرو روایتی از کلاس برنامه ریزی درسی آموزش عالی http://niroo.mihanblog.com/post/824 <font size="2">متن زیر را سرکار خانم جنتی از دانشجویان کارشناسی ارشد رشته مدیریت آموزش عالی دانشگاه خاتم نوشته اند. قرار است که ایشان کار پایان نامه خود را با رویکرد کیفی انجام دهند و بنده نیز در خدمت وی هستم. با توجه به اینکه رویکرد کیفی نیازمند قوت قلم در توصیف و تحلیل رخدادهای مورد مطالعه است، از این رو از وی خواستم که کلاس درسمان را در طی جلساتی که گذشت گزارش کند. بدین ترتیب هم خاطرات این کلاس به یادماندنی باقی خواهد ماند و هم قوت قلم وی محک خواهد خورد. خوشبختانه به نظر می رسد که وی با چنین شروعی، می تواند از عهده کار پایان نامه خود به شایستگی برآید.</font><br><hr><font color="#000066"><font size="2">«کلاس برنامه درسی دانشجویان ارشد رشته مدیریت و برنامه ریزی آموزش عالی دانشگاه خاتم» <br>برنامه درسی به عنوان یک راهنما جهت انجام فعالیت‌های فرایند آموزش تدوین می‌شود که شامل مراحل مختلفی چون، نیازسنجی و تعیین اهداف یادگیری، محتوا و مجموعه ای از فعالیتهای یادگیری از پیش تعیین شده به صورت رسمی در کتاب ها و سایر رسانه ها می باشد. برنامه درسی در مراکز آموزشی از پیش دبستانی تا دوره‌های آموزش عالی اجرا می شود و مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. در این میان تجاربی وجود دارند که در تدوین برنامه درسی به آن توجه نمی‌شود اما دانش‌آموزان و دانشجویان در طی فرآیند آموزش و یادگیری آنها را یاد گرفته و تجربه می کنند و این همان برنامه درسی پنهان است.<br>&nbsp;تاکنون پیش نیامده بود که به این موضوع فکر کنم که اصلاً برنامه درسی پنهان چیست؟ چگونه ایجاد می شود؟ چه کاربردهایی دارد؟<br>با شروع ترم سوم و حضور دکتر نیرو به عنوان استاد درس برنامه درسی و ایجاد شوق و انگیزه و انجام یکسرسی فعالیت های مختلف و مفید فایده، زمان مناسبی برای تجربه و فهم این کلید واژه که همه برای دانستن آن چون علامت سوالی به روبرو خیره مانده بودیم، فراهم شد.<br>&nbsp;دکتر با معرفی کتابهای مربوطه&nbsp; چون{ برنامه ریزی درسی آموزش عالی و برنامه درسی} نمایش فیلم و انیمیشن، وبلاگ نویسی، پاورپوینت و ارائه مقاله، نرم افزار مکس کیودا، همچنین فعالیت های جدیدی چون جیگ ساو و کلاس معکوس، اپلیکیشن‌هایی چون کلس دوجو، ایکس مایند ،میهن بلاگ و..ما را با آموخته های جالب و جذاب دنیای امروز آشنا می کند. نرم افزارها واپلیکیشن هایی که تو را با دنیای به روز آشنا می‌کند و به ما می‌گویند که&nbsp; می‌توان کارها را راحتتر و با سرعت بیشتری انجام داد، به خصوص در شرایط کنونی که همه با کمبود وقت و زمان دست و پنجه نرم می‌کنیم.الزامات زندگی آینده ی بشراقتضا می کند تا نظام آموزشی آن با فناوری جدید آشنا و گامی فراتر از آن ایجاد و فرصت های کافی برای تمرین و مهارت اندوزی فراگیران فراهم شود.<br><br>&nbsp;رفتار و منش استاد نیز مزید بر علت است تا هر مخاطبی را برای نشستن سر کلاس و گوش فرا دادن و انجام این فعالیت ها مشتاق کند.روز اولی که وارد کلاس شدند از انتظارات ما در مورد این واحد درسی سوال کردند و من آن موقع نمی دانستم چرا چنین سوالی می پرسند و من چه باید پاسخ دهم. ولی الان که ترم در حال تمام شدن است، دلیل این سوال را می فهمم. <br>&nbsp;وقتی شما با دیدن فیلم ارسالی توسط استاد فرصت پیدا می کنید که با آرامش ودر زمان مناسب آن را مشاهده و برداشت های شخصی خودتان بعلاوه اهداف اصلی فیلم را داشته باشید و یا گاهی دیدن انیمیشن هایی که در خود پیام هایی دارند که تو را برای مدتی به فکر فرو می‌برد که چگونه می توان چنین بود و چنان کرد؟ لذت بخش و قابل تامل است.شاید ما نفوذ و تاثیر فیلم در آموزش را نادیده گرفته ایم، چرا که ما انسان ها 70 درصد اطلاعات را از محیط اطراف و به صورت تصویری دریافت می کنیم.پس می توان، فیلم آموزشی را بعنوان یکی از ابزارهای راحت، قابل استفاده در هر مکان و زمان یاد کرد.&nbsp; <br>اپلیکیشن های مناسب در زمینه آموزش، مثل کلاس دوجو با آن اشکال بامزه انیمیشنی اش، برای خودش دنیایی است که هر مخاطبی را جذب می کند. این اپلیکیشن به منظور ارزشیابی و در جریان آموزش قرار دادن فراگیران در هر مقطعی توسط معلم یا استاد انجام می شود که خانواده ها نیز می توانند از این طریق، امور فرزندان خود را پیگیری کنند. ما دانشجویان کلاس برنامه درسی نیزاز این مورد مستثنی نبودیم. چرا که با فرستاده شدن علامت های مثبت توسط استاد برای هر کدام از ما و بیدار شدن کودک درونمان، ایجاد انگیزه و شوق می کرد.<br></font></font><div align="center"><br></div><div align="center"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16423573-7270-l.jpg" alt="" width="328" vspace="0" hspace="0" height="579" border="1" align="bottom"></div><div align="center"><br></div><div align="right"><font color="#000066"><font size="2">و یا وقتی به شما گفته می‌شود که باید هر ۱۰ روز یکبار یک پست در وبلاگ کلاسی قرار دهید تا توسط دوستان خوانده شود و نظرات خود را بنویسند، کمی سخت و وقت گیر جلوه می کند، نه اینکه&nbsp; سخت و وقت گیر نباشد که هست،هر چند مثل همیشه استاد با همیاری خود و پیشنهاد یک نرم افزار یا اپلیکیشن راه را بر ما هموار می کند. ولی دلیل این ترس و نگرانی شاید به خاطر عدم مهارت ما در نوشتن، توصیف و تحلیل مطالب باشد.معمولا نظام آموزشی ما&nbsp; پر شده از مطالب تئوری که کمترین آنها جنبه عملیاتی و کاربردی دارند. عدم استفاده از فناوری های آموزشی به دلایل مختلف چون کمبود نیروی انسانی متخصص در اجرای فناوری های آموزشی و یا عدم همراهی، آگاهی و آمادگی معلمان و موارد دیگر&nbsp; در این زمینه&nbsp; ما را با مشکلاتی این چنینی روبرو کرده است که ما نیز تربیت یافته همین نظام هستیم.وقتی فکر می کنم آن زمان که به ما گفته می شد انشاءیی درمورد موضوعات مختلف بنویسید و ما نوشته یا ننوشته از کنارش می گذشتیم، هیچ وقت فکر نمی کردم که الان اینجا در این موقعیت خودش را نشان دهد. مهارت نوشتن و بسط دادن مطالب باید از دوران کودکی در ما نهادینه شود چرا که این امر نقش مهمی در زندگی ما ایفا می کند.حتی درمهارت ارتباطی، ایجاد ذهنی فعالتر و چشم و گوشی دقیقتر. برای مثال: وقتی قرار است یک شیء را توصیف کنیم، ممکن است تا آن موقع حتی به رنگ آن هم توجه نکرده باشیم، یا قرار است فیلمی را خلاصه نویسی کنیم، به نکاتی توجه خواهیم کرد که تا آن موقع بی تفاوت از کنارش گذشته ایم. <br>&nbsp; ما در این کلاس یاد گرفتیم جور دیگری هم می شود به قضیه نگاه کرد و پاک کن اصلاح را در دست گرفته و تغییری هرچند کوچک ایجاد کنیم. یاد گرفتیم خوب فکر کنیم، خوب ببینیم و بشنویم.هر چند دوره وبلاگ نویسی&nbsp; کوتاه است اما اثرگذار و پرفایده خواهد بود.<br>&nbsp;در این میان لازم می‌دانم از اپلیکیشن میهن بلاگ سخن بگویم که در زمینه وبلاگ نویسی بسیار کمک حال شما خواهد بود. شما می توانید به جای تایپ در قسمت ارسال مطالب با استفاده از صدای خودتان متن گفتاری را به نوشتاری تبدیل کرده وارسال نمایید.این کار برای کسانی که از نظر تایپ کند و یا درنوشتن و رعایت نکات نگارشی مشکل دارند، پر فایده است.<br>&nbsp;این ترس و نگرانی با تکلیف استاد، که هر کسی باید مطالب یکی از همکلاسی هایش را تحلیل کند دوباره سر باز کرد. البته همه ما می دانیم که این بارنیز با یک اپلیکیشن پیشنهادی ازسوی استاد که این بار قرعه به نام&nbsp; مکس کیودا خورده بر این امر پیروز خواهیم شد. مکس کیودا نرم افزاری است که مطمئناً معرف حضور افرادی که تحقیقات کیفی انجام داده‌اند می باشد. از این نرم افزار برای مفهوم سازی، کدگذاری و تحلیل داده ها در رویکرد کیفی استفاده می شود که تحلیل داده ها&nbsp; به ما می آموزید که در دل آن ها الگوهای مشخصی است که حاصل مقایسه شباهت ها و تفاوت های میان داده هاست.<br>&nbsp;نمی دانم اگر آن روز استاد از روش جیگ ساو در فعالیت یاددهی- یادگیری مطالب در کلاس استفاده نمی‌کرد، من با آن همه خستگی و خواب آلودگی که از صبح با رفتن و برگشتن از دانشگاه اسلامشهر و دوباره حاضر شدن سر کلاس های عصر دانشگاه خاتم داشتم چگونه می توانستم مفاهیم کتاب و مطالب مورد نظر را دریافت کنم.<br>کلاس ما جمعا 10 نفر است که اجرای این روش با تقسیم به دو گروه 5 نفره آغازشد.&nbsp; البته قرار بود که ما با&nbsp; پیش مطالعه&nbsp; فصل دوم کتاب در کلاس حاضر شویم. بعد ازتقسیم گروه ها، هر یک ازاعضا مطالب تعیین شده از طرف استاد را انتخاب و بار دیگر در کلاس مطالعه وبا جدا شدن ازگروه اولیه و تشگیل گروه های متخصص کار را دنبال کردند&nbsp; تا بعد از برگشتن به گروه های اولیه، مشغول داد و ستد مطالب و دانسته هایشان به دیگر اعضای گروه شوند. در انتها نیزافرادی، به صورت رندم سوالاتی از دیگر اعضا می پرسند تا مطلب کاملاً جا بیافتد. من که خواب از سرم پریده بود، چون من نیز همانند بقیه اعضا، مسئول یادگیری دیگر دوستان بودم و باید به خوبی از عهده این نقش بر می آمدم. می‌توانم بگویم که بسیار بیشتر از اینکه خودم در خانه خوانده بودم دریافت کردم. در این روش با مسئولیت پذیری و همیاری و همکاری و کار گروهی آشنا شدیم که اگر به طبیعت موجودات زنده برگردیم این آموخته ها نه تنها برای ادامه حیات که برای رشد و پویایی آن ها لازم است. کار گروهی یکی از مهارت های لازم برای بهبود عملکرد اجتماعی و موفقیت فردی و توجه به موقیت دیگران ونتیجه ی عملکرد گروه می باشد.</font></font></div><div align="right"><font color="#000066"><font size="2"><br></font></font></div><div align="center"><font color="#000066"><font size="2"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16466084-2896-l.jpg" alt="" width="623" vspace="0" hspace="0" height="351" border="1" align="bottom"></font></font></div><div align="right"><font color="#000066"><font size="2"><br></font></font></div><div align="right"><font color="#000066"><font size="2">فعالیت دیگری که برای من بسیار جالب بود از این منظر که با آن چارت های رنگی و هندسی&nbsp; مرا مشتاق به کشیدن و یا گاهی رنگ آمیزی می کرد. اپلیکیشن ایکس مایند این فرصت را در اختیار ما قرار می‌دهد تا با نوشتن مطالب اصلی و کلیدی متن به صورت نکته هایی که می توان گفت با این روش، مطالب کتاب دسته بندی و خلاصه نویسی می شود، دیگر نیاز به خواندن آن همه مطلب در شب امتحان نیست. همچنین شما خالق یک اثر رنگارنگ با شکل و شمایل دلخواه خواهید شد. این خلاصه نویسی شاید به ظاهر سطحی و معمولی باشد ولی در درونش مطالعه دقیق مطالب و بیرون کشیدن کلید واژه ها به منظور درک صحیح و ارتباط معنایی آنها می باشد. .<br>&nbsp;همه ما با پاورپوینت آشنا هستیم و ممکن است تا کنون ساخته و استفاده کرده باشیم،&nbsp; ولی پاورپوینت متحرک چیز دیگریست، اسلاید ها پشت سر هم همانند یک انیمیشن یا فیلم حرکت و می تواند همراه با صدایی باشد که بر روی آن قرار دارد . استاد سرکلاس فیلمی از یک پاورپوینت متحرک و اصول و مواردی که برای ساختن یک پاور مناسب لازم است را به نمایش گذاشت و قرار بر این شد که هر دو نفراز دوستان همکلاسی به عنوان یک تیم، با انتخاب یک مقاله از بین مقالات پیشنهادی استاد که حول موضوع برنامه درسی پنهان می چرخید و ساخت پاورپویت،&nbsp; آن را در مدت ۱۰ دقیقه&nbsp; در جلوی کلاس ارائه دهند. این هم فرصتی بود برای تمرین معرفی مطالب وهنر سخنوری در مقابل دیگران در عین حال که&nbsp; مدیریت زمان را بر عهده دارید، چراکه با اتمام ۱۰ دقیقه زنگ پایان به صدا در می آید و اینجاست که شما را متوجه این امر می کند که در برنامه ریزی و مدیریت زمان تان&nbsp; دقت بیشتری داشته باشید. در مدت زمان یک جلسه برای ارائه تمام تیم ها برنامه ریزی شده بود. با قرعه کشی توسط استاد بازی آغاز شد. هرتیمی که ارائه می کرد برای چند دقیقه به بیرون کلاس فرستاده می شد تا بقیه دوستان با توجه به نوع ارائه، نمایش پاورپویت و مدیریت زمان توسط تیم ارائه کننده، با کارت های آبی، قرمزو سبز به تیم مورد نظر امتیاز دهند که این بازی قشنگ و هیجانی ساخته فکر استاد نیرو بود.</font></font></div><div align="right"><font color="#000066"><font size="2"><br></font></font></div><div align="center"><font color="#000066"><font size="2"><img src="http://www.lenzor.comhttp://mihanblog.com/public/public/user_data/photo/16494/16493455-50a41fd938045c707e456285ba0ccbd0-l.jpg" alt="" width="353" vspace="0" hspace="0" height="514" border="1" align="bottom"></font></font></div><div align="right"><font color="#000066"><font size="2"><br></font></font></div><div align="right"><font color="#000066"><font size="2">&nbsp;همه اینها را گفتم تا به اینجا برسم که، کلاس برنامه&nbsp; درسی همراه با فعالیت های جورواجورش و استفاده از فناوری آموزشی، فرصتی به ما داد تا بار دیگر توانایی‌های خود را یافته و اگر برای مدتی آنها را در گنجینه ذهنمان مخفی نگه داشته ایم، بیرون کشیده و به کار ببندیم. هرچند فعالیت های من و همکلاسی هایم&nbsp; دارای نواقصی است ولی تاثیری که در من و آن ها و در ادامه در اطرافیانمان خواهد گذاشت، قابل بررسی است. این که می گویم اثر، برگرفته از کلام استاد است که میگویند ژرف اندیش و ژرف نگر باشید زیرا کوچکترین کار و رفتار ما حتی افکار ما می‌توانند برمحیط اطرافمان اثرگذار باشد.<br>&nbsp;با وجود کاستی های نظام آموزشی و جو به غلط ایجاد شده در دانشگاه‌ها { که استاد کجا! دانشجو کجا! استاد استاد است و دانشجو دانشجو، حق اعتراض و یا انتقاد نداری، روی کمک استاد چندان حساب نکن، فقط&nbsp; جلسات کلاس را بگذران و نمره ات را بگیر، اگر به استاد پیام دادی یا زنگ زدی برای دریافت جواب یک روز انتظار روی شاخش است} و تمام این حرف و حدیث ها که گاه در محیط دانشگاه می‌بینیم، می‌شنویم و یا تجربه می کنیم، به یکباره برای ما شکست. حتی برای اساتید دیگر نیزاین پویایی، همراهی و پیگیری استاد نیرو در زمینه آموزش و یاددهی، جای تعجب دارد که چطور استاد نیرو&nbsp; اینقدر برای دانشجویان وقت می‌گذارد، هرچند که با فاصله از تعریف و تمجید باید بگویم که اساتید دیگرنیزدر این زمینه، همراهان خوبی برای ما بوده و هستند و بسیار آموخته ایم از ایشان درس علم و زندگی.<br>&nbsp;ما در این کلاس و حتی به تبع آن در&nbsp; کلاس های دیگر، یاد می گیریم و به کار می بریم تجربیاتی، که شاید بدون برنامه‌ریزی و بر حسب اتفاق رخ می دهد. در هر حال این می‌تواند یک برنامه‌ریزی پنهان باشد که ما دوستان کلاس برنامه درسی آن را به عینه دیدیم و تجربه کردیم و آن علامت سوال در ذهنمان تبدیل به جواب شد. من به عنوان یک دانشجو و مدرس زبان تاثیراتی دریافت می کنم و در حال به کاربستن آنها در زندگی ام هستم که فکر نمی‌کنم تاثیر من بر دیگران نیز چنین باوری نداشته باشد و این پیامد ها چون سنگی که در آب می افتد و موج های پی در پی ایجاد می کنند نه تنها نظام آموزشی بلکه تا بی نهایت ادامه خواهد داشت.</font></font></div><div align="right"><font color="#000066"><font size="2"><br></font></font></div><div align="center"><img src="http://www.lenzor.comhttp://mihanblog.com/public/public/user_data/photo/16494/16493454-548e3da5b533f2be3703bfeaeeec72fa-l.jpg" alt="" width="627" vspace="0" hspace="0" height="353" border="1" align="bottom"></div> text/html 2017-12-07T16:10:30+01:00 niroo.mihanblog.com محمد نیرو گزارشی از یک جلسه کلاس با حضور میهمان http://niroo.mihanblog.com/post/822 <font size="2">جلسه گذشته در کلاس برنامه ریزی درسی در آموزش عالی دانشگاه خاتم، یک میهمان برای دانشجویان دعوت کردیم. سرکار خانم خلیلیان که فارغ التحصیل در مقطع ارشد هستند و معاون آموزشی دبیرستان دوره یک مدرسه تزکیه می باشند، به منظور توضیح کار پایان نامه خودشان که بر اساس روایت پژوهی صورت گرفته بود در کلاس دعوت شدند. این جلسه دانشجویان استفاده زیادی کردند و اساسا کلاسی که همراه با میهمانی باشد که برای دانشجویان قابل استفاده باشد جذاب و متنوع می شود. متن ذیل را سرکار خانم ولی پور از دانشجویان این کلاس در گزارش این روز به رشته تحریر در آورده اند که از ایشان صمیمانه تشکر می کنم.<br></font><hr><font size="2"><br><font color="#000066">به نام خدا<br>کلاس برنامه ریزی درسی با ورود دکتر نیرو مثل همیشه با روی باز پر انرژی و خوشرو، آغاز شد ازقبل اطلاع داده بودند که قراراست یک مهمان داشته باشیم دوباره یادآوری و کمی در مورد مهمان صحبت کردند. کلاس با آمدن خانم خلیلیان شکل رسمی ترگرفت. دکتر فرمودند که خانم خلیلیان دانشجوی کارشناسی ارشدی بودند که در آن مقطع کار کیفی انجام دادند. پس از فراهم کردن مقدمات اولیه خانم پشت پیشخوان قرار گرفتند. شروع صحبت خانم خلیلیان از آقای دکتر نوریان استاد راهنمایشان و اینکه از طریق ایشان با کارکیفی و روایت پژوهی آشنا شدند به دلیل اینکه ایشان علاقمند بودند همه آنچه در طول مسیر پژوهش برایشان اتفاق می‌افتد بیان کنند این روش مفید می بود. در ابتدا در مورد این پژوهش اطلاعی نداشتند فکر می کردند باید پرسشنامه ای را پیدا کنند اما بعد از صحبت با اساتید مختلف متوجه گستردگی کار شدند و متغیرهایی که&nbsp; می خواهند در مورد تک تک آنها صحبت کنند با یک کار چند متغیره نمی شود و اساتید پیشنهاد یک یا دو متغییره را&nbsp; مطرح میکردند که برای آنها پرسشنامه هم وجود داشته باشد.متوجه شدندکه اساتید دانشگاه شان هیچ‌کدام چنین کاری را قبول ندارند و علاقه مند به انجام کار کمی هستند تا اینکه با آقای&nbsp; نوریان&nbsp; این موضوع را مطرح کردند&nbsp; که ایشان چند مدل کار کیفی را پیشنهاد دادند ولی خانم خلیلیان علاقه مند بودند که هرچه اتفاق می افتد را بتوانند توضیح دهند، آقای نوریان گفتند فقط این کار با روایت پژوهی امکان‌پذیراست. تا دو سال گذشته خیلی حرف در مورد روایت پژوهی در کشورمان در مقطع کارشناسی ارشد نبود و فقط آقای عطاران که خارج از ایران در مالزی در دانشگاه UN به این شکل کار کرده بودند . تا آنجا که به کار خانم خلیلیان مربوط بود کار کیفی می‌توانست به شکل پدیدارشناسی، روایت پژوهی، مردم نگاری، باشد.ایشان به دنبال روایت پژوهی و پدیدارشناسی رفتند قابل ذکراست که ایشان معلم ریاضی هستند. بچه ها در کلاس درس از لحاظ گوناگون مختلف می باشند و در تدریس، معلمان باید حد متوسط رادر نظر بگیرند و&nbsp; در متوسط در نظر گرفتن دو قشر آسیب می‌بیند، قشر ضعیف که متوجه مطالب اصلی درس نمی شوند و قشر قوی که بیشتر از مطالب اصلی نیاز دارند بدانند. همه بچه ها به یک خوراک یکسان نیازی ندارند و معلمین به همه بچه ها خوراکی یکسان داده اند که این کار درست نیست. ایشان تحقیق کردند که در مدارس دیگر نیز&nbsp; بااین مشکل روبرو بودند و آنها حد متوسط در نظر می‌گرفتند،قدری مدرسه نیکان متفاوت بودند. <br>خانم خلیلیان در&nbsp; این طرح کلاسشان را را به سه گروه ضعیف، متوسط و قوی تقسیم بندی کردند. بعد از تدریس مبحث اصلی برای کل گروه ها در هرگروه تدریس مخصوص به آن گروه را بالای سر آنها ادامه می دادند و در واقع خوراک مخصوص هر گروه بصورت جداگانه داده می شد. این موضوع در دانش آموزان، همکاران، سایر همکاران در مدرسه پیامدها و تبعاتی داشت، خانم خلیلیان برای اینکه همه این حرف‌ها را بشنوند و همه ی آنها را بتوانند مستند در پژوهشان بتوانند استفاده کنند به روایت پژوهی رو آوردند به این ترتیب بود در مورد روایت پژوهی و پدیدارشناسی مطالعه کردند و همایش های مختلفی شرکت کردند تا بتوانند خیلی اساسی بازخوردهای مثبت و خوبی از کار بگیرند. توسط آقای دکترنیرو با پایان نامه آقای عطاران آشنا شدند که البته روایت پژوهی نبود مجبور شدندبا ایمیل باایشان ارتباط بگیرند و اطلاع کسب کنند در مورد روایت پژوهی که آقای عطاران در ابتدا گفتند نمی توانید اصرار خانم خلیلیان باعث شد که دکتر عطاران یک کتاب را معرفی کنند که سرآغاز آشنایی ایشان با روایت پژوهی شد&nbsp; والبته با اساتیدی مانند دکتر فراستخواه و همایش ایشان&nbsp; که تفاوت پدیدار شناسی و روایت‌ پژوهی در این همایش&nbsp; بسیار کمک کننده بود. تفاوت پدیدارشناسی و روایت پژوهی این است که در پدیدار شناسی پژوهشگر خیلی نمی‌تواند تفسیر کند و فقط اتفاقی افتاده را می تواند بیان کند و نظر خود را نمی تواند اعمال کند و اجازه نداره تبیین قضیه راندارد در حالی که در روایت پژوهی این اجازه تبیین را دارد. یک عامل خیلی مهم در روایت پژوهی محیط پژوهش است که حتما درآن پژوهشگر حضور داشته باشد.<br>روایت پژوهی ثبت خاطراست، اینکه خاطرات ثبت بشود و تجربیات مورد استفاده دیگران قرار بگیرد خیلی مهم است مثال مرحوم نیرزاده را متذکر شدند که اگر تمام اتفاقاتی که برای در طول زندگی تدریسشان می افتاد را مستند کرده بودند تجربیات&nbsp; خود رابه دیگران منتقل می کردند چقدر قابل استفاده بود. و خیلی خوب است که کار علمی و تحلیلی باشدتا ماندگار بماند و قابل تعمیم به همه این دلایل&nbsp; برای پایان نامه روایت پژوهی را انتخاب کردند که در ایران انجام نشده بود تا زمان ایشان و خانم خلیلیان با مشکلات عدیده ای روبرو شدند مثل ترجمه پایان نامه ها به زبان لاتین و اینکه مجبور بودند فصل بندی پایان نامه را مطابق با کار کمی انتخاب کنند چون غیر از این دانشگاه نمی پذیرفت. فصل بندی کارکیفی متفاوت بود طبق پایان نامه&nbsp; های لاتینی که خانم خلیلیان دیده بودند اما یک سری تفاوت هایی کار کمی و کیفی دارد برای مثال جامعه آماری در کمی ما یک چیز را تعریف می کنیم اما در کیفی محیط را باید مد نظر قرار دهیم.یا تفاوت روایی و پایایی در کار کیفی، مصاحبه های انجام شده توسط فرد مصاحبه شونده خوانده و تایید شود روایی یک کار کیفی است.<br>&nbsp;از دیگر تفاوت ها ابزار پژوهش است که در روایت پژوهی مصاحبه‌ها،یادداشت‌ها، نامه‌نگاری‌ها&nbsp; و تمام چیزهای مکتوب شده بودند. خانم خلیلیان مصاحبه انجام دادند با دانش آموزانی که تحت&nbsp; این آموزش قرار گرفته بودند هم به صورت فردی&nbsp; و هم به صورت گروهی. گروهی به این شکل که یک سوال در کلاس مطرح کرد و تک تک جواب&nbsp; ها را یادداشت می کردند و فردی به این صورت که فردی مصاحبه می کردند و ضبط و ثبت می نمودند.یک مقدار هم نامه نگاری با خود دانش آموزان و با اولیاءشان داشتند. مرحل بعد مصاحبه با دبیرانی که خودشان درگیر این نوع روش تدریس بودندو تبعات مثبت و منفی آن بود.مرحله بعد مصاحبه با کادر مدرسه،کسانی که در ارتباط مستقیم با اولیاء و خانواده ها بودند که در مدارس مختلف نام های مختلفی مانند دبیر راهنما، مشاور و در مدرسه خانم خلیلیان مسئول پایه نام داشت، بود.مرحله بعد مصاحبه با مدیر مدرسه و بعد ازآن مصاحبه با مدارس مجاور. چون مدرسه ایشان بصورت مجتمع می باشد و تبعاتی برای آنها نیز داشت&nbsp; که این اطلاعات باید جمع آوری میشد.&nbsp; برای مثال دانش‌آموزان مقطع راهنمایی فارغ التحصیل شده رفته بود مقطع بعدی چه کسانی بودند و چه پیامد هایی در مقطع جدید داشت.یا مقطع قبل بعنوان نمونه پایه ششم بودند که حرف برای گفتن داشتند و بعداز جمع‌آوری همه مصاحبه‌ها تحلیل می شدند و برای تحلیل داده‌ها روش‌های مختلفی وجوددارد که ایشان از روش کدگذاری استفاده کردند. که چندین بار مطالب را خواندن تا تمام نکته هایی که تکرار شده بود چه مثبت و منفی در کدهایی داده میشد برای مثال در یک مصاحبه اعتماد به نفس خیلی تاکید شده بودند و در دیگری مسئولیت پذیری افزایش پیدا کرده بود. در واقع در متغییرهایی که در کار کمی ما به دنبالش هستیم در این کار کیفی تازه متغییرها را پیدا می کنیم که در روایت پژوهی می گوید که من این کار را انجام داده ام حالا اطلاعات جمع آوری می کنم تا ببینم چه نتایجی داشته است. اینکه من با ذهنیت قبلی وارد کار شوم و تمام توجه ام همان ذهنیت و رسیدن به آن باشد کار علمی نیست،بلکه باید به واقع در محیط قرار داشته و بررسی کند پایایی و پایایی و روایی کار انجام شده است.کار کدگزاری درسی را بصورت دستی شروع کردند هنوز با نرم افزار مکس کیودا آشنا نبودندو&nbsp; بعد ازتبدیل کد ها به درونمایه و&nbsp; بیرون کشیدن آنها از مصاحبه هایی که شاید نزدیک به ۱۲00&nbsp; کد داشتند&nbsp; که از میان آنهاخانم خلیلیان 4&nbsp; درونمایه اصلی را پیدا کردند و به صورتی که&nbsp; کدها&nbsp; را طبقه بندی و از طبقه ها طبقه اصلی یا همان درون مایه استخراج شد.&nbsp; به هر واحد معنایی یعنی یک جمله که یک تعریف خاص دارد یک کد اختصاص دادند. برای مثال دانش آموز گفته بود باعث پیشرفت من شد. یک کد با عنوان پیشرفت از سطح یک اختصاص دادند. <br>فصل ۴&nbsp; که برای خود پژوهشگر می باشد که&nbsp; درپدیدارشناسی اجازه حرف زدن ندارد روایت پژوهی می تواند علاوه بر گفته های دیگران( دانش آموز، مدیر، کار آموزشی) آموزش و حالا باید خود پژوهشگر روایت خود را تبیین و تفسیر و توضیح بدهد. درونمایه‌های خانم خلیلیان&nbsp; شامل :<br>1- احساس عدالت آموزشی با توجه به تفاوت های فردی<br>2- انجام کار گروهی<br>3- کمک به اکتشاف<br>4- توسعه یک سری صفات اجتماعی در دانش آموزان(اخلاقی،اجتماعی)<br>در روایت باید دائم در زمان حرکت کنیم به زمان گذشته برگردیم و به زمان حال که خانم حیدری در پایان نامه مردم نگاری این حرکت در زمان را انجام داده بودند طبق فرمایش خانم خلیلیان ایشان با این الگو این کار را در روش تدریس جدید و قدیم انجام دادند. بعد ها با خانمی آشنا شدند&nbsp; که هم ارشد و هم دکترای شان را که با یک استادی از خارج در ایران انجام داده بودند که ایشان گفته بودند کار کیفی را می توان در یک ماه انجام داد&nbsp; ایشان متذکر شدند در حال حاضر که منابع در این زمینه بیشتر شده&nbsp; کار آسانتر خواهد بود. چندین مقاله و کتاب در این زمینه مطالعه کرده بودند را معرفی کردند کتاب کلاسی از جنس واقعه، در س هایی از استاد غلامحسین شکوهی و کتاب به اجاقت قسم (خاطرات آموزشی).همچنین توصیه کردند کار کیفی کار شیرینی و جذابی است اگر حرفی برای گفتن دارید روایت پژوهی بسیار مفید است.<br>در پایان دکتر نیرو سوالی مطرح کردند مبنی بر اینکه آیا گرند تئوری هم استفاده می کردید به این نتایج می رسیدید ایشان گفتند در آن زمان بیشتر به مطالعه دو روش پدیدار شناسی وروایت پژوهی پرداخته بودند ولی نتیجه و هدفی را که به دنبالش بودند گرفته بودند. چون طرحشان را به دو همکار تازه وارد که هیچ اطلاع از این روش نداشتند داده بودند کاملا متوجه شده بودند وقابل استفاده بود.<br>در پایان این گزارش لازم میدانم که نظر و پیشنهاداتی داشته باشم برای بهبود وپیشبرد اهداف خانم خلیلیان بهتر است این روش در مورد دروس دیگر و سایر مقاطع نیز بررسی&nbsp; شود و چه خوب است که همه مدارس و معلمین از آن بهره جویند.<br><br><br>با احترام و تشکر<br>ولی پور<br></font></font> text/html 2017-11-26T09:04:03+01:00 niroo.mihanblog.com محمد نیرو تاثیر زبان در آموزش با برداشتی از فیلم جدایی نادر از سیمین http://niroo.mihanblog.com/post/820 <font size="2">دانشجوانی که درس جامعه شناسی آموزش و پرورش را گذرانده اند احتمالا با نظریه برنشتاین آشنا هستند. به حسب نظریه برنشتاین ,جامعه شناس انگلیسی بین طبقه اجتماعی و زیان آموزی کودک ارتباط گسترده ای وجود دارد او معتقد است که که طبقه اجتماعی فرد از طریق تاثیر آن برساختار خانواده گونه زبانی کودک را تعیین می کند. برنشتاین ا زدو گونه زبانی محدود و گسترده صحبت می کند. به حسب این طبقه بندی زبان طبقات محروم, ساده , غیر اقناعی و غیر استدلالی و گستره&nbsp; اش محدود است در حالی که زبان طبقات متوسط و بالا , اقناعی و استدلالی و غنی تر&nbsp; است. .برنشتاین معتقد است که زبان کتاب های درسی, زبان طبقه متوسط و بالاست و کودکان طبقات محروم نمی توانند با آن ارتباط برقرار کنند از این رو برنامه د رسی محرومیت آن ها را تثبیت می کند.&nbsp; سال 1389 فیلم جدایی نادر از سیمین آمده بود و پس از دیدن فیلم , بخش هایی از دیالوگ هایی که بین نادر (پیمان معاذی) و سیمین ( لیلا حاتمی ) و ترمه دخترشان رخ می داد با بخش هایی از دیالوگ های حجت (شهاب حسینی) و راضیه (سارا بیات) را انتخاب کردم و یادداشت مربوطه را با راهنمایی استادم دکتر عطاران نوشتم. به نظرم فرهادی بسیار موشکافانه روی دیالوگ های فیلم کار کرده است و خوب از عهده پردازش شخصیت ها برآمده است. برخی دیالوگ های او ماندگارند.<br><br></font><div align="center"><img src="http://img8.irna.ir/1395/13950825/82309509/82309509-71175650.jpg" alt="" vspace="0" hspace="0" border="1" align="bottom"></div><div align="center"><br></div><div align="right"><font size="2"><b>مقدمه</b><br>امروزه سخن از فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) و بهره‌جویی از آن در عرصه‌های گوناگون، زیاد به میان می‌آید. با این وجود ارتباط گفتاری میان افراد و بدون مصنوعات واسطه‌ای، از جمله عمیق‌ترین و مؤثرترین نوع ارتباطات بوده كه گاهی در محیط‌های اجتماعی، آموزشی و خانوادگی مورد غفلت قرار می‌گیرد. چنین ارتباطی موجب ظهور و بروز انواع تعاملات اجتماعی و مبداء بسیاری از آموزش‌های رسمی و غیررسمی می‌شود. در این حال، برخی آن را موجب فربهی جان و معرفت آدمی ‌پنداشته&nbsp; و برخی دیگر با طرح هوش زبانی-كلامی، آن را در كنار دیگر هوش‌های چندگانه، ابزاری برای شناخت و یادگیری معرفی نموده‌اند . بنابراین در حوزه جامعه‌شناسی آموزش و پرورش، بررسی قواعد زبان‌شناختی از موضوعات مهم به شمار می‌آید كه اندیشمندان در این حوزه از جمله باسیل برنشتاین، فیلسوف و جامعه‌شناس معاصر به آن پرداخته‌اند. <br></font></div><div align="right"><font size="2"><b><br></b></font></div><div align="right"><font size="2"><b>تأثیر قواعد زبان‌شناختی بر اختلاف طبقاتی</b><br>برنشتاین ساختار جامعه را دارای نابرابری‌های طبقاتی می‌داند كه تأثیرات آن از طریق خانواده، با ایجاد قواعد زبان‌شناختی متأثر از طبقه اجتماعی مربوطه، منتقل شده و همین امر خود موجب ساختار و فرایند باز تولید طبقاتی می‌شود. به اعتقاد وی، نحوة گفتار و شكل روابط اجتماعی افراد، با ارتباطی دو سویه، در تأثیر و تأثر یكدیگرند. بدیهی است گفت و شنود در خانوادة یك كارگر ساده، در قیاس با خانوادة یك فرد فرهیخته علمی یا اداری در موضوعی واحد، هم در واژگان به كار گرفته شده و هم در چیدمان و هارمونی آن تفاوت زیادی وجود دارد. این موضوع برای قواعد زبان‌شناختی كودكان در ساختار اجتماعی و در خلال جامعه‌پذیری ایشان بیشتر حائز اهمیت است. برنشتاین مشخصاً به دو طبقه كارگر و متوسط اشاره می‌كند. وی كودكان طبقه كارگر را واجد قواعد محدودی می‌داند كه ناشی از تأكید اندك مادران آنها بر زبان به هنگام جامعه‌پذیری ایشان بوده و از سوی دیگر كودكان طبقه متوسط را با دارا بودن قواعد دقیق و مفصل كه منبعث از پاسخ‌های منطقی والدین این گروه به پرسش‌های ایشان می‌باشد، تبیین می‌كند.<br>در قواعد محدود یا زبان عامیانه، جملات، ساده، كوتاه و توصیفی است. در این رویكرد، نمادها با سطح پایینی از تعمیم بیان می‌شوند و استفاده اندكی از قید و صفت، صورت می‌گیرد و مرزی بین محتوا و امر و نهی‌ها وجود ندارد؛ بنابراین ابراز احساسات كودك به طور ضمنی مطرح می‌شود. اما قواعد مفصل یا زبان رسمی، ساختار پیچیده‌ای دارد و متمایل به امور انتزاعی است و از دایره لغات بسیار گسترده‌ای استفاده می‌كند و كودك با داشتن زبان انعطاف‌پذیری می‌تواند احساسات و عقاید خود را به هر دو زبان بیان كند. به اعتقاد برنشتاین این تفاوت در الگوی زبانی، نه ناشی از تفاوت در ضریب هوشی است؛ بلكه ناشی از تفاوت در روابط اجتماعی است. وی همچنین معتقد است عقب‌ماندگی نسبی بسیاری از كودكان طبقه كارگر، تا حدود زیادی نتیجه عقب‌ماندگی‌هایی است كه توسط فرایند زبان‌شناختی منتقل شده است. بنابراین فرزندان طبقه كارگر با داشتن سرمایه فرهنگی كمتر، از موقعیت پایین زبان‌شناختی خود در عذابند. <br>این تفاوت‌ها با ورود كودك به مدرسه بیشتر نمایان گردیده و اهمیت می‌یابند. زیرا نوع زبان مورد قبول و استفاده در مدرسه، همان قواعد مفصل است. زبانی كه برای كودك طبقه متوسط آشناست و كودك طبقه كارگر با آن بیگانه است. به زعم برنشتاین از آنجا كه مدرسه بر حالت ابزاری، عقلانی، سازنده و تحقیقیِ تفكر و دانش تأكید دارد، بنابراین زبان، نوعی نقطه ضعف و عامل عقب ماندگی برای كودكان طبقه كارگر و نوعی امتیاز مثبت برای كودكان طبقه متوسط به حساب می‌آید و این امر نیز به شكاف میان این دو دامن می‌زند.</font></div><div align="right"><font size="2"><b><br></b></font></div><div align="center"><font size="2"><b><img src="http://cdn.appido.ir/storage/4219/c96e5fb4/61991022ea9ae61fc7d.jpg" alt="" vspace="0" hspace="0" border="1" align="bottom"></b></font></div><div align="right"><font size="2"><b><br></b></font></div><div align="right"><font size="2"><b>قواعد زبان‌شناختی&nbsp; طبقاتی در جدایی نادر از سیمین</b><br>در فیلم جدایی نادر از سیمین، شاهد تعامل و تقابل دو خانواده از دو طبقه كارگر و متوسط جامعه هستیم. اگرچه منتقدین زیادی در له یا علیه این فیلم، از جنبه‌های گوناگون اجتماعی، اخلاقی، سیاسی، حقوقی و فنی سخن‌ها رانده‌اند، لكن آنچه در این نوشتار مطمح نظر است، تحلیلی از آن بر مبنای نظریه برنشتاین است. شخصیت‌های اصلی این فیلم عبارتند از نادر و سیمین و فرزندشان ترمه از طبقه متوسط جامعه و همچنین حجت و راضیه و دختر كوچكشان سمیه از طبقه كارگر. صرف نظر از داستان غم‌انگیز این فیلم و پایان أسف‌بار آن، شاهد نحوه گفتمان متفاوت میان این دو خانواده در روابط درونی و بیرونی آنها هستیم.</font></div><div align="right"><font size="2">در مطلع فیلم و در گفتگوهایی كه میان نادر و سیمین در دادگاه و در حضور قاضی و حتی با وی در می‌گیرد، ناظر بر آنیم كه دیالوگ‌ها اگرچه همراه با لحنی ناآرام و بعضاً پرخاشگرانه است، ولی در فحوای آنها جنبه‌هایی از براهین پیدا و پنهان ملحوظ است كه نوشته حاضر قصد ارزش‌گذاری و قضاوت آنها را ندارد؛ هرچند كارگردان با قرار دادن دوربین به جای قاضی، از ابتدای فیلم بیننده را به قضاوت طلبیده است، تا آنجا كه در خاتمه فیلم نیز پاسخ دخترشان ترمه را در انتخاب پدر یا مادرش ناتمام و بر عهده بیننده واگذار نموده است. اصطكاك میان این زوج، در دیگر صحنه‌های فیلم نیز باز مبتنی بر احتجاجات غالباً منطقیِ گاه تندی استوار است؛ علاوه بر اینكه در هیچیك از دعوا‌های ایشان، الفاظ توهین‌آمیزی مبادله نمی‌گردد و عقاید و احساساتشان را با كلام، و در اوج فشار با اشك، تجلی و تسلی می‌بخشند. <br>بدیهی است كه خانواده‌ای با این شاكله، در دوران صلح و صفا، به طریق اولی گفتگویی نیكوتر از این را با واژگانی آمیخته با مهر در پیش می‌گیرند و چون فیلم در پی مقصودی خاص تدوین گردیده، ضرورتی در به تصویر كشاندن آن نداشته است. <br>این زن و شوهر طبقه متوسط، كه یكی كارمند بانك و دیگری معلم زبان یك مؤسسه آموزشی است؛ با داشتن سلایق متفاوت از جمله موسیقی مورد علاقه‌شان كه یكی موسیقی سنتیِ با آواز شجریان، و دیگری موسیقی مدرنِ با نماد پیانو می‌باشد، گفتگویشان را در دشوارترین و پرتنش‌ترین عرصه‌های زندگیشان، با تأسی به ادبیاتی تبیین‌گر حس و عقل به نمایش می‌گذارند. در این میان نظارت بر این مكالمات و تعاملات، جدا از آنكه موجب فزونی تألّمات فرزند خانواده می‌گردد، طبعاً به یادگیری و یادسپاری روندی چنین در فرایند ضمنی جامعه‌پذیریش می‌انجامد. به گونه‌ای كه وی را شخصیتی موقر، پرسش‌گر، منطقی و در عین حال با عطوفت مقتضی سنش یافته، كه با تدقیق پیرامونش می‌تواند به بیان عقیده و احساسش بپردازد. <br>این امر به ویژه از آنجا ناشی می‌گردد كه والدین و به صورت آشكار، نادر در گفتگو با دخترش ترمه، توضیحاتی مستدل و نسبتاً بسیط را در پاسخ به سؤالات و تفسیر وقایع و انتظارات تصریحی و تلویحی‌اش بیان می‌دارند.&nbsp; برای نمونه می‌توان به استدلال عدم نیاز به پرداخت انعام به متصدی پمپ بنزین، تأكید بر جایگزین نمودن معادل‌های فارسی در معانی لغات، توضیح ادلّه و نمایش در صحنه وقوع، مبنی بر تبرئه پدر در سقط جنین مستخدم و توضیح&nbsp; به ظاهر منطقی او را در پنهان نمودن حقیقت، نزد قاضی اشاره كرد.</font></div><div align="right"><font size="2"><br></font></div><div align="center"><font size="2"><img src="https://media.isna.ir/content/1417965573531_seperation.jpg/3" alt="" vspace="0" hspace="0" border="1" align="bottom"></font></div><div align="right"><font size="2"><br></font></div><div align="right"><font size="2">از سوی دیگر حجت كه ده سال در یك كفاشی كار كرده و سپس اخراج شده است، پدر خانواده‌ای از طبقه كارگر است كه دارای گفتگوی كاملاً متفاوت بوده و این امر در جریان پی‌گیری سانحه همسر وی نمایان می‌شود. واژگانی محدود، الفاظ ركیك، تشبیه‌های ناپسند و توهین‌های عدیده در دیالوگ‌های او حتی در محضر قاضی و در محیط مدرسه، ناشی از فرهنگ خاص كلامی و ناتوانی آشكار وی در بیان عقاید و احساسات خود كه طبعاً ریشه در تربیت و جامعه‌پذیری وی دارد، مشهود است. او حتی در ابراز موضوعات عاطفی از جمله علاقمندی به خانواده خود در حضور دیگران از تعابیر ناشایست استفاده می‌كند. وی با اعتراف به اینكه به سان نادر نمی‌تواند سخن بگوید، با عصبیت به واكنش‌های فیزیكی از جمله خودزنی و شكستن شیشه ماشین می‌پردازد. حجت در محاجّه‌های خود از قسم خوردن و قسم خواستن به مقدسات فروگذار نكرده و گویا این كار را نه صرفاً بر اساس پایبندی عمیقش به ارزش‌ها انجام داده، كه تقاضا از همسرش برای شهادت دروغ در نشست آخر، گواه بر این مدعاست، بلكه برای جبران ناكامی‌های احتجاجات مدعای خود، به آن متوسل می‌شود.</font></div><div align="right"><font size="2"><br></font></div><div align="center"><font size="2"><img src="http://files.cinemacenter.ir/images/m560hz61652meswr98.jpg" alt="" vspace="0" hspace="0" border="1" align="bottom"></font></div><div align="right"><br></div><div align="right"><font size="2">هر چند در این فیلم مكالمه‌ای بین حجت و فرزند كودكستانی‌اش سمیه واقع نگردید، ولی می‌توان تصور نمود كه در صورت تعامل این دو، رفتار و گفتار چنین پدری در منزل و با فرزند خویش مغایر با شرایط مزبور نباشد و گفتگویی بر مبنای شكیبایی و توضیح اقناعی و اغنایی رخ نگیرد. چرا كه با فرض انتظار بیشتر در ارتباط كلامی مفید و مناسب میان مادر یعنی راضیه با دخترش سمیه، ناظر بر آنیم كه نوعاً كلام وی آمرانه، بدون توضیح، با جملاتی كوتاه و عتاب آمیز است. به عنوان مثال وقتی مادر به كودك می‌گوید به كپسول اكسیژن دست نزند، در مواجهه با سوال فرزندش كه اكسیژن چیست؟ پاسخی نداده و فقط می‌گوید در را ببند كه كودك از سر كنجكاوی به هنگام استفاده پیرمرد به بازی و یا كشف آن ناچار می‌شود. یا با شنیدن صدای جنین در شكم مادر، سؤالش دوباره بی‌پاسخ می‌ماند و با كثیف شدن لباسش با تندی و لفظ نامناسب مادرش مواجه می‌گردد. این در حالی است كه در اوج دعوای میان پدران این دو خانواده، سمیه به هنگام دریافت دفتر خود، با برخوردی آرام و همراه با بیان دلیل مقتضی درك وی از سوی نادر مواجه می‌گردد. طبیعی است كه سمیه در چنین شرایطی دارای واژگان و مهارت كلامی محدودتری نسبت به ترمه در شرایط سنی یكسان باشد.<br>كلام آخر<br>مانند ترمه و سمیه كه برخاسته از خانواده‌هایشان در طبقات مختلف جامعه هستند، در مدارس به طور قابل ملاحظه‌ای وجود دارند و بر اساس آنچه گذشت تفاوت در گفتگو، تفاوت در یادگیری و جامعه پذیری را در پی داشته و موجب بازتولید طبقات خواهد گردید و این چرخه ادامه می‌یابد. آموزش و پرورش در جامعه عدالت‌محور، هنگامی می‌تواند مانع از این امر گردد كه تفاوت‌ها را پاس داشته و در سازوكارش، از این ویژگی ناخواسته كودكان، سهواً نقاط قوت و ضعف آغازین بنا ننهد و به گونه‌ای فرایند یاددهی- یادگیری را سامان بخشد كه به همگرایی این دانش‌آموزان در امر آموزش بیانجامد.<br>جدایی نادر از سیمین از منظر یاد شده به واقعیتی تلخ اشاره می‌نماید كه با تأمل در آن، می‌توان از تهدید بازتولید طبقاتی در مدرسه، با در انداختن طرحی نو، فرصتی دیگر مهیا ساخت.</font><br></div> text/html 2017-11-22T07:33:08+01:00 niroo.mihanblog.com محمد نیرو کلاس آمار از نگاه یک دانشجو http://niroo.mihanblog.com/post/819 <font size="2">بعد از انتخاب واحد و زمانبندی کلاس ها متوجه شدم که شروع کلاس هایم با درس آمار توصیفی می‌باشد که تنها آشناییم با درس آمار چون در رشته ادبیات و علوم انسانی تحصیل کرده ام در سال اول دبیرستان بوده و یک فصل از ریاضی پایه ششم که در آن مشغول تدریس هستم. در نتیجه قبل از شروع کلاس ها با ترسی مواجه بودم که سالیان سال از این درس و درس ریاضی فاصله گرفته ام و به احتمال زیاد با مشکل بزرگی مواجه میشوم. <br></font><div align="center"><br></div><div align="center"><img src="http://www.lenzor.comhttp://mihanblog.com/public/public/user_data/photo/16476/16475709-b55dfb206aec331b671db53ad9bd265d-l.jpg" alt="" align="bottom" width="625" vspace="0" hspace="0" height="469" border="1"></div><font size="2"><br>در جلسه اول اکثریت قریب به اتفاق همکلاسی هایم این ترس را از خود بروز دادند اما با قوت قلب استاد نیرو که این اطمینان به ما دادند که با تسلط بر چهار عمل اصلی میتوان درس آمار را یاد گرفت تا حدی این ترس را در وجود ما کم کردند. پس از آن چند کتاب در اختیار ما قرار دادند و با گروه بندی انجام شده از ما خواستند که مطالبی که بر روی تخته نوشته و هر کدام به گروهی اختصاص داده شده را از کتاب استخراج کنیم و در انتها این مطالب را بر روی کاغذ A3 نوشته و بر تخته کلاس چسباندیم و نماینده ای از هر گروه عنوان خود را برای همکلاسی های دیگر توضیح دادند.<br><br></font><div align="center"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16475353-8403-l.jpg" alt="" align="bottom" width="627" vspace="0" hspace="0" height="470" border="1"><br></div><font size="2"><br>در جلسه دوم پیش مطالعه فصل دوم انجام شد و مباحث در گروهها مورد بررسی قرار گرفت و سپس استاد تدریس را انجام دادند و قرار بر این شد تکالیف آن فصل در منزل انجام شده و حل آن را برای استاد بفرستیم و استاد نیرو اعلام کردند که فصل جدید را به صورت فیلم در اختیار ما قرار می‌دهند که از آن طریق با مباحث درس جدید آشنا شویم و در واقع تدریس معکوس را برای این تدریس این&nbsp; درس انتخاب کردند. اولین بار که این فیلم در شبکه آپارات مشاهده کردم با مشکلاتی مواجه بودم از جمله سرعت کم اینترنت که در جلسات بعد استاد این فیلم ها را هم در گروه کلاسیمان فرستاده و هم اگر فلش داشتم در کلاس فیلم ها را در فلش ریخته و در اختیارمان قرار میدادند.<br><br></font><div align="center">[http://www.aparat.com/v/wM6J3]<br></div><font size="2"><br>&nbsp;بعد از مشاهده فیلم در منزل در جلسه بعد در کلاس گروهبندی شده و در گروهها در ابتدا جواب تکالیف آن هفته را با هم بررسی کرده و سپس در گروههای علمی&nbsp; مطالب را به یکدیگر آموزش میدادیم. در شروع اجرای این تدریس اکثریت دانشجویان و همچنین خودم بر این اعتقاد بودم که درس ریاضی حتما باید در کلاس توسط استاد تدریس شده و در غیر این صورت آموزش درست انجام نمی‌شود و شاید علت این دیدگاه نشأت گرفته از سیستم آموزشی که ما در آن درس خوانده این و یا درس میدهیم باشد. ولی با گذشت زمان این نوع آموزش و یادگیری برایمان قابل پذیرش شد و با در اختیار داشتن فیلم در منزل در زمانی که آمادگی لازم برای یادگیری درس ریاضی را داشتیم فیلم ها را مشاهده میکردیم و در کلاس جلسه بعد با حل تمرین های هر فصل رفع اشکال صورت می‌گرفت. <br><br></font><div align="center"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16474070-1863-l.jpg" alt="" align="bottom" width="629" vspace="0" hspace="0" height="472" border="1"><br></div><font size="2"><br>میتوانم به اطمینان بگویم که اگر این روش در تدریس درس آمار برای ما اتفاق نمی‌افتاد علاوه بر اینکه مطمئن بودم در این تعداد محدود جلسات تدریس کتاب آمار به پایان نمی‌رسید و با توجه به اینکه این درس برای رشته ما درسی پیش‌نیاز می‌باشد تا این حد نمی‌توانستیم به مطالب این درس مسلط شویم. فیلم های آموزشی طوری طراحی شده که اگر حتی یک دانشجو در کلاس حضور نداشته باشد به راحتی با دیدن فیلم ها میتواند به درس مسلط شود.<br><br></font><div align="center"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16474050-2629-l.jpg" alt="" align="bottom" width="629" vspace="0" hspace="0" height="472" border="1"><br></div><font size="2"><br>این روش تدریس ابتدا با جبهه گیری اکثریت دانشجویان مواجه شد که بعد از تماشای اولین فیلم در کلاس اعتراضات به استاد اعلام شد برخی مثل من بر این اعتقاد بودند که حتما از هر مبحث یک سوال در کلاس حل شود (شاید به این دلیل که در تمام طول سال های تحصیل ما تمام کارهای تدریس در کلاس توسط معلم انجام میشده) تا اشکالات برطرف شود و برخی بر این باور بودند که فیلم همان روخوانی کتاب است و ما دانشجویان دانشگاه پیام نور نیستیم که به صورت مجازی برایمان تدریس شود.<br><br></font><div align="center"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16475355-7883-l.jpg" alt="" align="bottom" width="629" vspace="0" hspace="0" height="473" border="1"><br></div><font size="2"><br>با گذشت چند جلسه و اینکه به این نتیجه رسیدیم که میتوان با این روش هم آموزش دید، کم کم اعتراضات و انتقادات به پایان رسید. استفاده از این روش تدریس و کار گروهی در کنار هم موفقیت این روش را دو چندان میکند. البته موفقیت این روش در صورتی امکان پذیر می‌باشد که حتما فراگیر در زمان مناسب که آمادگی دارد منزل فیلم را مشاهده کند در غیر این صورت برای فراگیر مشکل دوچندان ایجاد میکند.<br></font> text/html 2017-11-15T07:12:30+01:00 niroo.mihanblog.com محمد نیرو کلاس آمار از منظری دیگر http://niroo.mihanblog.com/post/818 <p><font size="2">در پست قبلی برخی از محاسن کلاس آمار را بیان کردم. در این پست می خواهم برخی از کاستی ها یا بهتر است بگویم چالش های آن را بر اساس کلاسی که در روز چهارشنبه 24 آبان ماه برگزار شد اشاره کنم. این جلسه ششم کلاس بود و سومین جلسه ای بود که در آن دانشجویان بعد از نگاه کردن فیلم آموزشی به کلاس آمده بودند. امروز یکی از دانشجویان که جلسه گذشته فیلم آموزشی را مشاهده نکرده بود اظهار داشت که استاد خود شما تدریس کنید. <br></font></p><p align="center"><font size="2"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16475358-3386-l.jpg" alt="" align="bottom" width="629" vspace="0" hspace="0" height="473" border="1"></font></p><font size="2"> </font><p><font size="2">فکر می کنم به دلیل آنکه فیلم مربوط به این را به شایستگی مشاهده نکرده بود، بنابراین در کار گروهی نیز از دوستان خود بهره کافی نبرده بود. در این حال او انتظار داشت که من خودم تدریس کنم. به نظر می رسد که بهره برداری از کلاس وابسته به نگاه کردن فیلم آموزش در پیش از کلاس از سوی دانشجویان باشد. آنها به خوبی می دانند که در این شرایط دیگر دانشجویان هرگز جای خالی استاد را پر نمی کنند. بنابراین کارگروهی زمانی اثربخش است که دانشجویان بعد از بازدید فیلم در همیاری حل آن اقدام کنند و در اشکال موضوعات را خوب یاد بگیرند. <br></font></p><p align="center"><font size="2"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16474039-9096-l.jpg" alt="" align="bottom" width="629" vspace="0" hspace="0" height="473" border="1"></font></p><font size="2"> </font><p><font size="2">نکته دیگر این است که به نظر می‌رسد باید فیلم های بلند را به قطعات کوتاه تبدیل کرد. دانشجویان اظهار می داشتند که در اواخر فیلم گویا دچار اضطراب می شود این اضطراب به نظرم می رسد که ناشی از هجمه گسترده اطلاعات است که در آن فیلم منتقل می شود. همچنین خستگی و کاهش انرژی که در این مسیر در اواخر فیلم بر آنها وارد می‌شود. جالب است که آنها همین نکته به ظاهر ساده را کمتر مورد توجه قرار می دادند و خود ایشان فیلم را در قطعات مختلف و در زمانهای متفاوت نگاه نمی کردند. البته برخی دانشجویان رویه های مختلفی را نیز برای نگاه کردن فیلم برمی گزیدند. مثلا یکی می گفت که من ابتدا صدای فیلم را از گوشی نگاه می کنم بعد همراه کتاب درسی، فیلم را نگاه می کنم.<br></font></p><p align="center"><font size="2"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16475354-2139-l.jpg" alt="" align="bottom" width="630" vspace="0" hspace="0" height="473" border="1"></font> </p><font size="2"> </font><p><font size="2"> بنابراین به نظر می‌رسد بهتر خواهد بود که مانند دانش آموزان مدرسه فیلم را حداکثر در زمان‌های ۱۵ دقیقه ای تنظیم کنم تا آنها را در مدیریت نگاه کردن و استفاده درست از فیلم ها راهنمایی کنم و بدین شکل ایشان فیلم را در زمان های مختلف مشاهده کنند.</font></p><p align="center"><font size="2">[http://www.aparat.com/v/PoAXJ] </font></p><font size="2"> </font><p> </p><font size="2"> </font><div class="aparatFrame"> </div><font size="2"> </font><p><font size="2">امروز همچنین فرصتی ایجاد شد تا در پایان کار گروهی سوالاتی را از مباحث مربوط به این فصل بر روی تخته نوشتم و از آنها خواستم که خود این مسئله ها را که نمونه‌های از مسائل امتحان است حل کنند. نکته جالب توجه برای من این بود که تقریباً تمامی دانشجویان موفق به حل درست این سوال‌ها شدند. به عبارت دیگر آنها در عمل این فصل را هم یاد گرفتند و با اعتماد به نفس بیشتر و احساس لذت یادگیری مسائل مربوطه به پایان این فصل را هم به عنوان تکلیف جلسه آینده حل خواهند کرد. <br></font></p><p align="center"><font size="2"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16475356-7157-l.jpg" alt="" align="bottom" width="629" vspace="0" hspace="0" height="472" border="1"></font></p><font size="2"> </font><p><font size="2">نکته جالب دیگر اینکه خانم جنتی به عنوان دانشجوی میهمان با یک جعبه شیرینی تر به کلاس آمد و کامل دوستان در میانه کلاس شیرین شد و بر شیرینی یادگیری تعاملی آنها افزود. ظاهراً برای جلسات آینده نیز این کار توسط سایر دوستان و دانشجویان به مناسبت های مختلف تکرار خواهد شد. بدین ترتیب می‌توان کلاس سه ساعتی را بی وقفه و با خستگی حداقلی دنبال کرد و با رویی گشاده و احساس شعف آن را به پایان رساند. <br></font></p><p align="center"><font size="2"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16475359-8411-l.jpg" alt="" align="bottom" width="630" vspace="0" hspace="0" height="473" border="1"></font></p><font size="2"> </font><p><font size="2">در پایان گزارش یکی از دانشجویان را از این جلسه می آورم. </font></p><font size="2"> </font><p align="center"><font color="#000066" size="2"><u><b>خاطرات یک روز آماری</b></u><br></font> </p><font color="#000066" size="2">امروز چهارشنبه 24 آبان ماه سال 96 تقریبا" دوماه از ترم اول کلاس ارشد می گذرد، وارد دانشگاه شدم به سمت ساختمان دانشکده علوم تربیتی رفتم مثل همیشه می خواستم از پله ها طبقه سوم بروم که برخلاف هفته های پیش آسانسور طبقه همکف بود و خوشبختی نصیب من شد وبرای اولین بار از آسانسور استفاده کردم . </font><p><font color="#000066" size="2">اولین کلاس ، درس آماربود درسی که به ظاهر سخت ولی درباطن شیرین به نظر می رسه واکثر بچه ها درابتدای کلاس با آه وناله شروع می کنند ودرپایان کلاس آسوده خاطر کلاس را ترک می کنند.<br>وقتی وارد کلاس شدم تنها دونفر از دانشجویان سرکلاس حضور داشتند بعد از سلام واحوالپرسی تعداد کمی از دانشجویان اضافه شدند وبالاخره استاد راس ساعت 8 باظاهری آراسته وروی گشاده ولبخند مانند هفته های پیش وارد کلاس شدند وبعد از سلام واحوالپرسی شش نفری که درکلاس حضور داشتیم دریک ردیف کنارهم نشستیم.</font></p><p align="center"><font color="#000066" size="2"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16475357-1403-l.jpg" alt="" align="bottom" width="629" vspace="0" hspace="0" height="472" border="1"></font> </p><font color="#000066" size="2">استاد نفرات را از سمت چپ کلاس به ترتیب به صورت شماره های 1و2شماره گذاری کردند وقرارشد نفرات هم شماره دریک گروه قراربگیرند .تقسیم بندی نفرات درگروهها معمولا بصورتی انجام می گیرد که سه نفر از دانشجویان که سابقه ریاضی داشتند و تسلط بیشتری دارند هر یک در یکی از گروه ها حضور داشته باشند. </font><p><font color="#000066" size="2">درحین جابجاشدن بچه ها نکته جالبی توجه من را به خودش جلب کرد یکی از دوستان که شماره 2بود و می بایست درگروه ما قرار می گرفت و تا حالا با من هم گروه نبودیم تمایل داشتند به گروه دیگری برود ودوست دیگری که شماره 1 بودند وجلسه گذشته درگروه ما بودند تمایل داشتند درگروهی که من هستم باشند. برای من تجربه با نفرات جدید همیشه خوشایندتر است تا با یک گروه همیشگی، چون از تجربیات ودیدگاه های تمامی افراد بهره مند شدن برای من مطلوب تر است و وابسته و شرطی شدن سدی است برای عدم پیشرفت. </font></p><font color="#000066" size="2"> </font><p><font color="#000066" size="2">من از دوست عزیزم درخواست کردم که اگرتمایل دارند درگروه دیگر باشند وبه آن گروه ملحق شوند وبادوست دیگری جابجا شوند ،که در وهله اول تصورکردند من ناراحت شدم درصورتیکه اصلا اینطور نبود.</font></p><p align="center"><font color="#000066" size="2"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16475355-7883-l.jpg" alt="" align="bottom" width="631" vspace="0" hspace="0" height="473" border="1"></font></p><font color="#000066" size="2"> </font><p><font color="#000066" size="2">درابتدای کار قراربراین شد که پاسخ های تشریحی فصل چهارم را با افرادگروه چک کنیم تا مشکلات تک تک نفرات رابررسی وبا همفکری یکدیگر صحیح ترین پاسخ یاروشهای متفاوت را از فرمولهای مختلف با هم بدست بیاوریم .هنوز کاربصورت جدی شروع نشده بود که دوستان جدید وارد کلاس شدند.</font><font color="#000066" size="2">یکی ازنفرات جناب آقای یحیی زاده بودندکه هفته گذشته زائرکربلا بودند وقتی وارد کلاس شدند استاد به سمت ایشان رفته ودست داده وروبوسی کردند که با خضوع وفروتنی که از استاد درکلاس به چشم می خورد انتظار این برخورد نیز می رفت ولی متاسفانه با نگاه تعجب آمیز بعضی از دوستان مواجه شدم . تمامی بچه ها پس از عرض زیارت قبول ودرخواست ولیمه درحدشوخی برجای خود قرارگرفتند وگروه سوم هم باحضور خانم عسگری تشکیل شد،درواقع سه گروه چهارنفره.دراین جلسه سرکارخانم جنتی از دانشجویان دانشگاه خاتم نیز به عنوان مهمان مجددا" حضورداشتندوبا آوردن شیرینی میزبانانی چون مارا شرمنده کردند.</font><br></p><font color="#000066" size="2">بعد ازبرقراری آرامش وقرارگرفتن دانشجویان درگروهها پاسخ های سوالات تشریحی درهریک از گروههابررسی شد ونماینده هرگروه به دلیل کمبود وقت صرفا" جواب نهایی هریک از سوالات را برروی تابلو جهت مقایسه نوشتند.</font><font color="#000066" size="2"><br><br></font><div align="center"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16466090-7242-l.jpg" alt="" align="bottom" width="630" vspace="0" hspace="0" height="356" border="1"><br></div><font color="#000066" size="2"><br>پس ازاتمام کار دانشجویان ،استاد پاسخ هارا مقایسه ونکات لازم درنوشتن فرمولها را متذکرشدندبعنوان مثال دریکی از سوالها cv قد و وزن خواسته شده بود که دوستان برروی تابلو نوشته بودند ....= قد که درعلم ریاضیات وفرمول نویسی خیلی نوشتن این نکات حائز اهمیت است نکته ای که شاید دانشجویان کمتر به آن بها می دهند وصرفا نوشتن جواب آخر را کافی می دانند.<br><br></font><div align="center"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16466093-3301-l.jpg" alt="" align="bottom" width="629" vspace="0" hspace="0" height="355" border="1"><br></div> <font color="#000066" size="2">استاد دراین جلسه نحوه محاسبه واریانس –میانگین وانحراف استاندارد را با استفاده از نرم افزار اکسل توضیح دادند وخاطرنشان کردند که نرم افزار اکسل برای محاسبه انحراف استاندارد N-1 را درمخرج فرمول درنظر می گیرد درصورتی که معمولا براساس کتاب دانشجو Nرا درنظر می گیرد.</font><font color="#000066" size="2"></font><p><font color="#000066" size="2">پس از اتمام این بخش ،یادگیری فصل پنج به شرح زیر شروع شد به این ترتیب که چهارنفری که درهریک از گروهها بودند یکی از شماره های 1-2-3-4 را انتخاب کردند وچهارموضوع فصل پنج که شامل چارک شماره یک –دهک شماره دو– نقطه درصدی شماره سه ورتبه درصدی شماره چهاربه افراد طبق شماره هایشان اختصاص یافت وگروههای تخصصی درهرموضوع به شکل جداگانه شکل گرفت تا باتوجه به فیلم آموزشی که توسط استاد تهیه وارسال شده بود وپیش آموخته های هریک از دانشجویان تعاملات لازم جهت یادگیری عمیق تر مطلب شکل بگیرد. <br></font></p><p align="center"><font color="#000066" size="2"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16466086-2156-l.jpg" alt="" align="bottom" width="629" vspace="0" hspace="0" height="354" border="1"></font></p><font color="#000066" size="2"> </font><p><font color="#000066" size="2">درحین جابجایی دانشجویان ، دانشجوی جدیدی بنام خانم افضلی وارد کلاس شدند وپس از صحبت بااستاد جهت آشنایی با دوستان ،شیرینی را که خانم جنتی زحمت کشیده بودند راتعارف دوستان کردند.<br>اصطلاح جالب استاد که قند خون بچه ها پایین اومده منو یاد جمله اقای مهران مدیری دربرنامه دورهمی انداخت که می گفتند انرژی هاتون نیفته.<br>خانم افضلی دانشجوی تازه وارد توسط استاد جهت حضور درکلاس پذیرفته شدند این درحالی بود که صبح دوتا از دانشجویان رشته دیگری سراسیمه داشتند خودشان را به کلاس می رساندند که اگر تاخیر می داشتند نمی توانستند درکلاس حضور یابند .شاید مشکل از من دانشجو هست که باید همیشه خط کش بالای سرم باشد تا منظم ودقیق کارکنم وازبرخورد خوب واحترام آمیز اساتید ودوستان خوب سوءاستفاده کنم این درحالیست که اکثریت دوستان خودشان فرهنگی هستند و با شاگردان خود قطعا درمواجهه با چنین رفتارهایی برخورد می کنند.</font></p><p align="center"><font color="#000066" size="2"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16466092-5188-l.jpg" alt="" align="bottom" width="630" vspace="0" hspace="0" height="356" border="1"><br></font></p><p align="right"><font color="#000066"><font size="2">وقتی درگروههای تخصصی جابجاشدیم من بعنوان یک همکلاسی انتظارم از هم گروهی خوداین بود که حداقل یک بار درس استاد را گوش داده باشد ونکات مهم را یادداشت کرده باشد ولی متاسفانه این اتفاق نیافتاده بود واین برای من که یک دانشجو هستم بسیار تاسف بار است واحساس شرمندگی می کنم چراکه همه ما به میل شخصی وبا پذیرفتن تمام مشکلاتی که درمسیر درس خواندن پیش رو داریم قدم دراین راه گذاشته ایم.<br>برای بعضی ازدانشجویان این شیوه تدریس خوشایند نیست واز استاد انتظاردارند درکلاس وپای تابلو درس بدهد وپیش خود تصور می کنند استاد درکلاس کاری انجام نمی دهد. درصورتی که اگر منصفانه بخواهیم نگاه کنیم درمقطع ارشد اساتید فقط منابع را معرفی می کنند وحضور درکلاسشان را منوط به رفع اشکال میداننددرکلاس آمار نیز&nbsp; همانند اساتید دیگرکلاس ها&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; می توان&nbsp; سرفصل مطالب رابیان ومیزان یادگیری را بسته به میزان استعداد دانشجوگذاشت وحال این دانشجو برای یادگیری بیشتر باید زمان بیشتری صرف کند نه استاد. بعد ازاتمام زمان درگروههای تخصصی ،هریک از نفرات به گروه اولیه برگشته ومبحث مربوط به خودرا به دیگر افراد گروه توضیح داده تا اگر هنوز مشکلی دراذهان باقی مانده رفع ورجوع نماید.<br></font></font></p><p align="center"><img src="https://static.asset.aparat.com/lp/16466085-6033-l.jpg" alt="" align="bottom" width="630" vspace="0" hspace="0" height="356" border="1"></p><p align="right"><font color="#000066"><font size="2">از نکات مهم کلاسهای jigsaw حضور مداوم استاد درهریک از گروهها وگوش فرادادن به نحوه صحبت دانشجویان وبرطرف کردن ایرادات ومسائلی است که هنوزبرای عده ای&nbsp; نامفهوم باقی مانده است.این روش خیلی دشوارتر ازاین است که استاد درپای تابلو مطالب را عنوان کند وبقیه را بعهده دانشجو بگذارد ،ایستادن درکنار هرگروه&nbsp; وتوجه به نکات کارگروهی دشوارتر به نظر می رسد مخصوصا اگر قدبلند باشید این مسئله را به لحاظ فیزیکی وجسمی بیشتر درک خواهیدکرد.<br>پس از اتمام مباحث فصل پنجم استاد سه سوال به ترتیب مطرح کردند که هرنفر درابتدا به تنهایی همانند کوئیز حل نماید وپاسخ سوال را برروی تابلو بنویسد ودرنهایت یکی از دانشجویان پاسخ کامل را برروی تابلو یادداشت می نمود.به همین ترتیب سه سوال برای درک بیشتر مفاهیم بسیار سودمند واقع شد.</font></font></p><p align="right"><br></p><p align="right"><font color="#000066"><font size="2">قبل از شروع یادگیری فصل پنجم سرکار خانم شریفی که درگروه مابودند به دلیل کاری که برایشان پیش آمده بود کلاس را ترک کردند وازمن خواستند سوالات مطرح شده درکلاس رابرایشان بفرستم.<br><br>جناب آقای حسن پور درکلاس به تنهایی درردیف جلو کلاس به حل تمرین ها می پرداختند که به نظر می رسید مسئله ای ذهنشان را مشغول کرده که درکلاس بعدی متوجه شدم متاسفانه خواهرشان به همراه دوتن از دوستانشان درمقابل دبیرستان بایک پراید که راننده آن گواهینامه نیز نداشته تصادف کرده اندکه خوشبختانه برای خواهرشان اتفاق جدی نیفتاده بود.<br><br>درپایان برداشت شخصی خودراازکلاس آمار اینگونه می توانم بیان کنم که:<br><br>1-بعضی از دانشجویان به امید دوره مباحث درکلاس ،شاید اصلا فیلم آموزشی را مشاهده ننمایند.<br><br>2-شاید هنوز بیشتر دانشجویان شیوه سنتی آموزش را به جهت دور بودن ازتکنولوژی های جدید ترجیح می دهند.بعنوان مثال اگر همه بچه ها با نرم افزار اکسل آشنابودند فرصت بسیار مغتنمی برای من وامثال من بود تا از دانسته های بیشتر استاد استفاده می کردیم.<br><br>3-دردوران جنگ تحمیلی سال تحصیلی 68-67 یک بخشی از دروس کلاس اول را درمنزل از طریق تلویزیون آموزش می دیدم که با توجه به سن همکلاسان عزیز قطعا اکثریت این دوران را تجربه کرده اند وبرای یادگیری بیشتر هم تلاش بیشتری می کردیم ولی الان با گذشت این همه سال وگذراندن 16سال تحصیلی چرا از وجود اساتید ،دوست نداریم استفاده کنیم ویا حتما باید نمره درکارباشد که برویم ومطالعه کنیم . ایکاش صرفا جهت پاس شدن ودریافت نمره درس نخوانیم.<br><br>4-یکی از ایرادات خود من دردرس آمار تفسیر داده هاست وفرق آمار استنباطی وتوصیفی درکنار هم هنوز بعنوان یک question mark درذهنم باقیست که حالا پاسخ سوال را چگونه تفسیر کنم.<br><br>5-دراین کلاس زمان کاملا کنترل شده می باشد ووقت کلاس به هیچ وجه بیهوده تلف نمی شود.<br><br>6-احساس خستگی دردانشجویان به لحاظ پویا بودن محیط به چشم نمی خورد.<br><br>7-نکته خیلی جالب حداقل برای من شیوه گفتاری استاد می باشدکه بسیار شمرده –کتابی وفصیح صحبت می کنندکه شاید کمتر افرادی از&nbsp; اینگونه واژگان ولغات استفاده می کنند که قابل تقدیر است وخوب صحبت کردن –خوب نوشتن وخوش خط بودن درکنارهم هنری بس بزرگ است که شامل حال هرکسی نمی شود. <br><br>8-خداوند دوست دارد آثارنعمتهایش را دربندگانش ببیند قطعا" معلمان واساتید نیز دوست دارند آثار زحمات وتجربیاتشان را در دانشجویانشان مشاهده نمایند، کاش خوب تلاش کردن را از کودکی بیاموزیم وقدردان زحمتهای دیگران درحق خودباشیم.<br><br>9- برروی درکلاس بنویسم لطفا با لبخند واردشوید وتمام مشکلاتتان را درپشت در تنها برای سه ساعت جابگذارید.</font></font><br><font color="#000066" size="2"></font></p><font size="2"> </font>