یادداشت‌های آقا معلم
تجربیات زیسته كلاس درس
                                                        
درباره وبلاگ

این وبلاگ محفلی است كه دل‌نوشته‌ها، برداشت‌ها و گزارش‌های كلاس درس و مدرسه‌ام را به منظور آگاهی همكاران، والدین و دانش‌آموزان عزیزم درج كرده و ضمن به اشتراك‌گذاری، آنها را به بوته نقد و نظر قرار می‌دهم. همچنین با درج تجارب زیسته كلاس، امكان بازنگری و تحلیل كار معلمی‌ام را مهیا كرده تا در نهایت زمینه رشد جمعی و بهره‌وری فرایند آموزش را به ارمغان آورد.
(تلگرام mniroo@)
مدیر وبلاگ : محمد نیرو
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پنجشنبه 15 اسفند 1392 :: نویسنده : محمد نیرو
دانش‌آموز تنها آن چیزی را یاد می گیرد كه تجربه می كند! این جمله مبنای كلاس من است. سعی می كنم دانش آموزان در خلق و مفاهیم و حل مسائل سهیم باشند. بلكه فراتر از آن در حالت ایده‌آل این است كه خود به خلق مفاهیم نه تنها فهم آن و حل مسئله بپردازند و تنها معلم پرسش‌های هدایت‌گر كند. كه آنهم متفاوت از راهنمایی است. ما هنوز در مرحله دوم نرسیده‌ایم و نیازمند تجربه بیشتر و فرهنگ شایسته‌تری در كلاس دارم كه در شرف شكل‌گیری است. 
امروز دوست ما در معیت آقای خواجه زاد به كلاس وارد شد. خوشحال شدم كه او متوجه قبح رفتارش شده و در برابر معلم و دوستدارش، غرورش را زیر پا گذاشته و عذرخواهی نمود. این تواضع و آگاهی قابل توجه است و جز این مورد انتظار نبود. بنابراین بنده هم عرض كردم كه واكنشی كه به رفتار ناپسند ایشان صورت گرفت به خاطر حرمت نهادن به جایگاه علم، كلاس و معلم بوده است. و الا همه بچه ها برایم مانند پسران خودم هستند و واژه‌ پسرم كه بارها برای ایشان استفاده می كنم گواهی بر این است.
و اما بعد...
دو زنگ با كلاس 1/1 و یك زنگ با 1/2 داشتم. تمامی كلاس ها به رفع اشكال تكالیف پرداخته شد. صحنه‌های بسیار جالبی در كلاس پدیدار شد. برای من هم تجربه جالب و هیجان انگیزی بود. كلاسی كه همه مشغول فعالیتند و همه به فراگیری و مفید بودن اذعان می كنند. انتخاب خوب گروه‌ها و مسئولیت پذیری سرگروه‌ها، به همراه فضای تشویق و رقابت در بازدهی بر اساس كوییز گروهی، در سایه سار جدیت و همیت جمعی، نشاط یادگیری را ایجاد كرده بود. تنها در هر كلاس یكی دو نفر بودند كه در این شرایط هم همكاری نمی كردند و فرانمی گرفتند. 

[http://www.aparat.com/v/1Hbd2]

در آغاز كلاس پس از اعلام، نیمكت‌ها دو به دو روبروی هم قرار گرفت. در دقایق پایانی از كلاس اول از بچه‌ها كوییزی در قالب دو سوال از مباحث مشخصی كه باید رفع اشكال می شد گرفتم. سرگروه‌ها آنها را به طور گردشی تصحیح می كردند. به كلیه اعضای گروه اول تا سوم، به ترتیب سه تا یك مثبت دادم. البته به نظرم رسید برای اینكه همه احساس پیروزی كنند،‌ كلیه گروه‌های پنج‌گانه به ترتیب رتبه از 5 تا یك مثبت دریافت كنند. دست آخر مانند كلاس چهارم تجربی، بر اساس نسبتی از مثبت‌ها در نمره مستمر تاثیر خواهم داد. به گونه‌ای كه به قول امروزی ها بازی برد برد صورت گیرد و همه احساس پیروزی البته در سطوح مختلف كنند. در كلاس چهارم تجربی به اقتضای جمع كوچك پنج نفره آنها بارها عرض كرده‌ام كه تنبیه یعنی نبود مثبت.


انصافا همه سرگروه‌ها خیلی مسئولانه تلاش درخوری داشتند. لكن برخی قدرت مدیریت و مقبولیت بیشتر و به تبعش توفیق بیشتر در رفع اشكال اعضا داشتند و برخی كمتر. درون برخی از گروه‌ها بخصوص با دانش‌آموزان كم سازگار اصطكاكی پیدا بود كه گاه سرگروه ناچار می شد كه منفی در دفتر معلم به او بدهد. 


تخته وایت برد كوچك دستی هم تجربه خوبی برای برخی گروه‌ها بود كه در انتقال مطلب از آن استفاده می كردند. آثار اجتماعی این كار به ویژه در اغنای روحی در قالب توجه و مفید بودن، در كنار افزایش مهارت‌های اجتماعی افراد به ویژه سرگروه‌ها در خور توجه است. دایره این خیر با توسعه مسئولیت بیشتر می شود. مثلا در هر تیم چهارنفره یك نفر یاور سرگروه است كه گاه این دو همزمان متوجه عضو دیگر گروه هستند.


كلاس كاملا فضای آزاد و بازی دارد. برخی از گروه‌ها ترجیح می دادند كه در پای تخته سیاه قرار گرفته و انتقال مطلب را در آنجا انجام دهند.


برخی هم این كار را در پای تخته وایت برد انجام می دادند. كسی از ناحیه معلم یا فضای فیزیكی كلاس در تكلف نبود. مگر جوّی كه بین عضو و سرگروه بعضا از سر دغدغه یادگیری ایجاد می شد.  از آنجا كه نتیجه اعضا به هم گره خورده است و مثبت‌ها بین همه به تساوی توزیع می شود و در پایان كلاس هم این كار صورت می پذیرد، لذا جمع فعال هستند.


طبیعت این كار ایجاد صداهای صحبت با یكدیگر است. لكن نه صدایی آزاردهنده. در مدرسه ما هماهنگی برای استفاده از فضاهای بازتر سهل نیست و انتقال دانش‌آموزان به آن نقاط زمان بر است. بنابراین در كلاس این تجربه میمون موجب شد كه همه با نشاط كلاس را ترك كنند. گاه هیجان نمرات و مثبت‌ها زمینه تندی سرگروه را با دانش آموزان كم توجه ایجاد می كرد. البته مداخله معلم برای جهت دهی و آرام كردن آنها لازم و موثر است. هنگامی كه بچه‌ها به حل تمرین می پرداختند تازه اشكالاتشان در می آمد. مثلا برخی دو جمله غیر مشابه را با هم جمع می كرد. یكی از سرگروه‌ها به اعضا می گفت كه اگر سوال دارید بپرسید و آنها چون كاری نكرده بودند سوالی هم به تبع نداشتند. او را راهنمایی كردم كه به طور فعال وارد صحنه شود كه موثر شد. مظلومی خیلی خوشحال می گفت كه هیچگاه اینجوری موفق به حل مسئله نشده بودم. دنده بر هم به قول سرگروهش بسیار عالی گوش می داد و می فهمید. و خیلی دیگر كه مجال پرداختن به آن در اینجا نیست. نمونه‌هایی از گزارش عملكرد سرگروه‌ها كه عمدتا نشان از خرسندی و اثربخشی قابل توجه دارد در زیر آمده است.


به هر حال در كلاس 1/1 از گروه یادگاری و همراهی و تلاش دیگر اعضا بیشتر لذت بردم. از سایر بچه‌ها و سرگروه‌ها هم تشكر می كنم. این كار آنقدر جذاب و مفید بود كه از نگاه اغلب بچه‌ها عالی ارزیابی شد و من هم برای رفع خستگیشان در كلاس دوم به جای كوییز كلیپ سرود ایستاده ایم را پخش كردم كه مورد استقبال همه قرار گرفت.


نكته ای كه باید به نقطه روشنی برسد این است كه مرز پاداش بیرونی تا كجاست و چگونه می توان این انگیزه یادگیری را درونی كرد. دست آخر هم پلی كپی 20 سوالی هم به ایشان دادم و می خواهم در هفته آینده هندسه تحلیلی را دوباره كار كنیم. از بچه‌ها شنیدم كه امتحان نیم ترم داریم و از ناحیه مدرسه غفلتی صورت گرفته و معلمان در جریان برنامه امتحان نیستند.




نوع مطلب : تجربه زیسته، 
برچسب ها : كارگروهی، رفع اشكال، حل تمرین، پاداش، كوییز گروهی،
لینک های مرتبط : پست سرود ایستاده ایم.،




چهارشنبه 30 بهمن 1392 :: نویسنده : محمد نیرو
امروز صبح ساعت 6 صبح با همكاران خوبم آقایان ابراهیمی و صبوحی قرار گذاشتیم و صبحانه را در كله پزی كنار هم خوردیم. همچنان كه برای دانش‌آموزان برنامه درسی پنهان مطرح می‌شود، برای معلمان نیز چنین تعبیری را هم می ‌توان لحاظ نمود. در این فضاهای غیر رسمی اتفاقا تعاملات خوبی رخ می‌دهد كه منجر به برخی انتقال تجربه‌ها در كنار تقویت فضاهای صمیمانه می‌شود. آنچه كه در سبحان نمودار است، دوستی و مهرورزی و تعهد سازمانی همكاران است كه صعوبت كاری را تسهیل می كند. خلاصه جای همه دوستان و همكاران خالی بود. برای اینكه شما هم خیلی هوس نكنید عكس زیر را تقدیم می كنم! ناگفته نماند كه آقای رفیعی اشاره‌ای به مضرات آن برای سنین ماها كردند كه با بررسی كه به عمل آوردم حق را به او دادم. در لینك پایین پست بخشی از آنها آمده است.


خلاصه با یك انرژی سرشار وارد كلاس 1/2 شدم. قصدمان این بود كه تمرین‌ها را حل كنیم و تدریس را به هفته آینده موكول كنیم. همچنین فرصت تكمیل تمرینات را تا شنبه نیز تمدید كردیم. در كلاس ابتدا هفت مورد از شماره سوالات دشوار توسط بچه‌ها مشخص شد و سپس هفت نفر داوطلب پای تخته حاضر شدند. در هنگام حل ایشان من هم از فرصت استفاده كرده و پرسش‌هایی را برای یادآوری از دیگر دانش‌آموزان می‌پرسیدم. در انتها پاسخ دوستان را توضیح داده و بعضا اصلاح نمودم. در زیر فیلم آنچه بیان شد در كلاس قابل مشاهده است. دانش‌آموزان در این جریان تنها تشویق می شوند. حتی اگر هم از عهده حل سوال برنیایند، بدون توبیخ و تحقیر راهنمایی می شوند تا بالاخره خود در حل مسئله سهیم شده و شهد شیرین حل مسئله را بچشند. یكی از بچه‌ها بعد از قدری سیاه‌كاری در قسمت خود، دست آخر ترجیح داد آنها را پاك كرده و بنشیند. ناگفته نماند كه سخت ترین سوال هم به او افتاده بود. ولی بالاخره دست آخر آن سوال توسط معلم و راهنمایی خواستن از بچه‌ها حل شد.

[http://www.aparat.com/v/s8CKN]

در جلسه گذشته در میانه كلاس صحنه‌ای در ساختمان در حال ساخت رو به روی مدرسه برایم جلب توجه كرد. كارگری در ارتفاع زیاد روی نرده‌ای ایستاده بود و مشغول كار بود. صحنه مهیجی خلق شد. حیفم آمد بچه‌ها این صحنه را مشاهده نكنند. چه مانعی دارد كه دقیقه‌ای بچه‌ها را در هیجان خودم سهیم نكنم؟ حتی كرملو كه مخالف حاشیه‌پردازی كلاس است،‌ خود پیشگام در همراهی بچه‌ها بود.

[http://www.aparat.com/v/Mip5b]

در زنگ تفریح شاهد مسابقه طناب كشی بچه‌های اول با دانش‌آموزان پایه سوم و چهارم بودم. این مسابقه به مناسبت دهه مبارك فجر بود كه شور زاید الوصفی را ایجاد كرده بود. من هم تصادفا در حیاط مدرسه بودم و تصمیم گرفتم با گوشی موبایلم از آن دو مسابقه فیلم بگیرم كه برای بچه‌ها به یادگار بماند و در زیر قابل مشاهده است. رقابتی كه رفاقت‌ها را كم رنگ نكرده بلكه به تحكیم آن بیفزاید مسلما پسندیده است. 

[http://www.aparat.com/v/Sm65w]

حلاوت پیروزی یك كلاس اول در برابر پایه سوم و باخت مردانه! كلاس دیگر در برابر چهارمی‌ها دیدنی بود. 

[http://www.aparat.com/v/0kMci]




نوع مطلب : تجربه زیسته، 
برچسب ها : كله پاچه، حل تمرین،
لینک های مرتبط : كله پاچه خورها بخوانند...،




حل تمرین توسط دانش‌آموزان به صورت مشاركتی انجام می‌شد. بر این اساس 10 نفر همزمان در پای تخته فعالند و معلم (آقای نیرو) به رفع اشكال سایرین می پردازد. پس از آن دانش‌آموزان نویسنده پاسخ سوالات، به پای تخته آمده و به توضیح و دفاع از جواب خود می كنند. معلم هم نكات تكمیلی یا اصلاحی را بر آن‌ها خواهد افزود.
این فیلم‌ها را كه توسط گوشی موبایلم توسط بچه‌ها ضبط شده بود، مربوط به دانش‌آموزان دوره 8 سبحان است كه پس از گذشت دو سال به نمایش گذاشته می شود و برای بنده و دیگر همكاران به ویژه معلم راهنمای وقت آقای باقری، همچنین دوستان عزیز این دوره خاطره انگیز خواهد بود. در میان این عزیزان آقای میرطاهری هم‌اكنون همكار خودمان و آقای سمنانی پور همكار آقای مفاخریان در مدرسه نخبگان شده است.
دوستان دوره 8 با دیدن این فیلم معلمشان را از نقطه نظرات و دیدگاه‌هایشان در قسمت نظرات بی‌بهره نگذارند.

[http://www.aparat.com/v/jbytk]
[http://www.aparat.com/v/rqs5J]
[http://www.aparat.com/v/DIxe7]
[http://www.aparat.com/v/BO6Uw]




نوع مطلب : تجربه زیسته، 
برچسب ها : دوره 8 سبحان، حل تمرین، مشاركت،
لینک های مرتبط :




پنجشنبه 10 بهمن 1392 :: نویسنده : محمد نیرو

گاهی ضرورتهایی مانند آزمون قلم‌چی ایجاب می‌كند كه سیر درس و بحث را تغییر داده و به سبكی كه باور نداری تن در دهی و همان سیاقی را كه نقدش می‌كردی طی كنی. به دلیل آزمون روز جمعه قلم‌چی به بچه‌ها ناچارا تكنیك - * را گفتم. آزمونی كه سوالاتی در زمان محدود دارد و بالاخره مدرسه و بچه‌ها و والدین چشم به نتیجه آن دوخته اند و به طور ضمنی هر یك از رئوس مثلث دانش‌آموز، مدرسه و معلم ارزیابی می‌شود. تو نیز ناچاری همه تكنیك‌های موفقیت در آزمون‌های تستی را كه به دانش‌آموزان چهارم و كنكوری آنهم بعد از عید تاكید می‌كردی، در این مقطع زمانی و پایه تحصیلی نیز اشاره كنی.

باید مدرسه نمونه سوالات غیر همسو با تمرینات و اهداف كتاب درسی آزمون قلم چی را آزمون بگیرد گرچه تصحیح هم نكند و من معلم هم دو جلسه از كلاسم را به رفع اشكال و حل آنها مصروف كنم. چرا كه نه كارنامه‌ای و نه پاسخ تشریحی از آن در اختیار دانش‌آموز قرار نگرفته است. صرف اینكه آزمون بگیریم تا دانش‌آموز با نمونه سوال آن آشنا شوند ولی بدان پرداخته نشود چه توفیقی خواهد داشت؟ بالاخره در این شرایط كه تبلیغات و ظاهربینی ملاك قرار می‌گیرد شاید گریزی و گزیری از آن نباشد.

به هر حال جلسه 9 كلاس 1/1 را در روز چهارشنبه و سایر كلاس‌ها را در روز پنجشنبه برگزار كردم. نكته جالب توجه این بود كه من برای مقایسه چهار عدد گنگ از مقدار تقریبی آنها استفاده كردم و سعادت بعد از آن پیشنهاد كرد كه ضرایب آنها را داخل رادیكال ببریم و بعد مقایسه كنیم. من از پیشنهاد به جای او لذت بردم و با افتخار گفتم كه مسلما راه سعادت از راه من بهتر است. 

اما روز پنجشنبه همین جلسه را برای 1/2 برگزار كردم. لازم به ذكر است كه از هفته آینده برنامه هفتگی كلاسها هم جابه جا می شود. در این صورت عدالت و مساوات آموزشی بهتر نمایان خواهد شد. چرا كه اغلب كلاس 1/1 بود كه به زنگ‌ها آخر با توان و انرژی كمتر ختم می‌شد.

در كلاس 1/1 با همین رویكرد كار را آغاز كردم. در این جلسه كه در روز قبل از قلم چی برگزار می شد هنگامی كه بحثی حاشیه‌ای می‌خواستم مطرح كنم،‌ امین تبار تذكر به فرصت كم داد و من را متنبه كرد و سریع به ادامه حل تمرین پرداختم. همچنین در نوشتن تخته از رنگها و طبقه بندی كردن مسائل استفاده كردم كه مورد توجه بچه ها قرار گرفت. 

در بین مطالب به تدریس شایسته چگونیان اشاره كردم و میزان بالای بازدید از فیلم تدریس او و به همین بهانه به خاطره ای از استاد میرخانی و هنرجوی خوشنویسی‌اش استاد امیرخانی اشاره كردم كه چه طور شاگرد گوی سبقت از استاد ربود همچنان كه در درس شیمی شاگرد پیشین ما آقای رحیمی بسیار در امر تدریس خوش می درخشد.


[http://www.aparat.com/v/uYKQO]

به هر روی امروز با حل مسائل قابل توجهی از نمونه سوالات آزمون های قبلی برای آمادگی برای آزمون فردا سپری شد. مسلما بچه ها با توضیحات صبورانه اینجانب متوجه می شدند ولی معلوم نیست كه مهارت‌های مشابهی را دریافت می كردند. چرا كه دانش‌آموز تنها آن چیزی را كه خود تجربه كند می آموزد. لذا از ایشان دعوت كردم تا خود بار دیگر مسائل حل شده در كلاس را حل كنند. بالاخره چاره ای جز این كار به نظرم نرسید. فكر می كنم برای حفظ رویكرد و حل مسائل قابل توجه باید زنگ یكشنبه ها را به طور ثابت برای حل مسئله به كلاس ریاضی تخصیص دهیم.

در زنگ ورزش 1/1 نیز به جمع پینگ پنگ بازان ملحق شدم و با ایشان شاید حدود ده دستی بازی كردم. همه بازیكنان باختند و در حسرت یك برد باقی ماندند! از آنجا كه ورزش و مسابقه ورزشی برای بچه ها خیلی مهم و جالب توجه است،‌ معلم و بیش از آن معلم راهنما با داشتن مهارت‌ها ورزشی بیشتر می تواند در ایجاد مشروعیت و مقبولیت و همچنین ارتباطش با بچه ها نقش‌آفرینی بیشتر داشته باشد.

به بچه ها در آخر زنگ پنجشنبه عرض كردم كه بنده و برخی از همكاران و معلمان ایشان از دوستان دوران مدرسه بوده ایم و الان از بهترین دوستیها برخوردار بوده و منشا اثر زیاد شده ایم. (الحمدلله) و امروز قرار است به دیدار معلم پیشین مشتركمان رفته و تجدید دیداری كنیم. به ایشان گفتم نمی دانم آیا 20 سال دیگر چنین كاری برای شما در مواجهه با معلمان امروزشان صورت خواهد پذیرفت یا خیر. به هر حال این دیدار مبارك شكل گرفت و به خدمت جناب آقای مه روان دبیر ادبیات و انشاء سال 1364 خودمان رسیدیم. كسی كه اكنون 74 ساله است در كنار آقای ربیعی و آقای خسروی بیشترین تاثیر را در تكوین و تشكیل شاكله اینجانب به خواست الهی داشتند. آقای مه‌روان مهمترین عامل توفیق معلمی را جاذبه وی برشمرد و سایر نیازمندی‌ها و عوامل اثرگذار دیگر را ذیل آن قابل حصول یاد كرد. من هم دو تا از نوشته‌هایم را كه در نشریات رشد چاپ كردم به وی تقدیم نمودم و در آخر تقاضا كردم كه انشاء من را تصحیح نماید. خداوند وجود ذی‌جود ایشان را محفوظ و مستدام بدارد.

دست آخر هم كلاس فوق العاده شجاعی در تدریس رادیكال ها انجام شد كه متاسفانه حاضرین همكاری مناسبی نداشتند و شجاعی در آرامش و شادكامی مناسبی این كلاس را اداره نكرد. امیدوارم این تجربه شیرین با همراهی حاضرین حلاوت بیشتری را برای اداره كنندگانش ایجاد كند.

[http://www.aparat.com/v/fbYqv]





نوع مطلب : تجربه زیسته، 
برچسب ها : تجدید دیدار، حل تمرین، شاگرد- معلم،
لینک های مرتبط :